گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:101271

چگونه جمعیت رتبه قدرت ملی را جابه‌جا می‌کند؟

چگونه جمعیت رتبه قدرت ملی را جابه‌جا می‌کند؟

سپهرغرب، گروه - صبا اسدی :

دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت کشور عنوان کرد: جمعیت اصلی‌ترین مؤلفه تعیین‌کننده در قدرت ملی کشورها است و به‌وضوح مشاهده می‌کنیم در دنیا کشورهایی که جمعیت بیشتری دارند، رتبه‌های برتری را در مؤلفه قدرت ملی به خود اختصاص داده‌اند؛ موضوعی که کاملاً در سطح جهانی محسوس و مشخص است.
یکی از حیاتی‌ترین مباحث روزگار ما، مسئله جمعیت است. امروزه جمعیت حساس‌ترین موضوع روز محسوب می‌شود؛ چراکه آینده، توانمندی و تمامیت قدرت هر کشوری به نیروی انسانی جوان آن بستگی دارد و تمامی برنامه‌ریزی‌های راهبردی بر پایه این سرمایه صورت می‌گیرد. در جهان معاصر، جمعیت دیگر تنها یک عدد یا آمار محض نیست، بلکه ریشه اصلی قدرت و نقطه تمرکز در اقتدار نظامی، اقتصادی و سیاسی یک کشور به‌شمار می‌رود.

در گذشته قدرت کشورها با تجهیزات سخت‌افزاری همچون تانک، هواپیما و ادوات نظامی سنجیده می‌شد، اما امروز قدرت واقعی در اختیار کشوری است که سرمایه انسانی جوان‌تری داشته باشد. کشوری که به سمت پیری حرکت می‌کند، درواقع درحال از دست دادن دارایی اصلی خود است و کارکرد حیاتی نیروهای انسانی‌اش را از دست می‌دهد. متأسفانه با وجود اهمیت بنیادین این موضوع، امروزه شاهد نوعی کم‌توجهی عمومی نسبت به آن هستیم. ما با بحرانی خاموش مواجهیم؛ بحرانی که نه صدایی دارد و نه تکانه‌ای محسوس ایجاد می‌کند، به همین دلیل بسیاری از افراد و برنامه‌ریزان از عمق فاجعه غافل مانده‌اند.

با توجه به جایگاه راهبردی نیروی انسانی، مفهوم امنیت نیز دستخوش تغییر شده است. امروزه امنیت دیگر صرفاً به معنای حفاظت فیزیکی از مرزهای زمینی نیست؛ امنیت واقعی یعنی یک کشور توانِ تولید داشته باشد، چرخ‌های اقتصادش بچرخد و قدرت دفاع از تمامیت خود را حفظ کند. پدیده سالمندی و فرسودگی جمعیت، تمامی این توانمندی‌ها را مستهلک می‌کند. حتی توان دفاعی که در ذهن عموم مردم مهم‌ترین رکن قدرت است، کاملاً به نیروی جوان وابسته است؛ اگر کشوری درگیر پدیده سالخوردگی شود، این بازوی دفاعی را هم از دست خواهد داد. کشوری که دچار پیری جمعیت شود، به‌جای توسعه و پیشرفت، ناچار خواهد شد تمام تمرکز، انرژی و منابع خود را صرفاً پیرامون سیاست‌های حمایتی و چالش‌های ناشی از دوران سالمندی جامعه‌اش متمرکز کند و از رقابت در عرصه‌های جهانی باز بماند.

در همین راستا و برای واکاوی رابطه میان جمعیت و امنیت ملی در یک کشور، با دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت کشور، نویسنده و پژوهشگر در حوزه جمعیت به گفت‌وگو پرداخته‌ایم.

در ادامه متن سخنان دکتر صالح قاسمی، تقدیم شما خواهد شد:

این نویسنده و پژوهشگر در حوزه جمعیت اصلی‌ترین عاملی که سیاستمداران و سیاست‌گذاران را به حوزه جمعیت سوق داده را مسئله امنیت ملی دانست و بیان کرد: ورود به مباحث جمعیتی در سطح جهان، همواره از منظر امنیت ملی صورت می‌گیرد. حتی در مطالعه‌ای که اخیراً تحت عنوان رتبه‌بندی قدرت ملی انجام شده است، کشورهای جهان براساس سه شاخص کلیدی قدرت اقتصادی، قدرت نظامی و قدرت جغرافیای سیاسی امتیازدهی و رتبه‌بندی شده‌اند.

صالح قاسمی با توضیح این نکته که هر سه مؤلفه‌ قدرت اقتصادی، نظامی و جغرافیای سیاسی تابعی از جمعیت هستند، تشریح کرد: جمعیت اصلی‌ترین مؤلفه تعیین‌کننده در قدرت ملی کشورها است و به‌وضوح مشاهده می‌کنیم در دنیا کشورهایی که جمعیت بیشتری دارند، رتبه‌های برتری را در مؤلفه قدرت ملی به خود اختصاص داده‌اند؛ موضوعی که کاملاً در سطح جهانی محسوس و مشخص است.

دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت کشور خاطرنشان کرد: مسئله جمعیت، شاخص‌های جمعیتی و هرم جمعیت به معنی میزان جوانی و سهم جمعیتِ در سن کار و فعالیت، به‌طور قطع مؤلفه‌های تعیین‌کننده هستند که هم به‌صورت مستقیم و هم غیر مستقیم، بر امنیت ملی، توان و اقتدار کشورها اثر می‌گذارند.

قاسمی جمعیت را به خودیِ خود نه عاملی مطلق برای ایجاد امنیت و نه عاملی برای فقدان امنیت توصیف و اظهار کرد: ذات جمعیت به‌تنهایی نه عامل امنیت است و نه عامل ضد امنیت. اما جمعیت یک مؤلفه بسیار تعیین‌کننده است که در کنار مدیریت کلان، راهبردنگاری و مدیریت جمعیت، جایگاه ساختارهای جمعیتی ما را مشخص می‌کند.

وی معتقد است مدیریت تعیین می‌کند چه کشوری در عرصه‌ جهانی پیشتاز باشد.

* وابستگی نظامی در دوران سالخوردگی

این پژوهشگر حوزه جمعیت به قدرت رسیدن کشور‌های اروپایی را چه در حوزه‌ اقتصادی و چه در توان نظامی و سایر زمینه‌ها مرهون ساختار جمعیتی جوان آن‌ها دانست و توضیح داد: آن‌ها با سیاست‌های مهاجرپذیری، از نیروی جوان کشورهای دیگر نیز بهره بردند، اما اکنون که این کشورها یکی پس از دیگری در روند پیری و سالخوردگی جمعیت قرار گرفته‌اند، در رقابت‌های اقتصادی و قدرت نظامی جهان نیز یکی پس از دیگری درحال عقب ماندن هستند؛ شاهد مثال این ادعا، کشورهایی نظیر ژاپن، آلمان، انگلیس و بسیاری از کشورهای دیگر است.

قاسمی رابطه‌ میان جمعیت و امنیت را بسیار دقیق و حیاتی دانست و اضافه کرد: این مسئله قطعاً تعیین‌کننده و یک عامل بسیار مهم است؛ ضمن اینکه جمعیت در حوزه‌های فناوری، خلاقیت و همچنین سرریز این پیشرفت‌ها به حوزه‌های امنیتی، کاملاً تأثیرگذار است.

وی کشورهایی را که در مرحله‌ فوق‌ سالمندی قرار می‌گیرند این‌گونه توصیف کرد: آن‌ها قطعاً ناگزیر خواهند بود که در حوزه‌های نظامی و امنیتی به کشورهای دیگر اتکا کنند و دیگر نمی‌توانند ازلحاظ نظامی و امنیتی به خود متکی باشند و این مسئله باعث ایجاد وابستگی نظامی می‌شود؛ وابستگی‌ای که استقلال سیاسی کشورها را از بین برده و منجر به وابستگی سیاسی نیز خواهد شد.

دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت کشور در ادامه افزود: چنین کشورهایی نمی‌توانند در عرصه‌ تمدنی پیشتاز باشند و ناچار هستند ذیل سلطه قدرت کشورهای دیگر قرار گیرند. تمام این موارد نشان‌دهنده‌ آن است که جمعیت، یک ابرمسئله است که بر بسیاری از موضوعات و ساحت‌های دیگر نیز تأثیر عمیقی می‌گذارد.

* تفاوت الگوی ایران با قدرت‌های تضعیف‌شده

قاسمی با اشاره به این موضوع که پدیده‌ سالخوردگی جمعیت در تمام دنیا درحال رخ دادن است و الگوی یکسانی ندارد، ویژگی‌های سالخوردگی جمعیت در ایران را این‌گونه توضیح داد: در دنیا سالخوردگی پدیده‌ای پساتوسعه‌ای به معنی بعد از دست‌یابی به توسعه محسوب می‌شود، اما در ایران این اتفاق پیش از توسعه درحال وقوع است؛ همچنین فرآیند سالخوردگی جمعیت در دنیا در یک بازه زمانی 150 ساله اتفاق افتاده است که در ایران این روند طوری سریع طی می‌شود که تنها در عرض 20 تا 25 سال، کشور درحال تبدیل شدن به یک جامعه سالمند است.

وی تأثیر سرعت بالا در روند سالخوردگی را پیش از هر چیز بر اقتصاد و سپس بر سایر ساختارهای قدرت، امنیت ملی، ساختارهای اجتماعی، نهاد خانواده و حوزه‌های فرهنگی دانست و با ذکر یک مثال، تشریح کرد: شاهد زنده این مدعا کشور ژاپن است؛ کشوری که روزگاری غول فناوری جهان بود، اما امروزه در رقابت‌های اقتصادی کاملاً درحال افول است. علت این افول و اینکه ژاپن به بدهکارترین کشور جهان تبدیل شده، این است که امروز سالمندترین کشور دنیا به‌شمار می‌رود و بار تکفل اجتماعی بسیار سنگینی را تحمل می‌کند.

این پژوهشگر حوزه جمعیت با ذکر این موضوع که کشورهای دیگر هم با چنین وضعیتی مواجه هستند، سالخوردگی را یک عامل تعیین‌کننده محسوب کرد و گفت: درحال حاضر، چالش اصلی بسیاری از کشورهای جهان در حوزه‌های اقتصادی، امنیتی و غیره، همین مسئله سالخوردگی است؛ موضوعی که تأثیر مستقیمی بر امور رفاهی می‌گذارد و سیستم‌های بیمه‌ای را به‌شدت تضعیف می‌کند. در کشورهایی که با سرعت به سمت سالمندی حرکت می‌کنند، بیمه‌ها در معرض خطر ورشکستگی قرار می‌گیرند و این مسئله درنهایت کل سیستم رفاهی کشورها را تضعیف می‌کند.

قاسمی در توضیح اقدامات کشورهای جهان که با اندیشیدن سیاست‌های جمعیتی تلاش می‌کنند ساختار جمعیت خود را اصلاح کنند، ابراز کرد: آن‌ها چندین اقدام را به‌طور همزمان پیش می‌برند؛ نخست اینکه با طراحی سند سالمندی سالم و فعال، می‌کوشند سالمندان خود را برای سال‌های بیشتری سرپا، فعال و کنشگر نگه دارند و درواقع اجازه نمی‌دهند آن‌ها خیلی زود بازنشسته و زمین‌گیر شوند. ثانیاً، سیاست‌های جمعیتی را با هدف ایجاد جمعیت جایگزین برای نسل سالمند، اجرا می‌کنند.

وی روی آوردن این کشورها به سمت سیاست‌های مهاجرپذیری به‌ویژه جذب مهاجر از کشورهایی که با آن‌ها هم‌سو و طرفدار باشند را یکی دیگر از سیاست‌های کلیدی دانست و افزود: درواقع، هدف اصلی از تمامی این اقدامات، حفظ جمعیت جوان، فعال و مؤثری است که بتواند امنیت ملی را تضمین کند.

دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت کشور یکی دیگر از اقدامات کشورها را تلاش برای جبران روند سالخوردگی از طریق ارتقای علمی، تکنولوژیک و پیشرفت‌های فناورانه در حوزه‌های نظامی دانست و علت عدم تأثیرگذاری قطعی و دقیق آن را نبود نیروی کار انسانی جوان جهت انجام همان فناوری‌ها از مرحله طراحی و تولید تا نگهداری و به‌کارگیری، عنوان کرد.

قاسمی جنگ بر سر جمعیت را پدیده‌ای دانست که در گذشته وجود داشته و امروز به شکلی متفاوت تداوم یافته است.

وی گروه‌های جمعیتی که از سراسر دنیا به بهانه‌ یک دین یا موضوعات دیگر افراد را گِرد هم می‌آورند تا برای خود ملت بسازند پراکنده، بی‌ریشه و فاقد هویت ملی واحد دانست و بیان کرد: کشورهایی مثل رژیم غاصب صهیونیستی که فاقد هویت، تمدن، فرهنگ و پیشینه تاریخی، باستانی و اجتماعی هستند، همواره درصدد ملت‌سازی برمی‌آیند.

این پژوهشگر حوزه جمعیت افزود: در مقابل، کشورهایی که دارای تمدن، تاریخچه و پیشینه هستند و تمدنشان حاوی اصول و ارزش‌های مشخصی است، بر اجرای سیاست‌های جمعیتیِ درونی تمرکز می‌کنند؛ به عبارتی، این کشورها با افزایش نرخ باروری و موالید از میان جمعیت بومی خود، در صدد افزایش جمعیت هستند که قطعاً ضامن امنیت ملی‌ آن‌ها خواهد بود.

وی در پاسخ به این سؤال که آیا یک کشور برای تصاحب جمعیت منطقه‌ای دیگر می‌تواند بجنگد؟ گفت: اگر ریشه‌های فرهنگی مشترک وجود نداشته باشد، چنین اتفاقی یعنی تصاحب جمعیت، رخ نخواهد داد.

قاسمی معتقد است: نفوذ استراتژیک یا به‌عبارتی عمق استراتژیک تمدنی کشورها می‌تواند بدون تصاحب فیزیکی جمعیت یک کشور دیگر، قدرت و امنیت ملی را افزایش دهد؛ چنان‌ که امروز شاهد عمق استراتژیک انقلاب اسلامی در بسیاری از کشورهای اسلامی و همسایه هستیم. ما بدون آنکه درصدد مصادره یا تصاحب جمعیت این کشورها باشیم، توانسته‌ایم جمعیت آن‌ها را به عاملی برای تقویت امنیت ملی و قدرت ملی خود تبدیل کنیم.

ارسال نظر

سوال: رنگ برگ‌ها؟ Sabz

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار