رفتار والدین؛ عامل کلیدی در ایجاد امنیت روانی کودکان در دوران جنگ
زندگی گاهی اوقات ما را با موقعیتهایی روبهرو میکند که کمی سخت و نگرانکننده هستند؛ مثلاً اخباری میشنویم که باعث دلشوره ما میشود، یا حتی اتفاقات بزرگتری مثل جنگ، آرامش را از ما میگیرد. طبیعی است که در این شرایط، احساس ترس یا نگرانی کنیم. بدن ما بهطور خودکار واکنش نشان میدهد، انگار یک زنگ خطر در درونمان به صدا درمیآید.
اما گاهی این زنگ خطر، بیش از حد لازم به صدا درمیآید. اطلاعاتی که میشنویم یا میبینیم، مخصوصاً در مورد مسائل جنگ، میتواند باعث شود که ما بیشتر از حد لازم نگران شویم. همین نگرانیها، اگر کنترل نشوند، میتوانند روی رفتارمان تأثیر بگذارند؛ شاید بیحوصله شویم، یا زود از کوره در برویم.
نکته مهم این است که این احساسات، روی اطرافیان ما، بهخصوص بچهها، تأثیر دوچندان دارد. کودکان بیشتر از ما، احساسات ما را درک میکنند و با دیدن نگرانی ما، خودشان هم مضطربتر میشوند. پس مهم است که بتوانیم این موج نگرانی را در خودمان مدیریت کنیم.
این یعنی باید یاد بگیریم چطور با احساساتمان کنار بیاییم، چطور اطلاعاتی را که دریافت میکنیم، بهدرستی پردازش کنیم و نگذاریم اضطراب، زندگی ما را تحت تأثیر قرار دهد. هدف این است که بتوانیم با وجود سختیها، روحیهمان را حفظ کنیم و فضایی آرام برای خود و خانوادهمان بسازیم.
به همین منظور با روانشناس و مشاوره خانواده درباره شرایط جنگ و مدیریت احساس و هیجان و کنترل اضطراب گفتوگو کردیم که در ادامه میخوانید؛
زهرا شایستهفرد، اذعان کرد: در شرایط بحرانی باید حواسمان به جملاتی که رد و بدل میکنیم باشد. وقتی افراد جملاتی را دریافت میکنند که حتی ممکن است بر پایه شایعه باشند، فکر اشتباهی در ذهنشان تزریق میشود، باعث احساس ترس، وحشت و دلنگرانی میگردد و این احساسات در نهایت رفتار آنها را شکل میدهد؛ بنابراین باید کانالهای ورودی مغزمان را بررسی کنیم تا بدانیم چه اطلاعاتی وارد میشود.
او با ذکر مثالی ادامه داد: اگر در خانه نشستهایم و ناگهان صدای مهیبی میشنویم، نوع تفسیری که از صدا داریم، تعیینکننده احساس و رفتار ماست. اگر فکر کنیم وسیلهای افتاده، آرام میمانیم؛ اما اگر تصور کنیم صدای انفجار یا حمله بوده، وحشت و ترس رفتار ما را جهت میدهد. این مثال ساده نشان میدهد باید ورودیهای ذهن را کنترل کنیم.
وی تأکید کرد: مطالبی که مطالعه میکنیم و کانالهایی که اخبار را از آنها میگیریم باید منابع موثق، معتبر و سالم باشند، مثل تلویزیون. کسانی که در گروههای مجازی حاوی شایعات هستند بهتر است فوراً از آن گروهها خارج شوند، چون سلامت روانشان ارزشمندتر از خوراک اطلاعاتی غیرواقعی است. هر بار که افکار ترسزا در ذهن ایجاد شود، هورمونهایی در بدن ترشح میشوند که باعث ضعف میگردند. پس باید به خود احترام بگذاریم و از منابع غیراستاندارد استفاده نکنیم. منابع خارجی نیز در موضع دشمنی با ایران قرار دارند و در پی ایجاد رعب و وحشت هستند؛ بنابراین باید حذف شوند، چون واکنش ما نسبت به پیامهایشان بر فرزندان و اطرافیان نیز تأثیر میگذارد.
مشاور خانواده در ادامه به تأثیر فضای مجازی بر تمرکز اشاره کرد و گفت: افرادی که بیش از حد وقت خود را در فضای مجازی میگذرانند تمرکز کافی در انجام امور روزمره نخواهند داشت.
شایستهفرد برای کاهش اضطراب و مدیریت هیجان، تمرینات ذهنآگاهی را توصیه کرد و توضیح داد: ذهنآگاهی به ما میگوید در زمان حال و روی همان کاری که انجام میدهیم تمرکز کنیم؛ چه در خوردن غذا بعد از افطار، چه در خرد کردن میوه، شستن وسایل یا صحبت کردن با دیگران. حتی هنگام عبادت و نماز باید روی ذکرها تمرکز داشته باشیم و فکرمان جای دیگری نباشد.
به گفته وی، افرادی که پرش افکار دارند، هیچوقت تمرین نکردهاند روی فعالیتهای خود تمرکز کنند. حتی شستن دستها با دقت به قطرات آب میتواند تمرینی برای نگهداشتن ذهن در لحظه اکنون باشد. اگر کسی یک هفته این تمرینات را پیوسته انجام دهد، آرامش عمیقی در وجودش پدید میآید که در بحرانیترین لحظات هم پابرجاست.
وی توصیه کرد: این تمرینها از کارهای عبادی آغاز شود، چون گرچه ابتدا دشوار است اما ذهن بهمرور به تمرکز عادت میکند. آنگاه فرد اگر کاری را بدون توجه انجام دهد، حس بیهودگی پیدا میکند و لذت نمیبرد. کسانی که ذهنآگاهی را تجربه کردهاند تازه معنای زندگی را میفهمند.
این روانشناس افزود: باید به رویدادهای پیرامون معنا بدهیم. کسی که حس میهندوستی دارد یا باور دارد که منجی عالم بشریت خواهیم داشت، با دعا و ارتباط معنوی میتواند از امام معصوم کمک بگیرد و درک کند که جهان بیهوده آفریده نشده و سرانجامش زیبایی است. با مطالعه آیات قرآن و تفاسیر مهدوی، لحظات زندگی معنا پیدا میکنند؛ چنانکه واقعه کربلا برای حضرت زینب پرمعنا بود و او توانست بدرخشد.
شایستهفرد خاطرنشان کرد: ما به این دنیا آمدهایم که به زندگی معنا بدهیم؛ اگر بدون فلسفه زندگی کنیم، زندگی را باختهایم. هر کس باید برای زندگی جاودانه خود در آخرت توشه بردارد، چون وقتی نگاه ما بلندمدت و اخروی است، تحمل سختیها نهتنها آسان بلکه لذتبخش میشود، زیرا در پی پاداش، صبر را تمرین میکند.
وی درخصوص نوع رفتار با کودکان در این شرایط حساس اظهار کرد: در حال حاضر، کودکان با وقایع جنگ بهصورتی متفاوت نسبت به بزرگترها برخورد میکنند. آنها برداشت مستقیمی از واقعیتها ندارند. آنچه برایشان حائز اهمیت است، کلام، احساسات و رفتار بزرگترهاست. این رفتارها به آنها یک نوع نظریه میدهد که آیا باید مضطرب باشند یا خیر.
او توضیح داد: بچهها به احساسات و گفتار والدین خود ضریب میدهند. برای مثال، اگر یک پدر و مادر در منزل بحث و جدل داشته باشند یا درباره جنگ با نگرانی صحبت کنند، این نگرانی و احساس اضطراب والدین به بچهها 10 برابر بیشتر منتقل میشود. این بدین معناست که والدین باید بهطور جدی از بحثهای تنشزا و گفتوگوهای اضطرابآور در حضور فرزندان خود پرهیز کنند.
این مشاور خانواده در پاسخ به اینکه والدین چگونه میتوانند در مورد وقایع جنگ با کودکان صحبت کنند؟ گفت: اگر والدین نیاز دارند تا درباره مسائل جنگی صحبت کنند، باید با لحنی آرام و توضیحات مختصر وارد این بحث شوند. بهعنوان مثال، میتوانند این موضوع را بهصورت یک داستان یا نمایش برای بچهها تعریف کنند. مثلاً اینگونه برایشان توضیح دهیم که «ما یک کشور غنی هستیم و برخی افراد بد میخواهند نعمتهایمان را از ما بگیرند، اما ما با آنها میجنگیم.»
شایستهفرد درخصوص اینکه آیا تفاوتی در نحوه بیان مسائل وجود دارد؟ گفت: بله، بسیار مهم است که این مضامین در قالب داستان یا چیزهایی که کودکانه و قابل درک باشد بیان شود. والدین باید احساس حماسی را در بچهها تقویت کنند و برای آنها توضیح دهند که به چه دلیلی در راهپیماییها حضور دارند. این باعث معنا دادن به اتفاقات و رویدادهای اطراف بچهها میشود.
وی در پاسخ به اینکه در صورتی که والدین دچار اضطراب شوند، بهترین کار چیست؟ مطرح کرد: اگر والدین تحت تأثیر یک خبر ناگوار قرار بگیرند، مهمترین کار این است که بدانند در بدنشان هورمونی ترشح میشود که حالت آنها از سمپاتیک به پاراسمپاتیک تغییر میکند. حالت پاراسمپاتیک، حالت طبیعی بدن است. برای بازگشت به حالت عادی، پیشنهاد میشود دوش آب ولرم یا وضو بگیرند، زیرا این کار کمک میکند که از حالت تنش و آمادهباش به آرامش برگردند.
وی همچنین به توکلدرمانی اشاره کرد و گفت: ارتباط با خدا و حفظ ذهن مثبت نسبت به زندگی، میتواند به افراد کمک کند که از این برهه عبور کنند. سعی کنید پیامهای امیدبخش به عزیزانتان منتقل کنید و منبعی برای اخبار مثبت باشید. به امید ظهور امام زمان و تجربه زندگی در یک حکومت عادل و آرام.
در این گزارش نکات خیلی مهمی در مورد نحوه مدیریت احساسات و حفظ آرامش در شرایط پر استرس و بحرانی، مخصوصاً در زمانهایی مثل جنگ، عنوان شد. اینکه چطور میتوانیم با تمرکز روی لحظه حال (ذهنآگاهی)، جلوی سیل افکار منفی و اضطرابآور را بگیریم. دکتر شایستهفرد تأکید کرد که نباید این احساسات را سرکوب کرد، بلکه باید آنها را پذیرفت و بدون قضاوت، اجازه داد عبور کنند. این بهنظرم یک مهارت کلیدی برای حفظ تعادل است.
باورهای معنوی و مذهبی نیز در ین میان اهمیت دارند. اینکه چطور توکل به خدا و درک اینکه ما تنها نیستیم و یک قدرت بزرگتر پشت ماست، میتواند بار اضطراب را کمتر کند. این حس اطمینان، مثل یک سپر نامرئی در برابر نگرانیها عمل میکند.
اما بخشی که شاید بیشترین اهمیت را داشت، موضوع کودکان بود. دکتر شایستهفرد توضیح داد که اضطراب ما چطور میتواند مثل یک ویروس، ذهن و احساسات بچهها را آلوده کند، آن هم با ضریبی چند برابر! این یک زنگ خطر جدی برای والدین است که باید مراقب حرفها و رفتارهایشان در حضور بچهها باشند.
در کل، این نکات مثل یک نقشه راه هستند که به ما کمک میکنند تا نهتنها خودمان، بلکه خانواده و بهخصوص کودکانمان را در این روزهای سخت، از گزند اضطراب و آشفتگی در امان نگه داریم.