نقشه الهی در برابر نقشه سلطه؛ انتظار یعنی ایستادگی و کنش اجتماعی
یک پژوهشگر حوزه ادیان و فرق گفت: تاریخ بشر همواره صحنه تقابل دو نقشه بوده؛ نخست، نقشه الهی که بر حاکمیت مستضعفان صالح و تحقق عدالت جهانی استوار است و دوم، نقشه شیطانی نظامهای سلطه؛ بنابراین، انتظار فرج، نه شمارش علائم ظهور، بلکه آمادگی، تابآوری و مسئولیتپذیری فعال جامعه منتظر است.
در آستانه میلاد منجی موعود حضرت مهدی (عج)، یکی از بنیادیترین پرسشهای اندیشه شیعی بار دیگر در کانون توجه قرار میگیرد؛ چرا باور به امام زنده نه صرفاً یک اعتقاد فردی بلکه ضرورتی حیاتی برای پویایی و استمرار جامعه اسلامی است؟ در منطق کلامی اسلام امامت ادامه مسیر هدایت الهی پس از ختم نبوت و ضامن صیانت از حقیقت دین در طول تاریخ بهشمار میآید باوری که بر این اصل استوار است که زمین هیچگاه از حجت الهی خالی نمیماند.
اما مهدویت تنها یک آموزه درونمذهبی نیست. جهان معاصر با وجود پیشرفتهای شگرف علمی و فناورانه با بحرانهای عمیق هویتی، بیعدالتیهای گسترده جنگهای فرسایشی و اضطراب فراگیر نسبت به آینده روبهروست. نظامهای سیاسی و اقتصادی مسلط باوجود شعارهای آرمانخواهانه نتوانستهاند پاسخی قانعکننده به نیاز انسان به عدالت امنیت و آرامش پایدار بدهند. در چنین فضایی مفهوم «انتظار منجی» به شکلی آشکار یا پنهان در قالبهای گوناگون فرهنگی، اجتماعی و حتی هنری بروز یافته و نشان میدهد که فطرت انسانی همچنان در جستوجوی نجات و برقراری نظمی عادلانه است.
تمدن اسلامی با تکیه بر آموزههای مهدوی این انتظار را نه به معنای انفعال بلکه بهمثابه مسئولیتی فعال برای ساختن جهانی عادلانهتر تفسیر میکند، نگاهی که منتظر را به کنش آگاهانه و تلاش برای تحققبخشی از عدالت موعود در زندگی امروز فرامیخواند.
در همین چارچوب خبرنگار سپهرغرب همزمان با میلاد حضرت ولیعصر (عج) با حجتالاسلام محمد عبداللهی؛ کارشناس فرق و ادیان و پژوهشگر حوزه مهدویت گفتوگویی ترتیب داده تا ضمن بررسی جایگاه مهدویت در اندیشه اسلامی، به الزامات، مسئولیتها و امکانهای تحقق جامعه مهدوی در شرایط کنونی پرداخته شود. در ادامه به تفصیل متن گفتوگو را بخوانید.
*آیا جهان امروز بر اساس یک نقشه شیطانی پیش میرود که توسط مستکبران جهانی طراحی شده یا این حرکت از یک نقشه راه الهی پیروی میکند که مقصدی نورانی را نشانه گرفته است؟
اگر بخواهم پاسخ این پرسش را خیلی صریح بدهم، باید به این آیه از قرآن کریم اشاره کنم «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»؛ و ما اراده کردهایم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم. این آیه نقشه راه هدف و مهندسی الهی حاکم بر تاریخ را آشکار میسازد. هدف این نقشه ایجاد جامعه مهدوی یا حکومت مستضعفان صالح بر زمین است. جامعهای که در آن امامت عادل و وراثت حقیقی از آن مؤمنان و صالحان میشود. این مقصد نهایی حرکت تاریخ از منظر قرآن است. این نقشه الهی در تعارض کامل با نقشه شیطانی و مهندسیشده مستکبران قرار دارد که از ابزارهایی مانند جنگ، استعمار نو، ترویج فساد و ایجاد شکاف طبقاتی استفاده میکنند تا هم بشریت را از مسیر هدایت منحرف کنند و هم سلطه خود را تداوم بخشند. شناخت این تقابل آشکار نخستین و ضروریترین گام برای هر حرکت آگاهانه است.
مسئولیت منتظر، فعالیت مسئولانه، انتخاب آگاهانه و ایستادگی در مسیر هدایت الهی است و باید با تلاش عینی و عملی، در حد توان خود، زمینهها و مؤلفههای جامعه آرمانی موعود را در حد توان بنا نهد. در این مسیر خداوند اراده کرده که مستضعفان از یوغ ظلم مستکبران رهایی یابند و خود، جامعه را اداره کنند. انقلاب اسلامی ایران بهعنوان نمونهای عینی و امیدبخش، نشان داده که با اتکا به این بینش و اراده جمعی، میتوان در برابر سلطه ایستاد و پیش رفت. اما در این مسیر، همواره با کارشکنی و نقشهپردازی دشمنان مواجه بوده، وظیفه ما شناسایی این عرصه نبرد، انتخاب جانب حق و سپس تلاش عملی برای نزدیکتر کردن پیروزی نهایی، تحقق هدایت الهی و اجرای آن توسط ولی فقیه زمان است که بخشی از ولایت معصومین (ع) را به ما ارزانی داشته است.
* بر اساس آموزههای دینی و آیات قرآن، باور به ظهور منجی نهتنها به معنای انتظار منفعلانه نیست؛ بلکه وظیفهای فعال و مسئولانه را بر دوش منتظران میگذارد تا در تحقق وعده الهی نقشآفرین باشند، این رسالت را چگونه تحلیل میکنید؟
برداشت رایج از منجی بهعنوان نجاتدهندهای که بهصورت معجزهآسا و بدون هیچ شرطی میآید، ناقص و ناقض فلسفه ارسال انبیاء است چراکه خداوند پیامبران را فرستاد تا انسانها در مسیر کمال حرکت کنند نه اینکه بنشینند تا دیگران آنها را به مقصد برسانند؛ بنابراین باور به منجی و ظهور براساس مبانی دین اسلام به معنای پذیرش مسئولیتی فعال و ایستادگی در مسیر همین نقشه الهی است. به عبارت دیگر تحقق این وعده بزرگ مشروط به یاریگری آمادگی و اقدام امتی است که خود را در جبهه مستضعفان میدانند و برای ساختن زمینههای جامعه موعود تلاش میکنند. این همان مفهوم یار منجی بودن در مقابل خار و بار بودن است که انتظار را از حالتی انفعالی به عرصهای برای تلاش و مبارزه عملی تبدیل میکند.
بر این اساس وظیفه منتظر شناسایی تقابل میان این نقشه الهی و نقشه شیطانی نظامهای سلطه، انتخاب جانب حق و سپس ایفای نقش در حد توان برای نزدیکتر کردن تحقق آن وعده حتمی است.
آنچه امروز در سبک زندگی غربی تلاش میشود بر سراسر جهان مسلط شود، بر محور فرد و خواستههای مادی او، آنهم تنها برای گروهی خاص استوار است. با توجه به این واقعیت، ویژگیهای جامعه موعود مهدوی را چگونه میتوان تبیین کرد؟
با ظهور حضرت مهدی (عج) جامعهای کاملاً متفاوت ساخته میشود که اساس آن با جامعه مدنی امروزی متفاوت است. در جامعه مدنی مانند جوامع غربی تمرکز اصلی بر روی حقوق فردی و مادی هر شخص است. قاعده اصلی این است که اول سهم خودت را بردار بعد به دیگران فکر کن. هرکس بیشتر به فکر منافع خودش است و ممکن است نسبت به مشکلات دیگران بیتفاوت باشد. اما در جامعه مهدوی قاعده اصلی مشارکت است. محور، تکلیف و مسئولیت هر فرد در برابر دیگران و کل جامعه است. به این معنا که مردم پیش از آنکه به فکر حق خود باشند، به فکر تکلیف خود در قبال همسایه و همنوع هستند و طبق فرمایش رهبری با مردم نسبت به هم مواسات دارند. مواسات یعنی همدردی و تقسیم سختیها با یکدیگر. در چنین جامعهای مردم هوای هم را دارند و در مشکلات مثل سیل، زلزله یا جنگ بهطور طبیعی به کمک هم میشتابند و جیبهایشان برای رفع محرومیت یکی میشود.
تجربه مردم ایران از ابتدای انقلاب نمونه زندهای از حرکت به سوی این آرمان است. در تمام مشکلات بزرگ، مردم داوطلبانه و با ازخودگذشتگی کنار هم ایستادند و نشان دادند که روحیه همکاری و مسئولیتپذیری جمعی در فرهنگ این سرزمین زنده است. این مسیر درست خلاف مسیری است که تمدن غربی با تأکید افراطی بر فرد و سود شخصی میپیماید؛ بنابراین جامعه مهدوی یک آرمان بلند و دوردست نیست بلکه الگویی است که روح آن در ایثار و همبستگی مردمی که برای چیزی فراتر از خود تلاش میکنند قابل مشاهده و تحقق است.
*در شرایطی که بحرانهای جهانی، بیعدالتیها و فشار بر مستضعفان رو به افزایش است و همزمان برخی اندیشمندان از افول تمدن غرب سخن میگویند، نسبت این تحولات با افق ظهور چگونه قابل تبیین است و انتظار فرج در چنین وضعیتی چه معنا و چه الزامات عملیای برای جامعه دارد؟
در وضعیت کنونی جهان که مستکبران با جنگ، تحریم و تهدید مستضعفان را تحت فشار بیسابقهای قرار دادهاند، پرسش از تحقق علائم ظهور، طبیعی بهنظر میرسد. امام صادق علیهالسلام فرمودهاند: مؤمنین دینداری را چنان دشوار مییابند که مرگ و شهادت را آرزو میکنند. بر اساس روایات دوره آخرالزمان دورانی است که فشار و مشکلات بسیار افزایش مییابد.
مشاهده تشدید روزافزون بحرانها و بیعدالتیها، خود نشانهای از نزدیک شدن به افق موعود است. به جای آنکه صرفاً به تطبیق علائم ظهور بر اساس روایات و بررسی تحقق یا عدم تحقق آنها بپردازیم، بهتر است با نگاهی آیندهنگر و هدفمحور، خود را برای شکلگیری جامعه مهدوی آماده سازیم. بر اساس دیدگاه بسیاری از اندیشمندان و نظریهپردازان غربی و علمای اسلامی، تمدن غربی در حال فروپاشی است؛ ازاینرو باید با ایستادگی و مقاومت، زمینهساز برپایی تمدن مهدوی در جهان باشیم.
بنابراین، ظهور تنها با شمارش علائم آن تحقق نمییابد، بلکه با اقدام آگاهانه و مسئولیتپذیری جامعهی منتظر ممکن میشود. انتظار فرج در روزگار ما، به معنای تلاش فعالانه برای ساختن زمینههای تحقق جامعهی عادلانه در دل همین شرایط است. این مسیر با استقامت، وحدت و پایبندی به ارزشهای الهی ادامه مییابد تا وعدهی خداوند در برپایی عدالت جهانی محقق گردد.
*در شرایط پیچیده امروز جهان، پرسشی اساسی پیش روی ماست؛ نقش مردم در برابر موج فشارها و سختیهایی که بهدست نظام سلطه طراحی شدهاند، چیست؟
پاسخ را میتوان در یک مفهوم کلیدی جستجو کرد و آن تابآوری است. برخلاف تصور رایج تابآوری به معنای تحمل منفعلانه و تسلیم در برابر مشکلات نیست بلکه همانگونه که بدن انسان پس از پشت سر گذاشتن مرحله سخت یک بیماری، مقاومتی پایدار کسب میکند، یک ملت نیز با پشت سر گذاشتن آگاهانه و هوشمندانه چالشها، میتواند به توانمندی بینظیری دست یابد.
تابآوری حقیقی زمانی محقق میشود که جامعه، سختیها را نه پایان راه، بلکه گامی در مسیر رشد و قوام خود بداند. قرآن کریم با فرمان «اصبروا و صابروا» بر دو بعد صبر تأکید دارد: صبر فردی و پایداری جمعی. این آموزه، جایگاه محوری همبستگی و مشارکت اجتماعی را در عبور از بحرانها روشن میسازد. هنگامی که اعضای جامعه با روحیهی مسئولیتپذیری و درک متقابل در کنار یکدیگر میایستند، نهتنها توان تابآوری آنان افزایش مییابد، بلکه این پایداری به سازوکاری برای پیشرفت و ساخت آیندهای متفاوت و پایدار تبدیل میشود.
هدف نهایی این تابآوری هوشمندانه، تنها زنده ماندن نیست؛ بلکه شکلدهی به تمدن نوین مهدوی است. جامعهای که بر پایههای عدالت، ایثار و مسئولیتپذیری بنا میشود، تنها در کوران آزمایشهای سخت و با مقاومتی آگاهانه قابل دستیابی است. در تقابل با تمدن غربی که بر فردگرایی و سودجویی تأکید دارد، مدل مهدوی بر همدلی و مقاومت جمعی استوار است.
از این منظر، هر تحریم، هر تهدید و هر فشاری، فرصتی است برای تمرین صبر جمعی، تقویت همبستگی، و نمایش عینی تابآوری یک ملت. این همان مسیری است که وعده الهی برای تحقق آن داده شده است. پیروزی نهایی نه از طریق انفعال، بلکه با ایستادگی مستحکم، هوشیاری و مشارکت همگانی در میدان عمل به دست میآید. تابآوری، تنها راه رسیدن به این مقصد متعالی است.
در مجموع، آنچه از این گفتوگو برمیآید آن است که باور به ظهور منجی، مسئولیتی فردی و صرفاً ذهنی نیست، بلکه تعهدی جمعی و اجتماعی را متوجه آحاد جامعه میسازد. تحقق این مسئولیت، نیازمند عزم آگاهانه و مشارکت فعال در سطوح مختلف فرهنگی و اجتماعی است. در این میان، نهادهای فرهنگی، مراکز دینی و مجموعههای فعال در حوزه مساجد، نقشی تعیینکننده در تبیین صحیح انتظار، گسترش گفتمان مهدوی و تقویت سرمایه اجتماعی دارند.
ترویج مفاهیمی چون مواسات، همدلی، مسئولیتپذیری و تلاش برای ایجاد آرامش و امید اجتماعی، میتواند مصداقی عینی از انتظار فعال باشد؛ انتظاری که بهجای انفعال، به کنش مسئولانه و زمینهسازی عملی برای آیندهای روشن میانجامد.
در آستانه میلاد منجی موعود حضرت مهدی (عج)، یکی از بنیادیترین پرسشهای اندیشه شیعی بار دیگر در کانون توجه قرار میگیرد؛ چرا باور به امام زنده نه صرفاً یک اعتقاد فردی بلکه ضرورتی حیاتی برای پویایی و استمرار جامعه اسلامی است؟ در منطق کلامی اسلام امامت ادامه مسیر هدایت الهی پس از ختم نبوت و ضامن صیانت از حقیقت دین در طول تاریخ بهشمار میآید باوری که بر این اصل استوار است که زمین هیچگاه از حجت الهی خالی نمیماند.
اما مهدویت تنها یک آموزه درونمذهبی نیست. جهان معاصر با وجود پیشرفتهای شگرف علمی و فناورانه با بحرانهای عمیق هویتی، بیعدالتیهای گسترده جنگهای فرسایشی و اضطراب فراگیر نسبت به آینده روبهروست. نظامهای سیاسی و اقتصادی مسلط باوجود شعارهای آرمانخواهانه نتوانستهاند پاسخی قانعکننده به نیاز انسان به عدالت امنیت و آرامش پایدار بدهند. در چنین فضایی مفهوم «انتظار منجی» به شکلی آشکار یا پنهان در قالبهای گوناگون فرهنگی، اجتماعی و حتی هنری بروز یافته و نشان میدهد که فطرت انسانی همچنان در جستوجوی نجات و برقراری نظمی عادلانه است.
تمدن اسلامی با تکیه بر آموزههای مهدوی این انتظار را نه به معنای انفعال بلکه بهمثابه مسئولیتی فعال برای ساختن جهانی عادلانهتر تفسیر میکند، نگاهی که منتظر را به کنش آگاهانه و تلاش برای تحققبخشی از عدالت موعود در زندگی امروز فرامیخواند.
در همین چارچوب خبرنگار سپهرغرب همزمان با میلاد حضرت ولیعصر (عج) با حجتالاسلام محمد عبداللهی؛ کارشناس فرق و ادیان و پژوهشگر حوزه مهدویت گفتوگویی ترتیب داده تا ضمن بررسی جایگاه مهدویت در اندیشه اسلامی، به الزامات، مسئولیتها و امکانهای تحقق جامعه مهدوی در شرایط کنونی پرداخته شود. در ادامه به تفصیل متن گفتوگو را بخوانید.
*آیا جهان امروز بر اساس یک نقشه شیطانی پیش میرود که توسط مستکبران جهانی طراحی شده یا این حرکت از یک نقشه راه الهی پیروی میکند که مقصدی نورانی را نشانه گرفته است؟
اگر بخواهم پاسخ این پرسش را خیلی صریح بدهم، باید به این آیه از قرآن کریم اشاره کنم «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»؛ و ما اراده کردهایم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم. این آیه نقشه راه هدف و مهندسی الهی حاکم بر تاریخ را آشکار میسازد. هدف این نقشه ایجاد جامعه مهدوی یا حکومت مستضعفان صالح بر زمین است. جامعهای که در آن امامت عادل و وراثت حقیقی از آن مؤمنان و صالحان میشود. این مقصد نهایی حرکت تاریخ از منظر قرآن است. این نقشه الهی در تعارض کامل با نقشه شیطانی و مهندسیشده مستکبران قرار دارد که از ابزارهایی مانند جنگ، استعمار نو، ترویج فساد و ایجاد شکاف طبقاتی استفاده میکنند تا هم بشریت را از مسیر هدایت منحرف کنند و هم سلطه خود را تداوم بخشند. شناخت این تقابل آشکار نخستین و ضروریترین گام برای هر حرکت آگاهانه است.
مسئولیت منتظر، فعالیت مسئولانه، انتخاب آگاهانه و ایستادگی در مسیر هدایت الهی است و باید با تلاش عینی و عملی، در حد توان خود، زمینهها و مؤلفههای جامعه آرمانی موعود را در حد توان بنا نهد. در این مسیر خداوند اراده کرده که مستضعفان از یوغ ظلم مستکبران رهایی یابند و خود، جامعه را اداره کنند. انقلاب اسلامی ایران بهعنوان نمونهای عینی و امیدبخش، نشان داده که با اتکا به این بینش و اراده جمعی، میتوان در برابر سلطه ایستاد و پیش رفت. اما در این مسیر، همواره با کارشکنی و نقشهپردازی دشمنان مواجه بوده، وظیفه ما شناسایی این عرصه نبرد، انتخاب جانب حق و سپس تلاش عملی برای نزدیکتر کردن پیروزی نهایی، تحقق هدایت الهی و اجرای آن توسط ولی فقیه زمان است که بخشی از ولایت معصومین (ع) را به ما ارزانی داشته است.
* بر اساس آموزههای دینی و آیات قرآن، باور به ظهور منجی نهتنها به معنای انتظار منفعلانه نیست؛ بلکه وظیفهای فعال و مسئولانه را بر دوش منتظران میگذارد تا در تحقق وعده الهی نقشآفرین باشند، این رسالت را چگونه تحلیل میکنید؟
برداشت رایج از منجی بهعنوان نجاتدهندهای که بهصورت معجزهآسا و بدون هیچ شرطی میآید، ناقص و ناقض فلسفه ارسال انبیاء است چراکه خداوند پیامبران را فرستاد تا انسانها در مسیر کمال حرکت کنند نه اینکه بنشینند تا دیگران آنها را به مقصد برسانند؛ بنابراین باور به منجی و ظهور براساس مبانی دین اسلام به معنای پذیرش مسئولیتی فعال و ایستادگی در مسیر همین نقشه الهی است. به عبارت دیگر تحقق این وعده بزرگ مشروط به یاریگری آمادگی و اقدام امتی است که خود را در جبهه مستضعفان میدانند و برای ساختن زمینههای جامعه موعود تلاش میکنند. این همان مفهوم یار منجی بودن در مقابل خار و بار بودن است که انتظار را از حالتی انفعالی به عرصهای برای تلاش و مبارزه عملی تبدیل میکند.
بر این اساس وظیفه منتظر شناسایی تقابل میان این نقشه الهی و نقشه شیطانی نظامهای سلطه، انتخاب جانب حق و سپس ایفای نقش در حد توان برای نزدیکتر کردن تحقق آن وعده حتمی است.
آنچه امروز در سبک زندگی غربی تلاش میشود بر سراسر جهان مسلط شود، بر محور فرد و خواستههای مادی او، آنهم تنها برای گروهی خاص استوار است. با توجه به این واقعیت، ویژگیهای جامعه موعود مهدوی را چگونه میتوان تبیین کرد؟
با ظهور حضرت مهدی (عج) جامعهای کاملاً متفاوت ساخته میشود که اساس آن با جامعه مدنی امروزی متفاوت است. در جامعه مدنی مانند جوامع غربی تمرکز اصلی بر روی حقوق فردی و مادی هر شخص است. قاعده اصلی این است که اول سهم خودت را بردار بعد به دیگران فکر کن. هرکس بیشتر به فکر منافع خودش است و ممکن است نسبت به مشکلات دیگران بیتفاوت باشد. اما در جامعه مهدوی قاعده اصلی مشارکت است. محور، تکلیف و مسئولیت هر فرد در برابر دیگران و کل جامعه است. به این معنا که مردم پیش از آنکه به فکر حق خود باشند، به فکر تکلیف خود در قبال همسایه و همنوع هستند و طبق فرمایش رهبری با مردم نسبت به هم مواسات دارند. مواسات یعنی همدردی و تقسیم سختیها با یکدیگر. در چنین جامعهای مردم هوای هم را دارند و در مشکلات مثل سیل، زلزله یا جنگ بهطور طبیعی به کمک هم میشتابند و جیبهایشان برای رفع محرومیت یکی میشود.
تجربه مردم ایران از ابتدای انقلاب نمونه زندهای از حرکت به سوی این آرمان است. در تمام مشکلات بزرگ، مردم داوطلبانه و با ازخودگذشتگی کنار هم ایستادند و نشان دادند که روحیه همکاری و مسئولیتپذیری جمعی در فرهنگ این سرزمین زنده است. این مسیر درست خلاف مسیری است که تمدن غربی با تأکید افراطی بر فرد و سود شخصی میپیماید؛ بنابراین جامعه مهدوی یک آرمان بلند و دوردست نیست بلکه الگویی است که روح آن در ایثار و همبستگی مردمی که برای چیزی فراتر از خود تلاش میکنند قابل مشاهده و تحقق است.
*در شرایطی که بحرانهای جهانی، بیعدالتیها و فشار بر مستضعفان رو به افزایش است و همزمان برخی اندیشمندان از افول تمدن غرب سخن میگویند، نسبت این تحولات با افق ظهور چگونه قابل تبیین است و انتظار فرج در چنین وضعیتی چه معنا و چه الزامات عملیای برای جامعه دارد؟
در وضعیت کنونی جهان که مستکبران با جنگ، تحریم و تهدید مستضعفان را تحت فشار بیسابقهای قرار دادهاند، پرسش از تحقق علائم ظهور، طبیعی بهنظر میرسد. امام صادق علیهالسلام فرمودهاند: مؤمنین دینداری را چنان دشوار مییابند که مرگ و شهادت را آرزو میکنند. بر اساس روایات دوره آخرالزمان دورانی است که فشار و مشکلات بسیار افزایش مییابد.
مشاهده تشدید روزافزون بحرانها و بیعدالتیها، خود نشانهای از نزدیک شدن به افق موعود است. به جای آنکه صرفاً به تطبیق علائم ظهور بر اساس روایات و بررسی تحقق یا عدم تحقق آنها بپردازیم، بهتر است با نگاهی آیندهنگر و هدفمحور، خود را برای شکلگیری جامعه مهدوی آماده سازیم. بر اساس دیدگاه بسیاری از اندیشمندان و نظریهپردازان غربی و علمای اسلامی، تمدن غربی در حال فروپاشی است؛ ازاینرو باید با ایستادگی و مقاومت، زمینهساز برپایی تمدن مهدوی در جهان باشیم.
بنابراین، ظهور تنها با شمارش علائم آن تحقق نمییابد، بلکه با اقدام آگاهانه و مسئولیتپذیری جامعهی منتظر ممکن میشود. انتظار فرج در روزگار ما، به معنای تلاش فعالانه برای ساختن زمینههای تحقق جامعهی عادلانه در دل همین شرایط است. این مسیر با استقامت، وحدت و پایبندی به ارزشهای الهی ادامه مییابد تا وعدهی خداوند در برپایی عدالت جهانی محقق گردد.
*در شرایط پیچیده امروز جهان، پرسشی اساسی پیش روی ماست؛ نقش مردم در برابر موج فشارها و سختیهایی که بهدست نظام سلطه طراحی شدهاند، چیست؟
پاسخ را میتوان در یک مفهوم کلیدی جستجو کرد و آن تابآوری است. برخلاف تصور رایج تابآوری به معنای تحمل منفعلانه و تسلیم در برابر مشکلات نیست بلکه همانگونه که بدن انسان پس از پشت سر گذاشتن مرحله سخت یک بیماری، مقاومتی پایدار کسب میکند، یک ملت نیز با پشت سر گذاشتن آگاهانه و هوشمندانه چالشها، میتواند به توانمندی بینظیری دست یابد.
تابآوری حقیقی زمانی محقق میشود که جامعه، سختیها را نه پایان راه، بلکه گامی در مسیر رشد و قوام خود بداند. قرآن کریم با فرمان «اصبروا و صابروا» بر دو بعد صبر تأکید دارد: صبر فردی و پایداری جمعی. این آموزه، جایگاه محوری همبستگی و مشارکت اجتماعی را در عبور از بحرانها روشن میسازد. هنگامی که اعضای جامعه با روحیهی مسئولیتپذیری و درک متقابل در کنار یکدیگر میایستند، نهتنها توان تابآوری آنان افزایش مییابد، بلکه این پایداری به سازوکاری برای پیشرفت و ساخت آیندهای متفاوت و پایدار تبدیل میشود.
هدف نهایی این تابآوری هوشمندانه، تنها زنده ماندن نیست؛ بلکه شکلدهی به تمدن نوین مهدوی است. جامعهای که بر پایههای عدالت، ایثار و مسئولیتپذیری بنا میشود، تنها در کوران آزمایشهای سخت و با مقاومتی آگاهانه قابل دستیابی است. در تقابل با تمدن غربی که بر فردگرایی و سودجویی تأکید دارد، مدل مهدوی بر همدلی و مقاومت جمعی استوار است.
از این منظر، هر تحریم، هر تهدید و هر فشاری، فرصتی است برای تمرین صبر جمعی، تقویت همبستگی، و نمایش عینی تابآوری یک ملت. این همان مسیری است که وعده الهی برای تحقق آن داده شده است. پیروزی نهایی نه از طریق انفعال، بلکه با ایستادگی مستحکم، هوشیاری و مشارکت همگانی در میدان عمل به دست میآید. تابآوری، تنها راه رسیدن به این مقصد متعالی است.
در مجموع، آنچه از این گفتوگو برمیآید آن است که باور به ظهور منجی، مسئولیتی فردی و صرفاً ذهنی نیست، بلکه تعهدی جمعی و اجتماعی را متوجه آحاد جامعه میسازد. تحقق این مسئولیت، نیازمند عزم آگاهانه و مشارکت فعال در سطوح مختلف فرهنگی و اجتماعی است. در این میان، نهادهای فرهنگی، مراکز دینی و مجموعههای فعال در حوزه مساجد، نقشی تعیینکننده در تبیین صحیح انتظار، گسترش گفتمان مهدوی و تقویت سرمایه اجتماعی دارند.
ترویج مفاهیمی چون مواسات، همدلی، مسئولیتپذیری و تلاش برای ایجاد آرامش و امید اجتماعی، میتواند مصداقی عینی از انتظار فعال باشد؛ انتظاری که بهجای انفعال، به کنش مسئولانه و زمینهسازی عملی برای آیندهای روشن میانجامد.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.