راز بازار سنگهای قیمتی و انگشترها
در دلِ کوچهباغهای تاریخی همدان، جایی که سنگهای قیمتی داستانهای کهن و اسرار اقتصادی معاصر را در هم میآمیزند، مردی نشسته است که دو جهان متفاوت را در دستان خود گره زده است؛ از یکسو مهندسی با دقتِ محاسبات بوده و از سوی دیگر، هنرِ تشخیص و معامله گوهرهای زمین را دارد. مهندس وحید بهرامینوید، 48 ساله، کارشناس ارشد مهندسی تأسیسات مکانیکی، چهرهای است که بسیاری از پروژههای بزرگ همدان ازجمله مرکز همایشهای بینالمللی دانشگاه بوعلی سینا، بدهکارِ تخصص او هستند. اما امروز بهجای نقشههای مهندسی و محاسبات سازه، در محلی با او روبهرو هستیم که در آن تاریخچه معاملاتیِ چندین دهه در چارچوب یک قهوهخانه ساده، نهفته است.
برای آشنایی با این بازار پنهان، به محل پروژه درحال ساخت دانشگاه بوعلی سینا مراجعه کردم، اما اینجا محل نخستین ملاقات نبود، چراکه با همراهی مهندس بهرامینوید در ماه گذشته دوبار به مرکزِ هفتگی معاملات نگین و انگشتر همدان رفته بودیم، جایی که در آن چای، در کنار معامله سنگهای قیمتی و انگشترها، نه صرفاً نوشیدنی، بلکه دعوتنامهای برای ورود به دنیایی پنهان و شگفتانگیز است.
در این گفتوگو از روزهای خاصِ برقراری معاملات (سهشنبهها صبح) تا آداب و رسوم خاصی که تنها در اینجا میتوان تجربه کرد و نحوه معاملات پایاپای که در آن انگشتر در مقابل انگشتر یا حتی در مقابل طلا، خانه و خودرو مبادله میشود، سخن خواهیم گفت. این حوزه دنیایی زیبا و خاص دارد که خواندن متن گفتوگو در این ارتباط، جذاب است و نکات خاص و پشت پردههای اقتصادی آن را آشکار میکند.
در این گفتوگو همچنین با اصطلاحات ویژهای چون دست خیر و مشهدیخوانی روبهرو میشوید که نشاندهنده فرهنگی غنی و ریشهدار در معاملات سنتی ایران است. مصاحبهای که در پیش رو بوده، دستاورد گفتوگوی مهندس محمدرضا عراقچیان و مهندس بهرامینوید است و پنجرهای میگشاید رو به دنیایی که در آن چایی را در کنار سنگهای قیمتی مینوشند.
در این مصاحبه نخستین سؤال من این بود:
* تاریخ تأسیس این مرکز معاملات سنگ و انگشتر چه زمانی است؟
از تاریخ تأسیس این قهوهخانه اطلاعاتی ندارم، اما میدانم که علاوهبر صرف چای، نوعی تبادلات اقتصادی نیز در قهوهخانهها انجام میشود.
* این قهوهخانه در چه روزهایی فعال است؟
قهوهخانه در تمامی ایام هفته بهجز جمعهها، فعال است، اما خریدوفروش انگشتر و سنگهای قیمتی تنها در روزهای سهشنبه صبح با حضور فروشندگان و خریداران از سراسر کشور انجام میشود. فروشندگان هر روز از هفته را در یک شهر حضور دارند؛ برای مثال جمعهها در کرمانشاه و سهشنبهها در همدان و در سایر روزها فقط کسبه همدانی در این قهوهخانه حضور دارند.
در اطراف ما بازار ملی در شهرهای کرمانشاه، قزوین، ملایر، بروجرد، زنجان و سنندج برقرار است.
* آیا در سایر کشورها هم این قهوهخانهها وجود دارند و از دیگر کشورها هم در این قهوهخانهها حضور پیدا میکنند؟
در این مرکز ندیدهام، اما در خیابان باباطاهر مراکزی وجود دارد که حکاکان سنگ و جواهر از هند به آنجا آمدهاند و خریداران زیادی نیز در آنجا دیده میشوند. در شرایط فعلی و با افزایش قیمت دلار، برای عراقیها صرفه اقتصادی زیادی دارد.
* آداب و رسوم معامله در قهوهخانه چگونه است؟
در قهوهخانهها عمده معاملات پایاپای است و کمتر پولی مبادله میشود؛ انگشتر در مقابل انگشتر یا انگشتر در مقابل تسبیح، اشیای قیمتی و یا حتی طلا و نقره مبادله میشوند. گاهی ممکن است موبایل، خانه یا ماشین با انگشتر معامله شود! در این معاملات از یک تا سه نفر خبره بهعنوان وکیل وارد میشوند. پس از قیمتگذاری و توافق طرفین، معامله پایاپای یا پرداختی و نقدی انجام میشود.
در این مرحله طرفین دست میدهند که نشاندهنده انجام قطعی معامله است و صیغه معامله جاری میشود. دست دادن در معامله مبارک بهشمار میرود، بهویژه برای فردی که اصطلاحاً قدمش یا دستش خیر است؛ وقتی نخستین معامله در صبح انجام میشود، برای توکل و تبرک پول را پس از بوسیدن، روی اجناسش میکشند.
* در بازار اصطلاح «دست خیر» داریم، آیا در اینجا هم رواج دارد؟
بله در اینجا هم وجود دارد؛ علاوهبر آن، دو نفر ممکن است اصطلاح «مشهدیخوانی» را داشته باشند. به نظر میرسد این مدل نوعی مزایده یا مناقصه است که ارقام بالا یا پایین میرود و نوعی سیستم قیمتگذاری است. پس از انجام معامله، مبلغی جزئی به صاحب قهوهخانه داده میشود که نوعی کرایه محل است، اما وکیل خبره مبلغی دریافت نمیکند، هرچند ممکن است بهعنوان شیرینی مبلغی به او داده شود.
* آیا عددی از حجم معامله در یک روز وجود دارد؟
خیر، بهلحاظ دادوستد پایاپای، امکان اعلام آمار وجود ندارد؛ برای مثال ممکن است پنج انگشتر در یک روز معامله شود که اکنون قیمت هر انگشتر حدود یکونیم تا دو میلیارد تومان میشود. معاملات با این ارقام عمدتاً فقط در بازار ایران است و در کشورهای دیگر ممکن است این معاملات نوعی خودزنی باشد! توضیح اینکه ما دو نوع سنگ داریم؛ نوع نخست سنگهای دارای قیمت جهانی مانند یاقوت، الماس و زمرد هستند و نوع دوم سنگهایی بهشمار میروند که در عرف جامعه و کشورهای مسلمان مانند عقیق و فیروزه ارزش دارند. بهاینترتیب اگر انگشتری دو میلیارد تومان معامله شود، ارزش آن در ایران و سایر کشورهای اسلامی این رقم است، اما در سایر کشورها ارزش بسیار کمی دارد.
* قیمتها و نوع انگشترها نشاندهنده استفاده غیر کاربردی از آنها است؛ برخی عاشق هستند یا کلکسیونر. آیا در همدان هم کلکسیونر داریم؟
بله، در همدان همانند سایر شهرها کلکسیونر داریم و به این افراد اصطلاحاً «عشقباز» میگویند. جامعه عشقبازان و انگشترفروشان آنقدر کوچک است که همه یکدیگر را میشناسند. بنابراین بهسرعت عشقبازان هر شهر معرفی میشوند و نوع خرید و کلکسیون آنها مشخص و واضح است؛ برای مثال یکی عقیق دارد، یکی حکاکباز است و دیگری رکابباز.
* آیا دنیای مجازی وارد این حرفه شده است؟
بله، اینستاگرام قسمتی از بازار معاملات را گرفته است.
* وضعیت انگشترهای شما چگونه است؟
من در مقطعی بهلحاظ نیاز اقتصادی تعداد زیادی از آنها را فروختم و اکنون حدود 50 عدد دارم.
* اصطلاح «زخم» در بازار انگشترفروشان چیست؟
وقتی دو نفر معامله میکنند، وکیل قیمتگذاری میکند و به فردی که انگشتری با قیمت کمتری دارد، میگوید «فلانی، شما زخمی هستید»، یعنی انگشتر شما قیمت کمتری دارد. سپس فرد میپرسد «چند زخمم؟» و وکیل میگوید مثلاً «دو میلیون زخمیه»، یعنی شما دو میلیون بدهکار هستید تا معامله جاری شود.
* آیا اصطلاحات دیگری نیز وجود دارد؟
بله، برای مثال وقتی وارد قهوهخانه میشوید، جعبههای فراوانی میبینید که انواع انگشترهای رنگارنگ در آنها چیده شده است؛ این انگشترها متوسط و خوب هستند. تعدادی کاسب هم داریم که جعبه ندارند، اما حضور دارند و با دیگران گفتوگو میکنند. اینها معمولاً حدود پنج انگشتر در جیبشان دارند یا به تعبیر دیگر، قایم کردهاند که بسیار ارزشمند هستند. اگر متوجه شوند که مشتری طالبی وجود دارد، به او نزدیک میشوند و اعلام میکنند که «من جنسی دارم که روی آن باز نشده است»، یعنی ارزش فراوان دارد و بهلحاظ اینکه ارزش آن کم نشود، در معرض دید قرار نمیگیرد. سپس در گوشهای این انگشترها را که در چند لایه پارچه و دستمال پیچیده شدهاند، به مشتری نشان میدهند.
* علت قیمت بالای این انگشترها چیست؟
یکی از عوامل، ارزش رکاب آن است و دو نوع رکاب وجود دارد؛ اولی که فراوان است، نقره بوده و دومی، ترکیبی از سه فلز است که آن را «قلیون» میگویند. ویژگی آن استحکام بالا، براقیت مطلوب و خراشناپذیری است. عامل دوم برای ارزشگذاری رکاب، برند بودن آن بوده؛ برند بودن رکاب یعنی معروفیت سازنده آن. معروفترین برند رکابزنی در ایران، مرحوم حاجحسین جدی است. حاجحسین خودش نگین را در رکاب نصب میکرده، بنابراین وقتی رکاب حاجحسین را میخرید، یعنی نگین عالی هم خریدهاید، زیرا حاجحسین وسواس زیادی روی سنگ داشته است.
* راجع به شکل رکاب توضیح دهید.
شکل رکابها متنوع است؛ در همدان عموماً رکاب چهارچنگی مشتری دارد، یعنی سنگ از دو سو در چنگ رکاب گیر کرده است؛ بقیه رکابها نیز هستند، مانند رکابهایی که حلقهای دورشان را گرفته و خودشان نیز انواعی دارند؛ مانند صدفی، حصیری و شبکه مخراجکار (نصب نوعی سنگ اضافی روی رکاب).
* راجع به سنگها توضیح دهید.
دو نوع سنگ وجود دارد؛ نوع نخست سنگهای مخصوص کشورهای مسلمان مانند عقیق، فیروزه، یاقوت، حدید، زمرد و زبرجد و نوع دوم، سنگهای جواهراتی قیمتی مانند الماس. دیگر سنگها قیمتهای کمتری دارند؛ نوع دیگر سنگهای زینتی هم داریم که قیمت کمتری دارند و توصیه دینی هم ندارند، اما ظاهر زیبا و طرفداران فراوانی دارند، مانند «آمیتیس و جید».
* آیا سنگهای دستهبندی دیگری هم دارند؟
بله، از زاویه دیگری دو نوع سنگ وجود دارد؛ نوع اول که طبیعی است و نوع دوم که آزمایشگاهی و سنتی بهشمار میرود.
* رنگ سنگها را نیز بیان کنید.
رنگ سنگها به دو نوع تقسیم میشود؛ سنگهای با رنگهای طبیعی و سنگهایی که رنگهای فرآوریشده دارند، یعنی رنگ بعداً به آنها اضافه شده است. هرچه سنگها قدیمیتر باشند، باارزشتر هستند، زیرا دخل و تصرف در آنها کمتر است. همچنین هرچه سنگ درستتر و درشتتر باشد، باارزشتر است. هندسه سنگ نیز مهم است؛ تناسب معمارانه در رعایت نسبت طول و عرض و ارتفاع، بسیار اهمیت دارد. رگه و ترکها هم عامل کاهنده ارزش هستند.
از دیگر عوامل ارزشدهنده به سنگ، تلألو و درخشندگی آن است؛ در بازار اصطلاح سنگ آبورنگ وجود دارد، یعنی سنگهایی ارزش دارند که براقتر، زیباتر و بازارپسندتر باشند.
* راجع به عقیق کمی توضیح دهید.
برای عقیق بهترین رنگها، سرخ و سیاه هستند؛ سپس رنگهای کمرنگتر و بورتر. خریدار حرفهای سنگ را زیر آفتاب میگیرد و درجه رنگ و درخشندگی آن را تعیین میکند. اگر بور باشد، بیارزش است.
* ارزشگذاری سنگهای تاریخی چگونه است؟
در زمان قیمتگذاری به موضوع تاریخی آن به دقت توجه میشود.
* راجع به خط و حکاکی روی سنگ بفرمایید.
خطوط قدیمی دو نوع هستند؛ خط نوع نخست دارای تاریخ و خط نوع دوم بدون تاریخ است. زمان آنهایی که تاریخ ندارند توسط خبرگان با توجه به رسمالخط، تقریبی تخمین زده و سپس قیمتگذاری میشود؛ در ادامه موضوع شناسایی حکاک و سایر موارد نیز مطرح است. معروفترین حکاک سنگ و عقیق، طاهر حکاکباشی بوده که فردی با این نام در دوره صفویه و همچنین فردی با همین نام، در دوره قاجاریه بوده است. حکاکباشی دوره قاجاریه رسمالخط خاص و اعتبار و قیمت بیشتری دارد.
* راجع به تکنیکهای حکاکی توضیح دهید.
در قدیم چند نوع حکاکی روی سنگهای قیمتی انجام میشد؛ نخستین نوع، با ابزار کمانیشکلی بوده که چینیبندزنها استفاده میکردند. ذهن و گردش کمان به همراه مته، عامل تراش بوده است که اصطلاحاً آن را «خط کمانچه» میگویند و دارای عمق کافی است.
نوع دوم، «خط سوزنی» است که عمق بسیار کمی دارد و ارزش زیادی ندارد، مگر اینکه به ارزش معنوی آن توجه شود و اگر دارای تاریخ دقیق و اثباتشده باشد، ارزشمند است.
نوع سوم، معروف به «خط پیازی» یا «بیاضی» است؛ البته «پیازی» اصطلاح بازار است و صحیح آن «بیاضی» به معنای سفید است. با رنگ سفید یا مرکب سفید روی عقیق پرتقالی نوشته میشود و با تکنیکهای طبیعی و ریز کردن سنگ جواهر و رنگ کردن آن بوده؛ در بازار فعلی خط بیاضی طرفداران زیادی دارد.
* آیا در سیستمهای جدید با استفاده از اسیدها و بازها حکاکی انجام میشود؟
بله، در بازار انواع تقلبی و اصلی با این مدل تولید میشود؛ حتی با استفاده از دستگاه سیانسی حکاکی میکنند و سپس با استفاده از خاک آجر اندکی آن را میپوشانند. این کار به نوعی تجارت تبدیل شده است؛ هنرمندانی بدون هنر وجود دارند که با انواع تقلبها زمینه خلاف در این صنعت را بهوجود آوردهاند.
* آیا این افراد سندیکا هم دارند؟
بله، البته بهصورت غیر رسمی است. افراد روزها در قهوهخانهها و اوایل شب در مغازههای خاص انگشتر عقیقفروش که در همدان در سر گذر وجود دارند، جمع میشوند و مبادله اطلاعات میکنند؛ هرچند گاهی ممکن است کارشناسی غلط باشد، اما پس از تأیید، با همان اشتباه معامله صورت میگیرد.
* از خودتان بگویید، چند سال است در این حوزه هستید؟
از سال 1387 بهصورت حرفهای وارد این حوزه شدم.
* چرا وارد این حوزه شدید؟
این نوعی عشقبازی است که کشش درونی به آن دارم؛ از بچگی علاقه داشتم با انگشترهای بزرگترها مشغول بازی باشم و در دوره راهنمایی کمکم خریدن را شروع کردم و وارد دنیای متفاوت آن شدم.
* آیا اکنون حاضر به ترک این کار هستید؟
گاهی اوقات بهلحاظ فشار کار یا اوضاع اقتصادی ترک میکنم، اما دوباره به آن مبتلا میشوم.
* آیا توصیهای به دیگران برای ورود به این حرفه دارید و بفرمایید چقدر سرمایه لازم است؟
توصیه میکنم که با نیت سرمایهگذاری وارد نشوند؛ این کار عمدتاً خورنده پول است و اساساً عشقبازی ضرر دارد! گاهی از روی هیجان و شدت علاقه و شناخت فروشنده از حالات، انگشتری را گران میخرید، درحالی که ارزش آن قیمت را ندارد. توصیه دومم این است که مشاور مطمئن داشته باشید و سوم اینکه از آدم سالم جنس خریداری کنید، زیرا در بازار جنس تقلبی و فروشنده متقلب فراوان است.
در قرآن توصیه شده است از زیاد کردن غیر ضروری مال پرهیز کنید. اعتقاد دارم از هر مدل سنگ، یک عدد عالی آن را داشته باشید، کافی است؛ مثل فیروزه، یاقوت، زمرد و غیره.
* آیا از حکاکان معروف همدان کسی را میشناسید؟
بهترین و معروفترین حکاک قدیمی همدان، آقای مروج بوده است. ایشان مدرس حوزه علمیه و منبری بودهاند؛ پس از فوت آقای مروج، در تراز او نداریم. اکنون حکاکانی داریم که با فرزندان خود حکاکی میکنند، اما معروفیت ندارند. صنعت هنرمند در زمان حیاتش بیارزشی است، اما پس از فوتش کارهایش ارزش پیدا میکند! بهعنوان مثال حکاکیهای آقای مروج در زمان حیاتش در حد 30 هزار تومان معامله میشد و پس از فوت ایشان ارزش بسیار زیادی پیدا کرد و نمونههای تقلبی آن فراوان است.
* از انگشترهای معروف چیزی بهخاطر دارید؟
در موزه امام رضا علیهالسلام انگشتری ارزشمند و تاریخی با حکاکیهای زیاد وجود دارد.
* آیا انگشترهای منسوب به ائمه وجود دارند؟
در دست افراد که نیستند، اما ممکن است در موزهها باشند؛ برای مثال انگشتر اهدایی پیامبر صلواتالله به حضرت علی علیهالسلام که روی آن «الملکلله» حک شده و در پشت آن «الملک لله الواحد القهار» نوشته شده است.
* گفته میشود بعضی از پادشاهان از انگشتر بهعنوان مهر استفاده میکردند.
بله، تعدادی وجود دارند که مجموعهای کتاب از آنها اکنون هست و عکسهای آنها در آن کتاب آمده است.
* کتابی در این زمینه داریم؟
مرحوم حاجحسین جدی که در مود ایشان توضیحاتی دادم، دو پسر دارند؛ محمدجواد و حسین. ظاهراً آقا محمدجواد چهره دانشگاهی است و دو کتاب نفیس چاپ کرده که اسم یکی از آنها، «مهر و حکاکی در ایران» است.
* آخرین توصیه شما چیست؟
همان که پیشتر گفتم؛ بازار انگشتر و رکاب، بازار خطرناکی است؛ حتماً با مشاور و خبره همراه داشته باشید و فقط در حد پنج انگشتر خریداری کنید.