نوروز ابزاری موثر برای تقویت سرمایه اجتماعی
این روزها، روزهای پر از اتفاقات مهم و سخت برای کشورمان است. در حالی که دلهایمان برای از دست دادن رهبر عزیزمان اندوهگین است، خبرهای از دست دادن مردم کشورمان، پرپر شدن نوگلان مدرسه میناب و... در این جنگ آمریکایی- صهیونی دلها را به درد میآورد. سال نو و عید نوروز را در پیش داریم؛ زمانی که همیشه برایمان نو شدن، شادی و امید را به همراه داشته است. اما امسال این همزمانی غم و شادی، یک پرسش بزرگ را در ذهن خیلی از ما ایجاد کرده؛ با وجود این همه ناراحتی و شرایط جنگی، آیا درست است که ما عید را جشن بگیریم؟ آیا رواست که شاد باشیم، وقتی بسیاری از هموطنانمان عزادار هستند و فضای کلی جامعه، آمیخته با غم است؟
جواب این پرسش برای همه یکسان نیست. بعضیها فکر میکنند که در این شرایط، جشن گرفتن نوروز اصلاً درست نیست و بیتوجهی به غم دیگران است اما عدهای دیگر میگویند که نوروز بخشی از هویت ماست و باید آن را بهعنوان نمادی از امید و استقامت برگزار کنیم. آنها باور دارند که برگزاری آئینهای نوروزی، میتواند به ما روحیه بدهد و نشان دهد که حتی در سختیها هم میتوانیم به آینده امیدوار باشیم.
برای اینکه به پاسخی درست برسیم، با دکتر علیرضا شریفییزدی، روانشناس اجتماعی، صحبت کردیم. ایشان با دیدی عمیقتر به مسائل جامعه، در این باره، توضیحاتی ارائه دادند. در ادامه، میتوانید این گفتوگو را بخوانید.
**با توجه به فرا رسیدن نوروز در حالی که کشور در شرایط جنگی قرار دارد و بسیاری از افراد داغدار و غمگین هستند، مردم در این شرایط نمیدانند چگونه باید رفتار کنند؛ آیا باید به استقبال عید بروند و آن را جشن بگیرند یا با توجه به شرایط موجود، این کار مناسب نیست؟
این فقط موضوع «جشن گرفتن» نیست، بلکه مسئله هویت ملی و فرهنگی ماست. نوروز مراسمی است که ما را به قرون متمادی از تاریخ و هویتمان پیوند میدهد. این نخستینبار هم نیست که مردم سرزمین ما، در طول تقریباً چهار هزار سالی که نوروز را بخشی از زندگی و هویت خود میدانند، بین نوروز و یک رویداد نامطلوب یا ناخوشایند قرار گرفتهاند. در طول تاریخ همیشه در معرض هجمهها، جنگها، زلزلهها و بلایای طبیعی بودهایم. بعد از ورود اسلام و تثبیت آئین شیعه هم گاهی نوروز با مراسم مذهبی مثل تاسوعا و عاشورا یا شهادت حضرت امیرالمؤمنین (ع) همزمان شده است. در همه این موارد، مردم نوروز را گرامی داشتهاند، اما نه به معنای کوچک شمردن یا بیاهمیت دانستن رویدادهای مذهبی.
** در شرایط فعلی که جامعه ما داغدار است و هنوز جنگ ادامه دارد، مردم از نظر فرهنگی و اجتماعی باید چگونه با نوروز برخورد کنند؟
نکته مهم همینجاست که نوروز صرفاً یک آئین شادی نیست. اگر آن را فقط بهعنوان جشن و شادمانی ببینیم، شاید ظاهراً با این شرایط ناسازگار بهنظر برسد و بگوییم نباید آن را برگزار کرد. اما واقعیت این است که در فرهنگ ما، نوروز مفهومی بسیار عمیقتر دارد.
ما در فرهنگمان سنتی داریم به نام «نو عید» یا «عید نو». این مربوط به خانوادههایی است که در طول سال عزیزی را از دست دادهاند. آنها خودشان هفتسین میگذارند، اما در فضای آرام و متین و نزدیکان برای عرض تسلیت و دیدار به سراغشان میآیند. درواقع، ادامه آئین ختم نیست، اما حال و هوای عیدشان متفاوت است. یعنی نوروز فقط نماد شادی نیست، بلکه بیانگر پیوستگی، احترام و استمرار زندگی است.
اتفاقاً همین ویژگی باعث شده مردم ما در دورههای گوناگون، از دوران باستان تا امروز، نوروز را همواره برگزار کنند حتی در زمانهای جنگ، عزاداری و بحران. جامعه ما اکنون هم داغدار است؛ مردم غمگین هستند اما این به معنی کنار گذاشتن نوروز نیست. نوروز برگزار خواهد شد، ولی نه به شکل شاد و سرمست، بلکه بهعنوان یک مراسم سنتی، فرهنگی و هویتی.
اگر دقت کنیم، «سفره انداختن» اساساً بخشی از فرهنگ ایرانی است؛ از سفره هفتسین گرفته تا سفره حضرت رقیه، حضرت عباس، یا حضرت زهرا (س). این آئینها ریشه در سنت ایرانی دارد و بعدها با آئینهای مذهبی درآمیخته است. هیچکدام از این سفرهها با «هلهله و شادی» همراه نیستند، بلکه حسی از احترام و صمیمیت در خود دارند.
چه برخی بخواهند و چه نه، مردم بخش بزرگی از آئینهای نوروزی را انجام خواهند داد، همانطور که در طول هزاران سال انجام دادهاند اما بر اساس تجربه، خودشان یاد گرفتهاند که چگونه آن را در هماهنگی با آئینهای مذهبی برگزار کنند. مثلاً وقتی نوروز با ماه رمضان یا محرم و صفر تلاقی داشته، مردم هر دو را رعایت کردهاند؛ هم روزه گرفتهاند، هم هفتسین گذاشتهاند. حالا هم همینگونه خواهد بود.
از دیدگاه جامعهشناسی، لزومی ندارد مردم را از برگزاری نوروز نهی کرد یا توصیههای تحکمی داشت؛ تجربه نشان داده مردم با درک فرهنگی بالایی رفتار میکنند. تنها نکته این است که در شرایط فعلی، باید مراعات خانوادههای داغدار و سوگوار را کرد. من باور دارم خود مردم این درک را دارند و رعایت خواهند کرد.
**با توجه به صحبتهای شما، بهنظر میرسد نوروز فقط «جشن» نیست، بلکه یک سنت عمیق فرهنگی و اجتماعی است که میتواند در چنین شرایط سختی حس ثبات و تداوم به جامعه بدهد. در این باره بیشتر توضیح میدهید؟
بله، دقیقاً. طبق تحقیقی که چند سال پیش توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شد، مهمترین آئینها و مناسک سنتی ایرانیان از نظر میزان پایبندی و استمرار، «نوروز» و «تاسوعا و عاشورا» هستند. این نتیجه کاملاً معنادار است و نشان میدهد مردم ما چطور بین آئینهای ملی و مذهبی نوعی توازن و پیوستگی برقرار کردهاند.
مردم ما هم به آئینهای ملی خود پایبند هستند و هم به آیینهای مذهبی و حتی آیینهای مذهبی هم بخش بزرگی از آن ریشه در آئینهای ملی دارد. مردمی که به آئینهای ملیشان پایبندند، همان مردمی هستند که آئینهای مذهبیشان را نیز جدی میگیرند. اساساً بخش بزرگی از آئینهای مذهبی ما خود به نوعی در دل آئینهای ملی شکل گرفتهاند؛ بنابراین، آئین ملی لزوماً در تضاد یا تناقض با رویداد مذهبی نیست.
مطالعه وزارت ارشاد هم تأیید کرده که مهمترین رخداد و آئین در ایران، از نظر میزان پایبندی مردم، آئین نوروز است. این نتیجه ما را به یک نکته مهم میرساند ما باید از همه نمادهای ملی و مذهبی خود استفاده کنیم تا انسجام اجتماعیمان تقویت شود.
این یک واقعیت است که برای عبور از بحرانها ما نیاز به تقویت انسجام و سرمایه اجتماعی داریم اتفاقاً پدیدههایی مانند نوروز و آئینهای مذهبی نظیر تاسوعا و عاشورا، میتوانند تا حدی کمک کنند تا سرمایه اجتماعی درون نظام حکمرانی ارتقا یابد و رابطه مردم با نهادهای دولتی بهبود پیدا کند.
سه عنصر اساسی در سرمایه اجتماعی وجود دارد؛ نخست اعتماد به نهادهای دولتی، دوم شفافیت و سوم مشارکت اجتماعی که یکی از نمودهای آن را در انتخابات میبینیم. اگر این سه عنصر تقویت شوند، سرمایه اجتماعی افزایش پیدا خواهد کرد. از این منظر، نوروز نهتنها یک مراسم نمادین، بلکه ابزاری مؤثر برای تقویت سرمایه اجتماعی در کشور محسوب میشود.
* ما الآن در وضعیت جنگی زندگی میکنیم همچون هشت سال دفاع مقدس. در آن زمان هم مردم زندگی عادیشان را ادامه میدادند؛ حتی رزمندهها برمیگشتند، ازدواج میکردند، مراسم میگرفتند و دوباره به جبهه میرفتند. آیا چنین الگویی امروز هم قابل تکرار است؟
بله، کاملاً درست میفرمایید. ما تجربه جنگ هشتساله را داریم. من خودم آن زمان در جبهه بودم، و همانطور که گفتید، افراد به زندگی عادیشان برمیگشتند. آن موقع نیز زندگی روزمره جریان داشت. اما چند تفاوت وجود دارد:اول اینکه، ما ناچاریم به زندگی عادی برگردیم، چون نمیدانیم این جنگ تا چه زمانی ادامه دارد. زندگی باید بچرخد، چرخ کشور نباید متوقف شود. اگر بخواهیم جبهه را محکم نگه داریم، نمیتوانیم کشور را تعطیل کنیم بنابراین، بازگشت به جریان طبیعی زندگی ضرورت دارد.در همین چارچوب، نوروز خودش یکی از ابزارهای بازگشت به «زندگی عادی» است حتی در شرایط جنگی.
اینطور نیست که مردم منتظر توصیه باشند چه بخواهیم و چه نخواهیم، این اتفاق خواهد افتاد. مردم نوروز را برگزار خواهند کرد، هرچند با حالوهوایی متفاوت و متناسب با شرایط.
اما درباره تفاوت جنگ کنونی با آن دوران باید گفت در جنگ هشتساله، درگیریها محدودتر و منطقهایتر بودند؛ بیشتر شهرهای غربی آسیب میدیدند و بمبارانها پراکنده بود امروز اما با یک جنگ فشرده، تکنولوژیک و مینیاتوری مواجهیم؛ ابعاد و تأثیر آن وسیعتر است و همه مردم به نوعی درگیر تبعات آن شدهاند. با وجود این، مردم باید یاد بگیرند که چرخهای اقتصاد، سیاست و اجتماع را بچرخانند؛ چون جنگ برای پیروزی، به پشتیبانی روحی، روانی، عاطفی و مالی نیاز دارد. اگر اقتصاد جریان داشته باشد، روحیه جامعه حفظ شود و زندگی ادامه پیدا کند، به امید خدا احتمال پیروزی ما بیشتر خواهد بود.
گفتوگوی ما با دکتر شریفی یزدی، در این روزها، به ما کمک کرد تا بهتر بفهمیم در مورد نوروز و آئینهایمان چه باید بکنیم. در این شرایط جنگی و پر استرس، طبیعی است که مردم احساس غم و نگرانی کنند و این پرسش پیش بیاید که آیا وقت شادی است؟جواب این است که نوروز فقط یک جشن نیست بلکه نماد شروعی دوباره و امید است، میتواند به ما کمک کند تا در این شرایط سخت، روحیه خود را حفظ کنیم. دید و بازدیدها در نوروز که بخشی از این سنت است، میتواند باعث شود کمی از اضطراب و نگرانیهایمان کم شود و به هم نزدیکتر شویم. این آئینها، بخشی از هویت ما هستند و حفظ آنها مثل این است که در برابر سختیها مقاومت میکنیم.
اما مهم است که حواسمان به همهچیز باشد. در کنار شادی نوروز، نباید یادمان برود که عزیزانمان را از دست دادهایم. سر زدن به خانوادههایی که داغدار هستند و با آنها همدردی کردن، هم نشاندهنده انسانیت ماست و هم به تقویت همدلی و اتحاد در جامعه کمک میکند. برگزاری مراسم نوروز نباید طوری باشد که دیگران فکر کنند ما بیخیال یا بیتفاوت هستیم. باید نشان دهیم که هم امید داریم و هم به فکر همدیگر هستیم.
مهمترین چیز در این روزها، اتحاد ماست. نوروز میتواند فرصتی باشد تا با هم متحدتر شویم، به هم اعتماد کنیم و در کنار هم، این دوران سخت را پشت سر بگذاریم. با مدیریت درست، نوروز امسال میتواند نماد امید و همبستگی باشد.