گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:102577

راز خون و عهد ملت

زهره پوروهابی
راز خون و عهد ملت

مراسم وداع با رهبر شهید انقلاب اسلامی تنها یک آیین سوگ نیست؛ حادثه‌ای در جریان است که در آن یک ملت هم فقدان را تجربه می‌کند و هم معنای ادامه دادن را دوباره می‌آموزد. این‌روزها خیابان‌ها و میدان‌ها فقط محل حضور جمعیت نیستند، به صحنه ظهور حافظه تاریخی ملتی تبدیل می‌شوند که رهبری را نه صرفاً یک منصب رسمی، بلکه نام یک راه، یک افق و یک مسئولیت می‌داند.
ایران امروز درحال وداع است؛ اما وداع با یک پایان نیست. مردم می‌آیند، می‌گریند، پرچم بر دوش می‌گیرند، نام رهبرشان را زمزمه می‌کنند و در همان لحظه‌ای که سنگینی فقدان را بر جان خود حس می‌کنند، معنای بیعت تازه را نیز به نمایش می‌گذارند. این سوگ، سوگی خاموش و منفعل نیست، سوگی آگاهانه، اجتماعی و تاریخ‌ساز است. اشک مردم در چنین لحظه‌ای فقط نشانه اندوه نیست، زبان وفاداری، شناخت و تصمیم است.
در اینجا باید از سطح گزارش روزانه فراتر رفت و پرسید: راز این حضور چیست؟ چرا فقدان یک رهبر به‌جای آنکه جامعه را فقط در اندوه فرو ببرد، آن را به میدان عهد و استمرار می‌آورد؟ پاسخ را می‌توان در همان حقیقتی جست که شهید سیدمرتضی آوینی در حکمت شهادت از آن سخن می‌گفت. آوینی شهادت را مرگ نمی‌دانست، آن را لحظه آشکار شدن حقیقت می‌دید. در نگاه او، خون شهید فقط بر زمین نمی‌ریزد، پرده‌ای را کنار می‌زند و رازی را فاش می‌کند. راز خون این است که حقیقت، گاهی در لحظه فقدان، روشن‌تر از زمان حضور دیده می‌شود.
از این منظر مراسم وداع با رهبر شهید انقلاب، فقط بدرقه پیکر نیست، تماشای آشکار شدن یک حقیقت است. حقیقت اینکه رهبری در ایران، اگر در جان مردم ریشه داشته باشد، با غیبت جسمانی پایان نمی‌یابد. راه وقتی با ایمان، مجاهدت، استقلال، عدالت‌خواهی و امید تاریخی گره خورده باشد، از پیکر فراتر می‌رود و به حافظه، اراده و مسئولیت یک ملت تبدیل می‌شود.
رهبر شهید انقلاب در طول سال‌های رهبری خود، استقلال ایران را به یکی از بنیادی‌ترین مؤلفه‌های حیات ملی تبدیل کرد. در منظومه فکری او استقلال نه یک شعار تشریفاتی است و نه واکنشی مقطعی به فشارهای خارجی؛ استقلال شرط عزت، پیشرفت و امکان تصمیم‌گیری آزادانه یک ملت است. او ایران را به تکیه بر ایمان، دانش، مردم، ظرفیت‌های درونی و قدرت تولیدکننده خود فرا خواند و به جامعه آموخت ملتی که خود را باور نکند، در نظم جهانی سلطه‌محور، ناگزیر به حاشیه رانده می‌شود.
از همین رو مقاومت در نگاه او فقط ایستادن در برابر دشمن نیست؛ ساختن افق است. مقاومت اگر افق نداشته باشد، به واکنش تبدیل می‌شود، اما در اندیشه رهبر انقلاب، مقاومت با آینده پیوند دارد. او ایران را فقط به تحمل فشارها دعوت نمی‌کرد، ایران را به ساختن قدرت، تولید دانش، پاسداری از هویت، دفاع از مظلومان و گشودن راهی تازه در جهان فرا می‌خواند. همین معنا است که رهبری او را از سطح مدیریت سیاسی فراتر می‌برد و به سطح معماری یک چشم‌انداز تمدنی می‌رساند.
در چنین چشم‌اندازی، ایران فقط یک کشور در برابر تهدیدها نیست؛ نشانه امکان ایستادن است. برای همین بوده که مراسم وداع با رهبر شهید انقلاب، فقط در مرزهای ایران معنا نمی‌شود، نگاه بسیاری از ملت‌ها، جریان‌ها و آزادگان جهان به این وداع دوخته شده است، زیرا آنان در این رهبر، نماد مقاومتی را می‌بینند که از ایران آغاز می‌شود، اما به مسئله امت اسلامی، فلسطین، کرامت انسان و آزادی ملت‌ها از سلطه گره می‌خورد. این درست همان چیزی است که استکبار از آن می‌ترسد؛ همان چیزی که باعث شده حتی از مراسم تشییع این بزرگ‌مرد نیز بترسد و تمام تلاش خود را صرف منصرف کردن دولت‌ها از فرستادن نماینده برای آیین تشییع کند. قدرت‌های سلطه‌گر به‌خوبی می‌دانند که مراسم وداع با یک رهبر اثرگذار، فقط یک رویداد داخلی نیست، می‌تواند به صحنه بازتولید معنا، بازسازی امید و نمایش استمرار یک جبهه تاریخی تبدیل شود. آنان از جمعیت صرف نمی‌هراسند، از معنایی می‌هراسند که جمعیت با خود حمل می‌کند؛ اما آنچه در ایران جاری است، با فشارهای دیپلماتیک و روایت‌سازی‌های رسانه‌ای خاموش نمی‌شود. حضور مردم، استمرار مراسم و توجه افکار عمومی جهان نشان می‌دهد که نسبت ملت ایران با رهبری انقلاب، نسبتی عمیق‌تر از مناسبات رسمی قدرت است. مردم در این روزها فقط برای بدرقه نمی‌آیند، برای شهادت دادن می‌آیند. شهادت دادن به اینکه راه استقلال، عزت، مقاومت و امید در جان جامعه، زنده است.
اندیشه شهیدآوینی بار دیگر به فهم این لحظه کمک می‌کند. شهیدآوینی در روایت عاشورا و شهادت، همواره میان خون، حقیقت و تاریخ پیوند برقرار می‌کرد. در نگاه او شهید با رفتن خود راه را نمی‌بندد، راه را آشکار می‌کند. خون شهید اگر در زمین ایمان و آگاهی ریخته شود، جامعه را از غفلت بیرون می‌آورد و به آن نشان می‌دهد که چه چیزی ارزش ادامه دادن دارد. راز خون همین است: شهادت، حقیقت یک راه را از حجاب عادت بیرون می‌کشد.
امروز نیز فقدان رهبر شهید انقلاب اگرچه زخمی عمیق بر جان ملت است، اما در همان حال بسیاری از معناها را روشن‌تر می‌کند. اکنون بهتر دیده می‌شود که استقلال چه سرمایه‌ای است، عزت چه بهایی دارد، رهبری چه نقشی در حفظ جهت تاریخی یک ملت ایفا می‌کند و چرا دشمنان ایران بیش از آنکه از قدرت نظامی یا سیاسی یک کشور نگران باشند، از زنده ماندن روح مقاومت در یک ملت بیم دارند.
در چنین لحظه‌ای، زبان تحلیل سیاسی به‌تنهایی کافی نیست. گاهی شعر، بهتر از هر عبارت تحلیلی، عمق خلأ و سنگینی فقدان را بیان می‌کند:
انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
این‌قدر که خالی شده بعد از تو جهانم
اما در منطق شهادت، این خالی شدن پایان ماجرا نیست. خالی شدن جهان پس از رفتن انسان‌های بزرگ، اگر با ایمان و بصیرت همراه شود، جای خود را به پُر شدن تاریخ از مسئولیت می‌دهد. رهبران بزرگ وقتی از میان مردم می‌روند، اگر در جان ملت ریشه دوانده باشند، به خاطره‌ای منفعل تبدیل نمی‌شوند، به تکلیف، جهت و عهد تبدیل می‌شوند.
بزرگ‌ترین سند اثرگذاری رهبر انقلاب، همین مردمی هستند که این‌روزها در مراسم وداع حضور می‌یابند. این حضور نشان می‌دهد که رهبری در ایران فقط در ساختار رسمی معنا نمی‌شود، در جان جامعه در زبان مردم، در حافظه نسل‌ها و در اراده آینده‌ساز ملت معنا پیدا می‌کند. مردم با حضور خود می‌گویند که راه استقلال، عزت و مقاومت با رفتن جسم رهبر متوقف نمی‌شود. آنان درحال وداع‌ هستند، اما هم‌زمان درحال اعلام وفاداری به مسیری هستند که باید ادامه یابد.
اکنون ایران در میانه یک وداع تاریخی قرار دارد؛ وداعی که ادامه دارد و هر روز آن می‌تواند جلوه‌ای تازه از پیوند ملت با رهبر خود را نشان دهد. این‌روزها مسئله فقط سوگواری نیست، مراقبت از سرمایه‌ای است که با ایمان، صبر، خون، عقلانیت، مردم‌باوری و مقاومت ساخته شده است. دشمنان ایران ممکن است فقدان رهبر را فرصتی برای تضعیف ملت ببینند، اما منطق شهادت و تجربه تاریخی ایران چیز دیگری می‌گوید: گاهی فقدان یک رهبر، اگر با حضور آگاهانه مردم همراه شود، به آغاز فصل تازه‌ای از وفاداری، وحدت و ایستادگی تبدیل می‌شود.
مراسم وداع با رهبر شهید انقلاب اسلامی، آیینی در جریان است؛ آیینی که در آن ملت ایران با راه او دوباره عهد می‌بندد. این عهد، عهد استقلال ایران، عزت امت اسلامی، آزادی قدس، حمایت از مظلومان، پیشرفت درون‌زا، وحدت ملی و امید به آینده‌ای است که آزادگان جهان در آن سهم دارند.

ارسال نظر

سوال: پنج منهای دو؟ 3

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار