نوروز در همدان قدیم
وی با اشاره به اینکه نوروز نمادی از نو شدن و باروری طبیعت است، توضیح داد: این جشن با طبیعت هماهنگ است و برخلاف تاریخ قمری (که 10 روز در هر سال تغییر دارد)، تغییری در زمان نوروز نداریم و هرسال در بهار آن را جشن میگیریم؛ بهواقع برای برگزاری جشنهای ایرانیان، به موعدهای کشاورزی نیز توجه میشده است.
مؤمن با بیان اینکه آداب و رسوم نوروزی بهویژه در همدان شامل نظافت و خانهتکانی، خرید لباس نو و آشتی کردن با دیگران است، اذعان کرد: تهیه آذوقه در همدان بهدلیل سرمای زمستان، اهمیت داشته است و خانوادهها خوراکیهای محلی مانند گرده میپختند. در برخی مناطق سکهای در شیرینیها پنهان میشد و هرکس آن را پیدا میکرد، بهعنوان فردی با اقبال خوب درنظر گرفته میشد.
وی با بیان اینکه در گذشته زمان نوروز بزرگان خانواده میانجیگری میکردند تا اختلافات خانوادگی حل شود، گفت: در شب تحویل سال نیز با شلیک توپ، آغاز سال نو اعلام میشد. در دوران قاجار و مشروطه و پیش از آن شلیک گلولههای توپ از تپه مصلی را داشتیم؛ شلیک توپ در ماه رمضان برای اعلام سحر و افطار هم بود.
این مؤلف و همدانپژوه افزود: در گذشته مصرف برنج کمتر بود و در شب عید، رشتهپلو با آرد خانگی تهیه و با خورشت سرو میشد و آذوقه جمعآوریشده در طول سال هم در ایام عید به ته دیگ میخورد.
مؤمن در توصیفی از رسوم تحویل سال در گذشته با بیان اینکه در آستانه سال نو کودکان روستاها و محلهها دور هم جمع میشدند، به رسم آویزان کردن شالها به خانهها اشاره کرد.
وی گفت: در آن دوران که خانهها حیاط و پشتبام داشتند، کودکان با شالها و روسریهای بزرگ به پشتبامهای همسایهها و اقوام میرفتند و آنها را برای طلب شادی و برکت، آویزان میکردند. خانمهای خانه که متوجه این موضوع میشدند، خوراکیهایی مانند شیرینی، گردو و کشمش در شال قرار میدادند و پول نیز برای کودکان گذاشته میشد. در این مرحله شال گره زده شده و با تکان دادن، مشخص میشد که فرد میتواند شال را بالا بکشد و هدیه خود را دریافت کند.
این مؤلف و همدانپژوه افزود: با شروع نوروز اقوام مختلف در همدان (ازجمله ترکها، کردها، لرها، فارسها و اخیراً خوزستانیها) با اصول مشترکی گِرد هم میآیند و به رسم عیدی دادن، به کودکان و گاه بزرگسالان، عیدی داده میشود.
وی با اشاره به اینکه در شب تحویل سال افراد سعی میکردند در خانه بزرگ خانواده جمع شوند و عیدیهای نقدی (سابق اسکناسهای 10 تومانی و 20 تومانی بود) که لای قرآن قرار داده شده بودند توسط بزرگ خانواده بیرون کشیده و بهعنوان هدیه به حاضرین داده میشد، ابراز کرد: گاهی سکههای 5 تومانی نیز بر حسب مقام افراد، توزیع میشود.
مؤمن با بیان اینکه در روستاها نیز این آیین به شکلی مشابه اجرا میشد، عنوان کرد: همه اهالی روستا در خانه بزرگ روستا (خان، کدخدا یا هر شخص مورد احترام دیگر) جمع میشدند، ناهار میخوردند و بزرگ روستا از آنها پذیرایی میکرد.
وی با اشاره به اینکه در پایان ناهار شیرینی (شکلاتهای نباتی قهوهایرنگ، مویز و غیره) با نعلبکی توزیع میشد، گفت: در این مجلس تصمیمات سال آینده روستا نیز گرفته میشد، ازجمله انتخاب دشتبان، چوپان و برنامهریزی برای لایروبی جویهای آب کشاورزی و غیره.
مؤمن با بیان اینکه در محلههای قدیمی همدان هم همینگونه کارها انجام میشد چون شهر ما محلهمحور بود، عنوان کرد: هر محله بهعنوان یک مرکز خودکفا با امکاناتی همچون حمام، اصطبل و چمن، فعالیت میکرد؛ تصمیمات در سطح محله گرفته میشد و بزرگان با کمک به نیازمندان، شادی را در میان افراد تقسیم میکردند.
مؤمن گفت: وقتی افراد برای عیددیدنی به خانه اقوام میرفتند، پس از صرف ناهار یا شام و آجیل، بچههای کوچک تخممرغهای آبپزشده رنگی هم بهعنوان عیدی دریافت میکردند. در ایام عید اقوام به دیدن همدیگر میرفتند و این رسم تا سیزده روز عید ادامه داشت.
وی با بیان اینکه در همدان اگر دختری نامزد داشت خانواده پسر نزدیک عید خنچههای بزرگ پُر از خوراکیهای محلی برایش میآوردند، توضیح داد: این هدایا بهعنوان «عیدانه» داده میشد تا تجلیل و یادآوری پیوند خانوادگی باشد. زمانی که همین دختر به خانه شوهر میرفت، هدیه عیدانه را مادر و پدرش برایش میآوردند که رسم مذکور اکنون نیز کماکان وجود دارد.
این مؤلف و همدانپژوه افزود: در بعضی از خانوادهها پدر عیدی را میبرد و بعد پسرها بزرگ میشدند و این وظیفه از او ساقط و به عهده پسرها میشد. در برخی خانوادهها تقسیم وظیفه عیدی بردن میشد؛ برای مثال پسر بزرگ برای خواهر عیدی میبرد و مابقی پسرها از این وظیفه معاف میشدند. در خانوادههایی نیز تمام برادرها و نیز پدر خود را موظف میدانستند که هرکدام عیدی جداگانه برای خواهر و دختر خانواده ببرند.
مؤمن ابراز کرد: رسمهایی همچون دیدار با خانوادههای داغدار و برگزاری مراسم تسلیت نیز رایج بوده است که اکنون نیز تحت عنوان «نوعید» گاهی برگزار میشود. لرها و کردها در این اوقات، بهویژه درصورت فوت جوانان ناکام، موسیقی سوزناک چمری مینواختند یا درصورت کشته شدن جوانان در درگیریهای قومی قبیلهای، با رقص و پایکوبی غم و اندوه خود را ابراز میکردند و از شاد شدن دشمن جلوگیری میکردند.
وی با بیان اینکه این رسمها ریشه در ایران باستان دارند، گفت: همچنین جمعه آخر سال را داشتیم که خانوادهها به دیدار عزیزانشان در قبرستان میرفتند و با زیرورو کردن خاک مزارشان، احترام خود را به آنها نشان میدادند.
این مؤلف و همدانپژوه ابراز کرد: بعضی از خانوادهها در شبنشینیهای عید و جز آن شاهنامهخوانی هم داشتند؛ کتاب فلکناز، حسین کرد شبستری و دیگر کتب نیز خوانده میشد. معمولا بزرگترها داستانهایی از گذشته در سینه حفظ داشتند که به سنت شفاهی آن را نقل میکردند که بسیاری از آداب و رسوم و فرهنگ عامیانه ما از طریق همین سنت شفاهی جابهجا و به نسل جدید منتقل میشد.
مؤمن گفت: کتابخوانی و داستان نقل کردن فقط یک مراسم نبود، یک هویتبخشی به نسل جوان و کودکان بود؛ از احترام گذاشتن به بزرگترها، دور هم جمع شدن، خبردار شدن از وضعیت مالی، اجتماعی، سلامتی و جسمانی یکدیگر و تقسیم کردن شادی بین همدیگر.
وی اذعان کرد: همدانیها روز سیزده به دامن طبیعت میرفتند و جوانترها سبزه گره میزدند، به امید اینکه سال آینده در خانه بخت باشند. به دامن طبیعت رفتن در بهار، به جهت شروع کار و کشاورزی در آیین زرتشت بوده است.
مؤمن در بخش پایانی سخنانش عنوان کرد: پس از ورود اسلام به ایران، درحالی که بسیاری از کشورها عرب شدند، ایران زبان فارسی خود را حفظ کرد. یعقوب لیث در شوشتر گفت شاعران باید به زبان فارسی صحبت کنند تا هدیه بگیرند.
این مؤلف افزود: این اقدام و همچنین تلاشهای فردوسی و دیگران، باعث شد تا زبان فارسی در قرون اولیه اسلامی توسط دهقانان حفظ و جشن نوروز نیز در آیین اسلام پذیرفته شود.