خانواده؛ کانون بنیادین تعالی انسان و سدی در برابر بحرانهای اجتماعی
خانواده بهعنوان بنیادیترین رکن جامعه، نقشی حیاتی در پیریزی هویت انسان ایفا میکند. این مصاحبه با روانشناس و مشاور خانواده، با هدف جست و جوی تمایز بین آدمیت و انسانیت و تبیین راهکارهای مدیریت بحرانهای روانی انجام شده است. ضرورت تقویت عزتنفس و علتیابی تنشهای خانوادگی، اهمیت بازگشت به الگوهای اصیل تربیتی را دوچندان میکند تا با شناخت دقیق مسئولیتها، سلامت فردی و ثبات اجتماعی در برابر تلاطمها تضمین گردد.
نصرالله منصوری، در تبیین جایگاه خانواده گفت: دیدگاههای گوناگونی در این باره وجود دارد؛ برتراند راسل، تمامی ساکنان کره زمین را اعضای یک خانواده در خانههای مختلف میداند، اما در فرهنگ اصیل ما ایرانیان، خانواده مانند یک کشور کوچک است که شخصیت افراد از همان کودکی در آن شکل میگیرد. بعداً، محیطهای آموزشی و شغلی بر این اساس بنا میشوند.
او افزود: باید بین شخص و شخصیت تمایز قائل شد. خداوند متعال انسان را از گوشت و پوست و استخوان آفریده، اما هویت حقیقی او فراتر از فیزیک و کالبد است. مقام انسان چنان رفیع است که خداوند در قرآن کریم، خطاب به حضرت داوود (ع)، ایشان را خلیفه و جانشین خود در زمین نامیده و فرمان داده که بر اساس حق و عدالت و به دور از هوای نفس، میان مردم حکم کند. این جایگاه خلیفهالهی، رسالتی سنگین و موضوعی گسترده برای پژوهش است.
این روانشناس و مشاور خانواده بیان کرد: بین آدم و انسان تمایزهای بنیادین وجود دارد. آدمها فقط زنده هستند، اما انسانها زندگی میکنند؛ آدمها صرفاً میشنوند، اما انسانها گوش فرا میدهند. در قرآن کریم نیز تأکید بر واژه انسان، نشاندهنده لزوم جهش از مرتبه آدمیت به سوی تکامل و انسانیت است. ریشه این تحول و نیل به مقام جانشینی خداوند، در نهاد خانواده شکل میگیرد.
منصوری با اشاره به الزام دوری از خودفریبی و دگرفریبی توسط والدین برای عبور از تلاطمهای اجتماعی و رسیدن به ساحل سلامت توضیح داد: آنها با چنین اعمالی میتوانند در پی تحقق الگوی واقعی پدری و مادری باشند. تنها از این طریق است که میتوان نسلی شایسته و مقتدر برای آینده جامعه پرورش داد.
او توضیح داد: الگوی رفتاری والدین در فرزندانشان منعکس میشود. تربیت فرزند فراتر از ظاهر، بر اساس واقعگرایی و تمایز دقیق مفاهیم بنا شده است. ما اغلب در تشخیص مفاهیمی چون ادب، آسایش، آرامش و خوشبختی اشتباه میکنیم. هرچند با تکیه بر مادیات میتوان به آسایش رسید، اما آرامش و خوشبختی لزوماً از ثروت به دست نمیآیند. همانطور که گوته میگوید، خوشبخت کسی است که قلبی را نرنجاند و دیگران از او در امان باشند. نلسون ماندلا نیز زیبایی رفتار را ماندگارتر از زیبایی چهره میداند.
این مشاور و روانشناس خانواده گفت: در نظام تربیتی، کودکان بیش از هر چیز به رفتار والدین توجه میکنند. امام علی (ع) میفرمایند؛ «آموختههای دوران کودکی مانند نقش بر سنگ است که هرگز پاک نمیشود.» یافتههای روانشناسی مدرن نیز این سخن را تأیید میکند. تا سن هفتسالگی، هر آنچه را در حافظه ثبت کنیم، در آینده به کار خواهیم برد، اما ذهن از سنین میانسالی به بعد رو به فراموشی میرود.
منصوری افزود: فرزندان، رفتار والدین را در محیط خانه به دقت زیر نظر دارند و در ذهن خود ثبت میکنند. نحوه برخورد پدر با مشکلات، حوصله مادر در سختیها، مقاومت در برابر بیعدالتی یا کوتاه آمدن در برابر آن، همگی نحوهی رفتار کودک را شکل میدهند. اگر والدین، مخصوصاً پدر در کارهای مالی و اجتماعی و مادر در تربیت عاطفی، بتوانند مشکلات را به فرصت تبدیل کنند، فرزندانی قوی تربیت خواهند شد. همانطور که ژانژاک روسو میگوید، موفقیت یا شکست هر فرد به تربیت و دامن مادری او بستگی دارد. نمونه برجسته این موضوع، حضرت امالبنین (س) است که تربیت او، قهرمانی چون حضرت عباس (ع) را به بار آورد.
وی در توضیح اینکه وقتی اتفاقات سختی مثل جنگ رخ میدهد، مشکلات روحی در خانواده به شکلهای مختلفی ظاهر میشود گفت: نخستین نشانه، ترس و وحشت شدید است که شخصیت فرد را از قبل از حادثه کاملاً تغییر میدهد. نشانه دوم که کمتر به چشم میآید، گوشهگیری درونی است. خیلیها در زمان بحران فریاد نمیزنند، بلکه آنقدر در خودشان فرو میروند که ارتباطشان با دنیای بیرون قطع میشود. وظیفه ما این است که ابتدا این مشکلات را بشناسیم و بعد، روش مقابله با آنها و تبدیلشان به فرصت را ابتدا در خانواده و سپس در مدارس به جوانان یاد بدهیم.
این روانشناس و مشاور خانواده در تحلیل نشانههای بالینی بحران و ضرورت تحول در نظام سلامت و تربیت گفت: در تبیین ابعاد عمیقتر آسیبهای ناشی از بحران، باید به نشانههای رفتاری توجه ویژهای داشت. یکی از پیامدهای جدی اثرگذاری بحران بر روان فرد، آسیبپذیری در برابر جریان شایعات است. در این شرایط، فرد آگاهانه یا ناخودآگاه به بلندگوی شایعات تبدیل شده و هر خبر کذبی را درباره حوادث پیشرو مثل بمباران یا بلایای طبیعی میپذیرد و منتشر هم میکند.
منصوری ادامه داد: نشانه مشهود دیگر، تبدیل شدن فرد به موجودی پرخاشگر است. این پرخاشگری از مرحله تندی زبان آغاز شده، به فریاد و نعره میرسد و در صورت عدم مدیریت صحیح، به درگیری فیزیکی و تخریب اشیاء ختم میشود. اینها مراحل مختلف یک شخصیت بحرانزده است که نیازمند مداخله ریشهای است.
وی در بیان راههای مواجهه با ناهنجاریهایی مانند وسواس فکری یا رفتارهای غیرعادی گفت: نباید صرفاً با معلول برخورد کرد؛ برخورد فشارگونه با معلول، تنها بر شدت بحران میافزاید. باید بر منشأ و ریشه رفتار تمرکز کرد.
یک مشاور خانواده گفت: باید بین نگرانی طبیعی و مشکل جدی روانی فرق گذاشت. کمی اضطراب در زمان بحران و جنگ طبیعی است، اما وقتی این اضطراب به پرخاشگری، گوشهگیری شدید، یا حملات عصبی (پانیک) تبدیل شود، یعنی فرد از حالت عادی خارج شده و دچار مشکل جدی شده است. در موارد خیلی شدید که فرد با وجود تلاش دیگران، مدام به یاد وضعیت بحرانی گذشته میافتد، استفاده از دارو با دوز بالا یا حتی بستری شدن در مراکز درمانی برای بهبود وضعیت، ضروری خواهد بود.
منصوری در تحلیل چگونگی عبور از مشکلات روانی و روشهای مدیریت اوضاع در خانواده توضیح داد: وقتی میخواهیم آسیبهای روانی ناشی از بحران را بشناسیم، باید بین شدت و معیارهای اختلالات مختلف فرق بگذاریم. از نظر علمی، برای تشخیص افسردگی کامل، 34 علامت خاص تعریف شده است. اضطراب هم 19 علامت جداگانه دارد که میتواند همراه با افسردگی، فرد را دو برابر رنج دهد.
وی افزود: شناسایی این وضعیت در کسانی که غم و رنج خود را بروز نمیدهند و حرف نمیزنند، تنها با ایجاد رابطه دوستانه و تشویق آنها به صحبت کردن ممکن است. از نظر درمانی، مداوای این اختلالات زمانبر است و عواملی مانند تقویت روابط اجتماعی، توسل به باورهای دینی و همراهی با افراد همدل، از مهمترین توصیهها برای مقابله با افسردگی هستند.
وی در ادامه گفت: در واقع، به خاطر مشکلاتی که از جنگ اخیر به وجود آمد، این آسیبهای روانی تا حدی در بین مردم جامعه رواج پیدا کرده است. بنابراین، برای کمک به دیگران، اول باید خودمان را با کنترل احساسات و افکارمان قوی کنیم.
این روانشناس و مشاور خانواده در این میان، فرق بین اعتماد بهنفس و عزتنفس خیلی مهم است. جامعه ما بیشتر روی اعتماد بهنفس تمرکز دارد، در حالی که چیزی که انسان را در سختیها حفظ میکند، عزت نفس است. بهترین نمونه عزت نفس در تاریخ، صحبتهای حضرت زینب (س) در مقابل سرزنشهای عبیدالله بن زیاد است که فرمودند: «جز زیبایی ندیدم.» این نگاه عمیقی که در اوج سختیها فقط زیبایی را میبیند، از درون پربار انسان سرچشمه میگیرد. فردی که عزت نفس دارد، هرگز برای رفع نیازهای مادی، آبروی خود را نزد افراد بیارزش، دستاویزی برای صلح قرار نمیدهد.
منصوری با توضیح اینکه امروزه خوشبختانه نگاه جامعه نسبت به مراجعه به روانشناس بهبود یافته و از انگزداییهای گذشته فاصله گرفتهایم گفت: با این حال، در موارد حاد و بیماریهای تلقینی که فرد حتی واقعیات ملموس را انکار میکند، مداخلات جدیتر روانپزشکی و گاه بستری در مراکز تخصصی برای مدیریت بحران ضرورت مییابد.
وی در پاسخ به این دغدغه که چگونه میتوان تنش و پرخاشگری ناشی از بحران را در کانون خانواده مدیریت کرد تا به سایر اعضا و کودکان منتقل نشود توضیح داد: دو گام کلیدی وجود دارد؛ نخست ریشهیابی و یافتن علت اصلی بروز رفتار و دوم تمرکز بر منشأ بحران به جای برخورد با معلول. اگر والدین خود دچار اضطراب هستند، باید پیش از هر واکنشی، به بازسازی روانی خود بپردازند چراکه سکوت سنگین یا پرخاشگری والدین، بهسرعت در فضای خانه تکثیر میشود. مدیریت بحران در خانواده مستلزم آن است که بدون سرکوب عواطف، ریشههای ترس شناسایی شده و فضای خانه به جایگاه امنی برای تخلیه هیجانی و بازگشت به آرامش تبدیل شود.
او در توضیح تغییر رویکرد از سرزنش به پذیرش که کلید رشد روانی خانواده در مواجهه با بحران است گفت: در تحلیل رفتارهای اجتماعی مواجهه با آسیبدیدگان روانی، یکی از موانع اصلی بهبود، پدیده سرزنش است. در کانون خانواده، نخستین گام برای مدیریت بحران، ریشهیابی علل رفتارها و جایگزینی نگاه حذفی با نگاه درمانگرانه است. نباید فرد آسیبدیده را بهواسطه رفتارهایی نظیر ناهنجاریهای عقیدتی یا حتی اعتیاد، مایه ننگ دانست و از کانون خانواده راند. چراکه خداوند متعال رحمت خود را حتی از منکران نیز دریغ نمیکند. وظیفه والدین در این شرایط، نه تقابل و سرزنش، بلکه همراهی برای رفع منشأ بحران و به حداقل رساندن تنشهای داخلی است.
این روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه تبدیل بحران به فرصتی برای رشد روانی مستلزم ایجاد همدلی و انسجام در نهاد خانواده است ادامه داد: برای عبور از وضعیت بقا به مرحله شکوفایی، مشورت از متخصصان و مشاورانی که امانتدار و به دور از منت و تحقیر باشند، ضرورتی انکارناپذیر است. والدین باید بیاموزند که در برابر عضو آسیبدیده خانواده، از برچسبهایی نظیر روانی پرهیز کرده و با ایجاد اطمینان خاطر، فرآیند بهبود را تسهیل کنند.
منصوری با بیان اینکه قرآن کریم و ائمه اطهار (ع) میتوانند راهنمای خوبی برای کمک خواستن باشند، توضیح داد: تجربه ثابت کرده است که در بسیاری از مشکلات روانی که علم روز قادر به حل آنها نیست، پناه بردن به قرآن کریم و اهل بیت (ع) راه حلی شفابخش و فراتر از نظریههای علمی است. ارتباط قلبی با معنویت و توسل، آرامشی در روان انسان ایجاد میکند که حتی شدیدترین فشارها از نظر اقتصادی و اجتماعی را نیز قابل تحمل میسازد.
وی در پایان با نگاهی کلی، ملت ایران را همواره در طول تاریخ، ملتی تمدنساز و شریف توصیف کرد و گفت: مقاومت و اتحاد مردم در برابر جنگ و فشارهای اقتصادی اخیر، نشاندهنده روحیه ایثارگری و انساندوستی ایرانیان است. زنان و مردان ایرانی با اعتقاد به خداوند و عشق به وطن، در راه آرمانهای خود ایستادهاند و همین ارزشهای اساسی، تضمینکننده پیروزی و عبور قدرتمندانه از مشکلات آینده خواهد بود. شایسته است بدانیم که گرامیداشت این ارزشهای اخلاقی و افزایش دانش مدیریت بحران در خانواده، نهتنها سلامت روانی جامعه را تضمین میکند، بلکه زمینهساز ایجاد تمدنی نو و مقاوم در برابر چالشهای جهانی خواهد بود.