دفاع از وطن و عقاید، فطری است
اگر میبینیم ملتهایی از حیثیت، خاک و شخصیت خود دفاع نمیکنند، درواقع برخلاف فطرت خود عمل کردهاند؛ اینها معمولاً مورد ظلم واقع شده و دچار نوعی درماندگی شدهاند. پس در درجه نخست باید بدانیم که میل به دفاع، یک ریشه فطری و مقدس دارد که در همه انسانها مشترک است.
فرهنگ ایثار و شهادت، نهتنها یک واژه مقدس، بلکه یکی از اصلیترین و حیاتیترین ستونهای شکلدهنده به هویت ملی و اصالت هر فرد ایرانی است؛ این میراث گرانبها که ریشه در اعماق تاریخ، باورها و تمدن کهن ما دارد، نقشی بیبدیل در حفظ انسجام ملی، بهویژه در زمان وقوع بحرانهای سخت و سرنوشتساز ایفا کرده و باعث تقویت و افزایش شگفتانگیز تابآوری جامعه در برابر ناملایمات شده است. فرهنگی که از سالیان بسیار دور و از دوران باستان تا به امروز در رگ و خون ایرانیها جریان داشته، همان روحیه والای ازخودگذشتگی و شهادتطلبی است. این امانت ارزشمند، به شکلی هنرمندانه سینه به سینه و نسل به نسل حرکت کرده، در بطن زندگی مردم منتشر شده و با وفاداری کامل انتقال یافته است تا امروز به دست نسل جوان و پُرشور این مرزوبوم برسد.
نکته قابل تأمل و درخشان این است که هر نسلی در زمان خودش، متناسب با شرایط خاص، تهدیدات موجود و بحرانهای متفاوتی که تجربه کرده و جلوهای منحصربهفرد از فرهنگ ایثار و شهادت را از خود نشان داده است. استمرار بهروشنی ثابت میکند که این فرهنگ از نسلهای گذشته تا به امروز، بهطور همیشگی درحال منتقل شدن، بالندگی و بهروزرسانی است. در طول تمام این سالهای پُرفرازونشیب، بهویژه در مواقع حساس و بحرانی، همین روحیه فداکاری بوده که مانند یک لنگرگاه مطمئن، باعث انسجام و وحدت ملی شده، آدمها را با وجود تمام تفاوتها در سلیقهها به یکدیگر نزدیکتر و پیوندهای اجتماعی را محکم کرده است.
زمانی که ایثار به یک فرهنگ عمومی و پذیرفتهشده تبدیل میشود، تابآوری جامعه به طرز عجیبی بالا میرود؛ چراکه مردم در برابر طوفانِ حوادث، خود را تنها و بییاور نمیبینند. این فرهنگ، بذرهای امید و خودباوری را در دلها میکارد و بهنوعی برای آحاد مردم، یک «معنای عمیق برای زندگی» ایجاد کرده است. درواقع، شهادتطلبی به انسان معاصر یاد میدهد که زندگی چیزی فراتر از مادیات است و فداکاری برای اهداف بلند، به هستی انسان ارزش و شکوه میبخشد. همین معنای متعالی است که ضامن بقای ایران عزیز در طول تاریخ بوده است.
حال بهمنظور واکاوی دقیق ریشههای این ماندگاری، به سراغ جناب آقای علیرضا کمندانی، کارشناس ارشد روانشناسی اسلامی، مشاور و روانشناس خانواده رفتهایم تا درباره ابعاد مختلف فرهنگ ایثار و شهادت با ایشان مصاحبه کنیم؛ این روانشناس در گفتوگویی جذاب، به بررسی این موضوع پرداخت که چرا یک جوان امروزی با وجود تمام دلمشغولیها و فشارهای سنگین رسانهای، بازهم وقتی پای دفاع از وطن، عقیده و ارزشهای انسانی پیش میآید، با شجاعتی مثالزدنی در میدان حاضر میشود.
در ادامه متن این گفتوگو تقدیم شما میشود:
* به عنوان سؤال نخست، بفرمایید که فرهنگ ایثار و شهادت از دوران دفاع مقدس تا تحولات اخیر (مانند جنگ 12 روزه و اتفاقات جاری)، چه تغییراتی داشته است؟ همچنین چه عناصر ثابتی وجود دارد که باعث شده این فرهنگ همچنان در جامعه ایرانی زنده بماند؟
برای پاسخ به این سؤال باید پدیده شهادتطلبی و گریز نکردن از مرگ در راه آرمان را واکاوی کنیم. به نظر میرسد نخستین نکتهای که باید به آن اشاره کرد، موضوع دفاع است؛ دفاع از وطن، دفاع از عقاید و دفاع از انسانیت. این انگیزهها در وجود هر انسانی نهادینه شده است. خداوند در بدو خلقت، انگیزه دفاع از مبانی ارزشمند، عزتنفس و اعتمادبهنفس را در فطرت همه انسانها قرار داده است.
اگر میبینیم ملتهایی از حیثیت، خاک و شخصیت خود دفاع نمیکنند، درواقع برخلاف فطرت خود عمل کردهاند. اینها معمولاً مورد ظلم واقع شده و دچار نوعی درماندگی به قول سلیگمن شدهاند. پس در درجه نخست، این میل به دفاع، یک ریشه فطری و مقدس دارد که در همه انسانها مشترک است.
اما آنچه مردم ایران را از دیگر ملتها متمایز میکند، پیوند این فطرت پاک با باورهای شیعی است؛ حس و حالی که امام حسین (ع) در رگهای شیعه به جریان انداخته، همچنان باقی بوده و جان تازهای گرفته است. طبق مبانی قرآنی، شیعه به اصل اِحدیالحُسنین به معنی یکی از دو نیکی باور دارد؛ یعنی ما در مسیر دفاع از خاک و باورهایمان یا دشمن را شکست داده و به عقب میرانیم که پیروزی است و یا اگر به این هدف نرسیم، به مقام والای شهادت میرسیم که آن هم پیروزی دیگری بوده؛ پس در هر دو صورت، ما پیروزیم.
وقتی ملتی اینگونه فکر میکند و از اباعبداللهالحسین (ع) الگو میگیرد، دیگر در برابر سختیها کم نمیآورد. برخی میگفتند جوان امروزی دیگر مثل جوان دوران جنگ تحمیلی نیست و مردم سست شدهاند؛ اما دیدیم که اینطور نیست. در کجای دنیا دیده میشود که وقتی تهدیدی علیه کشور صورت میگیرد، مردم بروند و زنجیره انسانی تشکیل دهند تا اجازه تجاوز به دشمن ندهند؟
این شهادتطلبی از دو بال اصلی میآید: بال نخست همان فطرت انسانی برای دفاع از عزت نفس است و بال دوم که مهمتر بوده، الگویی بهنام اباعبدالله (ع) است که در مقابل استکبار و فرعون زمانش ایستاد و فریاد زد هیهات مناالذله. ایشان فرمودند که دشمن مرا بین دوراهی شمشیر یا ذلت قرار داده، اما کسی مثل من با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. مردم ایران قرنها است برای امام حسین (ع) سینه زده و گریه کردهاند تا برای چنین روزهایی آماده باشند؛ روزهایی که نوبت به ایستادگی و جانفشانی میرسد.
* جناب آقای کمندانی، با توجه به حوادث اخیر، به نظر میرسد نسل جدید هم همان روحیه ایثار دوران دفاع مقدس را از خود نشان داده است؛ به نظر شما این انتقال فرهنگی چگونه اتفاق افتاده؟ آیا تفاوتی میان جوان امروز و نسل دوران جنگ وجود دارد؟
بله، حتماً. من در اینجا یاد کلام شهید آیتالله خامنهای میافتم که چند سال پیش فرمودند جوانان امروز ما از جوانان اول انقلاب انقلابیتر و متدینتر هستند. آن زمان خیلیها شک داشتند و میگفتند با این موج دینگریزی که در جامعه حس میشود، چطور چنین چیزی ممکن است؟ اما واقعیت این است که در دوران دفاع مقدس بخشی از حضور جوانان تحت تأثیر هیجاناتِ غالب آن زمان بود؛ اما امروز جوان ما در محاصره جنگ رسانهای است.
تفاوت بزرگ نسل امروز در قدرت تحلیل و تفکر نقاد آنها است. جوان امروز بهراحتی دروغهای دشمن را تشخیص میدهد؛ اگرچه ما در حوادثی مثل اغتشاشات دیماه آسیبهایی از ضعفِ تحلیل دیدیم، اما بدنه اصلی جامعه خیلی دقیقتر تحلیل میکنند. شما ببینید در همین پویش جان فدا که راه افتاده، آمارها درحال نزدیک شدن به 30 میلیون نفر است! این نشان میدهد که جوان امروز با آگاهی کامل انتخاب کرده که در این مسیر بایستد و حتی جان بدهد.
ما نمونههای این روحیه را در همین جنگ 40 روزه اخیر دیدیم. آن جوانی که با بدن خُردشده از زیر آوار بیرون آمده بود و با درد روی زمین میخزید، وقتی مادرش به او زنگ زد، برای اینکه روحیه خانواده را حفظ کند، گفت: «مادر، هیچ اتفاقی نیفتاده، نگران نباش!». این آغوش باز برای شهادت، ریشه در الگوگیری از بزرگان دارد. حتی شهادت خودِ حضرت آقا (آیتالله خامنهای) هم به این روحیه جان تازهای داد. دشمن مدام تبلیغ میکرد که ایشان در تونلها پنهان شده یا فرار کرده است، اما مردم دیدند که ایشان نهتنها نرفت، بلکه با شجاعت در صف اول ایستاد و آغوشش را به روی شهادت باز کرد. این ایستادگی، لرزه بر اندام دشمن انداخت و روحیه مردم را بیدار کرد.
* فرهنگ ایثار و شهادت چه نقشی در شکلدهی به «هویت ملی» ما بهعنوان یک ایرانی اصیل دارد؟ آیا این هویت فقط بر پایه مقاومت است و یا عناصر دیگری هم دارد؟
ببینید، «هویت» یکی از اساسیترین نیازهای بشر است. کسی که هویت مشخصی نداشته باشد، ناخودآگاه دچار آسیبهای روانی و سردرگمی میشود. فرهنگ شهادت به انسان ایرانی معنا و شخصیت میدهد. این هویت فقط به معنای جنگیدن نیست، بلکه به معنای «ارزشمند بودن» است. وقتی فردی حاضر است برای وطنش از جان بگذرد، یعنی به چنان بلوغ و هویت مستحکمی رسیده که منافع جمعی را بر جان خودش مقدم میدارد. این هویت ملی ما را از حالت یک جمعیت پراکنده به یک «ملتِ منسجم» تبدیل کرده است که محور اصلی آن، عزتنفس و ایستادگی در برابر ظلم است.
* به نکته مهمی درباره «هویت» اشاره کردید. بفرمایید این فرهنگ ایثار و شهادت، دقیقاً چگونه به هویت ملی ما شکل میدهد و آیا این موضوع با سلامت روان جامعه هم در ارتباط است؟
ببینید، «هویت» پایه سلامت روان است. انسانِ بیهویت مدام با اختلالات و انرژیهای منفی روانی دستوپنجه نرم میکند. یک مثال ساده بزنم؛ چرا والدین با نوجوانان 12 تا 18 ساله خود زیاد چالش و تنش دارند؟ چون نوجوان هنوز به هویت ثابتی نرسیده و رفتارهای ناپخته و ضدونقیض نشان میدهد؛ هویتنایافتگی دردسرآفرین است.
ما دو نوع هویت داریم: فردی و اجتماعی. در هویت فردی شخص میفهمد کیست و رسالتش در این دنیا چیست. اما در هویت اجتماعی، فرد باید بفهمد جزئی از کدام ملت است و آن ملت چه هدفی دارد. وقتی شما در خیابان از مردم میپرسید چه حسی دارید که سپاه ما تنگه هرمز را میبندد یا پاسخ دندانشکنی به استکبار میدهد، اکثر آنها میگویند حس «غرور» و «ارزشمندی» داریم؛ این یعنی فرد حس میکند ذلیل و منفعل نیست.
در تاریخ ایران هم همینطور بوده؛ هرجا پادشاهان ما روحیه شهادتطلبی و هویت ملی نداشتند، کشور آسیب دید و ایرانِ پهناور مثل یک شیر، کوچک شد و به شکل گربه درآمد. خاک ما را کسانی دادند که روحیه ایستادگی نداشتند و در برابر دشمن خودباخته بودند. اما هرجا که ملت و سردمداران یکپارچه پای هویت خود ایستادند، حتی یک وجب از خاکمان کم نشد.
* به نظر شما فرهنگ ایثار و شهادت در بحرانهایی مثل جنگ 12 روزه یا جنگ رمضان اخیر، چقدر به «همبستگی ملی» و «تابآوری» جامعه کمک کرده است؟
این سؤال شما مرا یاد روایاتی از عصر ظهور میاندازد؛ میگویند در آن زمان مردم چنان به رشد و ایمان میرسند که بدون اجازه دست در جیب هم میکنند، نه برای دزدی، بلکه از شدت اعتماد و همبستگی! ما نمونه کوچک این را در سفرهای اربعین دیدیم که مردم چگونه بدون حسابوکتاب برای هم خرج میکنند.
حالا در فضای جنگ و بحران، وقتی یک جامعه هدف واحدی پیدا میکند، این همبستگی به اوج میرسد. امروز در برابر آمریکا و استکبار جهانی، ملت ایران به یک همبستگی بینظیر رسیده است. زیبایی کار اینجاست که در این مسیر تنوع افکار، عقاید و تیپهای مختلف را میبینیم که همگی حول یک محور جمع شدهاند. این فرهنگ ایثار، دقیقاً همان عاملی است که تابآوری ما را بالا برده؛ یعنی جامعه در برابر فشارهای سنگین نمیشکند، بلکه چون هدفی بزرگتر دارد، سختیها را تحمل میکند و مردمش دوشادوش هم میایستند. این همان سرمایه اجتماعی عظیمی است که دشمن هرگز نتوانسته آن را درک یا تخریب کند.
نکته جالب این است که در این مسیر، شما آدمهایی با انگیزهها، عقاید و حتی تیپهای ظاهری کاملاً متفاوت میبینید. شاید تا دیروز بین یک روحانی و جوانی که حجاب یا پوشش متفاوتی داشت، بحث و اختلافی وجود داشت؛ اما امروز میبینیم که همه در کنار هم ایستادهاند. چرا؟ چون وقتی یک ملت «هدف مشترک» پیدا میکند، همکاری و همبستگی بهصورت خودکار شکل میگیرد. این هدف واحد است که اتحاد ایجاد میکند. الحمدلله امروز ملت ایران یکصدا شدهاند تا بهزودی شاهد شکست ملموس استکبار جهانی باشیم.
در این گفتوگو دریافتیم که:
فرهنگ ایثار و شهادت در ایران، یک موضوع اتفاقی یا صرفاً از روی احساسات لحظهای نیست؛ بلکه ریشهای عمیق در ذات و فطرت هر ایرانی دارد. میل به دفاع از حق و حقیقت، یک ویژگی انسانی است که در وجود همه ما گذاشته شده، اما آنچه به این میل در جامعه ما قدرت مضاعف داده، الگوبرداری از مسیر امام حسین (ع) است.
مهمترین پیامی که از این گفتوگو دریافت کردیم، هوشیاری و پختگی نسل جوان امروزی است. برخلاف تصور برخی که فکر میکردند جوانان امروز از ارزشها فاصله گرفتهاند، ثابت شد که آنها با قدرت تحلیل بالا، بهخوبی مسیر درست را تشخیص میدهند و فریب دروغهای رسانهای را نمیخورند. این مصاحبه به ما نشان داد که شهادتطلبی نه به معنای فرار از زندگی، بلکه به معنای انتخاب یک زندگی باارزش و با عزت است.
همبستگی بینظیری که امروز میان اقشار مختلف مردم با هر ظاهر و سلیقهای در برابر سختیها ایجاد شده، نشاندهنده یک هدف مشترک بزرگ است. این وحدت و قدرتِ تحمل، سرمایه اصلی کشور ما است که باعث میشود در برابر سختترین فشارها هم کمر خم نکنیم. درواقع، فرهنگ فداکاری به ما یادآور شده است که پیروزی واقعی، ایستادن پای باورها و دفاع از مظلوم است؛ مسیری که از گذشته شروع شده و حالا با هوشمندیِ نسل جدید، محکمتر از قبل ادامه دارد.