گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:102422

بهشتی؛ معیار سیاست‌ورزی اخلاقی در روزگار غوغا

زهره پوروهابی
بهشتی؛ معیار سیاست‌ورزی اخلاقی در روزگار غوغا

شهید آیت‌الله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی را معمولاً با هفتم تیرماه به یاد می‌آوریم، با انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و با شهادت جمعی از مدیران و نیروهای انقلاب و با مظلومیتی که در حافظه تاریخی انقلاب اسلامی باقی مانده است؛ اما اگر بهشتی را فقط در لحظه شهادت ببینیم، بخش مهم‌تری از حقیقت او را از دست داده‌ایم. بهشتی پیش از آنکه شهید شود، اندیشمند، معلم، مدیر، قاضی، تشکیلات‌ساز و مهم‌تر از همه، صاحب یک منطق اخلاقی در سیاست بود؛ منطقی که امروز نیز برای جامعه ما درس‌آموز و راهگشا است.
بهشتی سیاست را میدان انتقام، حذف و هیجان نمی‌دانست؛ سیاست برای او امتداد مسئولیت دینی، اجتماعی و انسانی بود. از همین رو در مقابل مخالف به‌جای آنکه نخست به حذف بیندیشد، به گفت‌وگو فکر می‌کرد. یکی از خاطرات مهم درباره او همین نکته را آشکار می‌کند؛ در روزهایی که برخی جریان‌ها به سوی تقابل سخت با نظام نوپای جمهوری اسلامی پیش می‌رفتند، عده‌ای نزد شهیدبهشتی رفتند و گفتند نشانه‌ها حاکی از آن است که گروهی قصد ورود به فاز نظامی دارند، اجازه دهید پیش‌دستی و آنان را بازداشت کنیم. پاسخ بهشتی بسیار معنادار بود: براساس موازین اسلامی، نمی‌توان کسی را به جرم نکرده، مجازات کرد. این جمله فقط یک موضع اخلاقی فردی نبود، بیان یک اصل حکمرانی بود. از نگاه بهشتی، حتی در بحران امنیتی نیز نباید عدالت قربانی پیش‌دستی، عصبانیت یا تحلیل‌های احتمالی شود.
این منش، اتفاقاً به معنای ساده‌اندیشی یا بی‌خبری سیاسی نبود؛ بهشتی از پیچیدگی‌های میدان سیاست آگاه بود، هم مبارزه را می‌شناخت، هم تشکیلات را، هم دشمنی‌ها را و هم نفوذ و نفاق را. اما تفاوت او در این بود که خطر را بهانه عبور از اخلاق نمی‌کرد. در منطق او، امنیت بدون عدالت به ضد خود تبدیل می‌شود؛ وجه دیگر شخصیت بهشتی، نقدپذیری او است. در خاطرات یاران انقلاب آمده که برخی افراد حتی با وجود فاصله سیاسی یا تشکیلاتی، نقدهای خود را مستقیم نزد شهیدبهشتی مطرح می‌کردند و او با گشاده‌رویی می‌شنید. این مسئله برای امروز ما بسیار مهم است؛ بسیاری از مدیران و فعالان سیاسی، نقد را تا زمانی می‌پذیرند که کلی، بی‌خطر و تشریفاتی باشد! اما شهیدبهشتی نقد واقعی، رودررو و حتی تلخ را تاب می‌آورد، او میان دشمنی و نقد فرق می‌گذاشت؛ همان تمایزی که در فضای سیاسی و رسانه‌ای امروز نیز به‌شدت به آن نیاز داریم.
از این منظر، شهیدبهشتی فقط یک شخصیت تاریخی نیست، یک معیار برای سنجش کیفیت حکمرانی و مدیریت است. هرجا نقد با تخریب یکی گرفته شود، شهیدبهشتی غایب است. هرجا مخالفت جرم تلقی شود، شهیدبهشتی غایب است. هرجا قانون در برابر فشار سیاسی عقب بنشیند، شهیدبهشتی غایب است. هرجا تشکیلات به‌جای تربیت نیرو، به باند قدرت تبدیل شود، شهیدبهشتی غایب است و هرجا اخلاق در سیاست به زینت سخنرانی‌ها تقلیل یابد اما در تصمیم‌های سخت کنار گذاشته شود، فاصله ما با شهیدبهشتی آشکار می‌شود.
شهیدبهشتی همچنین مرد تشکیلات بود، اما تشکیلات را نه برای انحصار، بلکه برای نظم‌بخشی به کار جمعی می‌خواست. او می‌دانست انقلاب با شور آغاز می‌شود، اما با عقل، نهاد، آموزش و سازمان استمرار می‌یابد. به همین دلیل، در زندگی او آموزش، کادرسازی، مدرسه، حزب، قوه قضائیه و گفت‌وگو، اجزای جدا از هم نیستند؛ همه در یک منظومه قرار دارند. شهیدبهشتی به انسان تربیت‌شده، جامعه سازمان‌یافته و قدرت پاسخ‌گو فکر می‌کرد، او می‌خواست نیروی مؤمن فقط پُرشور نباشد، فهمیده، منظم، مسئول و اهل استدلال باشد.
مظلومیت شهیدبهشتی از همین‌جا آغاز شد؛ جامعه غوغازده، معمولاً صدای بلندتر را بهتر می‌شنود و نه سخن عمیق‌تر را. شهیدبهشتی اهل فریاد نبود، اهل بنا کردن بود. اهل هیجان‌فروشی نبود، اهل تربیت نیرو بود. اهل حذف بی‌دلیل نبود، اهل استدلال، قانون و گفت‌وگو بود. شاید همین ویژگی‌ها باعث شد مخالفان او پیش از حذف فیزیکی به تخریب شخصیتش روی بیاورند؛ زیرا شخصیتی که منطق، اخلاق و تشکیلات را باهم جمع می‌کند، برای جریان‌های بی‌منطق و غوغاسالار، خطرناک‌تر از یک سیاستمدار صرف است.
امروز بازخوانی شهیدبهشتی یک کار مناسبتی نیست؛ یک ضرورت فکری و اجتماعی است. جامعه ما در روزگاری زندگی می‌کند که مرز میان نقد و تخریب، مخالفت و دشمنی، امنیت و بی‌عدالتی، تشکیلات و باند، قانون و مصلحت‌سنجی‌های لحظه‌ای، بارها مخدوش می‌شود. در چنین فضایی، شهیدبهشتی می‌تواند دوباره به ما یادآوری کند که اخلاق سیاسی یعنی چه؛ اینکه می‌توان قاطع بود، اما بی‌انصاف نبود، می‌توان انقلابی بود، اما قانون را زیر پا نگذاشت، می‌توان تشکیلاتی بود، اما عقل جمعی و نقد را نابود نکرد، می‌توان با مخالف مرزبندی داشت، اما او را پیشاپیش مجرم ندانست.
شهیدبهشتی را نباید فقط گرامی داشت، باید او را فهمید. بزرگداشت واقعی او نصب تصویر و تکرار نامش نیست، بلکه بازگشت به معیارهایی است که با زندگی و شهادتش نشان داد: عدالت در لحظه قدرت، انصاف در برابر مخالف، نقدپذیری در جایگاه مسئولیت، قانون‌مداری در بحران و تربیت نیرو به‌جای مصرف انسان‌ها در هیجان‌های مقطعی.
هفتم تیرماه، فقط سالروز شهادت شهیدبهشتی نیست؛ روز آزمون ما در برابر میراث او است. پرسش اصلی این نیست که شهیدبهشتی چه کسی بود؛ پرسش این است که ما با معیارهای شهیدبهشتی چه کرده‌ایم. آیا سیاست ما اخلاقی‌تر شده است؟ آیا مدیریت ما نقدپذیرتر شده است؟ آیا مخالفت را از دشمنی جدا کرده‌ایم؟ آیا قانون را در روزهای سخت نیز پاس داشته‌ایم؟ اگر پاسخ این پرسش‌ها روشن نباشد، یعنی هنوز شهیدبهشتی را آن‌گونه که باید، نشناخته‌ایم و حتی می‌توان گفت ما از شهادت او و خسارتی که از فقدانش در آغاز راه انقلاب اسلامی ایجاد کرد هم درس نگرفتیم، وگرنه این‌گونه راحت در غوغای جنگ روانی دشمن دست به تخریب یکدیگر نمی‌زدیم.
این‌روزها بیش از هر زمان دیگر نیاز داریم تاریخ نزدیک به نیم‌قرنی انقلاب را مرور کنیم؛ در تخریب شهیدبهشتی و بسیاری از افراد شاخص، دو گروه مؤثر بوده و هستند: یکی دشمن که هدفمند و عالمانه با مخدوش کردن چهره افراد سعی در به آتش کشیدن سرمایه‌های ایران دارد و دیگری گروهی که از سر جهل، غرض‌ورزی، منفعت‌طلبی و در خوش‌بینانه‌ترین حالت از سر دلسوزی، اقدام به واگویه کردن و بسامد دادن به هجمه‌های دشمن می‌کنند؛ درست مانند جوی که اکنون دشمن در میان بخش قابل توجهی از مردم ما ایجاد کرده‌ است. با هر توئیت و سخنرانی سران آمریکا، بخشی از سیاسیون و غیر سیاسیون ما به سخن درمی‌آیند، محکوم می‌کنند و برچهره این و آن زخم می‌زنند، بدون آنکه دقیق توجه کنند که در این میدان جنگ، چه چیزی درحال وقوع است و اکنون ایران اسلامی به همدلی و وحدت هوشمندانه نیاز دارد. از شهادت بهشتی‌ها باید درس بگیریم و اندکی با خویشتن‌داری و نگاه عالمانه، سخن‌بگوییم، بنویسیم، پیام بفرستیم، تأیید کنیم و یا تکذیب کنیم.

ارسال نظر

سوال: ده تقسیم بر دو؟ 5

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار