تکنیکزدگی و خودنمایی، تلاوت را از مسیر اصیل خود خارج کرده است
تکنیکهای صوتی و موسیقیهای مناطق مختلف دنیا به راحتی بر یکدیگر اثر میگذارند. در این میان، آن چیزی که از بزرگان به ما رسیده، تلاوت معنا محور است. بارها برای همهی ما پیش آمده است که با شنیدن تلاوت قرآن از رادیو، تلویزیون یا محافل مختلف، غرق در آرامشی عمیق شویم حتی اگر در آن لحظه معنای تحتاللفظی آیات را متوجه نشده باشیم. این تجربه مشترک نشان میدهد که قرآن کریم به قدری غنی و اثرگذار است که میتواند بدون هیچ واسطهای در عمق روح و جان انسان نفوذ کند. کلام وحی برای رساندن پیام خود نیازی به تکنیکهای پیچیده یا قرار گرفتن در قالبهای خودنمایانه ندارد. با این حال، گاهی فراموش میکنیم که هدف اصلی این آیات، آموختن راه و رسم بهتر زندگی کردن است.
امروزه در فضای مجازی و برنامههای تلویزیونی، بحثهای زیادی درباره سبکهای مختلف تلاوت به گوش میرسد. متأسفانه عدهای تلاش میکنند تلاوت قرآن را از مسیر اصلی و اصیل خود خارج کرده و آن را تحت تأثیر موسیقیهایی قرار دهند که با فرهنگ و شأن قرآن همخوانی ندارد. برخی به اشتباه تصور میکنند برای جلوه دادن به قرآن، حتماً باید از موسیقیهای غیرمرتبط استفاده کرد؛ در حالی که غنای ذاتی قرآن از هر پیرایه بیرونی بینیاز است. نکته مهم اینجاست که قرآن همواره «نو» و زنده است. نیازی نیست که ما با ابزارهای پیشرفته یا فناوریهای هرروزه، به زور آن را با زندگی مدرن منطبق کنیم چرا که مفاهیم قرآنی ذاتاً با نیازها و اتفاقات روز جامعه منطبق هستند و تنها هنر ما باید استخراج این گوهرهای ناب باشد.
متأسفانه برخی قاریانی که تلاوت را عرصهی خودنمایی میبینند، از معنای آیات غافل میمانند و این یکی از آسیبهای جدی فضای فعلی است. برای پاسخ به این پرسشها و واکاوی چالشهایی که در ذهن دغدغهمندان وجود دارد، به سراغ جناب آقای مهدی ساعد، قاری بینالمللی قرآن کریم رفتیم. در این گفتگو، ایشان از تجربههای گرانبها، دانش تخصصی و بهویژه زیست قرآنی خود در متن زندگی روزمره برای ما سخن گفتهاند تا دریابیم چگونه میتوان با نگاهی تازه، تلاوت قرآن را به متن زندگی بازگرداند.
* آقای ساعد در ابتدا بفرمایید در تجربه حضور شما در محافل بینالمللی، یک قاری قرآن تا چه اندازه «سفیر فرهنگی» است؟ آیا تلاوت میتواند روایتگر هویت یک ملت هم باشد؟
تلاوت قرآن ذاتاً یک «فعالیت فرهنگی» است و نه صرفاً یک «فعالیت هنری». متأسفانه بسیاری از دوستانی که وارد این عرصه میشوند، تصور میکنند تلاوت تنها یک مؤلفه هنریِ محض است. ببینید، هنرهایی مثل خطاطی، نقاشی، سفالگری یا حتی خیاطی، فعالیتهای هنریِ صرف هستند که البته میتوانند در دل خود پیام فرهنگی هم داشته باشند اما تلاوت قرآن یک فعالیت «فرهنگی-هنری» است که جنبه فرهنگی آن بر جنبه هنریاش غلبه دارد. یعنی حتی اگر کسی صدای فوقالعادهای هم نداشته باشد باید بتواند با ادای درست صامتها، مصوتها و هجاها، مفهوم را به شنونده منتقل کند. پس فعالیت قرآنی اصالتاً فرهنگی است.
* پس معتقدید تلاوت شما در محافل بینالمللی، دقیقاً میتواند روایتگر هویت شما باشد؟ قطعاً باید همینطور باشد. اگر اینگونه نباشد، به هدف نرسیدهایم. بگذارید مثالی بزنم؛ ما امروزه فایلهای صوتی اساتید بزرگی مثل مصطفی اسماعیل، استاد رفعت، منشاوی، عبدالباسط و دیگران را که مربوط به 70 سال پیش است در اختیار داریم که در بالاترین سطح هستند. اما وقتی یک قاری امروزی با لباس، آراستگی، رفتار و منش خاص خود در جایگاهی قرار میگیرد، نباید فقط همان تلاوت 70 سال پیش را تکرار کند. او باید امروزی تلاوت کند؛ یعنی بتواند مفهوم آیات را به شنوندهای که امروز با ذهنیات، رویکردها و تفکرات متفاوت پای تلاوت او نشسته، منتقل کند تا برایش ملموس و قابل استفاده باشد.
* در مواجهه با مخاطبان غیرایرانی، چه تفاوتهایی در «ذائقه شنیداری و درک معنایی» قرآن مشاهده کردهاید؟ این تفاوتها چه تغییری در سبک تلاوت شما ایجاد کرده است؟
قاری باید مخاطبشناس باشد انتخاب پاراگراف و قطعات تلاوت باید هوشمندانه و متناسب با فضای مجلس باشد تا مخاطب با آن ارتباط برقرار کند. در یک تقسیمبندی دیگر، ما با مخاطب عام و خاص روبرو هستیم. مخاطب عام مثلاً در نماز جمعه یا مراسمهای مذهبی عمومی ممکن است کمتر به مفاهیم دقیق آیات اشراف داشته باشد و بیشتر از صوت و لحن لذت ببرد. اما مخاطب خاص هم هنر صدا را میشناسد و هم معنا و مفهوم آیات را درک میکند لذا نوع تلاوت در این دو فضا قطعاً باید متفاوت باشد. همچنین تلاوت برای مخاطبان عربزبان به دلیل درک مستقیم معنا، با تلاوت برای فارسیزبانان یا دیگر غیرعربزبانان متفاوت است پیشنهاد من همیشه این بوده که قاریان عزیز، دستکم ترجمه تحتاللفظی آیات را قبل یا بعد از تلاوت برای مردم بیان کنند تا مستمع بداند چه میشنود و این آیات در چه فضایی و با چه محتوایی است.
* در فضای امروز گاهی تلاوتها به سمت نمایش تکنیکهای صوتی میرود. به نظر شما مرز میان «هنر تلاوت» و «انتقال پیام قرآن» کجاست؟
در واقع بحث بر سر اجرای تلاوت با تکیه بر تکنیکهای صوتی و استفاده از مقامات و الحان است. امروزه علم صوت بسیار پیشرفت کرده است. درگذشته تلاوتها یا حتی موسیقیهای محلی به صورت سینهبهسینه منتقل میشد، اما اکنون با پیشرفت ابزارهای رسانهای، همه چیز تغییر کرده است. در موسیقی سنتی و محلی خودمان هم میبینیم که الحان با موسیقیهای شرقی و غربی ترکیب شده و آواهای جدیدی شکل گرفته است. این تغییرات به دلیل پیشرفت ابزارهای انتقال پیام، تا حد زیادی اجتنابناپذیر است.
این تنوع در اصوات و نغمات خواه ناخواه بر ذائقه شنیداری و سبکهای تلاوت نیز اثر گذاشته است. تکثر ابزارها و وسایل انتقال صدا در جهان امروز، تلاوت قرآن را در معرض هجمهها و آسیبهای جدی قرار داده است. تکنیکهای صوتی و موسیقیهای مناطق مختلف دنیا به راحتی بر یکدیگر اثر میگذارند. در این میان، آن چیزی که از بزرگان به ما رسیده، تلاوت معنامحور است. لازم است اینجا یادی کنیم از فیلسوف فقید و بزرگمان، مقام معظم رهبری که به مقام رفیع شهادت نائل آمدند ایشان همواره بر رعایت اصول اصیل و تلاوتهای سنتیِ مبتنی بر معنا تأکید داشتند. متأسفانه امروزه به دلیل تأثیر موسیقیهای مختلف بر ذائقه شنیداری، برخی قاریان دچار تأثیرپذیری منفی شدهاند و تلاوتها از آن اصالت توصیهشده توسط ائمه و بزرگان دین فاصله گرفته است.
* با توجه به تغییرات نسل نوجوان، آیا روشهای سنتی آموزش قرائت هنوز پاسخگوست؟ چه تحولاتی باید در نظام تربیت قاریان ایجاد شود؟
این پرسش بسیار کلیدی است. نظر شخصی بنده این است که تلاوت قرآن، هنری آمیخته با فرهنگ است که در آن انتقال فرهنگ مأموریت اصلی و هنر در رتبه دوم قرار دارد. برای حفظ این فرهنگ اصیل، باید از آن مراقبت کرد. بگذارید مثالی بزنم که موضوع ملموس شود نگاه کنید به سیر تغییر فرهنگ حجاب و عفاف. در دهههای گذشته، حجاب با چادر و مقنعه و حفظ حریم کامل تعریف میشد، اما آرامآرام و گامبهگام، این پوشش تغییر کرد؛ چادرها کوتاه شد، روسریها عقب رفت و در نهایت به جایی رسید که برخی از آزادیِ انتخاب در پوشش سخن میگویند. اگر از آن فرهنگ اولیه به درستی صیانت میشد، امروز شاهد این وضعیت نبودیم. این نتیجه یک قصور تدریجی در حفظ اصالتهاست.
ما همین چالش را دقیقاً در فضای تلاوت قرآن هم داریم. اگر از اصالتِ قرائت و هویت فرهنگی آن مراقبت نکنیم مرحله به مرحله شاهد از دست رفتن هویت اصلی تلاوت و تبدیل شدن آن به چیزی متفاوت خواهیم بود. بنابراین، نظام تربیتی ما باید ضمن درک زبان نسل جدید از مرزهای اصالت تلاوت به شدت پاسداری کند. من عمیقاً معتقدم که شأن و منزلت فعالیتهای قرآنی بسیار فراتر و والاتر از الفاظ و اصطلاحاتی است که در موسیقی بشری به کار میرود.
امروزه متأسفانه عدهای مفاهیم تخصصی موسیقی و نام آلات آن را وارد فضای تلاوت کردهاند. اصالت تلاوت قرآن به قدری غنی و عمیق است که اصلاً نیازی به این ابزارها، اسامی مندرآوردی و کجرویهای امروزی ندارد. تلاوتهای گذشتگان ما به قدری جذاب بود که بدون این حواشی، بر جان مستمع مینشست. برخی میگویند باید امروزی قرآن بخوانیم، متأسفانه امروز شاهدیم که برخی اساتید بهنام و تحصیلکرده، آگاهانه یا ناآگاهانه به سمتی حرکت میکنند که احادیث مربوط به تلاوتهای آخرالزمانی در حال تحقق است. در روایات هشدار داده شده که روزی میرسد که قرآن را با آلات موسیقی در مساجد میخوانند. اکنون میبینیم که عدهای موسیقی سنتی ایرانی را با موسیقی عربی ترکیب میکنند و اسامی جدیدی بر آن میگذارند. من بر این باورم که فرهنگ تلاوت قرآن به قدری غنی است که نیازی به این وامگیریها ندارد. این کجرویها نه تنها به معنویت تلاوت اضافه نمیکند، بلکه از تأثیرگذاری آن بر روح و روان شنونده میکاهد. با این روشها، مستمع فقط «صوت» را میشنود، نه محتوا، نه معانی، نه تفسیر و نه شأن نزول آیات را.
زمانی که در هند تلاوت میکردم مستمعینی را میدیدم که با تمام وجود گریه میکردند. آیا آنها با موسیقی عربی یا اصطلاحات تخصصی مثل ربعپرده، نیمپرده و نغمات آشنا بودند؟ قطعاً خیر. آنها فقط مجذوب غنای روحی قرآن میشدند.
* در عصر رسانه، به نظر شما تلاوت قرآن چگونه باید بازنمایی شود تا هم اصالت خود را حفظ کند و هم برای نسل جدید جذاب باشد؟
من یک سؤال ساده میپرسم همین نوجوانانی که در برنامههایی مثل محفل تلاوتهای درخشانی اجرا میکنند، از چه کسی تقلید میکنند؟ همه آنها به سراغ تلاوتهای اساتید 70 سال پیش میروند. اگر راهی که امروزه برخی در پیش گرفتهاند و علمِ به روزِ موسیقی را وارد تلاوت کردهاند درست بود، چرا هیچکس از این قاریان امروزی تقلید نمیکند؟ معلوم است که بنیه اصلی ما در تلاوت، همان سنتهای اصیل مصر و ایران است. متأسفانه برخی این عرصه را به بازاری برای خودنمایی تبدیل کردهاند که هر کسی در آن به دنبال فروختن متاع خودش و اضافه کردن اسمی به اسامی دیگر است. باید از خودمان بپرسیم هدف از این همه محفل و مجلس قرآن چیست؟ چرا دستور آمده که اقرأ باسم ربک؟ هدف این است که معنا در دل رسوخ کند. صدای خوش، تنها یک وسیله و ابزار برای هضم شدن آیات در جانِ مستمع است.
اما متأسفانه امروز وسیله جای هدف را گرفته است. الان هدف شده است نمایشِ نفسِ طولانی قاری یا اجرای جوابالجواب و ترکیب نغمهها! ترکیب دو نغمه تنها زمانی هنر است که قاری بخواهد تفاوت دو مفهوم را در یک آیه به مستمع بفهماند، اما وقتی بیدلیل و فقط برای نشان دادن مهارت شخصی انجام شود، نامی جز خودنمایی ندارد. متأسفانه ما شاهد این آسیبها هستیم و خلأ نهاد یا ارگانی که این فضا را مدیریت کند و اجازه ندهد اصالت تلاوت قربانی تکنیکزدگی شود، کاملاً حس میشود. ما باید به سمتی برویم که شنونده نه فقط از صوت، بلکه از فحوای کلام وحی لذت ببرد و منقلب شود.
* تلاوت قرآن برای شما صرفاً یک مهارت حرفهای است یا یک «زیست روزمره»؟ این زیست قرآنی چه تأثیری بر تصمیمها و سبک زندگی شما داشته است؟
حقیقت این است که مگر میشود کسی با قرآن مأنوس باشد و تأثیر آن را در زندگیاش نبیند؟ اگر این فعالیت هنری و فرهنگی تأثیر عمیق مادی، معنوی و روانی بر فرد نداشته باشد، قطعاً جذابیتش را از دست میدهد و فرد آن را رها میکند. برای یک فرد قرآنی بهویژه اگر با مفاهیم و تفسیر آشنا باشد در هر حادثه و مواجهه روزمره، فوراً آیه مربوط به آن در ذهنش نقش میبندد. این همان جاری شدن قرآن در زندگی است. مثلاً وقتی در جامعه میبینیم که حریمهای عفاف و حجاب رعایت نمیشود یا در گفتارها آن قول سدید و متانتِ مورد تأکید قرآن وجود ندارد، بلافاصله آیات الهی در ذهن یک قاری یا حافظ مرور میشود که چرا این دستورات صریح در زندگی ما ساری و جاری نیست؟ یا در مواجهه با مسائل اجتماعی و سیاسی؛ وقتی میبینیم کسی نسبت به ولایت که تمام وجودش را وقف مردم کرده، بیانصافی میکند، یاد آیات ولایتمداری میافتیم. قرآن برای همه چیز دستور دارد از راه رفتن با تواضع در خیابان تا آداب سخن گفتن، امربهمعروف، نهیازمنکر و حتی پرهیز از گرانفروشی.
شاید برخی بگویند مگر برای هر جزئیاتی در قرآن آیه وجود دارد؟ پاسخ این است که بله اگر مستقیماً هم نباشد، شرع ما و رسالههای عملیه، بر اساس اصول قرآنی برای هر فعالیتی یک پروتکل و چارچوب تعیین کردهاند. یک فرد قرآنی با تمسک به این مفاهیم، مسیر زندگیاش را پیدا میکند. در واقع، قرآن برای ما فقط کتابی برای قرائت نیست، بلکه نقشهای است که در هر ثانیه از زندگی، به ما میگوید کجای راه هستیم و باید به کدام سو حرکت کنیم.
این گفتگو تلنگری بود برای بازگشت به روحِ تلاوت. از مجموع صحبتها میتوان چنین برداشت کرد که تلاوت قرآن زمانی به هدف اصلی خود میرسد که از مرز حنجره عبور کرده و در رفتار و منش قاری و شنونده متجلی شود. نکته کلیدی اینجاست که در دنیای امروز، نباید اجازه داد تکنیکزدگی و خودنماییهای صوتی، حجابی میان ما و معنای وحی ایجاد کند. همانطور که در این گفتگو اشاره شد، قرآن کتابی برای تمام فصول و تمام اعصار است و غنای ذاتی آن نیازی به پیرایههای بیگانه ندارد. اگر قاری بتواند میان هنرِ خواندن و اخلاقِ قرآنی پیوندی ناگسستنی برقرار کند، آنگاه تلاوت او نهتنها یک اجرای هنری، بلکه یک دعوتِ عملی به سوی معنویت خواهد بود. زیست قرآنی به ما یادآوری میکند که قرآن نه برای کنجِ طاقچهها، بلکه برای متنِ بازار، خیابان و تصمیمات روزمرهی ماست. فرد قرآنی، پیش از آنکه با صوتش شناخته شود، باید با صدقِ گفتار و عفافِ رفتار خود، مبلغ این آیین آسمانی باشد. امید است که این گفتگو، دریچهای جدید برای نگاه عمیقتر به کلام وحی و جاری ساختن آن در بطن زندگی همهی ما گشوده باشد.