گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:101038

نوجوانی؛ فصل کلیدی تکوین و تعالی هویت

نوجوانی؛ فصل کلیدی تکوین و تعالی هویت

سپهرغرب، گروه جوانی- صبا اسدی: عضو هیئت‌علمی دانشگاه ملایر گفت: دوره نوجوانی در آموزش و پرورش، فراتر از یک مرحله گذار ساده، به‌عنوان فصل کلیدی تکوین و تعالی هویت شناخته می‌شود که در این مسیر، مشارکت در فعالیت‌های جمعی اعم از داوطلبانه، مذهبی، ملی یا محلی، نقش شتاب‌دهنده اصلی را ایفا می‌کند. این مشارکت اجتماعی صرفاً یک کنش بیرونی نیست، بلکه تأثیری عمیق بر روان و نگاه نوجوان به خویشتن دارد.

در پهنه گسترده فعالیت‌های اجتماعی که نبض حیات یک جامعه را تشکیل می‌دهند، حضور اقشار و گروه‌های سنی گوناگون ضرورتی انکارناپذیر است. در این میان، نوجوانان به‌عنوان نیرویی پرانرژی و تحول‌آفرین، جایگاهی ویژه و کلیدی دارند. در تاریخ معاصر ایران، به‌ویژه پس از وقوع انقلاب اسلامی که یکی از بارزترین ویژگی‌های آن ماهیت «مردمی بودن» است، همواره شاهد نقش‌آفرینی جدی این نسل بوده‌ایم. از همان نخستین روزهای پیروزی انقلاب گرفته تا دوران حماسه‌ساز هشت سال دفاع مقدس و حتی در شرایط پیچیده کنونی که می‌توان از آن به‌عنوان «جنگ تحمیلی سوم» یاد کرد، نوجوانان در عرصه‌های مختلف و تجمعات شبانه، حضوری فعال، آگاهانه و بسیار اثرگذار داشته‌اند.

بسیار حائز اهمیت است که بدانیم نوع تلقی جامعه و نحوه واکنش مسئولان به این کنشگری‌های اجتماعی، عاملی تعیین‌کننده در تداوم یا توقف این مسیر توسط نوجوانان است. برخورد صحیح و حکیمانه با این حضور، نه‌تنها باعث استمرار آن می‌شود، بلکه نقشی بی‌بدیل در تکوین شخصیت، هویت‌بخشی و ارتقای سطح مسئولیت‌پذیری نسل جدید ایفا می‌کند. این مشارکت‌های داوطلبانه به نوجوانان کمک می‌کند تا در مسیر پرپیچ‌وخم زندگی، با خودباوری و پختگی بیشتری گام بردارند.

باید به این حقیقت باور داشت که حضور اجتماعی نوجوانان، یک ارزش بنیادین و سرمایه اجتماعی عظیم ملی است که نیازمند صیانت و مراقبت جدی است. از آنجا که آینده درخشان این سرزمین به دست همین نسل رقم می‌خورد، ضرورت دارد با طراحی و اجرای مداخلات فرهنگی و تربیتی هوشمندانه، بستری فراهم کنیم تا این روحیه مشارکت‌جو در دوران بزرگسالی نیز با قوت حفظ شود. در واقع، هدف اصلی باید این باشد که با تبدیل این شور جوانی به یک آگاهی پایدار، مشارکت اجتماعی را به‌عنوان یک دارایی معنوی و ماندگار برای فردای ایران عزیز تثبیت کنیم.

در همین راستا گفت‌وگو کرده‌ایم با دکتر حسن قراباغی، معاون فرهنگی و اجتماعی و عضو هیئت‌علمی گروه علوم تربیتی دانشگاه ملایر تا با چهار پرسش اساسی به این موضوع بپردازیم.

* آقای قراباغی در ابتدا بفرمایید نوجوانان در بسیاری از بزنگاه‌های تاریخی حضور فعال داشته‌اند. از منظر تربیتی، این حضور را باید «واکنش هیجانی» تلقی کرد یا نشانه‌ای از شکل‌گیری «عاملیت اجتماعی» در این سن؟ چه تفاوتی میان این دو وجود دارد؟

حضور نوجوانان در موقعیت‌های مهم اجتماعی از دیدگاه تربیتی پدیده‌ای چندوجهی محسوب می‌شود که درک دقیق آن مستلزم واکاوی تمایز ظریف اما بنیادین میان «واکنش هیجانی» و «عاملیت اجتماعی» است. این بررسی به ما کمک می‌کند تا دریابیم بر اساس مبانی سند تحول بنیادین، کدام‌یک از این دو رویکرد با رشد متعادل و همه‌جانبه نوجوان همخوانی بیشتری دارد.

در تبیین مفهوم واکنش هیجانی باید گفت که این نوع رفتارها معمولاً خصلتی کوتاه‌مدت و لحظه‌ای دارند و عمدتاً از موج‌های احساسی جمعی و تحریکات عاطفی محیط پیرامون نشئت می‌گیرند. در این وضعیت، کنش نوجوان کمتر با تحلیل، استدلال یا مسئولیت‌پذیری پایدار همراه است و بیش از آنکه برآمده از یک هویت مسئولانه و آگاهانه باشد، بر هویت گروهی تکیه دارد. در چنین حالتی، حتی اگر نوجوان واجد نیت خیر و انگیزه اخلاقی باشد، رفتار او در زمره مشارکت‌های آگاهانه و ماندگار قرار نمی‌گیرد؛ چرا که طبق مبانی نظری سند تحول بنیادین، تربیت مطلوب باید به تعادل‌بخشی میان هیجان، شناخت و اراده منجر شود و حضور صرفاً احساسی، هنوز به سطح مطلوب تربیت تحول‌آفرین نرسیده است.

در مقابل، عاملیت اجتماعی به معنای آن است که نوجوان خود را به‌عنوان فاعلی مؤثر و نه صرفاً تابعی از محیط ببیند و توانایی تحلیل موقعیت‌های پیرامون خود را کسب کند. در این رویکرد، نوجوان برای رفتارهای خود هدف، معنا و مبنای فکری قائل است، نسبت به پیامدهای عمل خویش آگاهی کامل دارد و حتی در غیاب فشارهای بیرونی، مسئولیت‌پذیر باقی می‌ماند. این نوع از مشارکت که نوجوان را متوجه نقش کلیدی خود در ساختن جامعه و آینده بشریت می‌کند، دقیقاً همان هدفی است که سند تحول بنیادین تحت عناوین تربیت اجتماعی‌ـ‌سیاسی و پرورش هویت متعهدانه از آن یاد کرده است. از نگاه این سند، عاملیت اجتماعی نشانه‌ای از رسیدن به غایت تعلیم و تربیت است که در آن انسانی متخلق، مسئول، مشارکت‌جو و توانمند در اصلاح محیط پرورش می‌یابد؛ به همین سبب، سند حضور آگاهانه نوجوان را فراتر از یک رفتار ساده اجتماعی، یک فرصت ارزشمند تربیتی تلقی می‌کند.

تفاوت بنیادین این دو رویکرد در نگاه تربیتی سند تحول به روشنی قابل مشاهده است؛ به طوری که در واکنش هیجانی، رابطه به صورت اثرگذاری محیط بر فرد است، اما در عاملیت، نوجوان به‌عنوان یک کنشگر مختار و مسئول بر محیط خود نیز اثر می‌گذارد. در حالی که هیجانات گذرا و وابسته به جمع هستند، عاملیت اجتماعی به‌عنوان یک فرآیند تربیتی ماندگار، بر ارزش‌های درونی‌شده و هویت فردی استوار است. بر همین اساس، هدف مدرسه نباید تنها به کنترل هیجانات محدود شود، بلکه باید به دنبال پرورش شخصیت‌های اجتماعی فعالی باشد که از تربیت عقلانی، اخلاقی و اجتماعی همراه با بصیرت و خودآگاهی برخوردارند.

استعداد نوجوانان برای دستیابی به عاملیت اجتماعی ریشه در ویژگی‌های رشدی این سنین دارد؛ چرا که در این دوران، حس عدالت‌خواهی، معناجویی و اشتیاق برای عضویت مؤثر در جامعه تقویت می‌شود و نوجوان برای تثبیت هویت خود در تعامل با محیط، نیازمند تجربه‌های واقعی از مسئولیت‌پذیری است. به همین دلیل، مشارکت اجتماعی نوجوان اگر به‌درستی هدایت شود، به جای یک انفجار هیجانیِ صِرف، به فرصتی بی‌نظیر برای شکوفایی استعدادهای اجتماعی و اخلاقی تبدیل خواهد شد. در نهایت، با تکیه بر معیارهای سند تحول بنیادین، حضور نوجوانان در بزنگاه‌های اجتماعی را نباید تنها پدیده‌ای هیجانی دانست، بلکه این حضور می‌تواند نشانه‌ای روشن از رشد هویت مسئولانه، شکل‌گیری شخصیت اجتماعی و آمادگی برای تجربه عملی مشارکت مدنی باشد؛ مشروط بر اینکه این مسیر با آموزش، گفتگو، تحلیل و فراهم آوردن فرصت‌های تربیتی واقعی همراه گردد.

* مشارکت نوجوانان در فعالیت‌های اجتماعی مثل تجمع‌های عمومی یا فعالیت‌های داوطلبانه چه نقشی در شکل‌گیری هویت فردی و اجتماعی آن‌ها دارد؟ آیا این تجربه‌ها می‌تواند به تثبیت «هویت مسئولانه» منجر شود؟

در اسناد بالادستی آموزش و پرورش، دوره نوجوانی فراتر از یک مرحله گذار ساده، به‌عنوان فصل کلیدی «تکوین و تعالی هویت» شناخته می‌شود که در این مسیر، مشارکت در فعالیت‌های جمعی اعم از داوطلبانه، مذهبی، ملی یا محلی، نقش شتاب‌دهنده اصلی را ایفا می‌کند. این مشارکت اجتماعی صرفاً یک کنش بیرونی نیست، بلکه تأثیری عمیق بر روان و نگاه نوجوان به خویشتن دارد؛ به گونه‌ای که با کشف خودکارآمدی در خلال فعالیت‌های جمعی، نوجوان از ذهنیت یک «کودکِ نیازمند مراقبت» به سوی ذهنیت یک «نوجوانِ توانمند» هجرت کرده و با کسب موفقیت، به آن «نفس مطمئنه» و اطمینان به توانایی‌های فردی که مورد تأکید سند تحول است، دست می‌یابد. علاوه بر این، حضور در عرصه‌های اجتماعی به او اجازه می‌دهد تا با سنجش ارزش‌های خود فراتر از دایره خانواده، پایه‌های استقلال و عزت‌نفس خود را مستحکم ساخته و به جستجوی معنا در زندگی و پاسخ به پرسش‌های هویتی خویش از طریق فعالیت‌های داوطلبانه بپردازد.

در بعد دیگر، مشارکت نقشی اساسی در شکل‌گیری «هویت اجتماعی» و ایجاد حس تعلق به یک «ما»ی بزرگتر ایفا می‌کند. بر اساس تأکید ویژه سند تحول بر هویت ایرانی‌ـ‌ اسلامی، حضور در تجمع‌های عمومی یا فعالیت‌های ملی، پیوند عاطفی و شناختی نوجوان را با تاریخ، فرهنگ و آرمان‌های جامعه‌اش برقرار کرده و روحیه جمع‌گرایی و همبستگی را در او تقویت می‌کند. این فرآیند منجر به جامعه‌پذیری آگاهانه‌ای می‌شود که در آن نوجوان قواعد تعامل، اخلاق جمعی و مقدم دانستن منافع جمعی بر ترجیحات فردی را می‌آموزد و بدین ترتیب، ساحت اجتماعی و سیاسی از یک مبحث تئوریک به یک «زیست واقعی» تبدیل می‌شود.

تثبیت «هویت مسئولانه» یکی از دستاوردهای مهم این تجربه‌هاست. از نگاه سند تحول، اگر این روند ادامه پیدا کند و آگاهانه پیش برود، می‌تواند نیازهای تربیتی نوجوان را به‌خوبی پاسخ دهد. این هویت زمانی شکل می‌گیرد که نوجوان نسبت به محیط زندگی و کشورش احساس مسئولیت کند و با شرکت در فعالیت‌های داوطلبانه، مفهوم «حق و تکلیف» را در عمل درونی سازد. مشارکت اجتماعی کمک می‌کند دغدغه‌های ذهنی نوجوان به رفتارهای واقعی تبدیل شود. همچنین حضور او در پروژه‌ها از آغاز تا پایان، صبر و استقامت را تقویت کرده و پایه‌های هویت مسئولانه را برای دوره بزرگسالی محکم می‌کند.

در جمع‌بندی، باید به این نکته توجه کرد که این موضوع با مفاهیم اصلی تربیتی پیوند دارد؛ زیرا رسیدن به «حیات طیبه» بدون نقش‌داشتن در اصلاح جامعه ممکن نیست. وقتی مدرسه به مرکز تربیتی محله تبدیل شود و روحیه ایثار در دانش‌آموزان تقویت شود، مشارکت نوجوانان دیگر یک فعالیت ساده یا یک برنامه نمایشی نیست، بلکه به «کارگاه هویت‌سازی» تبدیل می‌شود. این تجربه‌ها چند نتیجه مهم دارند؛ به شخصیت فردی آن‌ها عزت‌نفس می‌دهد، حس تعلق اجتماعی را تقویت می‌کند و با درگیر کردن آن‌ها در مسائل واقعی، هویت مسئولانه را به‌صورت پایدار در وجودشان شکل می‌دهد. درنهایت، این فرایند آن‌ها را برای بزرگ‌سالی آماده می‌کند؛ جایی که به‌عنوان شهروندانی فعال و اثرگذار، مسئولیت پیشرفت کشور را با آگاهی و تعهد بر عهده می‌گیرند.

* چگونه می‌توان این حضور و اثرگذاری درخشان را به‌عنوان سرمایه‌ای ارزشمند برای رشد جامعه و تداوم حیات متعالی نسل‌ها تداوم داده و تعمیق بخشید؟

دوره نوجوانی فصلی است که در آن انرژی، توان، انگیزه و کنجکاوی برای تجربه‌ورزی به اوج خود می‌رسد؛ اگر این ظرفیت عظیم به‌درستی هدایت، سازمان‌دهی و پشتیبانی شود، به سرمایه‌ای ماندگار برای جامعه بدل خواهد شد، اما رها کردن یا مدیریت نادرست آن نه‌تنها موجب هدررفت این ظرفیت می‌شود، بلکه گاهی فرسودگی و دل‌زدگی نوجوان از مشارکت‌های اجتماعی را به‌دنبال دارد. سند تحول بنیادین با تأکید بر اینکه تربیت باید فرآیندی «پیوسته، همه‌جانبه، فعال و زمینه‌ساز نقش‌آفرینی اجتماعی» باشد، مسیرهای کلیدی متعددی را برای تداوم و تعمیق نقش نوجوانان ترسیم کرده است.

نخستین مسیر، تبدیل مشارکت از یک فعالیت مقطعی به یک «فرآیند تربیتی» است؛ چراکه سند تحول، تربیت را جریانی مداوم و زمان‌مند می‌داند. برای پایداری این مشارکت، فعالیت‌های اجتماعی نباید به‌صورت مقطعی انجام شوند، بلکه باید با ثبت، تحلیل و بازآفرینی تجربه‌ها در قالب نشست‌های تأملی و کارگاه‌ها، در کنار مربیانی که نقش «تسهیل‌گر رشد» را ایفا می‌کنند، چرخه «تجربه، یادگیری و تثبیت» را برای نوجوان کامل کنند. در کنار این فرآیند، ایجاد ساختارهای پایدار ضرورت دارد؛ به طوری که حضور نوجوان باید بر بستر ساختارهای مشخصی استوار باشد. این امر با تبدیل مدرسه به کانون تربیتی محله و مرکز فعالیت‌های فرهنگی و داوطلبانه، سازماندهی گروه‌های دانش‌آموزی در حوزه‌های مختلف و توانمندسازی واقعی شوراهای دانش‌آموزی برای خروج از حالت تشریفاتی محقق می‌شود. همچنین تعامل مستمر مدرسه با نهادهایی چون سمن‌ها، فرهنگسراها و کانون‌های پرورش فکری، به‌عنوان شتاب‌دهنده این مشارکت پایداری عمل می‌کند.

مسیر دیگری که سند تحول بر آن تأکید دارد، هدایت مشارکت به سمت «پروژه‌های واقعی و حل مسئله» است. در این رویکرد که مبتنی بر یادگیری «مسئله‌محور» و «زندگی‌محور» است، فعالیت‌ها باید به گونه‌ای طراحی شوند که با مسائل واقعی جامعه مانند محیط‌زیست، سلامت یا آسیب‌های اجتماعی پیوند داشته باشند تا نوجوان با ایفا کردن نقشی واقعی و مشاهده نتایج ملموس کار خود، انگیزه‌ای مضاعف برای تداوم فعالیت پیدا کند؛ البته تحقق این سرمایه اجتماعی نیازمند تقویت مهارت‌های کلیدی همچون گفت‌وگو، تصمیم‌گیری اخلاقی، مدیریت هیجان و تفکر نقاد است که بدون آن‌ها، مشارکت نوجوانان شکننده و کوتاه‌مدت خواهد ماند. در این میان، نقش خانواده در قالب «تربیت مشارکتی در خانه» بسیار حیاتی است؛ خانواده‌ها با همراه کردن فرزندان در فعالیت‌های اجتماعی و سپردن مسئولیت‌های واقعی و فرصت تصمیم‌گیری در خانه، زمینه‌ساز ورود راحت‌تر آن‌ها به عرصه‌های بزرگتر اجتماعی می‌شوند.

برای اینکه مشارکت نوجوانان به یک «سرمایه پایدار» تبدیل شود، باید از روش‌هایی مثل «قصه‌گویی درباره موفقیت‌ها»، «معرفی الگوهای موفق» و «تقویت احساس تعلق و هویت» استفاده کرد. این کار باعث می‌شود تا مشارکت اجتماعی بخشی از هویت نوجوان شود. این مسیر با طراحی یک برنامه مشخص برای «رشد تدریجی و مداوم» کامل می‌شود. این برنامه نوجوانان را از مشارکت‌های ساده در رویدادها، به سمت مسئولیت‌های سخت‌تر، طراحی پروژه‌ها و در نهایت ایفای نقش‌های مهم در گروه‌ها و شوراها هدایت می‌کند. در نتیجه، حضور و مشارکت آن‌ها به یک سرمایه پایدار و مؤثر در جامعه تبدیل خواهد شد.

* اگر بخواهیم مشارکت مقطعی نوجوانان در رویدادهای اجتماعی به «کنشگری پایدار و مسئولانه» در بزرگسالی تبدیل شود، چه مداخلات تربیتی، رسانه‌ای و فرهنگی باید طراحی شود؟

در اینجا محور اصلی بحث بر سر «بلوغ عاملیت اجتماعی» است؛ به این معنا که نوجوان نباید تنها در سطح یک مشارکت‌کننده یا واکنش‌گرِ صرف باقی بماند، بلکه باید بتواند به‌صورت آگاهانه، مسئولانه، اخلاق‌مدار و پایدار به نقش‌آفرینی بپردازد. سند تحول بنیادین چنین فردی را انسانی می‌داند که در مسیر «حیات طیبه» گام برمی‌دارد و رشد او به‌طور هم‌زمان ابعاد فردی، اجتماعی و اخلاقی را دربرمی‌گیرد.

برای دستیابی به این بلوغ، الزامات تربیتی در سطح فردی نقش کلیدی ایفا می‌کنند؛ چراکه هدف نهایی تربیت در سند تحول، شکل‌گیری انسانی است که بین رشد فردی و اجتماعی‌اش توازن برقرار باشد، کنش‌هایش بر پایه اخلاق استوار شود و مسئولیت‌پذیری را به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت خود بپذیرد. در واقع، بلوغ عاملیت اجتماعی، زمانی محقق می‌شود که نوجوان بداند چرا و برای چه ارزشی تلاش می‌کند، نسبت به پیامدهای عمل خود پاسخگو و توانایی اصلاح مسیر خود را داشته باشد. برای رسیدن به این سطح، ضروری است که تفکر نقاد و تحلیل اجتماعی تقویت شده، مسئولیت از یک الزام بیرونی به یک تعهد درونی تبدیل و اخلاق در بستر عمل تمرین شود.

همچنین، ایجاد تاب‌آوری اجتماعی، فراهم کردن فضای امن برای گفت‌وگو، اعطای اختیار واقعی به نوجوان، مربی‌گری مستمر و طراحی مسیر رشد تدریجی، از ابزارهای حیاتی هستند که کمک می‌کنند نوجوان از یک مشارکت‌کننده مقطعی به یک «کنشگر آگاه، اخلاقی و پایدار» در تراز نظام تعلیم و تربیت تبدیل شود.

در مسیر این تحول، رشد آگاهی تحلیلی نخستین گام برای عبور از هیجان به فهم است؛ به طوری که نوجوان باید قدرت تحلیل موقعیت‌های اجتماعی را کسب کرده و میان هیجان جمعی و مسئولیت اخلاقی تمایز قائل شود تا بتواند پیامدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت کنش خود را بسنجد. این موضوع که در ساحت «تعلیم و تربیت عقلانی» سند تحول بر آن تأکید شده، از احساسی و ناپایدار ماندن کنش‌های اجتماعی جلوگیری می‌کند. هم‌زمان با این آگاهی، مسئولیت نیز باید درونی شود تا نوجوان نه به‌دلیل تکلیفِ ابلاغ شده، بلکه به‌دلیل حس تعهد درونی و هویت مسئولانه دست به عمل بزند. علاوه بر این، تربیت اخلاقی باید در بستر عمل معنا پیدا کند؛ زیرا کنش اجتماعی بدون چارچوب اخلاقی و رعایت کرامت انسانی می‌تواند آسیب‌زا باشد. نوجوان در موقعیت‌های واقعی می‌آموزد که چگونه تصمیمات خود را بر ارزش‌ها استوار کند، از افراط و تفریط بپرهیزد و در عین کنشگری، اخلاق‌مدار باقی بماند.

در کنار این‌ها، تقویت تاب‌آوری اجتماعی به نوجوان کمک می‌کند تا در مواجهه با ناکامی‌های احتمالی در کنش‌های اجتماعی، عقب‌نشینی نکرده و با بهره‌گیری ازچرخه یادگیری، بازخورد و اصلاح، سرمایه‌ای پایدار برای شخصیت خود بسازد.

از سوی دیگر، «بلوغ عاملیت اجتماعی» نیازمند الزامات ساختاری در سطح مدرسه و جامعه است. ایجاد امنیت روانی برای اظهارنظر و فراهم کردن فضای امن گفت‌وگو، هم‌راستا با اصل کرامت انسانی در سند تحول، به نوجوان اجازه می‌دهد تا بدون ترس از تحقیر، به نقد و پیشنهاد بپردازد. همچنین، اعطای اختیار واقعی و نه نمادین، شرط اصلی شکل‌گیری عاملیت است؛ به این معنا که اگر بخشی از امور مدرسه یا پروژه‌ها واقعاً به نوجوان سپرده شود و او نتیجه تصمیمات و پاسخگویی در قبال آن‌ها را لمس کند، عاملیت او رشد می‌یابد، چراکه اختیار و پاسخگویی مکمل یکدیگرند.

در این فرآیند، مربی‌گری مستمر نیز ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است تا معلم از نقش انتقال‌دهنده محتوا به «تسهیل‌گر رشد اجتماعی» تغییر موضع داده و با هدایت مسیر، از سطحی‌نگری نوجوان جلوگیری کند. در نهایت، این بلوغ که فرآیندی ناگهانی نیست، باید در یک مسیر رشد پلکانی طراحی شود؛ مسیری که از آگاهی اجتماعی و مشارکت ساده آغاز شده و با عبور از مسئولیت‌های محدود و مدیریت پروژه، به مرحله تصمیم‌سازی جمعی و در نهایت نقش‌آفرینی پایدار و هدایت‌گر منتهی می‌شود تا نوجوان در سطح مشارکت‌های ساده متوقف نماند.

اگر این مسیر رشد پلکانی به‌درستی طراحی نشود، نوجوان یا در سطح مشارکت‌های ساده و ابتدایی متوقف می‌ماند و یا به‌ناگاه وارد موقعیت‌های پیچیده‌ای می‌شود که آمادگی لازم را برای مواجهه با آن‌ها ندارد. درواقع، بلوغ عاملیت اجتماعی پیوندی ناگسستنی با مفهوم «حیات طیبه» در سند تحول بنیادین دارد؛ چراکه در این اسناد، هدف نهایی تربیت، شکل‌گیری انسانی است که رشد فردی و اجتماعی‌اش به شکلی متوازن پیش برود، کنش‌هایش همواره اخلاق‌مدار باشد و مسئولیت‌پذیری را به‌عنوان جزئی جدایی‌ناپذیر از هویت خود نهادینه کند.

بر این اساس، بلوغ در عاملیت اجتماعی زمانی محقق می‌شود که نوجوان نسبت به چرایی کنش خود آگاه باشد، بداند برای تحقق چه ارزش‌هایی تلاش می‌کند، مسئولیت پیامدهای عملش را بپذیرد و توانایی اصلاح مسیر خود را داشته باشد. برای رسیدن به این سطح از پختگی، الزامات متعددی باید فراهم شود؛ ازجمله اینکه تفکر نقاد و تحلیل اجتماعی در نوجوان تقویت شده و حس مسئولیت‌شناسی از یک فشار بیرونی به یک تعهد درونی تبدیل گردد. همچنین ضروری است که اخلاق در بستر عمل تمرین شود، تاب‌آوری اجتماعی در فرد شکل بگیرد و فضای امنی برای گفت‌وگو و تبادل نظر فراهم باشد.

در کنار این موارد، اعطای اختیار واقعی به نوجوان، بهره‌مندی از مربی‌گری مستمر و طراحی یک مسیر رشد تدریجی باعث می‌شود که او از یک واکنش‌گرِ صرف یا مشارکت‌کننده مقطعی، به یک «کنشگر آگاه، اخلاقی و پایدار» تبدیل شود. این فرآیند دقیقاً همان تصویری است که سند تحول بنیادین از «انسان تربیت‌یافته در تراز نظام تعلیم و تربیت» ترسیم می‌کند؛ انسانی که آگاهانه و با بصیرت در مسیر تعالی خود و جامعه قدم برمی‌دارد.

در این گفت‌وگو دریافتیم که با تأمل در آموزه‌های سند تحول بنیادین، می‌توان دریافت که نوجوانی نه یک دوره گذار گذرا، بلکه فصل راهبردی «تکوین و تعالی هویت» است. این دوران که با اوج انرژی و اشتیاق برای تجربه‌ورزی همراه است، اگر در مسیر درستِ مشارکت اجتماعی قرار گیرد، نوجوان را از ذهنیت «کودکِ نیازمند» به مقام «کنشگر توانمند» ارتقا می‌دهد. در این چارچوب، مشارکت اجتماعی صرفاً یک فعالیت فوق‌برنامه یا ابزاری برای پر کردن اوقات فراغت نیست، بلکه کاتالیزوری حیاتی است که هویت فردی، اجتماعی و مسئولانه را درهم می‌تند. نوجوان در خلال حضور در پروژه‌های واقعی و حل مسائل عینی پیرامون خود، یاد می‌گیرد که چگونه میان هیجانات زودگذر و مسئولیت‌های اخلاقی تمایز قائل شود و بدین ترتیب، «عاملیت اجتماعی» او به بلوغ می‌رسد.

تحقق این تحول بزرگ، مستلزم پیوند میان ساختارهای مختلف تربیتی است. مدرسه به‌عنوان «کانون تربیتی محله» و خانواده به‌عنوان نخستین بسترِ تمرینِ مسئولیت، باید فضایی امن برای نقد، گفت‌وگو و برخورداری از اختیار واقعی فراهم کنند. بلوغ عاملیت تنها زمانی رخ می‌دهد که نوجوان فرصت یابد در چرخه‌ای مستمر از تجربه، شکست و بازآفرینی، تاب‌آوری اجتماعی خود را تقویت کند. این مسیر رشد پلکانی، او را از یک مشارکت‌کننده ساده و مقطعی به یک تصمیم‌ساز آگاه تبدیل می‌کند که نه‌تنها به‌دنبال رشد فردی، بلکه در پی اصلاح جامعه و دستیابی به «حیات طیبه» است.

در نهایت، ثمره این رویکرد جامع، پرورش نسلی است که مسئولیت‌پذیری را بخشی از جوهره وجودی خود می‌داند. نوجوانی که امروز در بستر فعالیت‌های داوطلبانه، گروهی و مذهبی، اخلاق‌مداری و تفکر نقاد را تمرین می‌کند، در بزرگسالی به شهروندی کنشگر و تمدن‌ساز بدل خواهد شد. این انسان تربیت‌یافته، دیگر در برابر مسائل کشور بی‌تفاوت نخواهد بود، بلکه با بصیرتی برخاسته از تجربه‌های زیسته، آگاهانه در مسیر پیشرفت و تعالی میهن قدم برمی‌دارد. این همان چشم‌انداز غایی نظام تعلیم و تربیت است که مشارکت را ابزاری برای تثبیت صفات پایدارِ شخصیت در روح نوجوان می‌بیند.

ارسال نظر

سوال: بلندترین کوه جهان؟ Everest

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار