مقاومت؛ منظومهای از ایستادگی، همبستگی و جهاد در مسیر الهی
سپهرغرب، گروه مشکات- صبا اسدی: معاون دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای آزاد استان همدان گفت: مقاومت، مفهومی است که معادل ایستادگی، پایمردی، پابرجا ماندن، صبر و استقامت در مسیر تعریف میشود. طبیعتاً این مسیر نیازمند اراده و عزمی جدی، جهاد، صبر، همبستگی و اتحاد است؛ مفاهیمی که آیات متعددی نیز به آنها اشاره دارند.
بنابراین در چنین وضعیتی، ما باید از قرآن مدد بجوییم تا مفهوم عمیق مقاومت را دریابیم. باید بدانیم که مقاومت در منطق قرآن کریم، تنها به میدانهای نظامی و نبرد محدود نمیشود؛ چراکه اگر مقاومت را صرفاً در تقابلهای نظامی خلاصه کنیم، قطعاً از تقویت بنیه علمی و دستیابی به استقلال اقتصادی بازخواهیم ماند. این دقیقاً همان اتفاقی است که دشمن در این جنگ ترکیبی بهدنبال آن است تا ما را مغلوب سازد. نباید اجازه دهیم چنین شود و حتماً باید با مفاهیم و ابعاد مقاومت در قرآن آشنا شویم.
امروز بیش از هر زمان دیگری به مقاومت نیاز داریم. نصرت الهی، ثمره پایمردی، ایستادگی و تجمیع تمام توان و قواست؛ به عبارتی، اگر ما استقامت بورزیم، خداوند نیز به وعده نصرت خود عمل خواهد کرد. درک مفهوم مقاومت برای آحاد جامعه بسیار حیاتی است، زیرا همین ایستادگی است که نصرت الهی را رقم میزند و باعث بازیابی هویت و اصالت انسانها میشود.
جهت واکاوی دقیقتر این مفاهیم و بررسی ابعاد گوناگون استقامت در عصر حاضر، در قالب چهار پرسش کلیدی گفتوگویی ترتیب دادهایم با حجتالاسلام و المسلمین محمد امیریقوام، دانشآموخته دکتری مدرسی معارف و معاون دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای آزاد استان همدان.
* جناب امیریقوام در ابتدا و بهعنوان نخستین پرسش بفرمایید مفهوم «مقاومت» در قرآن کریم چگونه تعریف میشود و چه تفاوتی با برداشتهای صرفاً نظامی یا سیاسی از این واژه دارد؟
مفهوم مقاومت در قرآن کریم، لزوماً با همین واژه خاص بیان نشده؛ بلکه گاهی با کلماتی از همین ریشه و گاهی با واژهها و مفاهیم دیگری به ما منتقل شده است. بهعنوان نمونه، خداوند متعال در آیه 112 سوره هود خطاب به پیامبر اکرم (ص) از استقامت سخن میگوید و میفرماید: «فَاستَقِم کَما اُمِرتَ. همانگونه که فرمان یافتهای ایستادگی کن»؛ یا در مورد مؤمنان در آیه 30 سوره فصلت میفرماید: «إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ. کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل میشوند». در اینجا با واژه استقامت و کلمات همخانوادهاش، این مفهوم القا شده است.
گاهی نیز این معنا با کلمات و جملات دیگری مانند ثبات قدم بیان شده که آیات متعددی به آن پرداخته؛ مثلاً در آیه 250 سوره بقره که بهعنوان یک دعا از درگاه الهی درخواست میشود: «رَبَّنا اَفرِغ عَلَینا صَبراً وَ ثَبِّت اَقدامَنا. پروردگارا بر ما صبر و شکیبایی فرو ریز» که نتیجه آن در ادامه آیه «وَ انصُرنا عَلَی القَومِ الکافِرینَ» و پیروزی بر کافران است. همچنین آیه 7 سوره محمد که در بیانات امام شهید ما بسیار پر تکرار بود، آمده است: «اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم وَ یُثَبِّت اَقدامَکُم» به معنی اگر خدا را یاری کنید، قطعاً او نیز شما را یاری کرده و ثابتقدم میگرداند.
در مجموع، این کلمات و تعابیر بیانگر مفهومی هستند که امروزه ما از آن بهعنوان مقاومت یاد میکنیم؛ مفهومی که معادل ایستادگی، پایمردی، پای کار ماندن و صبر و استقامت در مسیر است. طبیعتاً این مسیر نیازمند اراده و عزمی جدی، جهاد، صبر، همبستگی و اتحاد است که آیات متعددی نیز به این مفاهیم اشاره دارند.
بنابراین، مقاومت منحصراً به مباحث نظامی یا سیاسی محدود نمیشود. بهنظر میرسد هر جا که تقابلی وجود داشته باشد، مفهوم مقاومت نیز کاربرد دارد؛ گاهی این تقابل با نفس است، گاهی با شیطان و گاهی با استکبار و قدرتهای مستکبر دنیا. همچنین در تقابل با کفار و منافقین، چه از نوع نظامی، سیاسی و اقتصادی باشد و چه در قالب انواع جنگهای ترکیبی امروزی، ایستادگی و مقاومت معنا پیدا میکند. از این رو، اگر کسی تصور کند مفهوم مقاومت صرفاً در عرصههای نظامی یا سیاسی خلاصه میشود، بهنظر میرسد مسیر درست و ثوابی را در درک این مفهوم طی نکرده است.
* در آیه 60 سوره انفال خداوند میفرماید: «وَأَعِدّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ». منظور از «قوه» چیست و این آمادگی چه ابعاد غیرنظامی (فرهنگی، اقتصادی، رسانهای) را نیز شامل میشود؟
خداوند متعال در این آیه به ما فرمان میدهد که در مسیر مقابله با دشمنان، هر آنچه را که از جنس قدرت و توانمندی است فراهم آوریم. این امر در واقع بازتاب همان کلام امام شهید ماست که تأکید داشتند ما باید در برابر دشمنان قوی شویم. این قوی شدن، تمامی ابعاد قدرت را دربرمیگیرد و منحصر به مباحث نظامی نیست؛ بلکه شامل هر آن چیزی است که برای اقتدار جامعه، کشور، حکومت، ملت و این سرزمین ضرورت دارد. این توانمندی حوزههای گوناگونی ازجمله قدرت علمی، نظامی، اقتصادی، دیپلماسی، فرهنگی و هر جنبه دیگری از قدرت را شامل میشود.
* فرهنگ مقاومت در قرآن چه نقشی در حفظ عزت، استقلال و هویت جامعه اسلامی دارد و چگونه میتواند به یک الگوی رفتاری در زندگی اجتماعی تبدیل شود؟
از منظر قرآن کریم، عزت بهطور منحصربهفرد در اختیار خداوند است و اوست که به هر کس بخواهد عزت میبخشد. در آیه 139 سوره مبارکه نسا خداوند میفرماید: «فَإِنَّ العِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً»؛ یعنی تمام عزت از آنِ خداست. در جای دیگر و در آیه 26 سوره آل عمران قرآن کریم میفرماید: «تُعِزُّ مَن تَشاءُ وَتُذِلُّ مَن تَشاءُ»؛ هر که را بخواهد عزیز و هر که را بخواهد ذلیل میکند که البته این امر بر اساس حکمت الهی و شایستگیها و لیاقتهای افراد و جوامع صورت میگیرد. خداوند در آیات دیگری عزت را متعلق به خود، رسول خدا و مؤمنان دانسته؛ از این رو روشن میشود که وقتی خدا میفرماید به هر کس بخواهد عزت میدهد، این عزت را برای پیامبر و تمام مؤمنان خواسته است.
از سوی دیگر، در آیات نصرت مشاهده میکنیم که خداوند یاری خود را مشروط به یاری مردم از دین خدا و استقامت، پایمردی و ایستادگی در این راه کرده که همان معنای مقاومت است. بنابراین، میتوان یک مثلث ترسیم کرد که در آن ایستادگی، پایمردی و مقاومت در راه خدا، نصرت الهی را در پی دارد و هر جامعهای که نصرت الهی شامل حالش شود، جامعهای ایمانی است که خداوند به آن عزت میبخشد.
زمانی که خداوند به انسانی عزت عطا کند، او دیگر نمیتواند زیر بار سلطه کافر و منافق برود؛ چنانکه در آیه 141 سوره نسا معروف به «نفی سبیل» آمده است: «لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا»؛ خداوند دستور داده که راه سلطه کفار بر جامعه ایمانی باید بسته باشد. کسی که به خدا ایمان دارد و زیر پرچم اوست، عزتش هرگز اجازه نمیدهد به کفار و منافقان وابسته باشد. لازمه چنین عزتی، استقلال است و فرد یا جامعهای که دارای عزت و استقلال باشد، هویت اسلامی خود را بازیابی کرده و در عرصه جهانی بهعنوان ملتی درخشان ظاهر خواهد شد.
درباره اینکه این نگاه چگونه میتواند به الگویی رفتاری در زندگی اجتماعی تبدیل شود، فرآیندهای طولانی و عوامل متعددی وجود دارد؛ اما بهعنوان یک مورد برجسته، میتوان به ترویج مکتب امام حسین (ع) اشاره کرد. اهلبیت (ع) همواره ما را به این مسیر سفارش کردهاند و خوشبختانه مذهب شیعه در طول قرنهای متمادی توانسته این فرهنگ را نسلبهنسل منتقل کند. این فرهنگ، جامعه شیعه را با عزت بار میآورد تا هرگز زیر بار ذلت نرود. فردی که به امام شهید خود، امام حسین (ع)، معتقد است، همواره شعار «هیهات منا الذله. ذلت از ما دور است » را سر میدهد.
امام (ع) درباره یزید ملعون تعبیر دقیقتری دارند و میفرمایند: آن فرومایه فرزند فرومایه که خود را خلیفه مسلمانان میخوانْد، مرا میان شمشیر و خواری قرار داده؛ اما خواری از ما بسیار دور است. ایشان همچنین فرمودند: «مِثْلی لا یُبایِعُ مِثْلَهُ»؛ یعنی شخصی همچون من با کسی چون یزید بیعت نمیکند. وقتی چنین معارف ارزشمندی توسط امام حسین (ع) به جامعه شیعه القا و سینه به سینه منتقل میشود، آن جامعه قطعاً عزتطلب، استقلالخواه و ذلتگریز خواهد بود. نتیجه این تربیت را میتوان در حوادث 47 سال گذشته پس از انقلاب و بهویژه در وقایع جنگ اخیر مشاهده کرد که چگونه این ملت شجاع، غیور، مقاوم، عزیز و باصلابت در برابر ابرقدرتهای دنیا ایستادگی کرده است.
* اگر جامعهای به این دستور قرآنی در آمادهسازی «قوه» بیتوجه باشد، چه پیامدهایی در سطح فردی و اجتماعی خواهد داشت؟
برای پاسخ به این پرسش، کافی است نگاهی به برخی جوامع بهظاهر مسلمان بیندازیم که از دستورات قرآنی فاصله گرفتهاند. عملکرد حاکمان و تبعیت نخبگان و بخشی از مردم این جوامع باعث شده که این ملتها و حکومتها به کشورهایی ضعیف، حقیر و ذلیل تبدیل شوند که زیر پرچم استکبار قرار دارند؛ تا جایی که سردمدار استکبار، یعنی ترامپ ملعون، صراحتاً از آنها با عنوان گاو شیرده یاد میکند. او در این کشورها نه با سرمایه خود، بلکه با پول همان ملتها و به نفع خودش پایگاه نظامی میسازد، هزینه نیروها و سربازانش را از آنها میگیرد و در مقابل، وعدهای سرابگونه از امنیت به آنها میدهد؛ در حالی که این کشورها بهراحتی در تیررس قرار گرفته و در دنیا ذلیل و حقیر میشوند. گاهی نیز چنان تعابیر سخیف و شرمآوری درباره سردمداران این کشورها بهکار میبرند که انسان از بازگو کردن آنها شرم دارد.
این وضعیت، نتیجه سرپیچی یک فرد، جامعه یا حکومت از دستورات قرآنی است. آنها بهجای آنکه با عزت و صلابت ایستادگی و مقاومت کنند و طبق آیه 60 سوره انفال «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة. در برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید آماده کنید» خود را قوی سازند، مسیر وعدههای سرابگونه شیاطین را طی میکنند. نتیجه نیز روشن است؛ ملتی که تحت سلطه مستکبرین قرار گیرد، چنان ضعیف میشود که حتی بدون اجازه آنها توان کمترین کنشی را ندارد.
ما در کشور خودمان نیز پیش از انقلاب، چنین فضای تلخی را تجربه کرده بودیم؛ زمانی که کشور و پادشاه ما را «ژاندارم آمریکا در منطقه» مینامیدند. در دوران پهلوی، پادشاه مملکت در برابر اشارههای استکبار با سر میدوید؛ با یک تلفن نخستوزیر را تغییر داده و هرگاه اراده میکردند، شاه را جابهجا میکردند. در مورد پهلویِ اول این اتفاق افتاد؛ وقتی تاریخ مصرفش تمام شد، به او امر کردند که باید از کشور خارج شود و او بدون کمترین مقاومتی به جزیره موریس رفت. در جنگ جهانی نیز در عرض 72 ساعت کشور ما اشغال شد و پادشاه را تبعید کردند. چنین ذلتهایی در تاریخ ما رقم خورد و مناطق وسیعی از خاک سرزمین مادریمان همچون هرات، آرارات، بحرین و مناطق دیگر جدا شد. کشوری که نقشهاش روزگاری به شکلی دلیرانه و شیرگون توصیف میشد، امروز به نقشهای با ظاهر گربهگون شبیه شده و تفاوت میان شیر و گربه کاملاً روشن و قابل توجه است.
اما شکرخدا با اصلاح این مسیر پس از انقلاب و ایستادگی بر سر آرمانهای الهی و حفظ عزت و اقتدار، میبینیم که امروز در برابر ابرقدرتهای دنیا میایستیم و آنها حتی نتوانستهاند یک وجب از خاک این سرزمین را از ما بگیرند. این اقتدار، نتیجه تن دادن و تمکین از فرامین الهی و ثمره ایستادگی و مقاومت در راه خداست. امیدواریم این مسیر در آینده بیش از پیش ثمرات، شکوه و خوشبختی را نصیب ملت غیور و شجاع ایران نماید.