روستا قطب تولید تابآوری اجتماعی و اقتصادی استان اما با برنامه عالمانه
اما مسئله اصلی این است آیا روستا در همدان واقعاً به محور توسعه تبدیل میشود و یا بازهم به موضوعی برای چند طرح پراکنده، چند تسهیلات محدود و چند عکس افتتاحیه تقلیل پیدا میکند؟
همدان استانی است که اگرچه در ذهن عمومی بیشتر با تاریخ، بوعلی، باباطاهر، الوند و مرکزیت شهریاش شناخته میشود، اما ستون واقعی تابآوری آن در پهنه روستایی قرار دارد؛ روستاهای همدان فقط سکونتگاه نیستند، شبکهای از تولید کشاورزی، دامداری، باغداری، صنایع دستی، فرهنگ بومی، سرمایه اجتماعی، آیینهای محلی، دانش اقلیمی و ظرفیت گردشگری هستند و درعینحال همین روستاها در معرض مجموعهای از تهدیدها قرار دارند؛ از کمآبی تا فرسایش خاک، پیر شدن جمعیت، مهاجرت جوانان، خامفروشی محصولات، ضعف صنایع تبدیلی، ناپایداری درآمد و آسیبهای اجتماعی تحمیلشده به روستا.
سالها است که توسعه در بسیاری از استانها ازجمله همدان، عمدتاً با عینک شهرمحور دیده شده است. یعنی خدمات، سرمایهگذاری، زیرساخت، آموزش، فرهنگ و حتی رسانه، بیشتر در شهرها متمرکز شده و روستاها یا به تولیدکننده خام محصولات کشاورزی تبدیل شدهاند و یا به محل اجرای طرحهای خُرد و مقطعی.
نتیجه چنین نگاهی روشن است: روستا تولید میکند، اما سود اصلی تولید در جای دیگری انباشته میشود؛ روستایی کار میکند، اما بازار، برند، فرآوری و ارزشافزوده در اختیار او نیست. زمین، آب و نیروی انسانی روستا مصرف، اما آینده فرزندانش در شهر جستوجو میشود.
براساس آمارهای منتشرشده، استان همدان بیش از یکهزار روستا دارد؛ در گزارشهای استانی، تعداد روستاهای همدان حدود یکهزار و 67 تا یکهزار و 71 روستا ذکر شده است. این یعنی روستا در همدان یک حاشیه کوچک نیست؛ بخش مهمی از پیکره اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی استان است. اگر این بخش ضعیف شود، شهر همدان، ملایر، نهاوند، کبودراهنگ، اسدآباد، رزن، بهار، تویسرکان و فامنین نیز از پیامدهای آن در امان نمیمانند، زیرا مهاجرت، حاشیهنشینی، فشار بر خدمات شهری، کاهش تولید، گرانی مواد غذایی و فرسایش سرمایه اجتماعی همه از روستا به شهر سرریز میکنند؛ پس توسعه روستامحور یعنی بازگرداندن روستا به متن برنامهریزی نه از سر ترحم، بلکه از منظر عقلانیت توسعه.
اگر بخواهیم فرصتها و ظرفیتهای روستایی استان را بررسی کنیم، نخست باید به حوزه کشاورزی توجه کنیم؛ همدان در تولید محصولاتی مانند سیب زمینی، سیر، انگور، گردو، محصولات باغی و برخی گیاهان دارویی ظرفیت جدی دارد. گزارشهای کشاورزی استان از تولید سالانه حدود 950 هزار تُن سیب زمینی در همدان و جایگاه این استان بهعنوان قطب تولید سیب زمینی کشور خبر دادهاند. همچنین در گزارشهای محلی به ظرفیت همدان در تولید انگور، سیب زمینی، سیر، گیاهان دارویی، گشنیز و محصولات متنوع کشاورزی اشاره شده است.
اما آسیب اصلی این است؛ همدان تولیدکننده بوده و نه الزاماً مالک ارزشافزوده تولید. بسیاری از محصولات روستایی استان هنوز با الگوی سنتی، خام، فصلی و کمبرند وارد بازار میشوند. کشاورز همدانی کمبود بیآب، خاک، سرمازدگی، گرانی نهاده، هزینه کارگر و نوسان بازار را تحمل میکند، اما سود اصلی در بستهبندی، فرآوری، حملونقل، صادرات، برندینگ و فروش نهایی شکل میگیرد؛ حلقههایی که اغلب یا ضعیفاند و یا بیرون از روستا قرار دارند.
بنابراین اگر قرار است توسعه روستامحور جدی باشد، نباید فقط به افزایش تولید فکر کرد. همدان به زنجیره ارزش روستایی نیاز دارد؛ سردخانههای هوشمند، صنایع تبدیلی کوچک و متوسط، بستهبندی استاندارد، برندهای شهرستانی، بازارچههای دائمی، صادرات منطقهای، فروش اینترنتی محصولات روستایی و آموزش اقتصادی به کشاورزان. بدون این زنجیره، افزایش تولید فقط میتواند فشار بر منابع آب و خاک را بیشتر کند.
در این میان میتوان گردشگری را دومین ظرفیت روستاها دید؛ همدان استانی است با طبیعت چهارفصل، روستاهای تاریخی، باغات، آیینهای محلی، معماری بومی، غذاهای سنتی، مسیرهای کوهستانی و ظرفیتهای فرهنگی پنهان، اما گردشگری روستایی اگر بیقاعده اجرا شود، میتواند به ضد خود تبدیل شود. خطر این است که روستا به دکور مصرف شهری تبدیل شود؛ یعنی خانههای بومی به اقامتگاههای شتابزده بدل شوند، زمین کشاورزی تغییر کاربری پیدا کند، معماری روستا تخریب شود، فرهنگ محلی نمایشی شود و منفعت اصلی به دلالان گردشگری برسد و نه مردم روستا.
گردشگری روستایی در همدان باید با سه اصل پیش برود؛ مالکیت محلی، حفاظت فرهنگی و ظرفیتسنجی محیطی. یعنی مردم روستا باید ذینفع اصلی باشند و معماری و سبک زندگی بومی حفظ شود و هر روستا براساس توان آب، پسماند، راه، امنیت، فرهنگ و پذیرش اجتماعی خود وارد گردشگری شود. همه روستاها نباید گردشگرپذیر شوند؛ بعضی روستاها باید کشاورزیمحور، بعضی باغمحور، بعضی صنایعدستیمحور، بعضی انرژیمحور و بعضی گردشگریمحور تعریف شوند. درواقع برنامه مناسب آمایش، ظرفیتها و نیازها هر روستا باید تدوین شود و این یک واقعیت است که یکی از ضعفهای مزمن برنامههای روستایی، نگاه اداری از بالا به پایین است و گاهی برای روستا تصمیم گرفته میشود، بدون اینکه مردم روستا، زنان، جوانان، کشاورزان، شوراها، دهیاران، معلمان، روحانیون، کارآفرینان محلی و صاحبان تجربه در تصمیمسازی نقش واقعی داشته باشند. نتیجه چنین مدلی طرحهایی است که در گزارشها زیبا هستند، اما در میدان کماثر میمانند.
توسعه روستامحور در همدان باید از حکمرانی محلی آغاز شود. هر روستا باید «پرونده توسعه» داشته و مزیتهای اقتصادی، تهدیدهای زیستمحیطی، وضعیت جمعیت، مهاجرت، زمین، آب، مشاغل، زنان فعال، جوانان تحصیلکرده، ظرفیت گردشگری، صنایع دستی و نیازهای زیرساختی آن مشخص باشد؛ بدون چنین نقشهای، تسهیلات و پروژهها کور توزیع میشوند و تنها درصورت تدوین برنامه و سندی عالمانه و واقعبینانه، بدون سیاستزدگی و اعمال نظر نمایندگان مجلس و یا برخی معتمدان که به دنبال مسائلی بهجز منافع بلندمدت مردم هستند، میتوان به دنبال توسعه روستامحور بود
نجات همدان از روستا آغاز میشود، اما نه از هر روستایی و نه با هر نسخهای. روستاهای همدان ظرفیت عظیم دارند، اما این ظرفیتها زیر فشار کمآبی، مهاجرت، خامفروشی، ضعف زیرساخت، پیری جمعیت و بیبرنامگی فرسوده میشوند؛ راهبرد درست آن است که روستا را نه حاشیه شهر و محل توزیع وام و نه صحنه افتتاح پروژه، بلکه واحد پایه تولید، فرهنگ، امنیت غذایی، تابآوری اجتماعی و آینده اقتصادی استان بدانیم.