عبوری امن از روزهای طوفانی؛ چرا نوجوانی سرنوشتسازترین فصل زندگی افراد است؟
سپهرغرب، گروه - صبا اسدی: یک مشاور خانواده گفت: دوره نوجوانی، مرحلهای حساس، سرنوشتساز و پرفشار از زندگی است که باید با دقت و مراقبت فراوان سپری شود. برای رشد و پویایی جامعه، لازم است به رشد و تربیت نوجوانان اهمیت بدهیم؛ چراکه اگر آنها این دوره را بهدرستی پشت سر بگذارند، مسیر زندگیشان با سلامت و موفقیت طی خواهد شد.
ما در دورانی زندگی میکنیم که نوجوان ممکن است در هر محیط اجتماعی، از جمع همسالان و مدرسه گرفته تا دنیای شبکههای اجتماعی، نسخهای کاملاً متفاوت و حتی متناقض از خود را ارائه دهد. این چندگانگی، اگر بهدرستی تحلیل و مدیریت نشود، میتواند به جای تقویت انعطافپذیری، به یک بحران عمیق و گمگشتگی شخصیت منجر شود که آثار آن تا پایان عمر گریبانگیر فرد خواهد بود. بسیاری از خانوادهها و مربیان در برابر تضاد رفتاری نوجوانان احساس ناتوانی میکنند و ابزارهای لازم برای تشخیص مسیر سلامت از مسیر بحران را در اختیار ندارند.
باید در راستای نفوذ به لایههای عمقی رفتارهایی که به اشتباه به اقتضای سن تعبیر میشوند، در حالی که ممکن است ریشه در یک خلأ هویتی عمیق داشته باشند، تلاش کرد. درک تفاوت میان زندگی کردن با تمام اصالت آن و نقش بازی کردن برای کسب تأیید لحظهای دیگران، کلید اصلی درک روانشناسی نوجوان است. باید توجه داشت که چگونه محیطهای پیرامونی و نهادهای تربیتی میتوانند به جای ایجاد تعارض، به یکپارچگی هسته اخلاقی و رفتاری نسل جدید کمک کنند.
درخصوص این موضوع مهم و حیاتی برای نوجوانان، گفتوگویی ترتیب دادهایم با رضا بافتی، روانشناس، مشاور و رواندرمانگری با تخصص در حوزه خودشناسی تا به ارزش و اهمیت این مسائل بپردازیم.
* در ابتدا بفرمایید وقتی از «چندهویتی بودن» نوجوانان صحبت میکنیم، دقیقاً منظور چیست و این پدیده چه تفاوتی با رشد طبیعی هویت در دوره نوجوانی دارد؟
هویت یعنی اینکه فرد خود را بهعنوان انسانی منحصربهفرد چگونه میشناسد و تعریف میکند. هرچه هویت فرد قویتر و غنیتر باشد، رفتار و نظام اخلاقی او منسجمتر خواهد بود و شخصیتش مانند یک امضا، رنگ و نشان ویژه خود را پیدا میکند؛ تا جایی که میتواند برای دیگران الهامبخش و الگو باشد. از همین رو، عزتنفس ارتباطی مستقیم با هویت دارد و میزان خودشناسی هر فرد، به استحکام و شفافیت هویت او بازمیگردد.
داشتن والد آگاه در دوران کودکی، پیششرطی مهم برای آمادگی ورود به نوجوانی است. نوجوانی از یک خلأ آغاز نمیشود؛ بلکه ادامه مسیری است که از کودکی شکل گرفته است. هرچه کودک از همراهی و هدایت والد آگاهتری برخوردار باشد، احتمال دستیابی او به هویت واقعی در دوران نوجوانی بیشتر میشود.
در مقابل، اگر کودک از این آگاهی و حمایت محروم باشد و در سالهای اولیه رشد مطلوبی را تجربه نکند، «تقلید» جای شکلگیری هویت را میگیرد. در چنین شرایطی، نوجوان به تقلید از نقشها و گروههایی روی میآورد که برایش جذابتر هستند. هر نقشی که بیشتر مورد توجه و تشویق قرار گیرد، ممکن است از سوی او بهعنوان هویت پذیرفته شود؛ در حالی که این نقشها لزوماً بیانگر هویت واقعی و عمیق نوجوان نیستند.
هویت هر انسان مانند امضا یا اثر انگشت اوست؛ چیزی یگانه که از فردی به فرد دیگر متفاوت است، زیرا هر انسان موجودی منحصربهفرد است. به همین دلیل، هویتهایی که در دوران نوجوانی صرفاً بر پایه تقلید از نقشها و گروهها شکل میگیرند، هنوز هویت واقعی فرد به شمار نمیآیند.
در واقع آنچه در نوجوانی شکل میگیرد بیشتر نوعی هویت اولیه است و انتظار نمیرود نوجوان در این مرحله به درک کامل از منحصربهفرد بودن خود برسد. شکلگیری هویت عمیقتر یا «هویت ثانویه» معمولاً در سنین بالاتر و اغلب پس از چهلسالگی، در نتیجه مطالعه، تجربه، تلاش و قرار گرفتن در مسیر خودشناسی امکانپذیر میشود. در این مرحله است که فرد میتواند به هویت اصیل خود نزدیکتر شود؛ بنابراین نوجوانی دورهای مهم برای شکلگیری هویت اولیه است؛ هویتی که اگر در مسیر سالم و آگاهانه شکل بگیرد، زمینه را برای رشد هویت ثانویه فراهم میکند و به فرد کمک میکند تا در ادامه زندگی، اصالت و منحصربهفرد بودن خود را به معنای واقعی آن کشف کند.
* خانواده، مدرسه، گروه همسالان و بهویژه فضای مجازی چگونه باعث میشوند نوجوانان هویتهای متفاوت و گاه متعارض را تجربه کنند؟
تشویقهای بیهدف میتوانند موجب شوند نوجوان در یک حوزه خاص بیش از اندازه تقویت شود. به همین دلیل، هر گروهی که نوجوان در آن بیشتر مورد توجه و تشویق قرار گیرد، تأثیر بیشتری بر او میگذارد و احتمال دارد نقشها و الگوهای همان گروه را بپذیرد. این گروهها میتوانند همسالان، همکلاسیها یا محیطهای گوناگون اجتماعی باشند. حتی در درون خانواده نیز اگر آگاهی لازم وجود نداشته باشد، تأثیرپذیری نوجوان ممکن است به نتایج آسیبزا منجر شود. در چنین شرایطی، نوجوان به دلیل مواجهه با پیامها و رفتارهای متناقض در موقعیتهای مختلف، دچار سردرگمی میشود.
بهطور طبیعی، اگر فرهنگ و ارزشهای حاکم بر محیطهای گوناگون زندگی نوجوان یکپارچه و هماهنگ نباشد، این وضعیت تشدید میشود؛ زیرا او در هر محیطی با الگوهای رفتاری متفاوتی روبهرو میشود. چنین تفاوتهایی میتواند زمینه بروز تعارضهای درونی و تضادهای رفتاری را در نوجوان تقویت کند.
* این چندگانگی هویتی در زندگی روزمره نوجوانان چگونه بروز پیدا میکند و چه نشانههایی دارد که خانوادهها یا معلمان بتوانند آن را تشخیص دهند؟
چندگانگی هویتی معمولاً زمانی بروز پیدا میکند که نوجوانان در سالهای کودکی از هدایت و آگاهی کافی والدین برخوردار نبودهاند در نتیجه بیش از حد تحت تأثیر محیطهای اطراف قرار میگیرند و ممکن است از میان نقشها و الگوهای مختلف که در اطراف خود میبیند، یکی را انتخاب کند و آن را بهعنوان هویت خود بپذیرد. گاهی نیز تحت تأثیر چندین نقش مختلف قرار میگیرد و در محیطهای گوناگون، رفتارها و نقشهای متفاوتی از خود نشان میدهد؛ بهگونهای که در هر فضا مطابق با همان محیط عمل میکند.
در این وضعیت، نوجوانان معمولاً تأثیرپذیری زیادی از همسالان دارند. نوع دوستیها، گروهی که با آن رفتوآمد میکنند و روابطی که شکل میدهند، میتواند نشانه مهمی برای والدین و معلمان باشد تا تشخیص دهند نوجوان در چه فضایی قرار گرفته و از چه الگوهایی اثر میپذیرد.
یکی دیگر از نشانههای این وضعیت، نوسانات و جابهجاییهای خلقی است. ممکن است نوجوان در یک زمان دیدگاهی را بیان کند، اما پس از مدتی نظرش تغییر کند و این تغییر موضع بهطور مکرر تکرار شود. چنین تغییرات پیدرپی در گفتار، احساسات و رفتار میتواند نشانهای از سردرگمی هویتی و تلاش نوجوان برای یافتن جایگاه واقعی خود باشد.
* چندهویتی بودن نوجوانان بیشتر به بحران هویت و دوگانگی منجر میشود یا میتواند نوعی انعطاف و چندبعدی شدن شخصیت را تقویت کند؟
چندبعدی بودن ربطی به چندهویتی ندارد. چندهویتی در واقع به معنی از هم پاشیدن شخصیت است و میتواند باعث بروز بحرانهایی مانند اختلال چندشخصیتی یا رفتارهای تجزیهای شود؛ البته احتمال وقوع چنین بحرانهایی بسیار کم است، اما اگر اتفاق بیفتد، چندهویتی ممکن است به چندشخصیتی تبدیل شود.
بنابراین، توانایی انسان برای انجام کارهای مختلف در حوزههای گوناگون و داشتن انعطافپذیری، با این موضوع متفاوت است. در چندهویتی، نوعی گمگشتگی در شخصیت رخ میدهد و به همین دلیل است که فرد باید به هویت واحد دست یابد، چراکه هویت یکی از مهمترین مسائلی است که در دنیا به آن پرداخته میشود. بر این اساس، اگر نوجوان هویتها و نقشهای مختلف و متضادی را بپذیرد، دچار گمگشتگی و گیجی میشود و تکلیفش با خودش روشن نخواهد بود.
* آیا میتوان گفت نوجوان امروز در حال «زندگی کردن» است یا «نقش بازی کردن» در موقعیتهای مختلف؟ چرا؟
ببینید اغلب نوجوانان نقشهای مختلف را تمرین میکنند و نقشی را که در آن احساس بهتر بودن داشته باشند، بیشتر تشویق شوند یا به آنها احساس برتری بدهد، بهعنوان نقش اصلی میپذیرند. به همین دلیل، نوجوانی دوران فشار یا طوفان نامگذاری شده؛ یعنی دورهای بسیار طوفانی و پرفشار که باید در آن بسیار مراقب بود.
«برای رشد جامعه، لازم است به رشد نوجوانانمان توجهی ویژه داشته باشیم؛ چراکه عبورِ درست آنها از این مرحله، آیندهشان را به شکلی مطلوبتر رقم خواهد زد. چالشِ «زنده بودن» یا «زندگی کردن»، موضوعی است که لزوماً به دوران نوجوانی محدود نمیشود؛ هرچند ریشههای آن اغلب در همین دوران شکل میگیرد. با این حال، بسیاری از انسانها تا پایان عمر نیز در مواجهه با این پرسش که آیا واقعاً زندگی میکنند یا صرفاً زندهاند، دچار تردید میشوند و پاسخی برای آن ندارند.»
اغلب انسانها فقط زندهاند و تنها درصدی از آنها، با تلاشی که میکنند و شناختی که از خود به دست میآورند، میآموزند که زندگی کردن را جایگزین صرفاً زنده بودن کنند. به همین دلیل بود عنوان شد که هویتِ اصلی معمولاً پس از 40 سالگی شکل میگیرد، بهشرط آنکه فرد در کودکی از والدِ آگاه برخوردار بوده باشد و بعدها نیز برای خودشناسی تلاش کند. البته حتی اگر کسی در کودکی والد آگاه نداشته باشد، کوششهایی که بعدها در مسیر درستِ خودشناسی انجام میدهد، میتواند او را به سوی دستیابی به هویت اصیل خود هدایت کند.
* نوجوانانی که دچار بحران هویت و سردرگمی هستند چه مشکلاتی دارند و چگونه میتوان فهمید در مسیر سلامت نیستند؟
آنها، معمولاً پایبندی محکمی به ارزشها ندارند و در محیطهای مختلف نشان میدهند که برای آنها اهمیتی قائل نیستند. عزتنفسشان اصیل و درونی نیست و بیش از آنکه از درون ریشه بگیرد، به نظر دیگران وابسته است. اغلب دچار افت تحصیلی میشوند و رفتارهایشان در جمع، ناپسند تلقی میشود. نسبت به خود، عزتنفس پایینی دارند و گاه به تحقیر خود یا دیگران روی میآورند.
رفتارهای نمایشی و خارج از عرف در آنها فراوان دیده میشود و احساساتی مانند خشم و اندوه را به شکلی شدید و اغراقآمیز بروز میدهند. دوستان خود را مکرر تغییر میدهند و از دوستی با همسالانی که رفتارهای مثبت دارند، پرهیز میکنند. در نهایت، در موارد حاد، گرایش به سیگار یا حتی مواد مخدر نیز در برخی از نوجوانانِ دچار گمگشتگی و بحران هویت مشاهده میشود.
* چه عاملی باعث کاهش سردرگمی و بحران هویت در نوجوانان جامعه میشود؟
وجودِ یکپارچگی و هماهنگی در فرهنگ، به شرط آنکه آن فرهنگ سالم باشد، باعث میشود نوجوان در هر محیطی با الگوهای رفتاری و ارزشهای نسبتاً یکسانی روبهرو شود و کمتر دچار چالش و چندگانگی گردد. برای نمونه، در ژاپن دانشآموزان مدارس ابتدایی از کیفهایی همرنگ و همشکل استفاده میکنند تا احساس کمارزشی یا مقایسه میان آنها شکل نگیرد و تفاوت قیمت یا طرح کیفها موجب رقابت و قیاس نشود. هرچه این هماهنگی و یکپارچگی در بخشهای مختلف یک فرهنگ سالم بیشتر باشد، به همان اندازه سردرگمی و بحران هویت در جامعه بهویژه در میان نوجوانانی که هویتشان در حال شکلگیری است، کمتر دیده میشود.