سلب فرصت تمرین زندگی؛ پیامد محدود شدن مدرسه به دنیای مجازی
سپهرغرب، گروه جامعه- صبا اسدی: معاون اسبق وزارت آموزش و پرورش با اشاره به اینکه مدرسه فراتر از یک محیط آموزشی، کانون «تجربه زیسته» و بستری برای رشد عاطفی، عقلانی و اجتماعی است، اظهار کرد: هنگامی که این فضا به دنیای مجازی محدود میشود، ما در واقع فرصت تمرین زندگی و آمادگی برای حضور در جامعه آینده را از دانشآموز سلب کردهایم.
انتقالِ آن کلاسهای پرهیاهو به قابهای کوچک و ساکت موبایل، شوکی بزرگ به فرآیند یادگیری بود. گفتوگوهای ما با دانشآموزان نشان داد که نگرانی آنها فراتر از نمرات ریاضی و علوم است؛ آنها دلتنگِ تعاملات بیواسطه، زنگهای تفریح و حتی جسارت سؤال پرسیدن بدون خجالت هستند. از سوی دیگر، تبدیل شدن خانهها به کلاس درس، تمرکز را از بین برده و چالشهای لجستیکی و عدالت آموزشی را نشانه گرفته است.
این گزارش، ابتدا گوش شنوایی است برای تجربه زیسته دانشآموزان در روزگار بحرانی و سپس تلاشی است برای فهمِ عمیقِ آسیبها و فرصتهای این دوران در گفتوگو با کارشناس تعلیم و تربیت.
ما ابتدا پای صحبت دو دانشآموز از دو پایه سرنوشتساز نشستیم؛ از دانشآموز پایه دوازدهم رشته انسانی که در میانه اضطراب کنکور، میان فرصت مرور دوباره تدریسها و نبود رفع اشکال آنی معلق است، تا دانشآموز پایه هفتمی که تازه قدم به دنیای متوسطه گذاشته و تجربهاش از مدرسه، با قطعی اینترنت و پیوند خوردن به لینکهای مجازی گره خورده است. پاسخهای صریح و بیپردهی آنها، ما را با پرسشهای بزرگتری در باب آینده عدالت آموزشی روبهرو کرد. برآیند نظرات جمعی این گفتوگوها را در سه محور اساسی دستهبندی کردیم و سپس برای واکاوی این چالشها و یافتن راهکاری برای عبور از این بحران آموزشی، به سراغ ابراهیم سحرخیز؛ معاون اسبق آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش و کارشناس تعلیم و تربیت رفتیم.
در ادامه مشروح گزارش را میخوانید،؛
* تضاد بین دروس حفظی و مفهومی
در مجموع گفتوگوها نشان میدهد نگاه این نسل به کیفیت آموزش مجازی تا حد زیادی به نوع درس بستگی دارد. به اعتقاد آنها، برای درسهای حفظی، امکان دیدن چندباره ویدئوها یک مزیت محسوب میشود؛ اما در درسهای مفهومی و مسئلهمحور مانند ریاضی یا علوم و فنون، کیفیت یادگیری بهطور محسوسی کاهش پیدا میکند.
دانشآموزان میگویند چون هنگام تدریس امکان پرسش و پاسخ فوری و چهرهبهچهره با معلم وجود ندارد، بخش زیادی از بار یادگیری بر دوش خودشان میافتد. در نتیجه ناچارند مطالب را بارها بهتنهایی مرور کنند تا متوجه شوند؛ وضعیتی که گاهی لذت یادگیری را به خستگی و فرسودگی تبدیل میکند.
* ترس در پرسشگری؛ غلبه فضای رسمی بر صمیمیت کلاسی
وقتی درباره چالشهای ارتباطی در کلاسهای آنلاین از دانشآموزان پرسیدیم، نشانههایی از نوعی انزوای آموزشی در میان آنها دیده شد. بسیاری از آنها میگویند به دلیل فضای رسمی گروههای درسی و نبود ارتباط مستقیم و چهرهبهچهره با معلم، از پرسیدن سؤالاتی که ممکن است برای دیگران ساده به نظر برسد خجالت میکشند یا میترسند مورد قضاوت قرار بگیرند.
در نتیجه، برخی ترجیح میدهند سؤالهایشان را در پیام خصوصی بپرسند یا اصلاً درباره ابهامهای درسی سکوت کنند. این موضوع تا حد زیادی به این دلیل است که فضای صمیمی و تعاملی کلاسهای حضوری در آموزش مجازی کمتر وجود دارد. به همین خاطر، برای بسیاری از دانشآموزان کلاس آنلاین بیشتر به یک فضای یکطرفه تبدیل شده که در آن جرأت سؤال پرسیدن و حتی اشتباه کردن کمتر شده است.
** تداخل نقشهای خانگی
در بخش پایانی گفتوگوها، به چالشی رسیدیم که از فضای مدرسه فراتر میرود و به محیط خانه مربوط میشود. به گفته دانشآموزان، خانه نتوانسته فضای منظم و تمرکزمحور مدرسه را بازسازی کند. همزمانی کلاسها با فعالیت سایر اعضای خانواده، عوامل مختلف حواسپرتی در خانه و مهمتر از همه مشکلات زیرساختی مانند کندی یا قطع شدن سامانه شاد و اینترنت، تمرکز آنها را بهشدت کاهش داده است.
برخی از آنها میگویند بارها به دلیل خطاهای سیستمی یا قطع ارتباط، بخشی از تدریس را از دست دادهاند؛ تجربهای که باعث استرس و احساس عقبماندگی از برنامه درسی شده است. با این حال، بیشتر دانشآموزان راهحل را صرفاً در بازگشت کامل به روشهای گذشته نمیدانند، بلکه معتقدند مدل «آموزش ترکیبی» یعنی تدریس مجازی در کنار جلسات حضوری برای رفع اشکال میتواند راهکار مناسبتری باشد.
معاون اسبق آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش در واکنش به دغدغه دانشآموزان درباره ترس از پرسیدن سؤال، بر نقش مهم معلم تأکید میکند و میگوید حتی در عصر هوش مصنوعی نیز معلم صرفاً یک انتقالدهنده دانش نیست، بلکه نقش تسهیلگر و راهبر فرآیند یادگیری را بر عهده دارد.
از دیدگاه ابراهیم سحرخیز، مدیریت فضای کلاس، چه حضوری و چه مجازی، بر عهده معلم است. او باید با درایت تشخیص دهد کدام پرسشها بهتر است در جمع کلاس مطرح شوند تا همه از پاسخ آن بهره ببرند و کدام پرسشها جنبه شخصیتری دارند. معلم باید با اقتدار و در عین حال با ایجاد فضایی صمیمی و امن، شرایطی فراهم کند که دانشآموزان بدون نگرانی از قضاوت، جرأت پرسیدن سؤال را داشته باشند.
وی هشدار داد: اگر معلم نتواند رفتارهای تخریبی برخی دانشآموزان، مانند تمسخر پرسشهای ساده را مدیریت کند، روحیه پرسشگری در دانشآموزان بهتدریج سرکوب میشود و به لایههای پنهان و بیاثر ذهن آنها میرود. معلم باید چنان فضای صمیمی و امنی در کلاس ایجاد کند که دانشآموز بتواند حتی مسائلی را که شاید با والدین خود در میان نمیگذارد، با او مطرح کند.
این کارشناس تعلیم و تربیت در پاسخ به پرسشی درباره از بین رفتن مرز میان خانه و مدرسه، به پدیده «پارازیتهای یادگیری» اشاره کرد و گفت: وقتی مکان استراحت و یادگیری یکی میشود، نظم ذهنی دانشآموز فرو میپاشد.
سحرخیز همچنین به واقعیت زندگی آپارتمانی اشاره کرد و افزود: صدای تلویزیون، رفتوآمد اعضای خانواده و حتی نگرانی از شنیده شدن اختلافها و تنشهای خانوادگی از طریق میکروفون باز کلاس، میتواند دانشآموز را در معرض اضطرابی مداوم قرار دهد. در چنین شرایطی دانشآموز شاید ظاهراً به صفحه نمایش خیره باشد، اما ذهنش درگیر مدیریت بحرانهای محیطی خانه است.
* آموزش مجازی؛ عاملی برای نجات یا نابرابری؟
وی آموزش مجازی را در شرایط بحرانی، مانند جنگ، به «قایق نجات» تشبیه کرد؛ ابزاری که تنها برای جلوگیری از فروپاشی کامل نظام آموزشی به کار میآید، نه جایگزینی امن و پایدار برای مدرسه.
این کارشناس تعلیم و تربیت هشدار داد: یکی از مخربترین پیامدهای این نوع آموزش، تشدید نابرابریهای آموزشی است. کیفیت یادگیری در فضای مجازی بهطور مستقیم به وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانوادهها وابسته میشود؛ خانوادههای برخوردار با در اختیار داشتن فضای مطالعه مناسب و امکانات آموزشی بهتر، میتوانند از این شرایط عبور کنند، اما برای دانشآموزان مناطق محروم یا خانوادههایی که با مشکلات مالی و اجتماعی روبهرو هستند، این فضا بیشتر به ویترینی از ناکامیها تبدیل میشود.
* امنیت روانی و انزوای پرسشگری
سحرخیز با نگاهی آسیبشناسانه به وضعیت کنونی آموزش در فضای مجازی، به ریشههای شکلگیری انزوای پرسشگری در میان دانشآموزان پرداخت و گفت: آموزشهای مجازی و ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی که امروز در جهان مورد استفاده قرار میگیرند، در اصل باید بهعنوان مکملی در کنار کلاسهای حضوری و فیزیکی قرار گیرند تا بیشترین اثربخشی را داشته باشند.
وی افزود: با این حال، در شرایط اضطراری کنونی و فضای جنگی حاکم، ناچاریم برای جلوگیری از ایجاد خلأ آموزشی، از ظرفیت سکوهای مجازی طراحیشده توسط آموزش و پرورش، صداوسیما و دیگر فعالان این حوزه استفاده کنیم.
**نقش معلم در ایجاد امنیت روانی
وی در پاسخ به این پرسش که چرا برخی دانشآموزان بهدلیل فضای رسمی یا ترس از قضاوت همکلاسیها از طرح سؤال در گروههای عمومی خودداری کرده و به پیام خصوصی یا سکوت روی میآورند، گفت: فضای آموزش مجازی همزمان فرصتها و تهدیدهایی را در خود دارد و یکی از جدیترین آسیبهای آن، شکلگیری احساس ناامنی برای پرسشگری است.
این کارشناس تعلیم و تربیت تأکید کرد: در چنین شرایطی نقش معلم بهعنوان مدیر کلاس بسیار تعیینکننده است. معلم باید پیش از هر چیز فضایی سرشار از صمیمیت و مهربانی ایجاد کند تا دانشآموز بدون احساس شرمندگی و بدون ترس از تحقیر یا قضاوت همکلاسیها، بتواند پرسشهای خود را مطرح کند.
سحرخیز یکی از مهمترین مزیتهای کلاس حضوری را «تعاملی بودن» آن دانست و گفت: یادگیری واقعی در بستر تعامل شکل میگیرد. در یک کلاس 30 نفره، پرسش یک دانشآموز نباید صرفاً به گفتوگویی دونفره میان او و معلم تبدیل شود؛ بلکه میتواند برای سایر دانشآموزان نیز آموزنده باشد، از تکرار پرسشهای مشابه جلوگیری کند و در نهایت از اتلاف انرژی معلم بکاهد. گاهی پرسشهای دانشآموزان آنقدر هشداردهنده یا خلاقانه است که حتی میتواند جرقهای تازه در ذهن معلم ایجاد کند؛ نکتهای که شاید پیش از آن به ذهن او خطور نکرده باشد.
وی با اشاره به گستردگی جغرافیایی کشور و چالشهای زیرساختی خاطرنشان کرد: واقعیت این است که وضعیت اینترنت همیشه پایدار نیست و قطعی سیستمها گاهی کنترل فضا را از دست معلم خارج میکند. همچنین ضریب دسترسی به سکوهای اینترنتی در تمام مناطق یکسان نیست که این خود مدیریت کلاس را دشوارتر میکند.
این کارشناس تعلیم و تربیت در ادامه تأکید کرد: اگر پدیده سکوت دانشآموز و پناه بردن به فضای شخصی در کلاسی فراگیر شده باشد، نشاندهنده نبود توفیق معلم در ایجاد آن اتمسفر صمیمانه است.
سحرخیز اظهار کرد: پذیرش تفاوتهای فردی دانشآموزان یکی از اصول مهم در فرآیند یاددهی و یادگیری است. ممکن است یک دانشآموز پرسشی بسیار ساده و ابتدایی مطرح کند و دانشآموزی دیگر پرسشی در سطحی پیچیدهتر و پیشرفتهتر داشته باشد. وظیفه معلم این است که اجازه ندهد دانشآموزان سؤالات یکدیگر را به تمسخر بگیرند؛ زیرا دانشآموزان از نظر تواناییهای شناختی، بهره هوشی و هوش هیجانی در سطوح متفاوتی قرار دارند و فضای کلاس باید ظرفیت پذیرش و پاسخگویی به این طیف متنوع از پرسشها را داشته باشد.
او با انتقاد از نگاه یکسان به همه دانشآموزان در فضای مجازی گفت: آموزش برخط ظرفیت بالایی برای تشدید نابرابریهای اجتماعی دارد. در حالی که برخی دانشآموزان از مزیتهایی مانند والدین معلم، خواهر یا برادر تحصیلکرده، خانههایی با اتاقی آرام برای مطالعه و دسترسی به انواع کتابها و منابع کمکآموزشی برخوردارند، بخش قابل توجهی از دانشآموزان از چنین امکاناتی محروم هستند.
او به واقعیت تلخی اشاره کرد که در آن برخی کودکان، بهدلیل تعطیلات طولانیمدت و دوری از فضای فیزیکی مدرسه، عملاً به کودکان کار تبدیل شده و در کنار والدین یا بهصورت مستقل وارد بازار کار شدهاند.
* ضرورت ایجاد مدرسه مجازی با رویکرد مشاورهمحور
این کارشناس تعلیم و تربیت پیشنهاد میدهد که به جای صرفاً برگزاری کلاس برخط، باید به سمت ایجاد مدرسه مجازی حرکت کرد.
سحرخیز اذعان کرد: مدرسه فیزیکی تنها محل انتقال دانش و تدریس دروس نبود. دانشآموزان به افرادی مانند مشاور، معاون پرورشی و معلمان دسترسی داشتند که فراتر از تخصص درسی خود، نقش تربیتی و راهبری ایفا میکردند. یادگیری صرفاً در فضای کلاس درس رخ نمیداد؛ بلکه بخش مهمی از فرآیند تربیت در حیاط مدرسه، در خلال گفتوگوها، شکلگیری دوستیها و حتی در مواجهه با چالشها و درگیریهای میان دانشآموزان شکل میگرفت.
او مدرسه را مکانی برای تجربه زیسته و رشد عاطفی، عقلانی و اجتماعی دانست و اظهار کرد: وقتی این فضا به دنیای مجازی محدود میشود، ما در واقع فرصت تمرین زندگی و آشنایی با جامعه آینده را از دانشآموز سلب کردهایم. امروز اگر معلم ما تیزبین باشد، متوجه میشود که ریشه خجالت یا مشارکت نکردن برخی دانشآموزان، نه در ویژگیهای اخلاقی، بلکه در نبود فضای مناسب در خانه است.
وی توصیه کرد: معلمان و مشاوران بهتر است بهصورت مستقل یا در کنار تدریس، برنامههای ویژه مشاورهای تدارک ببینند تا آسیبپذیری دانشآموزان کاهش یابد؛ هرچند باید پذیرفت که بسیاری از این متغیرها و مشکلات اقتصادی و خانوادگی، از توان کنترل آموزش و پرورش خارج است.
*مدرسه؛ محیطی برای تخلیه هیجان و تمرکز
معاون پیشین وزارت آموزش و پرورش با تبیین تفاوتهای محیطی، خاطرنشان کرد: مدرسه اساساً برای یادگیری ساخته شده؛ با آزمایشگاه، سالن ورزش، اتاق مشاوره و زنگهای تفریحی که به دانشآموز اجازه میدهد انرژی و هیجان خود را تخلیه کند. این نظم فیزیکی و روانی در خانههای آپارتمانی و در میان دغدغههای معیشتی خانوادهها بازسازی نمیشود.
* تفاوت در روش تدریس
سحرخیز به ضرورت تفکیک روش تدریس بر اساس ماهیت دروس پرداخت و تصریح کرد: ویدیوهای ضبطشده برای دروس حفظی بهدلیل قابلیت تکرار، بسیار کارآمد هستند؛ اما برای دروس سؤالمحور مانند ریاضی، فیزیک و شیمی، روشهای فعلی مجازی پاسخگو نیستند. این دروس به تدریس تعاملی و رفع اشکال در لحظه نیاز دارند و نمیتوان با همان روشی که تاریخ و ادبیات را تدریس میکنیم، به سراغ حل مسائل پیچیده شیمی و فیزیک رفت. کارشناسان آموزشی باید برای این دسته از دروس، جایگزینهای تعاملیتری طراحی کنند تا یادگیری واقعی اتفاق بیفتد.
* اضطراب ناشی از انتقال سریع اطلاعات
وی تأکید کرد: شتاب در انتقال اطلاعات، بدون در نظر گرفتن زمان لازم برای درونیسازی مطلب، از کیفیت عمیق آموزش کاسته و دانشآموز را در یک وضعیت اضطراری دائمی قرار داده است.
او به انتقال استرس از خانوادهها به دانشآموزان اشاره کرد و افزود: نگرانی و فشار خانوادهها برای قبولی در مدارس تیزهوشان یا ترس از افت تحصیلی در پایههای درسی مرتبط با کنکور، بار روانی و فشاری مضاعف بر دانشآموزان وارد میکند. از سوی دیگر در مجموعه آموزش کشور با واقعیت همسطح نبودن معلمان در زمینه تخصص، انگیزه و مهارتهای تدریس مواجه هستیم که این مسئله خود، چالشی جدی در فرآیند یادگیری است.
* چالش برای کنکوریها
این کارشناس تعلیم و تربیت به وضعیت حساس دانشآموزان سال آخر اشاره کرد و گفت: امروزه دانشآموزان با دغدغهای دوگانه مواجهاند؛ از یک سو آزمونهای تستی کنکور و از سوی دیگر امتحانات نهایی تشریحی که تأثیر مستقیم و قطعی بر آینده تحصیلی و حرفهای آنها دارد.
سحرخیز افزود: برخلاف گذشته که دانشآموزان در سال آخر بیشتر تمرکز خود را بر آموزشگاههای خصوصی میگذاشتند و مدرسه را رها میکردند، اکنون معدل امتحانات نهایی اهمیت حیاتی یافته است. آموزشهای مجازی کنکوری عمدتاً بر فنون سریع و میانبر برای پاسخدهی درست در چند ثانیه متمرکزند، در حالی که در مدرسه و به ویژه در امتحانات نهایی، نیاز مبرمی به تحکیم و تعمیق یادگیری وجود دارد.
وی با انتقاد از وضعیت نظارت بر محتواهای آموزشی در فضای مجازی، نسبت به تبدیل شدن آموزش به یک تجارت بیضابطه هشدار داد.
وی معتقد است: باوجود مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش، نظارت دقیقی بر ویدیوها و سکوهای کمکآموزشی وجود ندارد و امروزه بازاری راه افتاده که در آن دانشآموزان و والدین، بدون اطلاع از استانداردهای آموزشی، به سمت نرمافزارهایی کشیده میشوند که صرفاً ادعای موفقیت سریع را دارند.
معاون پیشین وزارت آموزش و پرورش تأکید کرد: معلم و سازمان پژوهش باید بهعنوان راهبر عمل و این محتواها را سطحبندی و ارزشگذاری کنند. نباید اجازه داد هر محتوای غیر استانداردی به بهانه آمادگی برای کنکور یا آزمونهای تیزهوشان به ذهن دانشآموز ورود کند. خانوادهها نباید تحت تأثیر تبلیغات، تصور کنند با صرف هزینههای گزاف و خرید هر نرمافزاری، فرزندشان لزوماً موفق میشود؛ این مسیر به جای یادگیری، استرس رقابت را از همان پایه ابتدایی به دانشآموز تزریق میکند.
سحرخیز همچنین به نقش حیاتی خانوادهها اشاره کرد و افزود: ما نیازمند آموزش والدین هستیم. شبکه شاد نباید فقط محل تدریس باشد، بلکه باید بخشی را به مشاوره خانواده اختصاص دهد تا به والدین بیاموزد که انتظارات بیجا از فرزندان خود نداشته باشند و در این شرایط بحرانی، چگونه مدیریت بحران و تابآوری را در خانه تمرین کنند. والدین باید بدانند که تفاوتهای فردی کودکان یک اصل علمی است و فشار بیش از حد، تنها منجر به سرخوردگی دانشآموز میشود.
* نمرههای ارفاقی؛ خیانت به آینده دانشآموز
وی در خصوص نحوه ارزشیابی دانشآموزان در دوران آموزش مجازی و شرایط بحرانی گفت: اینکه به بهانه شرایط سخت یا دلسوزی، امتحانات را سبک بگیریم و به همه نمره قبولی بدهیم، یک خیانت آموزشی است. نمره ارفاقی و بیضابطه باعث میشود دانشآموز بدون کسب مهارت لازم به پایه بالاتر برود و در نهایت در مقطع دیپلم یا کنکور با بنبست روبرو شود. در آن زمان است که به شخصیت و اعتمادبهنفس این دانشآموز توهین میشود چون او را بیسواد خطاب میکنند، در حالی که ما در پایههای پایینتر به او ظلم کردهایم.
این کارشناس تعلیم و تربیت با استناد به آزمونهای بینالمللی خاطرنشان کرد: حتی پیش از بحرانهای اخیر، 40 درصد دانشآموزان ما در مهارتهای پایهای خواندن و نوشتن ضعیف بودهاند.
سحرخیز در پایان گفت: وقتی سواد ادبی و مهارت درک مطلب دانشآموز ضعیف باشد، نه ریاضی را خوب یاد میگیرد و نه علوم را. ما نباید آموزش و پرورش را از جایگاه واقعیاش که همان ارزشیابی دقیق پیشرفت تحصیلی است، تنزل دهیم. اگر پیشرفتی حاصل نشده، نباید نمرهای داده شود؛ به جای ارفاقهای بیجا، باید کلاسهای جبرانی گذاشت و فرصت واقعی برای جبران عقبماندگیها فراهم کرد تا دانشآموز با بنیهای قوی به مقاطع بالاتر صعود کند.