گذر از نامزدی به عقد؛ از شناخت به امنیت
سپهرغرب، گروه خانواده- صبا اسدی: یک مشاور خانواده با اشاره به تفاوت میان دوران نامزدی و دوران عقد گفت: دوران نامزدی مرحلهای برای شناخت طرفین از یکدیگر است، در حالی که دوران عقد بیشتر به آمادهسازی زوجین برای ورود به زندگی مشترک اختصاص دارد. در دوران عقد، زن و مرد باید تلاش کنند در مسیر تکمیل یکدیگر حرکت کرده و با ایجاد احساس امنیت و اطمینان، پایههای زندگی مشترک خود را تقویت کنند؛ اما در دوران نامزدی تمرکز اصلی بر شناخت بهتر ویژگیها و روحیات یکدیگر است.
از نظر کارشناسی، یک بازه زمانی 6ماهه برای هر کدام از این دورهها کافی است؛ به این شرط که در دوران نامزدی، افراد اسیر هیجانات و احساسات زودگذر نشوند و فرصت کافی برای شناخت منطقی داشته باشند. در دوران عقد نیز، همین 6 ماه برای همراهی و تمرین سازگاری جهت ورود به زندگی مشترک کافی بهنظر میرسد. کوتاهتر بودن این زمان، باعث میشود زوجین فرصت کافی برای سازگاری و آمادگیِ لازم را نیابند و طولانی شدن آن نیز آسیبزا خواهد بود؛ بهویژه آنکه طولانی شدن دوران عقد، بلاتکلیفیهایی ایجاد میکند که میتواند سرمنشأ چالشهای جدی برای زوجین باشد.
در این میان، بسیار مهم است که زوجین بدانند در دوران عقد به چه نکاتی توجه کنند، چه مهارتهایی را بیاموزند و در صورت مواجهه با بلاتکلیفیها یا چالشها، چگونه آنها را مدیریت و رفع کنند. یکی از مسائل پرتکرار در این دوران، شیوه ورود خانوادهها به چالشهای فرزندان و نوع ارتباط آنها با زوجین است. زوجین باید بیاموزند که در این مقطع، اولویت اصلی زندگیشان چیست و چگونه باید با مسائل مربوط به ارتباطات خانوادگی رفتار کنند.
با توجه به اهمیت راهبردی این موضوع، همراه شدیم با دکتر محسن منصوبیفر، مشاور خانواده، رواندرمانگر و عضو هیئتعلمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج، تا با پنج سؤال کلیدی درباره علل شکلگیری این چالشها، شیوههای صحیح برخورد با بلاتکلیفیها و بهطور کلی راهکارهای سپری کردن یک دوره عقد موفق و آگاهانه گفتوگو کنیم.
1. در ابتدا بفرمایید چرا بسیاری از زوجها دوران عقد را جدی نمیگیرند و آن را صرفاً ادامه نامزدی میدانند؟ این خطا چه پیامدهایی دارد؟
دوران نامزدی و دوران عقد دو مرحله جداگانه از مسیر ازدواج هستند. دوره نامزدی بیشتر برای شناخت طرفین از یکدیگر است و دوره عقد مرحلهای برای آمادهسازی جهت ورود به خانه مشترک بهشمار میرود. در دوره عقد، انتخاب انجام شده و زوجین در حال آماده شدن برای زندگی زیر یک سقف هستند. این دو مرحله بهطور طبیعی با یکدیگر تفاوت دارند، زیرا در دوره نامزدی هنوز عقدی صورت نگرفته و زن و شوهر محسوب نمیشوند؛ هرچند در فرهنگ ما گاهی برای دوران نامزدی محرمیتی میان دو نفر خوانده میشود.
دوره عقد، دورهای است که شناخت انجام شده و زن و شوهر با یکدیگر محرماند. بهنظر میرسد هر کدام از این دورهها باید 6 ماه طول بکشد. دوره نامزدی 6 ماه و دوره عقد نیز به همین ترتیب و نباید بیش از آن باشد. در دوره عقد، دو طرف باید بهدنبال کامل کردن یکدیگر باشند؛ یعنی با یکدیگر زن و شوهرند و باید احساس امنیت را برای هم ایجاد کنند و یکدیگر را مطمئن سازند. اما دوره نامزدی، دوره شناخت است و چنین ویژگیای ندارد.
بسیاری از افراد دوره عقد را جدی نمیگیرند و بهدلیل تفکیک نکردن این دو مرحله در ذهنشان، دچار اشتباه میشوند. هنگامی که عقد صورت میگیرد، دیگر با یکدیگر زن و شوهر هستند؛ در حالی که در دوره نامزدی اینگونه نیست؛ البته در دوره عقد نیز، خانوادهها باید مراقب باشند و مداخله بیش از حد نکنند؛ زیرا جوانان با یکدیگر عقد کردهاند. خانوادهها باید همسر فرزند خود را به رسمیت بشناسند. در دوره نامزدی ممکن است اینگونه نباشد، اما در دوره عقد، حتماً باید زن و شوهر یکدیگر را به رسمیت بشناسند. متأسفانه، این موارد گاه سبب بروز اشتباهاتی میشود.
2. طولانی شدن دوران عقد چه آسیبهای روانی و عاطفی برای زوجین ایجاد میکند؟ آیا میتوان نقطه بهینهای برای این دوره تعریف کرد؟
مهمترین مسئله در طولانی شدن دوران عقد، بلاتکلیفی زوجین است. برای مثال، ممکن است تنها مرد شاغل باشد و از یک سو همسرش انتظار داشته باشد هزینههای او توسط همسر تأمین شود، اما از سوی دیگر مرد معتقد باشد چون هنوز زیر یک سقف زندگی نمیکنند، مسئولیت هزینههای همسر همچنان بر عهده خانواده اوست. این اختلافنظرها معمولاً زمانی بروز میکند که دوران عقد بیش از حد طولانی شود.
در حالی که حدود 6 ماه برای آمادهسازی لوازم و فراهم کردن شرایط شروع زندگی مشترک زمان کافی است؛ به شرط آنکه زوجین با اصل ازدواج آسان موافق باشند و سختگیریهای بیمورد نداشته باشند.
طولانی شدن این دوره میتواند مشکلات دیگری نیز ایجاد کند. وقتی گفته میشود شش ماه، به این معناست که زوجین همچنان برای یکدیگر جذابیت داشته باشند؛ اما اگر این دوران دو یا سه سال طول بکشد، بهتدریج بخشی از جذابیتها از بین میرود و نوعی فرسودگی عاطفی میان طرفین شکل میگیرد.
3 یکی از چالشهای رایج در دوران عقد، دخالت خانوادههاست؛ این دخالتها بیشتر از چه جنسی است و چگونه باید مدیریت شود؟
ابتدا به جوانان توصیه میکنم حتماً از مشورت پدر و مادرشان استفاده کنند. پدر و مادری که سالهایی از عمر را پشت سر گذاشتهاند، تجربههایی دارند که میتواند راهگشا باشد؛ بنابراین بهتر است جوانان از دیدگاه، تفکر و تجربه آنها و حتی نسلهای قبلتر استقبال کرده و به صحبتهایشان توجه کنند. در واقع این رابطه باید دوسویه باشد.
به نظر من، گاهی خانوادهها جوانان را به رسمیت نمیشناسند. نکته بسیار مهم این است که پس از عقد، جوانها باید به این درک برسند که از این به بعد، خانواده اصلی و اولویت نخست آنها همسرشان است. به این معنا که مرد پس از ازدواج باید بداند اولویت اول زندگیاش همسرش است و بعد از آن خانواده پدری قرار میگیرد.
البته این موضوع به معنای بیاحترامی به خانواده نیست، بلکه به این معناست که بعد از عقد، شرایط تغییر میکند. اگر خانوادهها جوانان را به رسمیت بشناسند و جوانها نیز نظر والدین را جدی بگیرند، بخش زیادی از این مشکلات برطرف خواهد شد.
4. در این دوره، تعارض میان «انتظارات آرمانی» و «واقعیتهای زندگی» چگونه خود را نشان میدهد و چه خطاهای شناختی در این مرحله رخ میدهد؟
نکته مهم این است که باید بدانیم با این تفاوتها چگونه برخورد کنیم. در واقع ازدواج چهار مؤلفه اساسی دارد: تعهد، احترام، صداقت و بهویژه گذشت. این مؤلفهها باید از همان دوران عقد شکل بگیرد و در زندگی مشترک ادامه پیدا کند.
گذشت در این میان اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نمیتوان یک انسان را تفکیک کرد و تنها صفات خوب او را پذیرفت. هر فردی ممکن است در کنار ویژگیهای مثبت، کاستیها یا اشکالاتی هم داشته باشد. مهم این است که هم خود فرد و هم همسرش این موضوع را بپذیرند و در عین حال برای برطرف کردن آن تلاش شود.
باید پذیرفت که یافتن فردی کاملاً ایدهآل یا انتظار داشتن اینکه همه ویژگیهای شریک زندگی صرفاً خوب و بینقص باشد، انتظاری واقعبینانه نیست و در نهایت به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
5. اگر زوجها بخواهند از دوران عقد بهعنوان یک «دوره تمرین زندگی مشترک» استفاده کنند، چه مهارتهایی را باید در اولویت قرار دهند؟
چهار مؤلفهای که عنوان شد، مهمترینها برای ارتباط و یک زندگی مشترک ایدهآل هستند. تعهد که از دوره نامزدی باید وجود داشته باشد، در شکلگیری یک زندگی مشترک صحیح و ایدهآل بسیار حیاتی است. زوجها باید توجه داشته باشند که هرگونه ارتباط با جنس مخالف بدون اطلاع همسر، خیانت محسوب میشود؛ بنابراین، تعهد، برگهای مهم و حیاتی است.
احترام نیز بسیار مهم است و زوجین باید برای داشتههای همسر خود، به خانواده او، به شغل و تحصیلات او و تمامی ویژگیهای او احترام قائل شوند.
آنچه در ارتباط با صداقت مهم و لازم به ذکر است این است که گاهی افراد مسئلهای را از همسر خود پنهان میکنند و گمان میکنند این اتفاق زیر پا گذاشتن صداقت نیست. باید به شما بگویم که پنهانکاری نیز خود نوعی دروغ و مخالف با صداقت محسوب میشود؛ مسئلهای که متأسفانه زوجها به آن بیتوجهاند.
در کنار این موارد، همانطور که عنوان شد گذشت نیز نقش مهمی در تداوم یک زندگی مشترک دارد. هیچ انسانی بینقص نیست و در روابط زناشویی ممکن است اختلافنظر یا خطاهایی رخ دهد. توانایی گذشت و چشمپوشی از برخی مسائل، به زوجین کمک میکند رابطه خود را حفظ کنند و با آرامش بیشتری مسیر زندگی مشترک را ادامه دهند.