جای خالی مهارتهایی فراتر از نمره برای فردای زندگی
سپهرغرب، گروه جوانی- صبا اسدی: مدرسه باید به بستری برای تربیت همهجانبه تبدیل شود؛ مکانی که در آن دانشآموز ضمن بهرهگیری از معارف والای اسلامی و غنای علمی، ابزارهای لازم برای ساختن آیندهای روشن و ایفای نقش مؤثر در اجتماع را بهدست آورد.
آنها برخلاف نسلهای گذشته، مهارت را فقط برای گرفتن نمره نمیخواهند؛ بلکه پیشرفت، انگیزه، حال خوب و درآمدزایی را در اولویت قرار میدهند. مرزهای سنتی آموزش در مدارس کمرنگ شده و فضای مجازی به یکی از منابع اصلی یادگیری دانشآموزان تبدیل شده است. با این حال، این پرسش مطرح میشود که وقتی دانشآموزان میتوانند بسیاری از مهارتها را در فضای مجازی بیاموزند، نقش مدرسه در آموزش مهارتها چیست؟ امروز با دانشآموزانی روبهرو هستیم که از نمرهمحوری خسته شدهاند و با هدف اثرگذاری و رشد واقعی، بهدنبال کسب مهارت هستند.
دانشآموزان میخواهند محصولی بسازند، دورهای آموزشی ضبط کنند یا هنر و مهارتی ارائه دهند که در دنیای واقعی خریدار داشته باشد؛ نه اینکه فقط نمرهای در کارنامهشان ثبت شود. صحبتهای آنها نشان میدهد که گرچه حضورشان در کلاسهای حضوری دیده میشود، اما تمرکز و برنامهریزیشان جای دیگری است.
بسیاری از آنها در کلاسهای خارج از مدرسه و در فضای مجازی به دنبال یادگیری تخصص و مهارت هستند تا راهی برای پیشرفت، انگیزه، حال بهتر، درآمدزایی و حل مشکلات خود و دیگران پیدا کنند. حال این پرسش مطرح میشود که نظام آموزشی ما تا چه اندازه توانسته خود را با این تحول همراه کند؟
در این گزارش، پای صحبت چند دانشآموز مهارتمحور نشستیم تا ببینیم مهارتآموزی چه جایگاهی در زندگی آنها دارد. پس ابتدا با دانشآموزان پایه متوسطه اول و دوم به گفتوگو پرداختهایم تا از دغدغههای این نسل از مهارتآموزی و جایگاه مهارت در مدارس صحبت کنیم، برآیند نظرات جمعی این گفتوگوها را در دو محور اساسی آوردهایم و سپس با مجید پیری، معاون آموزش متوسطه آموزش و پرورش استان همدان رفته و با وی به گفتوگو پرداختیم.
**گذر از آموزش رسمی به سمت خودآموزی
تحلیل پاسخهای این دانشآموزان نشان میدهد که مدرسه دیگر تنها منبع، یا حتی منبع اصلی یادگیری مهارت برای آنها نیست. هر دو دانشآموز بهطور قابل توجهی بر نقش فضای مجازی و دورههای آموزشی غیررسمی تأکید کردهاند. یکی از آنها مسیر یادگیری خود را از کلاسهای حضوری در سالهای گذشته به دورههای مجازی در یک سال اخیر تغییر داده و دانشآموز دیگر نیز با صراحت میگوید بخش عمده آنچه آموخته، حاصل ویدیوهای آموزشی و محتوای موجود در فضای مجازی است.
این موضوع نشاندهنده یک تحول بزرگ در نظام یادگیری است؛ دانشآموز نسل جدید، منتظر سرفصلهای مصوب نمیماند، بلکه خودش به دنبال محتوای مورد نیازش میگردد. این خودجوش بودن در یادگیری، لزوم بازنگری در کتابهای کار و فناوری و فرهنگ و هنر را بیش از پیش نمایان میکند؛ چراکه دانشآموزان در خانه و با تکیه بر اینترنت، گامهایی بسیار فراتر و تخصصیتر از سطح عمومی مدرسه برمیدارند.
** تغییر انگیزه از کسب نمره به سمت اثرگذاری اجتماعی
محور کلیدی دیگری که در صحبتهای این دانشآموزان به چشم میخورد، نقد مستقیم نظام ارزیابی سنتی و نمرهمحور است. آنها مهارت را نه برای پر کردن کارنامه، بلکه برای رسیدن به حال خوب، آرامش و انرژی دنبال میکنند. یکی از دانشآموزان تأکید میکند که نمیخواهد کارش فقط برای گرفتن نمره و توسط یک معلم دیده شود؛ بلکه مشتاق است هنر خوشنویسیاش در معرض دید عموم قرار گیرد و بازخورد واقعی دریافت کند.
دانشآموز دیگر نیز یک گام فراتر میرود و هدف خود از یادگیری مهارت را کمک به دیگران و تولید یک دوره آموزشی عنوان میکند. این نگاه نشان میدهد دانشآموز امروز میخواهد به یک تولیدکننده و فردی اثرگذار تبدیل شود. آنها میخواهند مهارتی که میآموزند، گرهای از کار دیگران باز کند یا تأثیر مثبتی بر احساسات و زندگی افراد بگذارد.
در واقع، انتظارشان از مدرسه این است که بهجای صرفاً نمره دادن به اثر هنریشان، بستری فراهم کند تا بتوانند آموختههای خود را آموزش دهند یا در معرض دید جامعه قرار دهند.
در ادامه جهت واکاوی این موضوع که سیستم آموزشی چقدر برای این نسل از دانشآموزان خودانگیخته و مهارتمحور آماده است، مجید پیری، معاون آموزش متوسطه آموزش و پرورش استان همدان به پرسشهای ما پاسخ داد؛
* در مدارس همدان، چه سازوکاری برای شناسایی مهارتهای خارج از کتاب
ز کتاب درسی نوجوانان (مثل برنامهنویسی، کارآفرینی کوچک، هنرهای تجسمی، مهارتهای فنی) وجود دارد و این شناسایی چه نتیجه عملی برای خود دانشآموز داشته است؟
در استان همدان برای شناسایی و هدایت مهارتهای فراتر از کتابهای درسی دانشآموزان، اقداماتی در قالب ایجاد فضاهای نوآورانه و حمایتی انجام شده است. یکی از مهمترین این اقدامات، افتتاح «مرکز نوآوری و شکوفایی استعدادهای دانشآموزی» است که با هدف کشف و تقویت توانمندیهای خلاقانه نوجوانان راهاندازی شده است. در این مرکز، دانشآموزان میتوانند ایدهها، طرحها و دستسازههای خود را در حوزههایی مانند فناوری، ساخت تجهیزات ساده، خلاقیتهای هنری و سایر فعالیتهای مهارتی ارائه کنند.
این مرکز همچنین با پارک علم و فناوری استان همدان ارتباط و همکاری دارد؛ ارتباطی که موجب شده برخی از طرحها و دستسازههای دانشآموزی مورد بررسی تخصصی قرار گیرد و در صورت برخورداری از قابلیت توسعه، از حمایتهای لازم بهرهمند شود.
نتیجه عملی این فرآیند برای دانشآموزان، فراهم شدن فرصت دیدهشدن ایدهها، دریافت مشاوره تخصصی و در برخی موارد، هدایت طرحها به مسیرهای علمی و فناورانه است. به این ترتیب، دانشآموزان میتوانند در دوران تحصیل، تجربهای نزدیک به فضای واقعی نوآوری و کارآفرینی بهدست آورند.
* از میان مهارتهایی که نوجوانان خودشان بیرون از مدرسه یاد گرفتهاند، کدامیک توانسته در قالب یک فعالیت فوقبرنامه، پروژه یا حتی ارزشیابی جایگزین، وارد نظام آموزشی استان شود؟
در حوزه مهارتآموزی، ساختار هنرستانها در نظام آموزشی کشور بهگونهای طراحی شده است که مجموعهای نسبتاً جامع از مهارتهای فنی و تخصصی را در اختیار دانشآموزان قرار دهد. برنامههای درسی این مراکز بر اساس استانداردهای مهارتی مشخص و متناسب با نیازهای بازار کار تدوین شده و تلاش میشود دانشآموزان در کنار آموزشهای نظری، تجربههای عملی نیز کسب کنند. از همین رو، مهارتهایی که دانشآموزان ممکن است خارج از فضای رسمی مدرسه و بهصورت غیررسمی فرا بگیرند، معمولاً بهعنوان جایگزین مهارتهای تعریفشده در هنرستانها محسوب نمیشود؛ اما میتواند در بهترین حالت به تکمیل، تعمیق و تقویت مهارتهای آموزشی آنان کمک کند.
برای مثال، ممکن است دانشآموزی که در یکی از رشتههای فنی تحصیل میکند، مهارتهایی مانند طراحی دیجیتال، کار با نرمافزارهای گرافیکی یا برنامهنویسی را بهصورت خودآموز فرا گرفته باشد. این مهارتها میتواند در قالب پروژههای عملی، فعالیتهای کارگاهی یا از طریق حضور در المپیادها، جشنوارهها و نمایشگاههای دانشآموزی به کار گرفته شود و به ارتقای کیفیت فعالیتهای عملی او کمک کند. با این حال، چارچوب اصلی مهارتآموزی همچنان بر پایه استانداردهای مصوب و رسمی هنرستانها استوار است.
* چه همکاری مشخصی بین آموزش و پرورش همدان با بخشهای دیگر (شهرداری، پارک علم و فناوری، صنایع استان، یا خانههای خلاق) برای بهکارگیری مهارتهای نوجوانان در دنیای واقعی شکل گرفته و نتیجه آن چه بوده است؟
آموزش و پرورش استان همدان برای تقویت پیوند آموزش با دنیای واقعی و استفاده از ظرفیتهای بیرون از مدرسه، همکاریهایی را با مجموعههای مختلف استانی شکل داده است. ازجمله این همکاریها میتوان به تعامل با پارک علم و فناوری، سازمان نظام مهندسی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی و شرکت شهرکهای صنعتی اشاره کرد. در قالب این همکاریها تفاهمنامههایی منعقد شده که هدف آنها گسترش هنرستانهای جوار صنعت و فراهم کردن فرصتهای عملی برای دانشآموزان در محیطهای واقعی تولید و صنعت است.
یکی از نمونههای عینی این همکاریها ایجاد و راهاندازی یک هنرستان جوار صنعت در روستای نگارخاتون شهرستان فامنین است که با هدف آموزش مهارتهای کاربردی متناسب با ظرفیتهای منطقه راهاندازی شده و اکنون مورد بهرهبرداری قرار گرفته است. چنین اقداماتی کمک میکند دانشآموزان علاوه بر آموزشهای مدرسهای، با فضای واقعی کار و تولید نیز آشنا شوند و مهارتهای خود را در بستر عملی توسعه دهند.
در این گفتوگو دریافتیم که نسل جدید، مهارت را نه یک تکلیف آموزشی، بلکه راهی برای پیشرفت، درآمدزایی، انگیزه و اثرگذاری اجتماعی میبیند. خواسته اصلی آنها از سیستم آموزشی، نه لزوماً تدریسِ صرف، بلکه فراهم کردن ابزار حرفهای و فرصتی برای ارائه و انتقال مهارت به دیگران است.
آنچه روشن است، ضرورت بازنگری ساختاری در نظام آموزشی با رویکردی آیندهپژوهانه است؛ بهگونهای که نیازهای زیستمحیطی، اجتماعی و فردی دانشآموزان برای دهههای آتی بهدقت شناسایی شده و مهارتهای لازم برای دستیابی به یک زندگی متعالی در بطن برنامههای درسی گنجانده شود؛ البته این بازنگری بهمعنای حذف دروس بنیادین و علوم پایه نیست؛ چراکه تسلط بر مبانی علمی، پیشنیاز هرگونه ت
خصصگرایی است و حضور فیزیکی دانشآموزان در فضای مدرسه برای فرآیند جامعهپذیری یک الزام همیشگی تلقی میشود.
با این حال، نظام آموزشی باید میان آموزش کلاسیک و دانش زندگی، پیوندی استوار برقرار کند. دانش زندگی مجموعهای جامع از شایستگیهاست که حوزههای فردی، تعاملات اجتماعی، اثرگذاری در جامعه و مفاهیم اقتصاد فردی و معیشتی را دربر میگیرد. هدف نهایی این است که مدرسه به بستری برای تربیت همهجانبه تبدیل شود؛ مکانی که در آن دانشآموز ضمن بهرهگیری از معارف والای اسلامی و غنای علمی، ابزارهای لازم برای ساختن آیندهای روشن و ایفای نقش مؤثر در اجتماع را بهدست آورد.
تحقق این تحول، مستلزم عبور از آموزش حافظهمحور و حرکت به سوی آموزش مهارتمحور است. مدرسه نباید صرفاً محیطی برای انتقال دادهها و محفوظات باشد؛ بلکه باید به زیستبومی تبدیل شود که در آن دانشآموز در عمل، حل مسئله، تفکر انتقادی و سواد رسانهای را در کنار اخلاقمداری تمرین کند. با سرمایهگذاری هدفمند بر چنین الگویی، میتوان اطمینان داشت که خروجی آموزشوپرورش، جوانانی متخصص، خودباور و مسئولیتپذیر خواهد بود؛ جوانانی که نه فقط برای ورود به بازار کار، بلکه برای مواجهه آگاهانه و مؤثر با چالشهای پیچیده زندگی مدرن آمادگی لازم را دارند.