گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:101766
یکی از نخستین کارکنان دادگاه انقلاب همدان:

«شهیدرئیسی» عدالت‌محور، متخصص و پُرکار بود

«شهیدرئیسی» عدالت‌محور، متخصص و پُرکار بود

سپهرغرب، گروه - زهره پوروهابی :

یکی از اوراق زرین دوران خدمت این شهید، حضور در دستگاه قضائی استان همدان بود؛ همدان در کارنامه شهیدرئیسی صرفاً یک ایستگاه اداری نبود، بخشی از تجربه شکل‌گیری شخصیت اجرایی و قضائی او بود. روایت همکاران آن دوره نشان می‌دهد که این شهید در جوانی نیز بر نظم تشکیلاتی، رعایت حقوق مردم، کرامت خانواده‌ها، آموزش نیروها و توجه به مستضعفان، تأکید داشته است. همین ویژگی‌ها بعدها در سطوح بالاتر مسئولیت، از قوه قضائیه تا ریاست‌جمهوری، با ابعادی گسترده‌تر ادامه یافت.

شهادت او در سانحه بالگرد در 30 اردیبهشت‌ماه 1403، پس از سال‌ها حضور در مسئولیت‌های مختلف، عنوان «شهید خدمت» را در حافظه عمومی کشور تثبیت کرد.

تلاش کرده‌ایم در سالگرد شهادت این مرد بزرگ بخشی از خاطرات حضور مؤثر او را مرور کنیم؛ آنچه در ادامه می‌خوانید، متن گفتار با دکتر حسین صادقیان، از همکاران این آیت‌الله شهید در دهه 30 است. این یار قدیمی عدالت‌محوری و تخصص‌گرایی را از مهم‌ترین ویژگی‌های شهید ابراهیم رئیسی برشمرد:

دکتر حسین صادقیان، این همکار آیت‌الله شهیدرئیسی که از نخستین کارکنان دادگاه همدان بعد از انقلاب بوده است، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره همه شهدا به‌ویژه امام شهیدمان، شهدای جنگ رمضان، شهدای جنگ تحمیلی سوم و شهدای خدمت ازجمله شهیدرئیسی، گفت: برادر عزیزمان، آیت‌الله شهیدرئیسی ویژگی‌های مختلفی داشتند. من تا آنجایی که در خدمت ایشان بودم، در وجودشان ایمانی می‌دیدم که ناشی از دو چیز بود؛ خلوص نیت و توجه به احکام اسلامی و دین.

لازم است نکته‌ای را در ابتدای مصاحبه بگویم؛ مسائلی که بنده مطرح می‌کنم، عمدتاً مربوط به دوران حدود 22 یا 23 سالگی آیت‌الله شهیدرئیسی است؛ یعنی دوران جوانی ایشان. طبعاً پس از گذشت بالغ‌بر 40 سال که این شهید در بخش‌های مختلف کار و خدمت کرده بودند، این ویژگی‌ها قوام بیشتری پیدا کرده و توسعه بسیار بیشتری یافته بوده است.

یکی از ویژگی‌های بارز کاری شهیدرئیسی این بود که اعتقاد داشت باید حق مردم را به آنان بدهیم و منتظر نباشیم خودشان دنبال گرفتن حقشان باشند. از نگاه ایشان، وظیفه دینی و انسانی ما بود که حقوق افراد را رعایت کنیم.

مشاهده تعامل‌هایی که ایشان در دادسرای انقلاب اسلامی همدان در نیمه سال 1360 و سپس 1361 و بعد از آن نیز داشتند، گویای همین نگاه بود؛ بنده بیش از یک‌سال با ایشان همکاری داشتم.

ایشان معتقد بودند که ما در مواجهه با اشخاص، مدیران، متهمان، مجرمان و همچنین در تعامل با خانواده‌ها و فرزندان آنان، کاملاً باید مراقب رعایت حق و حقوقشان باشیم و عدالت‌محور رفتار کنیم.

شهیدرئیسی همچنین فردی بسیار مسئولیت‌پذیر و پُرکار بودند؛ آن زمانی که به دادستانی هم منصوب شدند، به‌دلیل جوانی و سن کمترشان نسبت به سایر دادستان‌ها، این موضوع برای ما مایه تعجب بود، اما وقتی ایشان آمدند، کار خود را شروع کردند و درواقع به‌عنوان دادستان بر کار دادسرای انقلاب همدان مسلط شدند، متوجه شدیم که چه توانایی‌های زیادی دارند.

انصافاً گذشته از خدماتی که در سال‌های پیش و پس از تأسیس دادگاه و دادسرای انقلاب اسلامی همدان انجام شده بود، ایشان نظم بسیار ویژه‌ای به امور دادسرای انقلاب اسلامی دادند. به پرونده‌ها و به کل کارها نظمی خاص و کاملاً تشکیلاتی بخشیدند؛ به‌گونه‌ای که وقتی کارها و رفتار ایشان را می‌دیدم، رفتار آیت‌الله شهیدبهشتی برایم تداعی می‌شد.

شهیدرئیسی توجه بسیار جدی به مستضعفان داشتند؛ یعنی فردی هدف‌گرا بودند و باور داشتند که انقلاب اسلامی برای پیاده‌ کردن عدالت و توجه به مردم، به‌ویژه مستضعفان، شکل گرفته است. ما در خلال کارهایی که انجام می‌دادیم، نمودهای این خواسته و نگاه ایشان را کاملاً مشاهده می‌کردیم.

ایشان فردی باسواد بودند و در کار خود (با وجود آنکه در برهه‌ای برخی از روی جهل و بعضی نیز از روی عناد، بی‌توجهی و بی‌انصافی کردند و پس از سالیانی که ایشان مراتب عالی تحصیلات را گذرانده بودند موضوع بی‌سوادی یا کم‌سوادی را درباره شهیدرئیسی مطرح کردند) بسیار باسواد، توانا و علمی برخورد می‌کردند.

خوب است این نکته را هم ذکر کنم که در دوره ایشان، پرونده‌های دادگاه ما چنان مرتب و منظم شد که در کشور، به‌عنوان دادسرای ممتاز شناخته شدیم؛ از جهت نظم، ترتیب و رعایت موازینی که باید در پرونده‌ها و در کارها وجود داشته باشد.

شهیدرئیسی بسیار به اصل احترام گذاشتن به کرامت انسانی توجه داشتند و از ما که با ایشان همکاری می‌کردیم، چنین رفتاری را مطالبه می‌کردند. این شهید همواره تأکید داشتند که وقتی متهمان، مجرمان، به‌ویژه خانواده‌ها و فرزندان آنان مراجعه می‌کنند، برخورد شما با آنان باید دینی، اخلاقی و همراه با کرامت باشد؛ حتی اگر بعضاً عصبانی یا ناراحت هستند. می‌فرمودند ممکن است نزدیکان این افراد در زندان باشند یا محکوم شده باشند؛ بنابراین نباید از جهت روحی و روانی، برخوردی داشته باشیم که موجب فشار بیشتر بر آنان شود و باید صبر و حوصله کافی به خرج بدهیم.

خوب است عرض کنم که ایشان درک عمیقی از مجموعه مسائل جامعه داشتند؛ برای اینکه این موضوع را عملیاتی‌تر و جزئی‌تر بیان کنم، ناچار باید به چند خاطره از این شهید بزرگوار اشاره کنم:

برای ایشان وقتی تازه به همدان تشریف آورده بودند، تمهیدی فراهم کرده بودیم و در یک اتاق کوچک حدود دوونیم در سه‌ونیم متر، زندگی می‌کردند؛ به‌واقع کمترین هزینه را داشتند و حتی کمتر از دیگران از امکانات استفاده می‌کردند. شهیدرئیسی از همان غذایی که آن زمان برای کارکنان دادگاه و زندانیان تهیه می‌شد (چون بسیاری از افراد به‌صورت 24 ساعته در دادگاه حضور داشتند) می‌خوردند.

همچنین تا زمانی که بنده در جریان بودم، حقوقی دریافت نمی‌کردند و ما پیگیری می‌کردیم که حقوقی هم برای ایشان درنظر گرفته شود. تا آنجایی که اطلاع دارم، شهیدرئیسی حتی تا دوره ریاست قوه قضائیه نیز فقط بخشی از حقوق خود را دریافت می‌کردند و در دوران ریاست‌جمهوری هم واقعاً مال و منالی نداشتند.

با اینکه ایشان از جایگاه دادستانی در همدان تا ریاست قوه قضائیه و سپس ریاست‌جمهوری، توفیق خدمت پیدا کردند، اما از مواهب ظاهری دنیا به حداقل‌ها بسنده می‌کردند. از مال و منالی که بسیاری به‌طور عادی آن را حق قانونی خود می‌دانند، ایشان در آن اندازه‌ها بهره‌مند نمی‌شدند، اما درباره دیگران چنین نگاهی نداشتند، بلکه معتقد بودند مردم و اشخاص باید به حقوقشان برسند.

بنده پس از مدتی همکاری با ایشان، چون برای ادامه تحصیل در تهران پذیرفته شده بودم، خدمت شهیدرئیسی رفتم؛ به بنده گفتند در همین دادسرا و دادگاه انقلاب اسلامی بمان و در رشته حقوق ادامه تحصیل بده. با ایشان صحبت کردم و گفتم که می‌خواهم برای معلمی و کار با نوجوانان و جوانان ادامه تحصیل بدهم و بعد به آموزش‌وپرورش برگردم که قبول کردند. یعنی کار معلمی را آن‌قدر مهم می‌دانستند و برای رسیدگی به نوجوانان و جوانان، اهمیت ویژه‌ای قائل بودند که با این توضیح بنده، موافقت کردند.

ضمن اینکه ایشان سعی داشتند نیروها را حفظ کنند، اما نگاهشان صرفاً محدود به یک نهاد نبود؛ نگاهی فراتر از نهاد داشتند. وقتی دیدند اگر فردی معلم شود، می‌تواند خدمات بیشتری ارائه کند، استعفایم را پذیرفتند.

وقتی می‌گویم ایشان عدالت‌محور بودند، یکی از نمونه‌هایش همین است؛ بنده پس از آنکه از دادگاه رفتم و حدود دوونیم سال بود که معلم شده بودم، متوجه شدم حدود سه سال به سابقه کارم اضافه شده است و این مسئله برایم تعجب‌آور بود. برای پیگیری مراجعه کردم؛ گفتند نامه‌ای از دادسرای انقلاب اسلامی همدان آمده است. به دادسرا مراجعه کردم و گفتند بله، شهید بزرگوار رئیسی وقتی متوجه شده‌اند یکی از کسانی که در دادگاه کار می‌کرده، برای گرفتن سوابق خود و انتقال و افزودن آن به سابقه کاری‌اش در محل جدید اقدام کرده، گفته‌اند: ما باید این کار را عادلانه برای همه انجام بدهیم و بنده هم یکی از همان افراد بودم که شامل این اقدام شدم.

یعنی نگاه ایشان فقط معطوف به یک فرد خاص نبود؛ بلکه وقتی مسئله‌ای را حق می‌دانستند، آن را برای همه کسانی که مشمول آن می‌شدند، پیگیری می‌کردند.

در ارتباط با مصادره اموال نیز ایشان کاملاً رعایت می‌کردند که خانواده مجرم، حتی اگر جرم او ثابت شده و اموالش مصادره شده باشد، به اندازه یک زندگی متوسط امکانات لازم را داشته باشند. تأکید داشتند از اموالی که مصادره می‌شود، باید به اندازه‌ای برای خانواده فرد باقی بماند که بتوانند زندگی خود را ادامه دهند؛ خانه، وسایل مختلف زندگی، حتی محل اشتغال و نیز وضعیت فرزندان و آینده آنان باید مورد توجه قرار گیرد.

نگاه ایشان این بود که خانواده‌ها نباید مستأصل شوند، نباید به فقر کشیده شوند و باید امکاناتی برای ادامه زندگی داشته باشند؛ شهیدرئیسی به بحث آموزش نیز اهمیت خاصی می‌دادند و تأکید داشتند کارکنانی که به‌عنوان نیروهای قضائی و اداری با ایشان کار می‌کنند، حتماً آموزش ببینند و کارها را به‌درستی انجام دهند. درواقع ایشان ازنظر سلامت اخلاقی، روحی و روانی، نمره بسیار بالایی داشتند.

از جهت پُرکاری نیز همان چیزی را که بعدها در دوران ریاست‌جمهوری از ایشان دیدیم، از همان دوران جوانی در وجودشان مشاهده می‌کردیم. بنده می‌خواهم با قوت خدمت شما عرض کنم که ایشان حداکثر در شبانه‌روز چهار یا پنج ساعت استراحت می‌کردند و به کارهای شخصی خود می‌رسیدند؛ بخش زیادی از وقتشان را، حتی شب‌ها تا ساعاتی از شب را، صرف رسیدگی به کار ارباب‌رجوع و امور سازمانی می‌کردند.

حتی بنده هرگاه به همدان می‌آمدم و سری می‌زدم و نظرات و پیشنهادهایی را که داشتم به ایشان منتقل می‌کردم (بعد از آنکه از دادگاه برای دانشجویی به تهران رفتم)، با طیب خاطر گوش می‌دادند و اگر آن نظر را مؤثر می‌دانستند، به کار می‌بستند.

یک نمونه را خدمت شما عرض کنم؛ کاری که کمتر مدیری انجام می‌دهد و کمتر مسئولی چنین سعه‌ صدری دارد. گاهی دوستان قدیمی دادسرای انقلاب اسلامی مطرح می‌کردند که برخی از افرادی که آمده‌اند، ممکن است آن وزن و مراقبت لازم و یا دقت کافی را نسبت به کار پرونده‌ها و مردم نداشته باشند. بارها شد که ما این انتقادها را، البته به خواست اعضای دادگاه، منتقل کردیم و ایشان ترتیب اثر دادند. این‌گونه نبود که بگویند شما دیگر از دادسرا و دادگاه رفته‌اید و با این کارها چه کار دارید، برخوردشان بسیار مشتاقانه بود. اگر نظری داشتیم یا انتقادی مطرح می‌کردیم، می‌خواستند که آن را بیان کنیم.

حتی در بعضی موارد خاص که حالا نمی‌توانم شفاف خدمت شما عرض کنم، مأموریت‌ها را به خود ما می‌سپردند؛ با اینکه برای مثال من دیگر عضو رسمی آن جایگاه نبودم، اما ایشان بعضی مأموریت‌هایی را که امکان انجام آن وجود داشت و قانون اجازه می‌داد، برای پیگیری به بنده می‌سپردند.

این نشان می‌داد که تا چه اندازه به اشخاص اعتماد می‌کردند؛ این‌گونه نبود که بگویند شما انتقادتان را گفتید، من هم شنیدم و دیگر به شما مربوط نیست و خودم این کار را انجام می‌دهم. گاهی می‌فرمودند: فلانی، این کار از شما برمی‌آید. اگر انتقادی که دارید درست است و یا اگر درباره موضوعی شک و شبهه‌ای وجود دارد و شما آن را می‌شناسید، خودتان دنبال کنید. مواردی داشتیم که واقعاً این پیگیری‌ها به نتیجه‌ای سازنده و مثبت رسیدند.

در فضای خاص آن زمان، دادسرای انقلاب اسلامی با مسائل مربوط به ضد انقلاب و این‌گونه موضوعات درگیر بود؛ ایشان کاملاً معتقد بودند که باید درباره کارکنان، ملاحظات لازم رعایت شود تا خودِ آنان و خانواده‌هایشان در معرض خطر قرار نگیرند. برای مثال اگر کسی نیاز داشت سلاح همراه داشته باشد و یا لازم بود به‌نوعی مورد حمایت قرار گیرد تا خطری برای او پیش نیاید، ایشان به این مسائل توجه داشتند و نسبت به حفاظت از نیروها حساس بودند.

عجالتاً باید عرض کنم این شخصیت بزرگوار، فردی خودساخته بود. این تعریف‌هایی که ما از شهید بزرگوار رئیسی داریم و ویژگی‌هایی که در وجود ایشان ده‌ها سال ادامه پیدا کرد، تا جایی که به فیض شهادت و این اجر بزرگ رسیدند، ناشی از این بود که بسیار مراقب خود بودند. آن پاشنه‌آشیل و نقطه ضعفی که امروز بسیاری از ما داریم و از آن غافل شده‌ایم، مسئله خودسازی است؛ شهیدرئیسی با خودسازی و به دنبال آن با اخلاص، توجه به دین، دیانت و آموزه‌های دینی، به شخصیتی تبدیل شده بود که توانست این‌گونه به جامعه خدمت کند و خدمات ایشان نیز مورد تکریم و تأیید رهبر معظم انقلاب قرار گرفت.

 

 

 
ارسال نظر

سوال: جمع یک و دو؟ 3

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار