تجرد در سالمندی پیامد تحولات جمعیتی و اجتماعی
سپهرغرب، گروه جامعه- صبا اسدی: یک عضو هیئتعلمی دانشگاه علامه طباطبایی مطرح کرد: کاهش فرصت ازدواج در سنین طلایی و تبدیل تجرد طولانیمدت به یک سبک زندگی، در کنار تحولات جمعیتی، اجتماعی و فرهنگی دهههای اخیر، از مهمترین عوامل افزایش پدیده سالمندان مجرد در کشور بهشمار میرود.
یکی از مهمترین پدیدههایی که کشور ما در دهههای اخیر و بهویژه در سالهای اخیر با آن مواجه شده، مسئله سالمندی جمعیت است. متأسفانه به دلایل و عوامل گوناگون، جامعه ایران در حال تجربه این پدیده است؛ که خود پیامدها و ابعاد مختلفی را به همراه دارد و گروههای متفاوتی از سالمندان را دربر میگیرد.
در ادامه این روند و در حوزه سالمندی، با پدیده دیگری تحت عنوان سالمندان مجرد مواجه هستیم؛ سالمندانی که به دلایل مختلفی همچون از دست دادن همسر، طلاق یا تجرد قطعی، بدون همسر زندگی میکنند. در این گزارش، تمرکز ما بر افرادی است که هرگز ازدواج نکردهاند و به دلایل فرهنگی، اجتماعی یا اقتصادی، فرصت یا امکان تشکیل خانواده برای آنان فراهم نشده است.
این پدیده، موضوعی مهم و قابل توجه است که میتواند آثار و پیامدهای متفاوت و گاه مخربی بر نظام اجتماعی و کارکردهای آن داشته باشد. سالمندی در شرایط تجرد، نهتنها بر وضعیت فردی افراد تأثیر میگذارد، بلکه میتواند پیامدهایی گستردهتر در حوزه روابط اجتماعی و خانوادگی نیز به همراه داشته باشد.
افرادی که دچار تجرد قطعی شدهاند، در بسیاری از موارد ممکن است در دوران سالمندی با احساس نارضایتی یا حسرت نسبت به این وضعیت مواجه شوند. تجربه روابط خانوادگی، حمایتهای عاطفی و اجتماعی و برخورداری از یک شبکه خانوادگی، عواملی هستند که میتوانند در صورت ازدواج و تشکیل خانواده، نقش مهمی در کیفیت زندگی و وضعیت روحی و اجتماعی این افراد ایفا کنند.
از این منظر، میتوان این مسئله را یک آسیب اجتماعی دانست که نیازمند توجه، برنامهریزی و سیاستگذاری مناسب است. بهویژه در حوزه فرهنگی، لازم است تدابیر لازم برای کاهش پیامدهای این پدیده و پیشگیری از گسترش آن اندیشیده شود.
برای بررسی دقیقتر ابعاد مختلف این موضوع، با عضو هیئتعلمی دانشگاه علامه طباطبایی به گفتوگو پرداختیم. وی در این گفتوگو به تشریح عوامل شکلگیری پدیده سالمندان مجرد، ابعاد مختلف سالمندی در ایران و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی آن پرداخته است.
دکتر محمود مشفق درباره وضعیت سالمندی در ایران میگوید: یکی از شاخصهای اصلی سنجش سالمندی، جمعیت بالای 65 سال است. در حال حاضر حدود 9 درصد جمعیت ایران در این گروه سنی قرار دارند و ما در مرحله ورود به دوران سالمندی هستیم. اگر کاهش جمعیت و فرزندآوری ادامه یابد، سهم سالمندان در کشورمان روزبهروز بیشتر خواهد شد.
وی توضیح داد: جامعه وقتی وارد مرحله «سالمندی» میشود که بین 14 تا 21 درصد جمعیتش سالمند باشند؛ و اگر این رقم از 21 درصد بگذرد، جامعه «فوقسالمند» محسوب میشود؛ یعنی بیش از یکپنجم مردم پیر خواهند بود.
این استاد دانشگاه با اشاره به اهمیتِ توازنِ سنی جامعه، گفت: سالمندی جمعیت با سالمندی فردی متفاوت است. جامعه برای اداره امور خود به نیروی کار نیاز دارد تا از سالمندان حمایت کند. اگر تعداد جوانان و نیروی کار کم شود، توازن جامعه به هم میخورد و با چالشهای اقتصادی جدی روبرو میشویم.
مشفق در مورد افزایش تعداد سالمندان مجرد در کشور گفت: این پدیده عوامل متعددی دارد که بخشی از آن به نرخ مرگومیر و بخش دیگر به تحولات ازدواج و خانواده بازمیگردد. یکی از دلایل مهم این است که مردان معمولاً زودتر از زنان فوت میکنند و به همین دلیل، بخش قابلتوجهی از سالمندانِ تنها را زنانی تشکیل میدهند که همسر خود را از دست دادهاند.
وی توضیح داد: پایینتر بودن امید به زندگی در مردان به دلایل اقتصادی و اجتماعی، و همچنین فاصله سنیِ معمول در ازدواج (که مردان 5 تا 10 سال بزرگتر از همسرشان هستند)، باعث میشود شمار زنانی که در دوران سالمندی همسر خود را از دست میدهند، بیشتر باشد و آنان بخش مهمی از جمعیت سالمندان تنها را تشکیل دهند.
این عضو هیئتعلمی دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه به مسئله بیفرزندی و پدیده «آشیانه خالی» اشاره کرد و افزود: بخشی از این موضوع به افزایش بیفرزندیِ مطلق (تمایل نداشتن به فرزندآوری) و بخشی دیگر به خروج فرزندان از خانه و مستقل شدن آنها مربوط میشود که در اصطلاح به آن پدیده آشیانه خالی میگویند.
مشفق تصریح کرد: عامل مهم دیگر، افزایش طلاق است. برای مثال، در برخی کشورهای اروپایی مانند سوئد، 40 تا 50 درصد خانوارها تکنفره هستند که این امر تا حد زیادی ناشی از نرخ بالای طلاق و همچنین تجرد قطعی (افرادی که اساساً ازدواج نمیکنند) است. بنابراین، افزایش طلاق، گرایش به تجرد قطعی و بیفرزندی، از مهمترین دلایل افزایش سالمندانِ تنها بهشمار میروند.
وی درباره افزایش تجرد قطعی در ایران نیز اظهار کرد: یکی از عوامل کلیدی، بهاصطلاح برهم خوردن «تعادل بازار ازدواج» است. منظور از این بازار، تناسب میان تعداد زنان و مردانِ متقاضی ازدواج است که در دهههای 70 و 80 شمسی دچار اختلال شد و موجب گردید برخی افراد فرصتهای کمتری برای انتخاب همسر داشته باشند.
وی در ادامه گفت: عامل دیگر، مسائل جامعهشناختی و گسترش فردگرایی است. امروزه تمایل به زندگی مستقل بیشتر شده و بسیاری از زنان و دختران، موفقیتهای تحصیلی، شغلی و اقتصادی را در اولویت قرار میدهند؛ در نتیجه، در بازهای که بهترین فرصت برای ازدواج وجود دارد، تمرکز اصلی آنها بر پیشرفتهای فردی است.
این عضو هیئتعلمی دانشگاه علامه طباطبایی خاطرنشان کرد: شانس ازدواج برای دختران معمولاً از 18 سالگی آغاز شده و تا 30 تا 35 سالگی به اوج میرسد؛ برای پسران نیز این بازه بین 20 تا 40 سالگی است. پس از این سنین، احتمال ازدواج کاهش مییابد و تجرد بهتدریج به یک عادت و سبک زندگی تبدیل میشود. در واقع، تجرد طولانیمدت، هم تمایل به ازدواج را کاهش میدهد و هم پیدا کردن شریک مناسب را دشوارتر میکند.
مشفق در پاسخ به این پرسش که آیا تجرد قطعی را باید یک آسیب اجتماعی دانست یا بخشی از سبک زندگی مدرن، گفت: این مسئله را باید آسیبزا دانست؛ زیرا انسان ذاتاً موجودی اجتماعی است و این ویژگی، در تشکیل خانواده و ایجاد شبکهی روابط معنا مییابد. در این میان، خانواده مهمترین شبکه ارتباطی انسان است.
وی افزود: وقتی ازدواج صورت نگیرد، شبکه روابط خانوادگی که پایه آن رابطه زن و شوهر است شکل نمیگیرد و به تبع آن، سایر روابط خویشاوندی نیز ایجاد نمیشوند. البته تأکید بر اهمیت خانواده به معنای مخالفت با مدرنیته نیست، چراکه حتی در کشورهای غربی نیز سیاستهای حمایتی عمدتاً بر تقویت نهاد خانواده متمرکز است.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: تجرد، افراد را از حمایتهای خانوادگی محروم میکند و آنان را با چالشهای بسیاری مواجه میسازد. خانواده کارکردهای مهمی از قبیل تأمین معاش، انتقال فرهنگ و ارزشها، و ایجاد شبکهی حمایت اجتماعی را بر عهده دارد؛ بنابراین اگر این نهاد تحت فشار قرار گیرد، تمام این کارکردها آسیب خواهند دید.
مشفق درباره پیامدهای افزایش سالمندان مجرد بر ساختار خانواده و نظام اجتماعی کشور گفت: وقتی خانواده وجود نداشته باشد، بار مسئولیت مراقبت بر دوش دولت، نهادهای عمومی و سازمانهای مردمنهاد میافتد؛ یعنی نهادهایی که پیشتر خانواده عهدهدار آن بود. در نتیجه، وظایف دولت و هزینههای نگهداری از سالمندان بهشدت افزایش مییابد.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی، نیاز به خانههای سالمندان بیشتر میشود. از سوی دیگر، کسانی که از حمایت عاطفی خویشاوندان محروماند، آسیبپذیرتر خواهند بود. تنهایی میتواند به اضطراب، افسردگی، احساس انزوا و حتی گرایش به مصرف مواد مخدر و الکل منجر شود؛ همچنین شیوع بیماریهای مزمن و مشکلات شناختی در میان این افراد افزایش مییابد.
این عضو هیئتعلمی دانشگاه علامه طباطبایی تأکید کرد: یکی از مؤلفههای مهم در حفظ تواناییهای شناختی سالمندان، نشاط اجتماعی و برخورداری از شبکه روابط است. با کاهش ارتباطات، تواناییهای شناختی افراد بهمرور تحلیل میرود که این مسئله پیامدهای روانشناختی و اجتماعیِ فراوانی به دنبال دارد.
مشفق درباره سیاستهای لازم برای مدیریت این پدیده گفت: یکی از اقدامات ضروری، اجراییکردن «سند ملی سالمندی» است که اهداف مشخصی دارد؛ ازجمله ایجاد محیطهای دوستدار سالمند، چه در ابعاد فیزیکی و چه در ابعاد اجتماعی و روانی.
وی افزود: تأسیس نهادهای مراقبتی و آموزش به سالمندان اهمیت ویژهای دارد. سالمندان باید بیاموزند که چگونه از خود مراقبت کنند و روابط اجتماعیشان را فعال نگه دارند. هماکنون در بیش از 50 کشور جهان، مراکز آموزشی ویژهای موسوم به «دانشگاههای سالمندی» وجود دارد. در این مراکز، سالمندان پس از بازنشستگی آموزش میبینند تا مهارتهای مراقبت از خود و برقراری ارتباطات اجتماعی را کسب کنند.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: در ایران نیز باید سیاستگذاریها بهگونهای باشد که جامعه برای ورود به مراحل پیشرفته سالمندی آماده شود و بتواند خود را با اقتضائات یک جامعهی سالمند تطبیق دهد.