ائتلافهای خانوادگی میتواند بنیان خانواده را متزلزل کند
هشدار یک روانشناس درباره یارکشی فرزندان توسط والدین
یک مشاور خانواده گفت: پدیده «یارکشی» یا استفاده ابزاری از فرزندان، اغلب در خانوادههایی با اختلافات شدید زناشویی رخ میدهد. این رفتار معمولاً ناآگاهانه است و بهصورت ائتلافِ یکی از والدین با فرزند علیه والد دیگر بروز میکند. چنین وضعیتی با از بین بردن صمیمیت و همدلی، روند حل مشکلات را مختل کرده و به خشم و پرخاشگری منجر میشود؛ پیامد نهایی این رفتار، آسیب به انسجام خانواده و در نهایت فروپاشی بنیان آن است.
خانواده نخستین بستر شکلگیری احساس امنیت، اعتماد و مهارتهای ارتباطی هر فرد است و مهمترین آموزشهای زندگی در همین محیط به او منتقل میشود. هرچه کیفیت روابط میان اعضای خانواده بهتر و احساس امنیت روانی بیشتر باشد، سلامت روان افراد، بهویژه کودکان، نیز در سطح مطلوبتری قرار خواهد گرفت. به همین دلیل، کیفیت رابطه میان پدر و مادر تأثیر مستقیمی بر سلامت روان فرزندان دارد.
اختلاف میان والدین امری طبیعی است، اما آنچه میتواند این اختلافات را به بحران تبدیل کند، نحوه مدیریت آنهاست. والدین آگاه میتوانند مسائل خود را به گونهای حل کنند که کمترین تأثیر را بر فرزندان و فضای روانی خانواده داشته باشد، اما ناآگاهی در این زمینه ممکن است اختلافات طبیعی را به مشکلی جدی برای سلامت روان کودکان تبدیل کند.
یکی از نادرستترین رفتارها، وارد کردن فرزندان به تعارضهای خانوادگی و وادار کردن آنها به جانبداری از یکی از والدین است؛ پدیدهای که از آن با عنوان «یارکشی» یاد میشود. گاهی والدین، آگاهانه یا ناآگاهانه، کودک را در موقعیتی قرار میدهند که میان پدر و مادر یکی را انتخاب کند یا با مطرح کردن گلایهها و درد دلهای خود، او را نسبت به والد دیگر تحت تأثیر قرار میدهند. در نتیجه، نوعی ائتلاف میان یکی از والدین و فرزند علیه والد دیگر شکل میگیرد که میتواند آثار مخربی بر سلامت روان کودکان و فضای خانواده بر جای بگذارد.
با توجه به اینکه این رفتارها غالباً از روی ناآگاهی رخ میدهد، ضرورت آموزش خانوادهها و فرزندان درباره چالشهای طبیعی زندگی و شیوه صحیح مدیریت آنها بیش از پیش احساس میشود. از آنجا که فضای خانواده تأثیر مستقیمی بر روحیه و آینده فرزندان دارد، آگاهسازی در این زمینه از اهمیت بالایی برخوردار است.
در همین راستا، جهت بررسی ابعاد مختلف این موضوع و دریافت راهکارهای تخصصی، با مشاور خانواده و روانشناس به گفتوگو پراختهایم تا با بهرهگیری از دانش و تجربیات ایشان، این مسئله را دقیقتر واکاوی کنیم. در ادامه متن این گفتوگو تقدیم شما خواهد شد.
دکتر عطاالله محمدی با اشاره به پدیدهی «یارکشی» فرزندان توسط والدین هنگام اختلافات خانوادگی گفت: این مسئله در خانوادههایی که درگیری و تنشهای زناشویی در آنها زیاد است و نظم و انسجام کافی ندارند، رایج است. در چنین شرایطی، گاهی اختلافات شدت میگیرد و بدون آنکه والدین یا فرزندان آگاهانه متوجه باشند، نوعی ائتلاف میان یکی از والدین با فرزندان علیه والد دیگر شکل میگیرد.
وی توضیح داد: در روانشناسی خانواده، به این وضعیت «مسلحسازی» میگویند؛ یعنی ممکن است میان مادر و فرزند علیه پدر، یا پدر و فرزند علیه مادر ائتلافی شکل بگیرد. در این حالت، اعضای ائتلاف تلاش میکنند نفر سوم را از دایرهی قدرت در خانواده کنار بزنند و خواستههای خود را بر زندگی تحمیل کنند.
وی افزود: این نوع مسلحسازی در واقع واکنشی به مشکلات زندگی است که پیامدهای مخربی دارد. این وضعیت، صمیمیت، همدلی و توانایی اعضای خانواده برای حل مشترک مسائل را مختل میکند. افراد بدون اینکه قصد آگاهانهای داشته باشند، جبههای مستحکم در برابر طرف مقابل تشکیل میدهند؛ در نتیجه، به جای حل مسائل، دچار بنبست میشوند و گاه خواستههایی را به فرد سوم تحمیل میکنند که او نمیپذیرد. این فرایند میتواند به خشم، خصومت و حتی پرخاشگری در خانواده منجر شود. این کار، در نهایت میتواند شیرازه خانواده را از هم بپاشد.
این مشاور خانواده درباره پیامدهای بلندمدت این مسئله برای کودکانی که دوران کودکی خود را در چنین فضایی گذراندهاند، گفت: پیامدهای این تجربه در افراد مختلف متفاوت است، اما یکی از مهمترین آنها این است که این افراد در زندگی آینده و ازدواج خود، بهدنبال اعمال قدرت و سلطهگری در خانواده خواهند بود. آنها معمولاً وارد جنگ قدرت میشوند، تمایل چندانی به سازش و گفتوگو ندارند و ممکن است به اعضای خانوادهای سلطهگر و پرخاشگر تبدیل شوند که اجازه نمیدهند دیگران در تصمیمگیریهای خانوادگی مشارکت کنند.
محمدی همچنین درباره پیامدهای کوتاهمدت این وضعیت بر سلامت روان کودکان گفت: در چنین خانوادههایی، اضطراب ناشی از درگیریهای والدین، آرامش روانی کودکان را از بین میبرد. این کودکان ممکن است دچار اضطراب، افسردگی، افت تحصیلی یا حتی ترک تحصیل شوند؛ برخی نیز به رفتارهای خلافواقع رو آورده، دچار مشکلات اجتماعی شده و حتی ممکن است از خانه فرار کنند.
وی ادامه داد: این افراد از کودکی آموختهاند که نمیتوان به هیچکس اعتماد کرد و همین موضوع باعث میشود مفهوم اعتماد در خانواده برایشان از بین برود. متأسفانه امروزه شاهد تکرار مکرر این مسئله در خانوادهها هستیم.
وی با اشاره به ضرورت آموزش صحیح در این حوزه اظهار کرد: خانواده مانند یک موجود زنده است که پویاییها و سازوکارهای خاص خود را دارد. بهترین خانواده، خانوادهای است که قدرت در آن میان پدر و مادر تقسیم شده باشد، فرزندان جایگاه خود را بهخوبی بشناسند و والدین هرگز اجازه ندهند اختلافاتشان به کودکان منتقل شود. اگر مشکلی وجود دارد، والدین باید آن را میان خود حل کنند و فرزندان را از کشمکشها دور نگه دارند. همچنین، والدین باید در حضور فرزندان، درباره شیوهی تربیت آنها با یکدیگر به توافق برسند.
این مشاور خاطرنشان کرد: بسیاری از این رفتارها آگاهانه نیست و در سطح ناخودآگاه رخ میدهد. بسیاری از خانوادهها بدون آنکه بدانند، درگیر این نوع رفتارها میشوند و نمیدانند آنچه از فرزندانشان انتظار دارند، در واقع نوعی یارکشی است که پیامدهای گستردهای دارد.
محمدی درباره نقش نظام آموزشی و مشاوران مدارس تصریح کرد: نظام آموزشی باید از همان دوران کودکی، اصول زندگی در یک خانواده سالم را به کودکان آموزش دهد. رسانههای جمعی نیز باید در این زمینه نقشآفرینی کنند. همچنین خانوادههایی که با این مسئله دستبهگریبان هستند، باید در مدارس و جامعه شناسایی شده و به متخصصان ارجاع داده شوند.
وی ادامه داد: متخصصانی که در این حوزه فعالیت میکنند، باید آموزشهای تخصصی و مهارت کافی داشته باشند؛ زیرا کار با مشکلات خانواده نیازمند دانش و تجربه ویژه است و هر روانشناسی لزوماً توانایی مداخله در این زمینه را ندارد. این آموزشها باید در دانشگاهها و مراکز آموزشی روانشناختی بهصورت تخصصی ارائه شوند.
وی همچنین درباره تأثیر یارکشی والدین بر شکلگیری سبک دلبستگی کودکان گفت: تحقیقات نشان میدهد کودکان بر اساس روابطی که با اعضای خانواده و مراقبتکنندگان خود دارند، سبک دلبستگیشان را شکل میدهند. والدینی که احساس امنیت ایجاد میکنند، فرزندان خود را مورد محبت و نوازش قرار میدهند، به نیازهای آنها پاسخ میدهند و در مراحل مختلف زندگی کنارشان هستند، زمینه شکلگیری دلبستگی ایمن را فراهم میکنند. در چنین شرایطی، کودک دنیا را جایی قابل اعتماد میبیند و آن را تهدیدآمیز تلقی نمیکند.
این روانشناس افزود: در مقابل، اگر به کودکان بیتوجهی شود، با آنها پرخاشگری کنند یا نیازهایشان نادیده گرفته شود، دلبستگی ناایمن شکل میگیرد. در این حالت، کودک دنیا را مکانی ناامن و خطرناک تصور میکند، احساس امنیت ندارد و همواره منتظر اتفاقات ناخوشایند است. چنین کودکانی ممکن است وابستگی شدیدی به والدین پیدا کنند یا برعکس، از دیگران فاصله بگیرند و منزوی شوند.
محمدی درباره اینکه آیا یارکشی در خانواده نوعی کودکآزاری روانی محسوب میشود یا خیر، اظهار کرد: کودکآزاری معمولاً رفتاری عمدی است، در حالی که در پدیده یارکشی اغلب عمدی در کار نیست. در واقع اختلافات خانوادگی و نداشتن مهارتهای مناسب برای حل مسئله باعث میشود افراد بهطور ناخودآگاه فرزندان را وارد درگیریهای خود کنند.
وی با اشاره به اینکه بسیاری از خانوادهها سالها درگیر این مسئله هستند، تأکید کرد: امکان ترمیم آسیبهای روانی و جبران آنها وجود دارد و خانوادهها میتوانند با مراجعه به متخصصان از کمکهای حرفهای بهرهمند شوند.
وی در پایان، مهمترین توصیه خود به خانوادهها را هوشیاری والدین دانست و گفت: پدر و مادر نباید علیه یکدیگر با فرزندان متحد شوند و کودکان را وارد اختلافات خود کنند. آنها باید به فرزندان اطمینان دهند که خودشان توانایی حل مشکلاتشان را دارند و در صورت نیاز، از متخصصان کمک خواهند گرفت. کودکان نباید در این مسائل دخالت داده شوند و در این میان، حضور یک متخصص میتواند بهترین راهگشا برای حل مشکلات خانوادگی باشد.
خانواده نخستین بستر شکلگیری احساس امنیت، اعتماد و مهارتهای ارتباطی هر فرد است و مهمترین آموزشهای زندگی در همین محیط به او منتقل میشود. هرچه کیفیت روابط میان اعضای خانواده بهتر و احساس امنیت روانی بیشتر باشد، سلامت روان افراد، بهویژه کودکان، نیز در سطح مطلوبتری قرار خواهد گرفت. به همین دلیل، کیفیت رابطه میان پدر و مادر تأثیر مستقیمی بر سلامت روان فرزندان دارد.
اختلاف میان والدین امری طبیعی است، اما آنچه میتواند این اختلافات را به بحران تبدیل کند، نحوه مدیریت آنهاست. والدین آگاه میتوانند مسائل خود را به گونهای حل کنند که کمترین تأثیر را بر فرزندان و فضای روانی خانواده داشته باشد، اما ناآگاهی در این زمینه ممکن است اختلافات طبیعی را به مشکلی جدی برای سلامت روان کودکان تبدیل کند.
یکی از نادرستترین رفتارها، وارد کردن فرزندان به تعارضهای خانوادگی و وادار کردن آنها به جانبداری از یکی از والدین است؛ پدیدهای که از آن با عنوان «یارکشی» یاد میشود. گاهی والدین، آگاهانه یا ناآگاهانه، کودک را در موقعیتی قرار میدهند که میان پدر و مادر یکی را انتخاب کند یا با مطرح کردن گلایهها و درد دلهای خود، او را نسبت به والد دیگر تحت تأثیر قرار میدهند. در نتیجه، نوعی ائتلاف میان یکی از والدین و فرزند علیه والد دیگر شکل میگیرد که میتواند آثار مخربی بر سلامت روان کودکان و فضای خانواده بر جای بگذارد.
با توجه به اینکه این رفتارها غالباً از روی ناآگاهی رخ میدهد، ضرورت آموزش خانوادهها و فرزندان درباره چالشهای طبیعی زندگی و شیوه صحیح مدیریت آنها بیش از پیش احساس میشود. از آنجا که فضای خانواده تأثیر مستقیمی بر روحیه و آینده فرزندان دارد، آگاهسازی در این زمینه از اهمیت بالایی برخوردار است.
در همین راستا، جهت بررسی ابعاد مختلف این موضوع و دریافت راهکارهای تخصصی، با مشاور خانواده و روانشناس به گفتوگو پراختهایم تا با بهرهگیری از دانش و تجربیات ایشان، این مسئله را دقیقتر واکاوی کنیم. در ادامه متن این گفتوگو تقدیم شما خواهد شد.
دکتر عطاالله محمدی با اشاره به پدیدهی «یارکشی» فرزندان توسط والدین هنگام اختلافات خانوادگی گفت: این مسئله در خانوادههایی که درگیری و تنشهای زناشویی در آنها زیاد است و نظم و انسجام کافی ندارند، رایج است. در چنین شرایطی، گاهی اختلافات شدت میگیرد و بدون آنکه والدین یا فرزندان آگاهانه متوجه باشند، نوعی ائتلاف میان یکی از والدین با فرزندان علیه والد دیگر شکل میگیرد.
وی توضیح داد: در روانشناسی خانواده، به این وضعیت «مسلحسازی» میگویند؛ یعنی ممکن است میان مادر و فرزند علیه پدر، یا پدر و فرزند علیه مادر ائتلافی شکل بگیرد. در این حالت، اعضای ائتلاف تلاش میکنند نفر سوم را از دایرهی قدرت در خانواده کنار بزنند و خواستههای خود را بر زندگی تحمیل کنند.
وی افزود: این نوع مسلحسازی در واقع واکنشی به مشکلات زندگی است که پیامدهای مخربی دارد. این وضعیت، صمیمیت، همدلی و توانایی اعضای خانواده برای حل مشترک مسائل را مختل میکند. افراد بدون اینکه قصد آگاهانهای داشته باشند، جبههای مستحکم در برابر طرف مقابل تشکیل میدهند؛ در نتیجه، به جای حل مسائل، دچار بنبست میشوند و گاه خواستههایی را به فرد سوم تحمیل میکنند که او نمیپذیرد. این فرایند میتواند به خشم، خصومت و حتی پرخاشگری در خانواده منجر شود. این کار، در نهایت میتواند شیرازه خانواده را از هم بپاشد.
این مشاور خانواده درباره پیامدهای بلندمدت این مسئله برای کودکانی که دوران کودکی خود را در چنین فضایی گذراندهاند، گفت: پیامدهای این تجربه در افراد مختلف متفاوت است، اما یکی از مهمترین آنها این است که این افراد در زندگی آینده و ازدواج خود، بهدنبال اعمال قدرت و سلطهگری در خانواده خواهند بود. آنها معمولاً وارد جنگ قدرت میشوند، تمایل چندانی به سازش و گفتوگو ندارند و ممکن است به اعضای خانوادهای سلطهگر و پرخاشگر تبدیل شوند که اجازه نمیدهند دیگران در تصمیمگیریهای خانوادگی مشارکت کنند.
محمدی همچنین درباره پیامدهای کوتاهمدت این وضعیت بر سلامت روان کودکان گفت: در چنین خانوادههایی، اضطراب ناشی از درگیریهای والدین، آرامش روانی کودکان را از بین میبرد. این کودکان ممکن است دچار اضطراب، افسردگی، افت تحصیلی یا حتی ترک تحصیل شوند؛ برخی نیز به رفتارهای خلافواقع رو آورده، دچار مشکلات اجتماعی شده و حتی ممکن است از خانه فرار کنند.
وی ادامه داد: این افراد از کودکی آموختهاند که نمیتوان به هیچکس اعتماد کرد و همین موضوع باعث میشود مفهوم اعتماد در خانواده برایشان از بین برود. متأسفانه امروزه شاهد تکرار مکرر این مسئله در خانوادهها هستیم.
وی با اشاره به ضرورت آموزش صحیح در این حوزه اظهار کرد: خانواده مانند یک موجود زنده است که پویاییها و سازوکارهای خاص خود را دارد. بهترین خانواده، خانوادهای است که قدرت در آن میان پدر و مادر تقسیم شده باشد، فرزندان جایگاه خود را بهخوبی بشناسند و والدین هرگز اجازه ندهند اختلافاتشان به کودکان منتقل شود. اگر مشکلی وجود دارد، والدین باید آن را میان خود حل کنند و فرزندان را از کشمکشها دور نگه دارند. همچنین، والدین باید در حضور فرزندان، درباره شیوهی تربیت آنها با یکدیگر به توافق برسند.
این مشاور خاطرنشان کرد: بسیاری از این رفتارها آگاهانه نیست و در سطح ناخودآگاه رخ میدهد. بسیاری از خانوادهها بدون آنکه بدانند، درگیر این نوع رفتارها میشوند و نمیدانند آنچه از فرزندانشان انتظار دارند، در واقع نوعی یارکشی است که پیامدهای گستردهای دارد.
محمدی درباره نقش نظام آموزشی و مشاوران مدارس تصریح کرد: نظام آموزشی باید از همان دوران کودکی، اصول زندگی در یک خانواده سالم را به کودکان آموزش دهد. رسانههای جمعی نیز باید در این زمینه نقشآفرینی کنند. همچنین خانوادههایی که با این مسئله دستبهگریبان هستند، باید در مدارس و جامعه شناسایی شده و به متخصصان ارجاع داده شوند.
وی ادامه داد: متخصصانی که در این حوزه فعالیت میکنند، باید آموزشهای تخصصی و مهارت کافی داشته باشند؛ زیرا کار با مشکلات خانواده نیازمند دانش و تجربه ویژه است و هر روانشناسی لزوماً توانایی مداخله در این زمینه را ندارد. این آموزشها باید در دانشگاهها و مراکز آموزشی روانشناختی بهصورت تخصصی ارائه شوند.
وی همچنین درباره تأثیر یارکشی والدین بر شکلگیری سبک دلبستگی کودکان گفت: تحقیقات نشان میدهد کودکان بر اساس روابطی که با اعضای خانواده و مراقبتکنندگان خود دارند، سبک دلبستگیشان را شکل میدهند. والدینی که احساس امنیت ایجاد میکنند، فرزندان خود را مورد محبت و نوازش قرار میدهند، به نیازهای آنها پاسخ میدهند و در مراحل مختلف زندگی کنارشان هستند، زمینه شکلگیری دلبستگی ایمن را فراهم میکنند. در چنین شرایطی، کودک دنیا را جایی قابل اعتماد میبیند و آن را تهدیدآمیز تلقی نمیکند.
این روانشناس افزود: در مقابل، اگر به کودکان بیتوجهی شود، با آنها پرخاشگری کنند یا نیازهایشان نادیده گرفته شود، دلبستگی ناایمن شکل میگیرد. در این حالت، کودک دنیا را مکانی ناامن و خطرناک تصور میکند، احساس امنیت ندارد و همواره منتظر اتفاقات ناخوشایند است. چنین کودکانی ممکن است وابستگی شدیدی به والدین پیدا کنند یا برعکس، از دیگران فاصله بگیرند و منزوی شوند.
محمدی درباره اینکه آیا یارکشی در خانواده نوعی کودکآزاری روانی محسوب میشود یا خیر، اظهار کرد: کودکآزاری معمولاً رفتاری عمدی است، در حالی که در پدیده یارکشی اغلب عمدی در کار نیست. در واقع اختلافات خانوادگی و نداشتن مهارتهای مناسب برای حل مسئله باعث میشود افراد بهطور ناخودآگاه فرزندان را وارد درگیریهای خود کنند.
وی با اشاره به اینکه بسیاری از خانوادهها سالها درگیر این مسئله هستند، تأکید کرد: امکان ترمیم آسیبهای روانی و جبران آنها وجود دارد و خانوادهها میتوانند با مراجعه به متخصصان از کمکهای حرفهای بهرهمند شوند.
وی در پایان، مهمترین توصیه خود به خانوادهها را هوشیاری والدین دانست و گفت: پدر و مادر نباید علیه یکدیگر با فرزندان متحد شوند و کودکان را وارد اختلافات خود کنند. آنها باید به فرزندان اطمینان دهند که خودشان توانایی حل مشکلاتشان را دارند و در صورت نیاز، از متخصصان کمک خواهند گرفت. کودکان نباید در این مسائل دخالت داده شوند و در این میان، حضور یک متخصص میتواند بهترین راهگشا برای حل مشکلات خانوادگی باشد.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.