شمارش معکوس برای خفگی حیات وحش؛ خاک زیر آوار پلاستیک
به گفته دانشآموخته دکتری مدیریت پسماند؛ ماندگاری 700 ساله پسماندهای پلیمری، خاک حاصلخیز ایران را به انباری از ضایعاتِ غیرقابلبازگشت تبدیل کرده است؛ فرآیندی که علاوه بر تهدید امنیت غذایی، به کشتار خاموش حیاتوحش نیز منجر شده است.
در تاریخ تمدن بشری، کمتر اختراعی توانسته با این سرعت و گستردگی، تمام ابعاد زندگی انسان را فرا بگیرد. پلاستیک که روزگاری به عنوان مادهای معجزهگر و ابزاری برای نجات جنگلها (از طریق جایگزینی با چوب و کاغذ) شناخته میشد، امروز به بزرگترین بنبست زیستمحیطی تبدیل شده است. برخلاف مواد طبیعی که با چرخه طبیعت سازگارند، پلاستیک مادهای بیگانه است که طبیعت هیچ روشی برای تجزیه و هضم آن ندارد.
تأسفبارتر اینکه در ایران این بحران ابعادی پیچیدهتر به خود گرفته است. دسترسی آسان به منابع هیدروکربنی و توسعه صنایع پتروشیمی، پلاستیک را به ارزانترین و دمدستیترین گزینه برای بستهبندی تبدیل کرده؛ عاملی که در کنار فروپاشی الگوهای مصرف سنتی و پایدار نظیر استفاده از زنبیل و پاکتهای کاغذی منجر به شکلی از شتابزدگی در مصرف شده است. امروزه ایران با سرانه مصرفی فراتر از استانداردهای جهانی، با منظرههایی روبروست که در آن دشتها، رودخانهها و حتی اعماق خاک، در تسخیر لایههای ماندگار پلیمر هستند.
آنچه بحران پلاستیک در ایران را متمایز میکند، تنها حجم انبوه زباله نیست؛ بلکه گسست میان تولید انبوه، مصرف بیرویه و مدیریت ناکارآمد پسماند است. خلأهای قانونی در برخورد با صنایع آلاینده، نبود راهبرد کلان برای بازیافت اصولی و ورود کارگاههای سنتی و غیربهداشتی به چرخه بازفرآوری، باعث شده تا پلاستیک از یک پسماند ساده به یک بحران چندوجهی تبدیل شود که سلامت عمومی، امنیت غذایی و اقتصاد ملی را توأمان تهدید میکند.
بر این اساس در این شماره متخصص مدیریت پسماند و محیطزیست، لایههای پنهان این فاجعه بیولوژیک و اقتصادی را کالبدشکافی کرده که در ادامه میخوانید:
دکتر همایونرضا مدنی ضمن اشاره به اینکه با اصلِ فناوری تولید پلاستیک مخالف نیست، صحبتش را با این نکته آغاز کرد که پلاستیک در سراسر جهان یک ضرورت برای بستهبندی است، اما گره اصلی در ایران، نبود الگوی مصرف صحیح است. متأسفانه برخلاف بسیاری از نقاط دنیا، در ایران پلاستیک از یک ابزار مفید به آلایندهای فراگیر تبدیل شده است.
او با نگاهی به پیشینه فرهنگ مصرف در ایران گفت: در گذشته خریدها با پاکتهای کاغذی یا زنبیل انجام میشد و آسیبی به محیطزیست نمیزد؛ اما امروزه در فروشگاهها و میادین میوه و ترهبار، حتی کوچکترین خریدها هم در لایههای متعدد پلاستیک پیچیده میشوند. این تغییر رفتار نه تنها حجم زبالهها را به شدت افزایش داده، بلکه به دلیل ارزان بودن پلاستیک (ناشی از تولیدات انبوه پتروشیمی)، باعث شده این مواد بهراحتی و بدون ملاحظه در اختیار همه قرار بگیرند.
*خاک؛ میراثدار 700 سالهی زبالههای مدرن
وی با اشاره به ماندگاری طولانی مواد پلیمری گفت: خاک ایران با بحران ماندگاری زبالهها روبروست. اگرچه آمارهای متفاوتی درباره زمان تجزیه پلاستیک وجود دارد، اما مستندات نشان میدهد که پلاستیک میتواند بین 400 تا 700 سال در خاک باقی بماند؛ این ماندگاری طولانی، خاک را از بستری زنده به انباری از ضایعات تبدیل کرده است.
این متخصص مدیریت پسماند در ادامه به جنبههای بصری این معضل اشاره کرد و افزود: رهاسازی پلاستیک در طبیعت، نهتنها چهره عرصههای ملی ما را زشت کرده، بلکه پیامدهای اقتصادی و روانی ناگواری نیز به همراه داشته است.
مدنی توضیح داد: پلاستیکهای رهاشده در خاک، تا قرنها به عنوان میراثی مخرب برای نسلهای آینده باقی میمانند و بافت فیزیکی زمین را تغییر میدهند. برخلاف تصور عموم، پلاستیک فرسایش خاک را افزایش نمیدهد، بلکه مانند یک «آرماتور» عمل کرده و خاک را به شکلی مصنوعی سفت و تثبیت میکند؛ اما این سفتشدگی به معنای بهبود کیفیت خاک نیست، بلکه به معنای مسدود کردن رگهای حیاتی زمین است. ورود خردهپلاستیکها به بافت خاک، فرآیند تنفس و زندگی زمین را مختل میکند.
وی در ادامه گفت: بر اساس مشاهدات و تجربیاتم، در زمینهایی که به پسماند پلاستیکی آلودهاند، بهرهوری محصول به شدت کاهش مییابد. پلاستیکها با ایجاد سد در مسیر ریشه گیاهان و جلوگیری از توزیع یکنواخت آب و مواد مغذی، ظرفیت زیستی خاک را از بین میبرند و امنیت غذایی کشور را در بلندمدت با تهدیدی جدی روبهرو میکنند.
*فاجعه ریزپلاستیکها و نفوذ به چرخه سلامت انسان
وی با ابراز نگرانی عمیق درباره ارتباط آلودگیهای پلاستیکی و بیماریهای صعبالعلاج، خاطرنشان کرد: ریزپلاستیکها از طریق چرخه آب وارد بدن موجودات زنده و در نهایت انسان میشوند. این ذرات به دلیل ساختار شیمیایی خود، اغلب سرطانزا هستند. متأسفانه افزایش آمار سرطان در کشور میتواند با نفوذ این ذرات به چرخه غذایی و منابع آبی مرتبط باشد.
این متخصص مدیریت پسماند تأکید کرد: ترکیب آب و خاک آلوده به پلاستیک، یک بمب ساعتی برای سلامت عمومی جامعه است که آثار آن نه بلافاصله، بلکه در دهههای آینده بهصورت بیماریهای مزمن خود را نشان خواهد داد.
*کشت زیرپلاستیکی؛ فرصتی که به تهدید تبدیل شد
مدنی با اشاره به اینکه در کشاورزی مدرن، استفاده از پوششهای پلاستیکی (مالچ) برای حفظ رطوبت و کنترل علفهای هرز امری رایج است، تأکید کرد که این روش در ایران به شکلی کاملاً اشتباه اجرا میشود. متأسفانه هیچ نظارت و ضمانت اجرایی برای جمعآوری این پلاستیکها وجود ندارد و کشاورزان پس از پایان فصل کشت، آنها را در دشتها رها میکنند.
وی با اشاره به خلأهای قانونی در این زمینه افزود: نبود شیوهنامههای الزامآور باعث شده تا یکی از ابزارهای مفید کشاورزی، به بزرگترین عامل تخریب خاکهای زراعی تبدیل شود. تا زمانی که دولت و نهادهای نظارتی، کشاورزان را ملزم به جمعآوری و مدیریت این پسماندها نکنند، بخشهای وسیعی از زمینهای حاصلخیز کشور به زبالهدانیهای پلاستیکیِ غیرقابلبازگشت تبدیل خواهند شد.
*تراژدی حیاتوحش و مشاهدات عینی در جنوب کشور
وی در ادامه به پیامدهای زیستمحیطی پلاستیک بر حیاتوحش پرداخت و با اشاره به خاطرهای تلخ از سواحل جنوبی ایران گفت: من شخصاً شاهد مرگ والهایی بودهام که بهدلیل بلعیدن قطعات بزرگ پلاستیک جان خود را از دست داده بودند. متأسفانه حیوانات دریایی و خشکیزی، پلاستیکهای رنگی یا شفاف را با غذا اشتباه میگیرند.
این متخصص محیطزیست در تشریح این فاجعه زیستمحیطی توضیح داد: از آنجا که پلاستیک هضم نمیشود، ورود آن به دستگاه گوارش حیوانات باعث انسداد کامل مسیر گوارشی میشود و در نهایت موجود زنده بر اثر گرسنگی کاذب یا عفونت، مرگی دردناک را تجربه میکند. این فاجعه تنها محدود به آبزیان بزرگ نیست، بلکه کل زنجیره غذایی از پرندگان تا پستانداران کوچک را تحت تأثیر قرار داده و تنوع زیستی ایران را با خطری جدی روبرو کرده است.
*زیان اقتصادی؛ از هزینهی حملونقل تا چگالی زباله
مدنی از منظر اقتصادِ محیطزیست به ضررهای مالیِ مصرف پلاستیک پرداخت و گفت: حضور پلاستیک در ترکیب زبالههای شهری، چگالی پسماند را بهشدت کاهش و حجم آن را افزایش میدهد. در واقع ماشینهای حمل زباله بهجای جابهجایی پسماندهای اصلی، حجم زیادی از هوا و اشیاء سبک پلاستیکی را حمل میکنند که این موضوع هزینههای جمعآوری و حملونقل را برای شهرداریها بهشدت بالا میبرد.
وی افزود: پلاستیکها با اشغال فضای مخازن و خودروهای حمل، کارایی سیستم مدیریت پسماند را به حداقل میرسانند. این هزینه سنگین در نهایت از جیب مردم و بودجههای عمومی پرداخت میشود، در حالی که سود حاصل از تولید این مواد به جیب پتروشیمیهایی میرود که هیچ مسئولیتی در قبال پسماندِ تولیداتشان نمیپذیرند.
*نقدی بر خلأهای قانونی و فقدان برنامهی راهبردی
این متخصص محیطزیست در ادامه به موانع قانونی و مدیریتی اشاره کرد و با استناد به ماده 12 آییننامهی اجرایی قانون مدیریت پسماند گفت: تولیدکنندگانِ محصولات پلاستیکی موظفاند بخشی از هزینههای بازیافت را بپردازند.
مدنی با انتقاد از وضعیت موجود افزود: پتروشیمیهای بزرگ، مقادیر عظیمی پلاستیک وارد بازار میکنند اما هیچ هزینهای برای جبران خسارتهای زیستمحیطی آن نمیپردازند.
وی به موضوع «بازیافت انرژی» (RDF) اشاره کرد و توضیح داد: «حتی در فرآیند تولید سوخت از زباله، وجود «پِت» (PET) بهدلیل ارزش حرارتیِ پایینتر نسبت به سایر پلاستیکها، کارایی سیستم را کاهش میدهد.
این کارشناس مدیریت پسماند راهکار اصلی را نه در اقدامات مقطعی، بلکه در تدوین برنامهای جامع و راهبردی دانست و تأکید کرد: تا زمانی که شاخصگذاری دقیقی انجام نشود، نظارتها تشدید نگردد و جرایمِ زیستمحیطیِ بازدارنده وضع نشود، ایران همچنان در بنبستِ پسماندهای پلاستیکی گرفتار خواهد ماند.
مدنی با انتقاد شدید از کارگاههای سنتی و غیرمجاز بازیافت، یکی از خطرناکترین ابعاد این معضل را تشریح کرد: خرد کردن و بازگرداندنِ پلاستیکها به چرخه تولید در محیطهای غیراستاندارد، تهدیدی مستقیم علیه سلامت عمومی است. در بسیاری از این کارگاهها، پلاستیکها بدون توجه به منشأ تولید یا آلودگیهایشان، ذوب و دوباره وارد بازار میشوند.
او با تأکید بر اهمیت «منبع تولید پلاستیک» هشدار داد: «خیلی مهم است بدانیم پلاستیک از کجا آمده است. وقتی منبع آن مراکز درمانی یا بیمارستانها باشد، با توجه به ضعف در مدیریت پسماندهای عفونی، ما با پلاستیکهایی روبرو هستیم که حامل باکتریها و عوامل بیماریزای خطرناک هستند.
وی تأکید کرد: فرآیندهایی مثل خرد کردن یا اکسترود کردن در کارگاههای سنتی، هرگز نمیتوانند نابودی کامل باکتریهای مقاوم را تضمین کنند؛ در نتیجه، محصولات جدیدی که از این مواد تولید میشوند، میتوانند بهراحتی عامل پخش بیماریهای واگیردار در سطح جامعه باشند.
این متخصص مدیریت پسماند همچنین به تفاوت بازیافت از مبدأ با استخراج از مخازن زباله اشاره کرد و گفت: اگر شهروندان بطریها و پلاستیکها را از همان ابتدا جدا کنند و بهصورت خشک و شسته تحویل دهند، فرآیند بازیافت ایمنتر انجام میشود؛ اما فاجعه اصلی زمانی رخ میدهد که پلاستیکها از میان «زبالههای مخلوط» شهری و صنعتی جدا میشوند.
مدنی با بیان اینکه پلاستیکها در مخازن زباله، در کنار پسماندهای خطرناک، فلزات سنگین و شیرابههای سمی قرار میگیرند گفت: رطوبت و شیرابه زبالههای مخلوط، باعث ایجاد یک لایه نازک از آلودگیهای شیمیایی و زیستی روی سطح پلاستیکها میشود. متأسفانه در کارگاههای سنتی، این پلاستیکها را با آب جوی میشویند؛ فرآیندی که نه تنها آلودگی را پاک نمیکند، بلکه آبِ شستشو را به مایعی فوقالعاده آلوده تبدیل میکند که بدون تصفیه وارد چاهها و طبیعت میشود و زنجیره جدیدی از تخریب زیستی را آغاز میکند.
معالوصف با توجه به صحبتهای عنوانشده از سوی کارشناس مدیریت پسماند میتوان گفت امروز مبحث تبعات زیستمحیطی استفاده بیرویه از پلاستیک در کشور ما نمایانگر تصویری از یک «فاجعه خاموش» است که زیر سایه بیتفاوتی ساختاری در حال پیشروی است، به دیگر سخن بحران پلاستیک در ایران دیگر یک دغدغه فانتزی و زیستمحیطی محض نیست، بلکه یک بنبست اقتصادی و بهداشتی است که ریشه در ناکارآمدی سیاستگذاریهای کلان دارد.
امروز زمان آن فرا رسیده که نهادهای حاکمیتی از مرحله صدور توصیههای اخلاقی به شهروندان عبور کرده و به پرسشهای اساسی و مطالبهگرانه جامعه متخصصین پاسخ دهند؛ نخست اینکه بر اساس اصل جهانی «مسئولیت گسترده تولیدکننده» (EPR) و صراحت ماده 12 آییننامه اجرایی قانون مدیریت پسماند، چرا پتروشیمیهای کشور که سودهای کلانی از عرضه پلیمرها بهدست میآورند، ریالی بابت هزینههای سرسامآور جمعآوری و امحای پسماندهای پلاستیکی پرداخت نمیکنند؟ وقت آن است که هزینه تخریب خاک و آب ایران، از سود خالص این صنایع کسر شده و صرف زیرساختهای مدرن بازیافت شود.
موضوع بعدی اینکه پایین بودن رقم جرائم زیستمحیطی در ایران، عملاً مجوزی برای آلوده کردن طبیعت است. تا زمانی که جریمه رهاسازی پلاستیک در اراضی کشاورزی یا تخلیه شیرابه کارگاههای سنتی بازیافت کمتر از سود ناشی از تخلف باشد، هیچ بازدارندگی رخ نخواهد داد؛ بنابراین مجلس و قوه قضائیه باید با بهروزرسانی قوانین، هزینه جرم زیستمحیطی را بهشدت افزایش دهند.
ازسوی دیگر در خصوص مدیریت پسماند کشور به یک نقشه راه راهبردی نیاز دارد که در آن شاخصهای عملکردی بهصورت سالانه پایش شود زیرا ادامه روند فعلی که در آن بیش از 90 درصد پلاستیکهای کشور یا در طبیعت رها میشوند و یا به شکلی بدوی دفن میشوند نشاندهنده شکست سنگین در مدیریت شهری و محیطزیستی است.
در نهایت باید تأکید کرد که خاک و سلامت نسلهای آینده نباید قربانی سودجویی صنایع و کمکاریهای مدیریتی شود؛ بنابراین، اگر امروز جلوی این مصرف بیرویه و مدیریت آشفته پسماند گرفته نشود، هزینه جبران خسارتهای آن در دهههای آینده از توان مالی و زیرساختی کشور خارج خواهد بود.
در تاریخ تمدن بشری، کمتر اختراعی توانسته با این سرعت و گستردگی، تمام ابعاد زندگی انسان را فرا بگیرد. پلاستیک که روزگاری به عنوان مادهای معجزهگر و ابزاری برای نجات جنگلها (از طریق جایگزینی با چوب و کاغذ) شناخته میشد، امروز به بزرگترین بنبست زیستمحیطی تبدیل شده است. برخلاف مواد طبیعی که با چرخه طبیعت سازگارند، پلاستیک مادهای بیگانه است که طبیعت هیچ روشی برای تجزیه و هضم آن ندارد.
تأسفبارتر اینکه در ایران این بحران ابعادی پیچیدهتر به خود گرفته است. دسترسی آسان به منابع هیدروکربنی و توسعه صنایع پتروشیمی، پلاستیک را به ارزانترین و دمدستیترین گزینه برای بستهبندی تبدیل کرده؛ عاملی که در کنار فروپاشی الگوهای مصرف سنتی و پایدار نظیر استفاده از زنبیل و پاکتهای کاغذی منجر به شکلی از شتابزدگی در مصرف شده است. امروزه ایران با سرانه مصرفی فراتر از استانداردهای جهانی، با منظرههایی روبروست که در آن دشتها، رودخانهها و حتی اعماق خاک، در تسخیر لایههای ماندگار پلیمر هستند.
آنچه بحران پلاستیک در ایران را متمایز میکند، تنها حجم انبوه زباله نیست؛ بلکه گسست میان تولید انبوه، مصرف بیرویه و مدیریت ناکارآمد پسماند است. خلأهای قانونی در برخورد با صنایع آلاینده، نبود راهبرد کلان برای بازیافت اصولی و ورود کارگاههای سنتی و غیربهداشتی به چرخه بازفرآوری، باعث شده تا پلاستیک از یک پسماند ساده به یک بحران چندوجهی تبدیل شود که سلامت عمومی، امنیت غذایی و اقتصاد ملی را توأمان تهدید میکند.
بر این اساس در این شماره متخصص مدیریت پسماند و محیطزیست، لایههای پنهان این فاجعه بیولوژیک و اقتصادی را کالبدشکافی کرده که در ادامه میخوانید:
دکتر همایونرضا مدنی ضمن اشاره به اینکه با اصلِ فناوری تولید پلاستیک مخالف نیست، صحبتش را با این نکته آغاز کرد که پلاستیک در سراسر جهان یک ضرورت برای بستهبندی است، اما گره اصلی در ایران، نبود الگوی مصرف صحیح است. متأسفانه برخلاف بسیاری از نقاط دنیا، در ایران پلاستیک از یک ابزار مفید به آلایندهای فراگیر تبدیل شده است.
او با نگاهی به پیشینه فرهنگ مصرف در ایران گفت: در گذشته خریدها با پاکتهای کاغذی یا زنبیل انجام میشد و آسیبی به محیطزیست نمیزد؛ اما امروزه در فروشگاهها و میادین میوه و ترهبار، حتی کوچکترین خریدها هم در لایههای متعدد پلاستیک پیچیده میشوند. این تغییر رفتار نه تنها حجم زبالهها را به شدت افزایش داده، بلکه به دلیل ارزان بودن پلاستیک (ناشی از تولیدات انبوه پتروشیمی)، باعث شده این مواد بهراحتی و بدون ملاحظه در اختیار همه قرار بگیرند.
*خاک؛ میراثدار 700 سالهی زبالههای مدرن
وی با اشاره به ماندگاری طولانی مواد پلیمری گفت: خاک ایران با بحران ماندگاری زبالهها روبروست. اگرچه آمارهای متفاوتی درباره زمان تجزیه پلاستیک وجود دارد، اما مستندات نشان میدهد که پلاستیک میتواند بین 400 تا 700 سال در خاک باقی بماند؛ این ماندگاری طولانی، خاک را از بستری زنده به انباری از ضایعات تبدیل کرده است.
این متخصص مدیریت پسماند در ادامه به جنبههای بصری این معضل اشاره کرد و افزود: رهاسازی پلاستیک در طبیعت، نهتنها چهره عرصههای ملی ما را زشت کرده، بلکه پیامدهای اقتصادی و روانی ناگواری نیز به همراه داشته است.
مدنی توضیح داد: پلاستیکهای رهاشده در خاک، تا قرنها به عنوان میراثی مخرب برای نسلهای آینده باقی میمانند و بافت فیزیکی زمین را تغییر میدهند. برخلاف تصور عموم، پلاستیک فرسایش خاک را افزایش نمیدهد، بلکه مانند یک «آرماتور» عمل کرده و خاک را به شکلی مصنوعی سفت و تثبیت میکند؛ اما این سفتشدگی به معنای بهبود کیفیت خاک نیست، بلکه به معنای مسدود کردن رگهای حیاتی زمین است. ورود خردهپلاستیکها به بافت خاک، فرآیند تنفس و زندگی زمین را مختل میکند.
وی در ادامه گفت: بر اساس مشاهدات و تجربیاتم، در زمینهایی که به پسماند پلاستیکی آلودهاند، بهرهوری محصول به شدت کاهش مییابد. پلاستیکها با ایجاد سد در مسیر ریشه گیاهان و جلوگیری از توزیع یکنواخت آب و مواد مغذی، ظرفیت زیستی خاک را از بین میبرند و امنیت غذایی کشور را در بلندمدت با تهدیدی جدی روبهرو میکنند.
*فاجعه ریزپلاستیکها و نفوذ به چرخه سلامت انسان
وی با ابراز نگرانی عمیق درباره ارتباط آلودگیهای پلاستیکی و بیماریهای صعبالعلاج، خاطرنشان کرد: ریزپلاستیکها از طریق چرخه آب وارد بدن موجودات زنده و در نهایت انسان میشوند. این ذرات به دلیل ساختار شیمیایی خود، اغلب سرطانزا هستند. متأسفانه افزایش آمار سرطان در کشور میتواند با نفوذ این ذرات به چرخه غذایی و منابع آبی مرتبط باشد.
این متخصص مدیریت پسماند تأکید کرد: ترکیب آب و خاک آلوده به پلاستیک، یک بمب ساعتی برای سلامت عمومی جامعه است که آثار آن نه بلافاصله، بلکه در دهههای آینده بهصورت بیماریهای مزمن خود را نشان خواهد داد.
*کشت زیرپلاستیکی؛ فرصتی که به تهدید تبدیل شد
مدنی با اشاره به اینکه در کشاورزی مدرن، استفاده از پوششهای پلاستیکی (مالچ) برای حفظ رطوبت و کنترل علفهای هرز امری رایج است، تأکید کرد که این روش در ایران به شکلی کاملاً اشتباه اجرا میشود. متأسفانه هیچ نظارت و ضمانت اجرایی برای جمعآوری این پلاستیکها وجود ندارد و کشاورزان پس از پایان فصل کشت، آنها را در دشتها رها میکنند.
وی با اشاره به خلأهای قانونی در این زمینه افزود: نبود شیوهنامههای الزامآور باعث شده تا یکی از ابزارهای مفید کشاورزی، به بزرگترین عامل تخریب خاکهای زراعی تبدیل شود. تا زمانی که دولت و نهادهای نظارتی، کشاورزان را ملزم به جمعآوری و مدیریت این پسماندها نکنند، بخشهای وسیعی از زمینهای حاصلخیز کشور به زبالهدانیهای پلاستیکیِ غیرقابلبازگشت تبدیل خواهند شد.
*تراژدی حیاتوحش و مشاهدات عینی در جنوب کشور
وی در ادامه به پیامدهای زیستمحیطی پلاستیک بر حیاتوحش پرداخت و با اشاره به خاطرهای تلخ از سواحل جنوبی ایران گفت: من شخصاً شاهد مرگ والهایی بودهام که بهدلیل بلعیدن قطعات بزرگ پلاستیک جان خود را از دست داده بودند. متأسفانه حیوانات دریایی و خشکیزی، پلاستیکهای رنگی یا شفاف را با غذا اشتباه میگیرند.
این متخصص محیطزیست در تشریح این فاجعه زیستمحیطی توضیح داد: از آنجا که پلاستیک هضم نمیشود، ورود آن به دستگاه گوارش حیوانات باعث انسداد کامل مسیر گوارشی میشود و در نهایت موجود زنده بر اثر گرسنگی کاذب یا عفونت، مرگی دردناک را تجربه میکند. این فاجعه تنها محدود به آبزیان بزرگ نیست، بلکه کل زنجیره غذایی از پرندگان تا پستانداران کوچک را تحت تأثیر قرار داده و تنوع زیستی ایران را با خطری جدی روبرو کرده است.
*زیان اقتصادی؛ از هزینهی حملونقل تا چگالی زباله
مدنی از منظر اقتصادِ محیطزیست به ضررهای مالیِ مصرف پلاستیک پرداخت و گفت: حضور پلاستیک در ترکیب زبالههای شهری، چگالی پسماند را بهشدت کاهش و حجم آن را افزایش میدهد. در واقع ماشینهای حمل زباله بهجای جابهجایی پسماندهای اصلی، حجم زیادی از هوا و اشیاء سبک پلاستیکی را حمل میکنند که این موضوع هزینههای جمعآوری و حملونقل را برای شهرداریها بهشدت بالا میبرد.
وی افزود: پلاستیکها با اشغال فضای مخازن و خودروهای حمل، کارایی سیستم مدیریت پسماند را به حداقل میرسانند. این هزینه سنگین در نهایت از جیب مردم و بودجههای عمومی پرداخت میشود، در حالی که سود حاصل از تولید این مواد به جیب پتروشیمیهایی میرود که هیچ مسئولیتی در قبال پسماندِ تولیداتشان نمیپذیرند.
*نقدی بر خلأهای قانونی و فقدان برنامهی راهبردی
این متخصص محیطزیست در ادامه به موانع قانونی و مدیریتی اشاره کرد و با استناد به ماده 12 آییننامهی اجرایی قانون مدیریت پسماند گفت: تولیدکنندگانِ محصولات پلاستیکی موظفاند بخشی از هزینههای بازیافت را بپردازند.
مدنی با انتقاد از وضعیت موجود افزود: پتروشیمیهای بزرگ، مقادیر عظیمی پلاستیک وارد بازار میکنند اما هیچ هزینهای برای جبران خسارتهای زیستمحیطی آن نمیپردازند.
وی به موضوع «بازیافت انرژی» (RDF) اشاره کرد و توضیح داد: «حتی در فرآیند تولید سوخت از زباله، وجود «پِت» (PET) بهدلیل ارزش حرارتیِ پایینتر نسبت به سایر پلاستیکها، کارایی سیستم را کاهش میدهد.
این کارشناس مدیریت پسماند راهکار اصلی را نه در اقدامات مقطعی، بلکه در تدوین برنامهای جامع و راهبردی دانست و تأکید کرد: تا زمانی که شاخصگذاری دقیقی انجام نشود، نظارتها تشدید نگردد و جرایمِ زیستمحیطیِ بازدارنده وضع نشود، ایران همچنان در بنبستِ پسماندهای پلاستیکی گرفتار خواهد ماند.
مدنی با انتقاد شدید از کارگاههای سنتی و غیرمجاز بازیافت، یکی از خطرناکترین ابعاد این معضل را تشریح کرد: خرد کردن و بازگرداندنِ پلاستیکها به چرخه تولید در محیطهای غیراستاندارد، تهدیدی مستقیم علیه سلامت عمومی است. در بسیاری از این کارگاهها، پلاستیکها بدون توجه به منشأ تولید یا آلودگیهایشان، ذوب و دوباره وارد بازار میشوند.
او با تأکید بر اهمیت «منبع تولید پلاستیک» هشدار داد: «خیلی مهم است بدانیم پلاستیک از کجا آمده است. وقتی منبع آن مراکز درمانی یا بیمارستانها باشد، با توجه به ضعف در مدیریت پسماندهای عفونی، ما با پلاستیکهایی روبرو هستیم که حامل باکتریها و عوامل بیماریزای خطرناک هستند.
وی تأکید کرد: فرآیندهایی مثل خرد کردن یا اکسترود کردن در کارگاههای سنتی، هرگز نمیتوانند نابودی کامل باکتریهای مقاوم را تضمین کنند؛ در نتیجه، محصولات جدیدی که از این مواد تولید میشوند، میتوانند بهراحتی عامل پخش بیماریهای واگیردار در سطح جامعه باشند.
این متخصص مدیریت پسماند همچنین به تفاوت بازیافت از مبدأ با استخراج از مخازن زباله اشاره کرد و گفت: اگر شهروندان بطریها و پلاستیکها را از همان ابتدا جدا کنند و بهصورت خشک و شسته تحویل دهند، فرآیند بازیافت ایمنتر انجام میشود؛ اما فاجعه اصلی زمانی رخ میدهد که پلاستیکها از میان «زبالههای مخلوط» شهری و صنعتی جدا میشوند.
مدنی با بیان اینکه پلاستیکها در مخازن زباله، در کنار پسماندهای خطرناک، فلزات سنگین و شیرابههای سمی قرار میگیرند گفت: رطوبت و شیرابه زبالههای مخلوط، باعث ایجاد یک لایه نازک از آلودگیهای شیمیایی و زیستی روی سطح پلاستیکها میشود. متأسفانه در کارگاههای سنتی، این پلاستیکها را با آب جوی میشویند؛ فرآیندی که نه تنها آلودگی را پاک نمیکند، بلکه آبِ شستشو را به مایعی فوقالعاده آلوده تبدیل میکند که بدون تصفیه وارد چاهها و طبیعت میشود و زنجیره جدیدی از تخریب زیستی را آغاز میکند.
معالوصف با توجه به صحبتهای عنوانشده از سوی کارشناس مدیریت پسماند میتوان گفت امروز مبحث تبعات زیستمحیطی استفاده بیرویه از پلاستیک در کشور ما نمایانگر تصویری از یک «فاجعه خاموش» است که زیر سایه بیتفاوتی ساختاری در حال پیشروی است، به دیگر سخن بحران پلاستیک در ایران دیگر یک دغدغه فانتزی و زیستمحیطی محض نیست، بلکه یک بنبست اقتصادی و بهداشتی است که ریشه در ناکارآمدی سیاستگذاریهای کلان دارد.
امروز زمان آن فرا رسیده که نهادهای حاکمیتی از مرحله صدور توصیههای اخلاقی به شهروندان عبور کرده و به پرسشهای اساسی و مطالبهگرانه جامعه متخصصین پاسخ دهند؛ نخست اینکه بر اساس اصل جهانی «مسئولیت گسترده تولیدکننده» (EPR) و صراحت ماده 12 آییننامه اجرایی قانون مدیریت پسماند، چرا پتروشیمیهای کشور که سودهای کلانی از عرضه پلیمرها بهدست میآورند، ریالی بابت هزینههای سرسامآور جمعآوری و امحای پسماندهای پلاستیکی پرداخت نمیکنند؟ وقت آن است که هزینه تخریب خاک و آب ایران، از سود خالص این صنایع کسر شده و صرف زیرساختهای مدرن بازیافت شود.
موضوع بعدی اینکه پایین بودن رقم جرائم زیستمحیطی در ایران، عملاً مجوزی برای آلوده کردن طبیعت است. تا زمانی که جریمه رهاسازی پلاستیک در اراضی کشاورزی یا تخلیه شیرابه کارگاههای سنتی بازیافت کمتر از سود ناشی از تخلف باشد، هیچ بازدارندگی رخ نخواهد داد؛ بنابراین مجلس و قوه قضائیه باید با بهروزرسانی قوانین، هزینه جرم زیستمحیطی را بهشدت افزایش دهند.
ازسوی دیگر در خصوص مدیریت پسماند کشور به یک نقشه راه راهبردی نیاز دارد که در آن شاخصهای عملکردی بهصورت سالانه پایش شود زیرا ادامه روند فعلی که در آن بیش از 90 درصد پلاستیکهای کشور یا در طبیعت رها میشوند و یا به شکلی بدوی دفن میشوند نشاندهنده شکست سنگین در مدیریت شهری و محیطزیستی است.
در نهایت باید تأکید کرد که خاک و سلامت نسلهای آینده نباید قربانی سودجویی صنایع و کمکاریهای مدیریتی شود؛ بنابراین، اگر امروز جلوی این مصرف بیرویه و مدیریت آشفته پسماند گرفته نشود، هزینه جبران خسارتهای آن در دهههای آینده از توان مالی و زیرساختی کشور خارج خواهد بود.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.