در حضور رهبر با شوق و کنار پیکر مطهرش با حسرت شعر خواندم
شاعر و مسئول محفل ادبی کتابخانههای استان همدان گفت: سالها پیش وقتی قرار شد در حضور رهبر انقلاب شعر بخوانم، عمق خوشحالی را با تمام وجود حس میکردم، اما هرگز تصور نمیکردم روزی با حسرت، کنار پیکر مطهر ایشان شعر بخوانم.
فاطمه نظامالاسلامی با بیان اینکه ساکن نهاوند است و در رشته هنر تحصیل کرده، اظهار کرد: دارای مدرک کاردانی در رشتههای کارگردانی و تصویرسازی و کارشناسی علوم تربیتی هستم. اشعارم بیشتر در حوزه آیینی و غزل سروده شده و تاکنون دو اثر منتشر کردهام؛ یکی مجموعه شعر «من و غروب دلتنگ» و دیگری رمان «جاویدان».
وی افزود: فعالیت حرفهای خود را در حوزه شعر از سالهای 82 و 83 آغاز کردم و پس از آن، مسئولیت محافل ادبی کتابخانه در شهرستان نهاوند و سپس در سطح استان همدان را بر عهده گرفتم.
وی با اشاره به سوابق ادبی خود بیان کرد: در کارنامهام دو مقام بینالمللی، چندین مقام کشوری، حدود 40 مقام استانی و تعدادی مقام شهرستانی دارم. علاقهام به هنر نیز از دوران کودکی آغاز شد و از همان سالها در کلاسهای هنری اداره ارشاد و فنی و حرفهای شرکت میکردم.
مسئول محفل ادبی کتابخانههای استان همدان درباره رمان «جاویدان» نیز گفت: این رمان روایتی ادامهدار و واقعگرایانه دارد که در بخشهایی از آن از عناصر سورئال هم استفاده شده. بخشی از زندگی شخصی من در این اثر بازتاب یافته؛ بهگونهای که یکی از شخصیتهای اصلی، بازتابی از زندگی خودم است و روایت زندگی شخصیت دیگر نیز از سرنوشت اطرافیانم الهام گرفته شده است.
نظامالاسلامی با اشاره به انتشار کتاب «من و غروب دلتنگ» گفت: این مجموعه که عمدتاً شامل اشعار آیینی است، در استان قم چاپ و منتشر شد. حدود 500 نسخه از آن نیز به مشهد ارسال و فروخته شد؛ اما متأسفانه بهدلیل مشکلات مالی و هزینههای بالای چاپ، امکان بازنشر آن برایم فراهم نشد.
وی با تأکید بر ضرورت حمایت از شاعران از سوی نهادهایی مانند فرهنگ و ارشاد اسلامی و کتابخانهها افزود: کتاب قبلی من با هزینه شخصی چاپ شد، اما با توجه به شکلگیری محافل و انجمنهای ادبی جدید، اکنون نگاه ادارات به حمایت از آثار تغییر کرده است.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی همدان نیز اخیراً در سفر خود به نهاوند، پیشنهاد حمایت برای چاپ آثارم را مطرح کرده است.
این شاعر نهاوندی درباره وضعیت محافل ادبی کتابخانهها نیز اظهار کرد: این محافل چندین سال است که با هدف معرفی و برجستهسازی فعالیتهای ادبی توسط کتابخانهها شکل گرفتهاند. با وجود حضور انجمنهای ادبی متعدد در استان و شهرستانها، این محافل در سطح کتابخانهها نیز روند رو به رشدی را طی میکنند.
نظامالاسلامی با اشاره به اینکه افرادی که به این محافل وارد میشوند عمدتاً کتابخوان و علاقهمند به کتاب هستند، افزود: این افراد وقتی به کتابخانه مراجعه میکنند و متوجه وجود محفل ادبی میشوند، به عضویت آن درمیآیند. در این محافل شاعران، علاقهمندان به شعر و کتاب، دور هم جمع میشوند.
مسئول محفل ادبی کتابخانههای استان همدان با بیان اینکه فعالیت محفل تنها به شعر محدود نیست، تصریح کرد: ما در محافل ادبی به داستان کوتاه و فیلمنامه هم پرداختهایم. هرکس هر اثری دارد، میآورد و تا جایی که در توان داریم، آن را نقد و یا مسیر را برایش همور میکنیم و به اساتید پیشرفتهتر ارجاع میدهیم تا در زمینه تخصصی خود راهنمایی شود.
نظامالاسلامی با اشاره به اینکه این محافل به چاپ آثار و شرکت دادن آنها در جشنوارهها کمک میکنند، ادامه داد: همچنین در حوزه فیلمنامه، تلاش میکنیم آثار نیازمند ویراستاری را به متخصصان و گاهی به کارگردانان مطرح معرفی کنیم.
وی با بیان اینکه در محفل ادبی کتابخانه کتابدوستان حضور دارند، گفت: بعضی فقط برای خواندن کتاب میآیند. کتابی معرفی میکنیم، گروهگروه میخوانیم و دربارهاش صحبت میکنیم؛ این کار برای نسل جوان بسیار مفید بوده و اگر ادامهدار باشد، به جاهای بهتری خواهد رسید.
وی با ذکر نمونهای از موفقیتهای این محافل افزود: برای مثال، اخیراً نمایشنامهای از دل یکی از محافل شهرستانها به بیرون آمد که در برنامههای شبانه اجرا شد و در چندین شهر نیز به روی صحنه رفت. این محافل در کتابخانههای شهرستانها و کتابخانه مرکزی استان، فعال هستند.
مسئول محفل ادبی کتابخانههای استان همدان با بیان اینکه در محافل ادبی کتابخانهها به آثار نوجوانان و علاقهمندان به نوشتن توجه ویژهای میشود، تصریح کرد: وقتی میبینیم نوجوانی با لذت و استعداد دلنوشته یا شعر مینویسد، سریعاً آن را ارجاع میدهیم تا مسیر رشد برایش هموار شود.
نظامالاسلامی از حمایتهای مدیریتی قدردانی کرد و افزود: مدیرکل جدید کتابخانههای استان همدان بسیار پیگیر است و به مسائل ادبی و محافل ادبی توجه ویژهای دارد که این نگاه برای ما بسیار ارزشمند است.
وی در پاسخ به پرسشی درباره تلفیق نقشهای زن بودن، شاعر بودن و مسئول بودن گفت: به اعتقاد من، زنان در نوشتن از طبعی لطیفتر برخوردارند. در بررسی آثار محافل ادبی، این نکته مشهود است که قلم زنان، روانتر و آرامشبخشتر است؛ گویی نوعی «طبع مادرانه» در نوشتههای آنان جریان دارد که به اثر، لطافت و عمق خاصی میبخشد.
وی با اشاره به تغییرات رویکردش نسبت به مقوله شعر افزود: این طبع مادرانه در آثار خودم نیز نمود پیدا کرده است؛ به طوری که نوشتههای دوران متأهلیام با ایام مجردی تفاوتهای مشهودی دارد. نوع نگاه من به مسائل زندگی پختهتر شده و این طبعِ جاری در آثار فعلیام را بیشتر از گذشته پذیرفتهام.
مسئول محفل ادبی کتابخانههای استان همدان با اشاره به اینکه گاهی حرفهایی که دوست دارم با کسی در میان بگذارم را روی کاغذ میآورم و تبدیل به اثر میکنم، ادامه داد: در ایامی که کشور دچار اتفاقات ناگوار شد، نوشتن باعث سبکیام میشد.
نظامالاسلامی با یادآوری خاطره دیدار با رهبر انقلاب گفت: سال 85 یا 86 بود که فراخوان شعرخوانی اعلام شد و من نیز اشعارم را ارسال کردم. در آن ایام، دو نشست شعری در محضر حضرت آقا برگزار میشد؛ یکی در ایام غدیر و دیگری در نیمه ماه مبارک رمضان.
وی در توصیف حسوحال آن روزها افزود: پس از ارسال اثر، دلهره عجیبی داشتم و مدام با خود میگفتم آیا اشعارم مورد توجه ایشان قرار میگیرد؟ وقتی خبر دعوت به بیت را شنیدم، باورکردنی نبود؛ ورود به آن فضا برایم مانند یک رویا مینمود و هنگام حضور در بیت، خوشحالی عمیقی را تجربه کردم که هنوز هم برایم خاطرهانگیز و باورنکردنی است.
این شاعر نهاوندی با بیان اینکه در محفلی حدود 70 الی 80 نفره شعرم را خواندم، تصریح کرد: نگاه ویژه حضرت آقا به شعر و شاعر، فوقالعاده بود؛ آنقدر به متن شعر توجه میکردند که احساس میکردم شعر طولانی من را در همان چند دقیقه، حفظ کردهاند، روی تکتک ابیات دقت داشتند.
نظامالاسلامی افزود: رهبر انقلاب با مزاحی، لطافت جلسه را دوچندان کردند، با لبخند پرسیدند که مخاطبِ فلان بیت از اشعارم، کدامیک از مسئولان یا علما هستند؟ لحظات بسیار دلنشینی بود که هرگز فراموش نخواهم کرد.
وی با بیان اینکه هرگز فکر نمیکردم روزی در کنار پیکر مطهر رهبر شعر بخوانم، خاطرنشان کرد: در رویداد جهانی آخرین دیدار در سوگ رهبر شهید و شهدای مظلوم در مصلای تهران، بنده هم نغمه مقاومت سر دادم و در حضور 250 نفر شاعر ایرانی و خارجی، به شعرخوانی پرداختم.
وی ادامه داد: دغدغه من، تربیت نسلی از شاعران و نویسندگان است که پس از من نیز این مسیر را پویا نگه دارند. از همین رو، مسئولیت محافل ادبی را پذیرفتم تا بستری برای گردهمایی و رشد علاقهمندان فراهم شود و این جریانِ زنده، متوقف نگردد.
این شاعر نهاوندی گفت: آرزوی من این است که انجمنهای ادبی در ادارات فرهنگ و ارشاد، فعالیتهای پرباری داشته باشند و محافل ادبی در کتابخانهها، رشدی شگرف و پایدار را تجربه کنند.
نظامالاسلامی همچنین با اشاره به جابهجایی مسئولان و ضرورت تداوم سیاستهای حمایتی، از مدیران آینده درخواست کرد: مسئولان جدید جایگزین همکاران پیشین میشوند، اما ما از صمیم قلب از آنها تقاضا داریم که همان نگاهِ ویژه و حمایتی را نسبت به نویسندگان و شاعران حفظ کنند و اجازه ندهند ادبیات در بین مردم کمرنگ شود.
وی در پایان سخنانش گفت: شعری با نام «آهنگ خون» برای بچههای میناب را که چند روز پیش در مصلای تهران خواندم، برای شما هم عنوان میکنم:
«روزی که آوای شفق در دشت پیچید/ دست جفا آلالههای تشنه را چید
روزی که فریاد زمین آهنگ خون داشت/ خورشید هم گویی تب و تاب جنون داشت
دیدم در آن روز آسمان را سر بریدند/ خیل کبوتربچگان را پر بریدند
دیدم در آن روز این جهان بیکرانه/ گم گشت اندر ضجههای کودکانه
دیدم که صحرا در افق پرواز میکرد/ دست خدا دردانهای را ناز میکرد
یک غنچه را دیدم که هستی را تکان داد/ در دست بابا خون خود نوشید و جان داد
دیدم که خون کودکی بر چهره لغزید/ رخ را میان دست پنهان کرد و لرزید
دیدم بهشت آغوش بر آنجا گشودهست/ گویی که آنجا غنچههایش را ربوده است
آن روز هر برگ دلی را پاره کردن/ امروز گلهای پرپر را ببین، آواره کردن
امروز چشمان زمین آتشفشان است/ خورشید بر خاکی قوی و با نشان است
امروز خورشید از نگاه خاک جوشید/ مستانه تا سرچشمه افلاک جوشید
ای کاش خاکی نرم بودم بر زمینش/ در زیر پای دختران نازنینش
آن روز چشمان فلک پُرآب گردید/ زان آب هر تشنهلبی سیراب گردید
امروز شد عالم غمین از زخم خورشید/ زخمی که دیگر تا ابد بر سینه میدید
امروز عالم در عزای جاودانی است/ عرش خدا را هم ببین، در نوحهخوانی است.»