«تفکر انتقادی»، سپری برای مقابله با اخبار جعلی
یک مدرس و پژوهشگر سواد رسانه مطرح کرد: اخبار جعلی، شایعات و اطلاعات دستکاریشده، اغلب با هدف تحریک احساسات مخاطب شکل میگیرند و احتمال انتشار و اثرگذاری آنها بهدلیل ایجاد هیجان، ترس، خشم و شوک نیز بیشتر است. در چنین شرایطی، راستیآزمایی، بررسی اطلاعات از چند منبع معتبر و تقویت تفکر انتقادی به مخاطبان، مهمترین راه مقابله با این محتواها محسوب میشود.
امروزه با پیشرفت فناوری و توسعه ابزارهای هوش مصنوعی، تشخیص صحت اخبار و اصالت تصاویر، صداها و ویدئوها نسبت به گذشته بسیار دشوارتر شده است. فناوریهای جدید قادر هستند محتواهایی تولید کنند که شباهت بسیار زیادی به نمونههای واقعی دارند و حتی میتوانند چهره، صدا و رفتار افراد را با دقت بالا، شبیهسازی کنند.
جعل محتوا دیگر تنها به متنهای دروغین یا تصاویر دستکاریشده محدود نیست؛ بلکه تولید محتوای جعلی با استفاده از هوش مصنوعی به یکی از چالشهای مهم امروز تبدیل شده است. انتشار تصاویر، ویدئوها یا فایلهای صوتی جعلی از افراد مشهور، مسئولان یا شخصیتهای شناختهشده میتواند باعث کاهش اعتماد عمومی شود، زیرا بسیاری از مردم ابزار و دانش لازم برای تشخیص این محتواها را ندارند.
پیامد این وضعیت، کاهش اعتماد افراد به اطلاعات و رسانهها است؛ زیرا تشخیص واقعی یا جعلی بودن محتوا برای بسیاری دشوار شده است. مقابله با این مسئله نیز نیازمند تلاش مستمر است و حتی متخصصان فناوری نمیتوانند اصالت تمام محتواها را در شرایط مختلف، بررسی کنند.
به همین دلیل، کاربران فضای مجازی باید مهارتهای تفکر انتقادی، بررسی و تحلیل اطلاعات را تقویت کنند و پیش از بازنشر محتواهای هیجانی، از صحت آن اطمینان حاصل کنند؛ زیرا انتشار سریع اطلاعات نادرست میتواند پیامدهای گستردهای برای جامعه داشته باشد.
همچنین نباید تصور کرد که جعلهای دیجیتال تنها افراد مشهور را هدف قرار میدهند. هر فردی ممکن است در معرض چنین تهدیدهایی قرار گیرد؛ از تماسهای صوتی جعلی با شبیهسازی صدای نزدیکان گرفته تا تبلیغات فریبنده، ویدئوهای ساختگی یا اخبار جعلی در شرایط بحرانی.
در این میان، رسانهها نیز نقش مهمی دارند. آنها باید ضمن شناسایی و اطلاعرسانی درباره اخبار جعلی منتشرشده در جامعه، پیش از انتشار هر محتوا، صحت آن را بهدقت بررسی کنند تا خود به انتشار اطلاعات نادرست کمک نکنند.
در همین راستا، برای بررسی بیشتر این موضوع، واکاوی ابعاد مختلف آن، آشنایی با اقداماتی که مردم باید در مواجهه با محتوای جعلی انجام دهند، شناخت بهتر انواع محتوای جعلی، آموزش روشهای ساده راستیآزمایی و همچنین بررسی مسئولیت رسانهها و خانوادهها، با دکتر معصومه نصیری، دبیرکل باشگاه مدیریت رسانه و توسعه سواد رسانهای یونسکو در ایران، رئیس اندیشکده عصر هوشمندی و مدرس و پژوهشگر سواد رسانهای با 6 سؤال اساسی، به گفتوگو پرداختهایم. در ادامه متن این مصاحبه تقدیم شما خواهد شد:
* در ابتدا بفرمایید دیپفیک و محتوای جعلی تولیدشده با هوش مصنوعی دقیقاً چیست و چرا تشخیص آن برای مردم دشوارتر شده است؟
دیپفیک یا جعل عمیق، نوعی محتوای جعلی است که عمدتاً مبتنی بر تصویر، صدا یا ویدئو بوده و با کمک الگوریتمها و فناوری هوش مصنوعی تولید میشود. بهدلیل سطح بالای هوشمندی و پیشرفت فناوریهای مورد استفاده برای تولید این نوع محتواهای جعلی، تشخیص آنها برای عموم مردم دشوارتر شده است.
دلیل آن است که تا پیش از این، معمولاً افراد میگفتند اگر چیزی را با چشم خود نبینیم، آن را باور نمیکنیم؛ اما دیپفیک این معادله را تغییر داده است. به این معنا که اکنون ممکن است فرد با چشم خود ویدئویی از یک شخص، سخنرانی یا اظهار نظری را مشاهده کند و سپس اگر به او گفته شود که این محتوا جعلی بوده و با استفاده از هوش مصنوعی ساخته شده، بهسختی آن را باور کند.
از همین منظر است که دیپفیک یا همان جعل عمیق بهعنوان فناوری خطرناکتری شناخته میشود. در انتخابات آمریکا، انتخابات اخیر ترکیه و بهویژه در موقعیتهای حساس و سرنوشتساز، از این ابزار برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی، استفاده شده است؛ زیرا در شرایط اضطرار، بحران یا موقعیتهای خاص، مردم معمولاً آنچه را که میبینند، باور میکنند.
به همین دلیل، در سطح جهانی از این جعل عمیق بهعنوان یکی از فناوریهای پُرخطر و همچنین ابزاری برای انجام اقدامات مجرمانه در لایههای مختلف، یاد میشود. خطر دیپفیک در مقایسه با بسیاری از اشکال جعل و تحریف اطلاعات که پیشتر تجربه کردهایم، هم عمیقتر، هم دقیقتر و هم هدفمندتر است.
اما چرا تشخیص دیپفیک برای مردم دشوار است؟ همانطور که اشاره کردم، دلیل اصلی این است که این فناوری عمدتاً بر تصویر و محتوای دیداری تکیه دارد و انسانها معمولاً آنچه را که میبینند، باور میکنند. بسیاری از افراد به سمت بررسی، راستیآزمایی و اعتبارسنجی چنین محتواهایی نمیروند.
این موضوع با متن تفاوت دارد؛ زیرا در مورد یک متن یا خبر، ممکن است مخاطب به دنبال بررسی منبع، مقایسه اطلاعات و ارزیابی صحت آن برود، اما در حوزه اطلاعات مبتنی بر تصویر، بسیاری از مخاطبان مهارت یا ضرورت راستیآزمایی را احساس نمیکنند، زیرا برخورد آنها با تصویر بیشتر جنبه شهودی دارد و براساس مشاهده مستقیم شکل میگیرد.
* یک شهروند عادی با دیدن چه نشانههایی باید به واقعی بودن تصویر، صدا یا ویدئو شک کند؟ و مردم برای راستیآزمایی یک محتوای مشکوک، چه مراحل ساده و عملیای را انجام دهند؟
برای تشخیص این جعل عمیق، نخستین نکته توجه به سابقه و پیشینه فرد است. گاهی یک محتوای جعلی زمانی اثرگذار میشود که اظهار نظری متفاوت، تندتر یا هنجارشکنتر از مواضع قبلی یک فرد را به او نسبت دهد؛ بنابراین باید بررسی کنیم که آیا سخنان یا رفتار نمایشدادهشده با دیدگاهها، سوابق و اظهار نظرهای پیشین آن فرد همخوانی دارد یا خیر؟
مقایسه میان سابقه فرد، منبع منتشرکننده محتوا و محتوای فعلی، یکی از نخستین گامهای تشخیص جعلی بودن آن است. همچنین توجه به هماهنگی حرکات لب، صدا، زبان بدن و نشانههای رفتاری فرد، میتواند در شناسایی دیپفیک مؤثر باشد.
نکته مهم دیگر، بررسی منبع انتشار محتوا است؛ باید مشخص شود چه کسی برای نخستینبار ویدئو، فایل صوتی یا تصویر را منتشر کرده، این فرد یا رسانه چه اعتبار و چه رویکردی دارد و آیا منابع معتبر دیگری آن را تأیید کردهاند یا خیر؟
با توجه به پیشرفت فناوری، دیگر نمیتوان صرفاً براساس مشاهده یک تصویر یا ویدئو به واقعی بودن آن اعتماد کرد. دیدن سخنرانی، حضور فرد در یک مکان یا انجام یک رفتار در قالب ویدئو، الزاماً به معنای وقوع واقعی آن اتفاق نیست؛ زیرا ممکن است این محتوا با استفاده از فناوری جعل عمیق و هوش مصنوعی تولید شده باشد.
* چرا محتواهایی که ترس، خشم یا هیجان شدید ایجاد میکنند، بیشتر مستعد فریب و بازنشر شتابزده هستند؟
پرسش بسیار مهمی است؛ اساساً اخبار جعلی، شایعات، اخبار گمراهکننده و محتواهایی که دچار دستکاری اطلاعاتی میشوند، بر پایه تحریک احساسات شکل میگیرند.
هرچه میزان برانگیختگی احساسی یک خبر جعلی، شایعه یا محتوای دستکاریشده بیشتر باشد، احتمال موفقیت و انتشار آن نیز افزایش پیدا میکند. این نوع محتوا تلاش میکند بر لایه شناختی و احساسی مخاطب اثر بگذارد و براساس همین واکنشهای احساسی تولید و منتشر میشود تا بیشتر دیده شود یا قدرت فریبندگی بیشتری داشته باشد.
این احساسات میتوانند طیف گستردهای داشته باشند و الزاماً محدود به احساسات منفی نیستند؛ اما معمولاً احساساتی مانند ترس، خشم، نفرت، عصبانیت، شگفتی، شوک یا حتی حس افشاگری، قدرت بیشتری برای درگیر کردن ذهن مخاطب دارند؛ هرچه این احساسات شدیدتر باشند، میتوانند لایههای شناختی ذهن مخاطب را بیشتر تحت تأثیر قرار دهند.
در حوزه شایعات، اخبار جعلی و اطلاعات گمراهکننده، هدف اصلی معمولاً ایجاد اقناع سازنده و منطقی نیست؛ بلکه تمرکز اصلی بر تحریک احساسات مخاطب است. این محتواها تلاش میکنند بخشی از احساسات فرد را فعال کنند تا از او واکنش بگیرند و یک چرخه بازخورد ایجاد کنند.
این چرخه میتواند شامل اقداماتی مانند ارسال محتوا برای دیگران، نوشتن نظر، پسندیدن، بازنشر، انتشار در استوری یا هر نوع تعامل دیگری باشد؛ درواقع، هرچه یک محتوا بتواند واکنش احساسی شدیدتری ایجاد کند، احتمال اینکه مخاطب بدون بررسی دقیق آن را بازنشر کند، بیشتر خواهد شد.
* رسانههای محلی پیش از انتشار فیلم، تصویر یا فایل صوتی منتسب به مسئولان چه بررسیهایی باید انجام دهند؟
درواقع هر رسانهای که قرار است محتوایی را منتشر کند، در شرایط امروز باید راستیآزمایی را بهعنوان یکی از اولویتهای اصلی خود در نظر بگیرد.
رسانههای معتبر دنیا دارای واحدهای تخصصی راستیآزمایی هستند و اطلاعات، ادعاها و محتواهایی را که دریافت میکنند، پیش از انتشار مورد بررسی و راستیآزمایی قرار میدهند. آنها تلاش میکنند اطلاعات را از چند منبع مستقل بررسی کنند. در بسیاری از رسانههای معتبر جهان، بهویژه در موضوعات مهم و حساس، لازم است یک محتوا توسط سه یا چهار منبع مختلف مورد تأیید قرار گیرد تا امکان انتشار آن فراهم شود.
بنابراین اگر با محتوایی، بهویژه در حوزه ویدئو، مواجه شویم که با سابقه فرد، اظهار نظرهای پیشین او یا تصویری که از دیدگاهها و مواضع قبلی او داریم، همخوانی ندارد، باید با دقت بیشتری برخورد کنیم.
همچنین اگر یک محتوا بهشدت احساساتبرانگیز است، دارای مؤلفههایی مانند افشاگری، ایجاد شوک، خشم، ترس یا واکنش شدید اجتماعی است، ضرورت بررسی آن چند برابر میشود. در چنین شرایطی، باید حتماً محتوا را از چند مسیر و منبع معتبر بررسی کنیم؛ ازجمله از طریق خود فرد، نهادهای مرتبط با موضوع، منابع رسمی و افرادی که اطلاعات مستقیم درباره آن مسئله دارند.
نباید اجازه دهیم چنین محتواهایی صرفاً بهدلیل جذابیت رسانهای یا قابلیت وایرال شدن، بدون بررسی دقیق منتشر شوند و به سمت الگویی شبیه اخبار زرد حرکت کنند. همچنین باید مراقب بود که این نوع محتواها در چارچوب پروژههای رسانهای با اهداف تخریبی یا جهتدار مورد استفاده قرار نگیرند.
* مهمترین مهارتی که امروز باید به خانوادهها و نوجوانان برای مقابله با محتوای جعلی آموزش داده شود، چیست؟
در مواجهه با محتواهای جعلی و گمراهکننده، اگر مطلبی احساسات شما را به شکل غیر عادی و شدید تحریک کرد، باید با تردید به آن نگاه کرده و پیش از پذیرش یا بازنشر، آن را بررسی کنید. محتواهایی که دارای ویژگیهایی مانند افشاگری، ایجاد ابهام، فضای مرموز یا تحریک احساساتی مانند خشم، نفرت و بدبینی هستند، نیازمند دقت و بررسی بیشتریاند.
اخبار جعلی تنها به موضوعات سیاسی یا امنیتی محدود نمیشوند و ممکن است در حوزههایی مانند سلامت، درمان، دارو یا رژیمهای غذایی نیز اطلاعات نادرست تولید و منتشر شود.
مهمترین راه مقابله با این نوع محتواها، تقویت تفکر انتقادی است؛ یعنی کنترل احساسات هنگام مواجهه با اطلاعات جدید و پرسش درباره منبع محتوا، منتشرکننده آن، شواهد موجود و تأیید آن توسط منابع معتبر.
بیتوجهی به چنین محتواهایی میتواند به گسترش اطلاعات نادرست منجر شود. تقویت تفکر انتقادی و مهارت تحلیل اطلاعات به خانوادهها، کودکان و نوجوانان کمک میکند تا در فضای پُرحجم اطلاعات مجازی، آگاهانهتر و دقیقتر تصمیمگیری کنند.
* اگر فردی پیام صوتی یا تصویری شبیه یکی از بستگان دریافت کرد و در آن درخواست فوری پول شد، چه واکنشی باید نشان دهد؟
معمولاً استفاده از این فناوری در مواردی مشاهده میشود که پای یک هدف بزرگ و ارزشمند در میان باشد. برای مثال، شرکتها، هلدینگهای اقتصادی بزرگ یا مجموعههای تجاری در مقیاس بالا ممکن است هدف چنین حملاتی قرار بگیرند. در برخی موارد در کشورهای مختلف، ازجمله اسپانیا، نمونههایی گزارش شده که مجموعههای اقتصادی بزرگ از طریق روشهای مبتنی بر جعل هویت و فناوریهای پیشرفته، مورد کلاهبرداری قرار گرفتهاند.
درواقع هرگاه فردی در فضای سایبری از ما درخواست پول، کمک مالی یا اقدامی مشابه داشته باشد، بهترین اقدام این است که مستقیماً با آن فرد تماس بگیریم.
برای مثال، اگر پیامی دریافت کردیم که در آن یکی از بستگان یا آشنایان درخواست کمک کرده است، باید با همان فرد ارتباط برقرار کنیم و بپرسیم: پیامی از طرف شما دریافت کردهام؛ آیا واقعاً به چنین کمکی نیاز دارید؟ باید از طریق یک راه ارتباطی مطمئن، صحت موضوع را بررسی کنیم تا مشخص شود فردی که در فضای سایبر با ما ارتباط گرفته، همان شخص واقعی است که با ما نسبت یا ارتباط دارد یا خیر؟