آشنایی پیش از ازدواج؛ فرصتی برای شناخت علمی و گفتوگوی مؤثر
سپهرغرب، گروه خانواه- صبا اسدی؛ یک روانشناس مطرح کرد: دوره آشنایی پیش از ازدواج نباید فقط بر پایه شکلگیری علاقه و دلبستگی عاطفی پیش برود، بلکه لازم است با شناخت علمی، گفتوگوی عمیق و بررسی ابعاد گوناگون زندگی مشترک همراه باشد.
یکی از مراحل مهم پیش از ازدواج، تحقیق درباره فرد مقابل و پس از آن، دوره آشنایی است. این دوره فرصتی است تا افراد با طرز فکر، اخلاق، رفتار و ویژگیهای شخصیتی یکدیگر آشنا شوند و درباره موضوعات مهم زندگی مشترک به تفاهم برسند.
با این حال، بسیاری از جوانان بهدلیل ناآگاهی، این دوره را صرفاً یک مرحله احساسی و هیجانی میدانند و تحت تأثیر احساسات، مسائل مهم و تفاوتهای اساسی را نادیده میگیرند. در حالی که برخی تفاوتها ممکن است در آینده به تعارضها و اختلافات بنیادین تبدیل شوند و نیازمند بررسی دقیق پیش از ازدواج هستند.
همچنین تأثیرپذیری از برخی الگوهای فرهنگی و رسانهای و فاصله گرفتن از تجربههای موفق در فرهنگ خودمان، باعث شده اهمیت آشنایی صحیح پیش از ازدواج کمتر مورد توجه قرار گیرد. گاهی نیز جوانان توصیههای خانوادهها را بهدلیل تفاوت نسلی نادیده میگیرند، در حالی که این شیوه، روشی آزمودهشده و مؤثر برای شناخت بهتر پیش از ازدواج است.
برای بررسی عمیقتر این موضوع و ارائه راهکارهای مناسب، با جامعهشناس و متخصص روانشناسی بالینی، به گفتوگو پرداختهایم تا ابعاد مختلف این مسئله را بررسی و آگاهی لازم را ارائه کنند. در ادامه متن این گفتوگو تقدیم شما خواهد شد.
دکتر علیرضا عابدین با اشاره به تحولات گسترده جامعه ایران در دهههای اخیر گفت: اگرچه اصطلاح «دوره گذار» در علوم انسانی بسیار استفاده میشود، اما واقعیت این است که فرهنگ و جامعه ما همچنان در حال تغییر است. ما از الگوهای سنتی فاصله گرفته و به سمت ساختارهای مدرن حرکت میکنیم؛ روندی که نشانههای آن در بسیاری از حوزهها بهوضوح دیده میشود.
این روانشناس بالینی افزود: این دگرگونیها، نقشها و انتظارات از زن و مرد، روابط خانوادگی و شیوه ازدواج را نیز تغییر داده است. در گذشته مسیر انتخاب همسر و تشکیل خانواده چارچوبی مشخص داشت، اما جوانان امروز با شرایط پیچیدهای مواجهاند که الگوهای قدیمی دیگر پاسخگوی نیازهایشان نیست.
عابدین با تأکید بر اینکه شرایط کنونی، اضطراب و فشار روانی بیشتری را در دوران آشنایی و نامزدی ایجاد میکند، اظهار کرد: برای عبور آگاهانه از این مسیر، جوانان به راهکارهایی نیاز دارند که ریشه در دانش روانشناسی، جامعهشناسی و شناخت دقیق فرهنگی داشته باشد.
وی تصریح کرد: دوره آشنایی نباید صرفاً با شور عاطفی و وابستگی سپری شود. هدف اصلی در این دوران، شناخت متقابل، بررسی تناسبها و گفتوگو درباره مسائل زیربنایی زندگی است تا زوجین بتوانند بر سر موضوعاتی که کیفیت زندگی آیندهشان را تعیین میکند، به توافقی پایدار برسند.
وی با تأکید بر اهمیت مشاوره پیش از ازدواج گفت: استفاده از آزمونهای روانشناختی، مصاحبههای بالینی و گفتگوهای تخصصی به زوجین کمک میکند تا با نگاهی دقیقتر و آگاهانهتر تصمیمگیری کنند.
این روانشناس بر اساس تجربیات بالینی و یافتههای علمی، چهار حوزه کلیدی را در جامعه ایران برشمرد که توافق بر سر آنها، نقش تعیینکنندهای در استحکام زندگی مشترک دارد.
عابدین نخستین و مهمترین محور را «نحوه تعامل زوجین با خانوادهها» دانست و گفت: در جامعه ایران که خانواده همچنان جایگاه پررنگی دارد، نوع رابطه زن و مرد با خانوادههای خود و یکدیگر، بسیار حیاتی است.
وی توضیح داد: برخلاف برخی جوامع غربی که رابطه عاطفی زوجین، تنها رکن اصلی تداوم زندگی تلقی میشود، در جامعه خانوادهمحورِ ما، شیوه ارتباط با خانوادهها نیز جایگاهی تعیینکننده دارد.
به گفته وی، هدف در این گفتوگوها رسیدن به یک نسخه واحد یا حکم کلی درباره درست یا غلط بودنِ یک شیوه ارتباطی نیست؛ بلکه اهمیت کار در این است که زوجین پیش از ازدواج، درباره «حد و مرزها» به توافق برسند. اینکه میزان رفتوآمد با خانوادهها چقدر باشد، تعطیلات و مناسبتها چگونه سپری شوند، محل زندگی تا چه اندازه به خانوادهها نزدیک یا دور باشد و یا چه نوع تفریحاتی با آنها تجربه شود، همگی موضوعات مهمی هستند که باید پیش از ازدواج درباره آنها شفاف صحبت شود.
این روانشناس، تأکید کرد: بسیاری از اختلافات بعدی زوجین، نه لزوماً بهدلیل وجود یک مشکل بزرگ، بلکه به این علت شکل میگیرد که مسائل کلیدی در دوران آشنایی مطرح نشدهاند.
عابدین رابطه عاطفی را دومین مؤلفه مهم در این دوران دانست و افزود: علاقه و صمیمیت، بخش جداییناپذیر یک رابطه است؛ اما اگر این احساسات بدون شناخت کافی، محورِ تصمیمگیری قرار بگیرد، ممکن است باعث شود زوجین چالشها و تفاوتهای اساسی را نادیده بگیرند.
وی با اشاره به اینکه در ابتدای آشنایی، هیجان و شورِ عاطفی میتواند مانعِ دیدنِ واقعیتها شود، توضیح داد: رابطه عاطفی فقط به میزان علاقه محدود نیست؛ بلکه موضوعاتی مانند نحوه ابراز محبت، میزان صمیمیت، نحوه نمایش احساسات در جمع، انتظارات متقابل و درک متفاوت هر فرد از مفهوم عشق نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
این روانشناس خاطرنشان کرد: مهم این نیست که یک الگوی ثابت برای همه روابط تعیین کنیم؛ بلکه نکته اصلی این است که زن و مرد بدانند آیا میتوانند در این زمینهها به تفاهم برسند یا خیر.
عابدین سومین محور مهم در آشنایی پیش از ازدواج را توافق بر سر نگرشهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دانست و گفت: زوجین باید پیش از ازدواج درباره دیدگاههای خود نسبت به جامعه، میزان مشارکتهای اجتماعی، ارزشهای فرهنگی و حتی مسائل روزمرهای که تحتتأثیر این نگرشها هستند، با یکدیگر گفتوگو کنند.
وی تأکید کرد: در این حوزه نیز مسئله اصلی، درست یا غلط بودن یک دیدگاه یا گرایش خاص نیست، بلکه میزان توانایی دو نفر برای پذیرش تفاوتها و رسیدن به توافق اهمیت دارد. زوجین باید بدانند تا چه اندازه میتوانند استقلال فکری یکدیگر را بپذیرند و در عین تفاوت، رابطهای پایدار ایجاد کنند.
وی افزود: موضوعاتی مانند نوع فعالیت اجتماعی، میزان ارتباط با گروهها و جریانهای فکری مختلف، تصمیمگیری درباره برخی مسائل اجتماعی و حتی مواردی مانند مشارکت در امور خیریه یا انتخابهای سیاسی، اگرچه ممکن است در نگاه نخست جزئی بهنظر برسند، اما در زندگی مشترک میتوانند اهمیت پیدا کنند و بهتر است پیش از ازدواج درباره آنها صحبت شود.
به گفته این جامعهشناس، هدف از این گفتوگوها پیدا کردن فردی کاملاً مشابه نیست، بلکه شناخت مرزهای تفاوت و میزان انعطافپذیری هر دو طرف است. زن و مرد باید بدانند کدام تفاوتها برایشان قابل پذیرش است و درباره کدام موضوعات نیازمند توافق جدی هستند.
عابدین چهارمین محور مهم در زندگی مشترک را فرزندان دانست و اظهار کرد: زوجین باید پیش از ازدواج درباره زمان فرزندآوری، تعداد فرزندان، شیوه تربیت، آموزش و ارزشهایی که قصد دارند به نسل بعد منتقل کنند، گفتوگو کنند.
وی افزود: بسیاری از زوجین تصور میکنند این مسائل را میتوان به آینده موکول کرد، اما تجربه مشاورههای پیش از ازدواج نشان میدهد اختلاف نظر در زمینه فرزندان، ازجمله موضوعاتی است که میتواند در سالهای بعد به یکی از چالشهای مهم زندگی مشترک تبدیل شود.
این روانشناس یادآوری کرد: هرچه میزان توافق زوجین در این چهار حوزه اصلی، یعنی خانوادهها، رابطه عاطفی، نگرشهای اجتماعی و فرهنگی و موضوع فرزندان بیشتر باشد، احتمال شکلگیری رابطهای پایدارتر و رضایتبخشتر نیز افزایش پیدا میکند.
عابدین با اشاره به تجربه خود در جلسات مشاوره پیش از ازدواج گفت: یکی از مشکلات رایج این است که بسیاری از زوجین پیش از ازدواج درباره مسائل اساسی زندگی مشترک یا اصلاً فکر نکردهاند یا اگر به آن فکر کردهاند، فرصت صحبت کردن و بررسی آن را نداشتهاند. بسیاری از افراد تصور میکنند دوران آشنایی فقط برای تجربه احساسات مثبت، شناخت ویژگیهای ظاهری یا ایجاد علاقه است، در حالی که این دوره باید فرصتی برای طرح پرسشهای جدی درباره آینده باشد.
وی نقش مشاور را در این میان مهم دانست و گفت: مشاور میتواند بهعنوان فردی متخصص، گفتوگو درباره موضوعاتی را که ممکن است برای زوجین دشوار باشد، تسهیل و به آنها کمک کند نقاط قوت، تفاوتها و چالشهای احتمالی رابطه را بهتر ببینند.
این جامعه شناس با اشاره به موضوع تفاوتهای میان زوجین گفت: یکی از باورهای اشتباه این است که افراد تصور میکنند پس از ازدواج میتوانند شخصیت، عادتها یا ویژگیهای اساسی طرف مقابل را تغییر دهند. هیچکدام از افراد قرار نیست نسخهای کاملاً مطابق خواسته دیگری شوند. آنچه اهمیت دارد، شناخت خود و دیگری و رسیدن به توافقی است که هر دو نفر بتوانند در کنار حفظ ویژگیهای شخصی خود، رابطهای رضایتبخش ایجاد کنند.
به گفته عابدین، شباهتها در آغاز رابطه نقش مهمی دارند. شباهت در زمینههایی مانند ارزشها، باورها، سبک زندگی، شرایط فرهنگی، نگاه به آینده و برخی ویژگیهای شخصیتی میتواند زمینه شکلگیری رابطه را فراهم کند. با این حال، در صورت رسیدن افراد به بلوغ فکری و روانی، تفاوتها نیز میتوانند به عاملی برای رشد تبدیل شوند. تفاوت دیدگاهها، تجربهها و ویژگیهای شخصیتی میتواند رابطه را غنیتر و به رشد دو طرف کمک کند.
وی تأکید کرد: اما این موضوع نیازمند بلوغ روانی و توانایی گفتوگو است؛ مهارتی که همه افراد به یک اندازه از آن برخوردار نیستند. به همین دلیل، در مرحله انتخاب همسر باید به شباهتهای اساسی توجه داشت و تفاوتهای عمیق و بنیادین را نادیده نگرفت.
این روانشناس هشدار داد: اگر اختلافها در ارزشها، اهداف زندگی، نگرشهای بنیادی و سبک زندگی بسیار زیاد باشد و طرفین نتوانند درباره آن به توافق برسند، احتمال موفقیت رابطه کاهش پیدا میکند.
عابدین با اشاره به نقش فرهنگ و سنتهای ایرانی در ازدواج گفت: آنچه از گذشته به ما رسیده، نباید بدون بررسی و شناخت کنار گذاشته شود. بسیاری از سنتها، آداب و مناسک ازدواج حاصل تجربه نسلهای مختلف هستند و باید ابتدا مطالعه و تحلیل شوند؛ البته که این موضوع به معنای پذیرش بیچونوچرای همه سنتها نیست، بلکه باید میان حفظ بخشهای کارآمد فرهنگ گذشته و اصلاح بخشهایی که دیگر پاسخگوی شرایط امروز نیستند، تعادل ایجاد کرد.
وی نسبت به پذیرشِ بیچونوچرای الگوهای فرهنگی جوامع دیگر هشدار داد و گفت: همانطور که نباید سنتها را صرفاً به دلیل قدیمی بودن کنار گذاشت، نباید الگوهای وارداتی را نیز تنها به دلیل ظاهر مدرنشان پذیرفت. هر نسل باید بتواند ارزشها، آداب و رسوم اجتماعی را نقد و تحلیل کند و آگاهانه تصمیم بگیرد که چه بخشی را حفظ و چه بخشی را اصلاح کند.
وی ایجاد فضای گفتوگو را یکی از ضرورتهای امروز جامعه دانست و افزود: خانوادهها، مدارس و دانشگاهها باید بستری فراهم کنند تا جوانان بتوانند درباره مسائل مهم زندگی و روابط عاطفی، آزادانه دغدغههایشان را مطرح کنند.
این روانشناس تأکید کرد: خانوادهها باید همگام با رشدِ فرزندان، از شیوههای صرفاً دستوری فاصله بگیرند و رابطهای مبتنی بر اعتماد، احترام متقابل و گفتوگو را جایگزین آن کنند.
عابدین در پایان خاطرنشان کرد: جامعه ایران برای رسیدن به الگوی مناسب در ازدواج، نیازمند تلفیق تجربههای فرهنگی گذشته با یافتههای علمی امروز است؛ الگویی که نه بر پایه تقلیدِ کورکورانه از گذشته باشد و نه پذیرشِ بیتأملِ الگوهای بیرونی، بلکه باید بر شناخت، توافق و آگاهی استوار باشد.