امنیت غذایی عمود خیمه اقتصاد مقاومتی
عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید بهشتی، با تأکید بر نقش کلیدی تأمین غذا در پایداری کشور، امنیت غذایی را «ستون اصلی» یا همان عمود خیمه اقتصاد مقاومتی و امنیت ملی دانست و گفت: پیوندی ناگسستنی میان تأمین غذای جامعه و ثبات و اقتدار ملی وجود دارد.
امنیت غذایی تنها به معنای تأمین کالاهای اساسی برای رفع گرسنگی نیست؛ بلکه در ادبیات راهبردی امروز، «امنیت غذایی» به معنای دسترسی همیشگی، پایدار و اقتصادی تمام اقشار جامعه به غذاهای سالم، مغذی و کافی است تا بتوانند زندگی فعال و سالمی داشته باشند. در دنیای امروز که نوسانات بازارهای جهانی، تغییرات اقلیمی شدید و تنشهای ژئوپلیتیکی به یک سلاح تبدیل شدهاند، کشورهایی که در تأمین نیازهای اساسی خود به واردات وابستهاند، در واقع بخشی از حاکمیت و تصمیمگیریهای راهبردی خود را به کشورهای دیگر واگذار کردهاند؛ بنابراین، دستیابی به امنیت غذایی، دیگر یک مسئله کشاورزی ساده نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی برای امنیت ملی است.
در این بین ایران از نظر جغرافیایی و اقلیمی، یکی از معدود کشورهای چهارفصل جهان است. این تنوع اقلیمی، بزرگترین دارایی راهبردی کشور در حوزه غذاست؛ چراکه امکان کشت طیف وسیعی از محصولات، از غلات و حبوبات در مناطق معتدل تا میوههای گرمسیری در جنوب و محصولات سردسیر در شمال را فراهم میکند. علاوه بر این، برخورداری از نیروی انسانی متخصص، دانش بومی در مدیریت آب و خاک و داشتن پهنههای وسیعی از زمینهای قابل کشت، ایران را در جایگاهی قرار میدهد که ظرفیت تبدیل شدن به یک قطب کشاورزی در منطقه را داشته باشد.
بر این اساس با توجه به اهمیت موضوع برآن شدیم تا در خصوص جایگاه امنیت غذایی در اقتصاد مقاومتی و پیشنیازهای آن با دانشآموخته دکتری اقتصاد کشاورزی و عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید بهشتی گفتوگویی ترتیب دهیم که در ادامه میخوانید:
عبدالمجید شیخی با اشاره به جایگاه امنیت غذایی در چارچوب اقتصاد مقاومتی و پیوند ناگسستنی آن با ثبات ملی، اظهار کرد: امنیت غذایی، ستون اصلی و رکن بنیادین امنیت ملی است و هرگونه خلل در این حوزه، به ناامنی در تمامی ابعاد اجتماعی، اقتصادی، امنیتی و نظامی منجر میشود.
وی ناامنی غذایی را بزرگترین تهدید برای حیات جامعه، دفاع از کیان کشور و حفظ ثبات اقتصادی دانست و افزود: تأمین غذا نیازی همگانی و حیاتی است که تمامی ارکان جامعه، از مسئولان ارشد تا آحاد مردم را در بر میگیرد. برای دستیابی به رشد، تعالی و تقویت قدرت ایستادگی در برابر آسیبهای داخلی و بیرونی، برخورداری از امنیت غذایی پایدار، یک ضرورت زیربنایی است.
وی بر لزوم تغییر بنیادین در الگوی مدیریت آب و کشت برای کاهش آسیبپذیری کشور در مواجهه با نوسانات بازار جهانی و تغییرات اقلیمی تأکید کرد و گفت: این تحول ساختاری باید بر اساس شش مؤلفه کلیدی شامل: نظام مصرف، نظام تولید، ذخیرهسازی، توزیع بالادستی، توزیع پاییندستی و نظام مهار آب پیادهسازی شود.
عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید بهشتی با مثال زدن شبکه برقرسانی کشور، خاطرنشان کرد: همانطور که توزیع متمرکز برق باعث دسترسی همگانی میشود، در حوزه آب نیز باید نظام توزیع در بالادست حوضهها بهگونهای طراحی شود که مناطق پرآب بتوانند مازاد نیاز خود را به مناطق کمآب برسانند.
شیخی با انتقاد از تفکری که به دلیل کمبود آب، کاشت درخت را ناممکن میداند یا به کاشت گونههای غیرمثمر (مانند کاج و سرو) روی آورده است، گفت: این رویکرد که درختان بیثمر و فاقد کاربرد اقتصادی را جایگزین کرده، نادرست است. این گونهها علاوه بر فرسودگی خاک، سایه و بازدهی کافی ندارند.
وی خواستار جایگزینی این روند با «کشت انبوه درختان مثمر» شد و با استناد به آموزههای دینی در مورد تضمین رزق، افزود: تجارب بینالمللی نشان میدهد گسترش پوشش گیاهی و کشت انبوه درختان، مستقیماً باعث افزایش بارشها میشود؛ بنابراین بازگشت به این الگو، گامی مؤثر برای تأمین امنیت غذایی و مقابله با خشکسالی است.
این استاد دانشگاه برای تقویت امنیت غذایی، اجرای الگوی «باغشهر» و تمرکز بر کشت متراکم درختان مثمر (بهویژه زیتون) را پیشنهاد داد و گفت: مدیریت باغهای حاشیه شهرها باید با مشارکت مردم و با اولویت عشایر، روستاییان و حاشیهنشینان انجام شود تا علاوه بر توسعه فضای سبز، به اشتغال و اقتصاد این گروهها نیز کمک شود.
شیخی با پیشنهاد بهکارگیری سازوکارهای تشویقی مانند واگذاری قطعات 10 هکتاری درختان مثمر به صورت «اجاره به شرط تملیک» خاطرنشان کرد: این اقدام میتواند انگیزه لازم را برای مهاجرت معکوس اقشار آسیبپذیر به روستاها ایجاد کند و علاوه بر کاهش ازدحام شهرها، تحولی بزرگ در اقتصاد روستایی رقم بزند.
وی با اشاره به نیاز مبرم کشور به دانههای روغنی پس از گندم و جو، کشت زیتون را راهکاری راهبردی دانست و گفت: اختصاص زمینهای خشک و رها شده به کشت متراکم زیتون، کشور را در تولید روغن خوراکی و کنجاله خوراک دام به خودکفایی میرساند.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی در تبیین رابطه میان پوشش گیاهی و بارشها افزود: برخلاف دیدگاههای غربی که پیششرط کاشت درخت را وجود آب میدانند، تجارب عملی و آموزههای دینی نشان میدهد کشت انبوه درختان باعث افزایش بارندگی، تقویت مراتع و امکان کشت علوفه در سایهسار درختان میشود که این چرخه، درآمد مستمری برای عشایر و روستاییان به همراه دارد.
وی با اشاره به اقلیم چهارفصل ایران تاکید کرد: ما در تأمین مواد غذایی هیچ کمبودی نداریم و موفقیت در کشت محصولات گرمسیری مانند موز و انبه در جنوب کشور، گواهی بر این توانمندی است.
وی با مقایسه کشاورزی و سنت ازدواج اظهار کرد: همانطور که طبق آموزههای قرآنی نباید برای ازدواج منتظر فراهم شدن تمام امکانات ماند و اقدام به آن موجب گشایش میشود، در کشاورزی نیز باید ابتدا با توکل اقدام به کاشت کرد تا برکت و بارندگی حاصل شود.
عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید بهشتی در ادامه تحلیل خود، پیوندی میان تخریب محیط زیست، بحرانهای اجتماعی و نوسانات ارزی ترسیم کرد و گفت: تجربههای جهانی مانند منطقه آمازون نشان میدهد تبدیل جنگلهای بارانی به زمینهای زراعی با هدف سود کوتاهمدت، در نهایت منجر به خشکی منطقه و افت شدید آبهای زیرزمینی میشود. در حالی که طبق آموزههای قرآنی، حرکت در مسیر درست و اصلاح رفتارها، کلید نزول باران و برکات مادی است.
شیخی در پاسخ به چرایی اختلاف شدید قیمت محصولات از مزرعه تا بازار، ریشه این بحران را در تمرکزگرایی و شلوغی شهرها دانست و تبیین کرد: تجمع بیش از حد جمعیت در کلانشهرها باعث ایجاد مشاغل کاذب شده است. در این میان، واسطهها و دلالان برای کسب درآمد، حاشیه سود واقعی تولیدکننده و مصرفکننده را از بین میبرند.
وی پیشنیاز اصلی ثبات در بخش کشاورزی و هدفمندسازی یارانهها را تثبیت ارزش پول ملی دانست و گفت: تا زمانی که ارزش پول ملی پایدار نباشد، نمیتوان به برنامهریزی بلندمدت در تولید رسید. راهکار اساسی این است که کشور به سمت تعریف پول پایه طلا حرکت کند تا با حذف بازیهای نرخ ارز، اقتصاد ایران در سطح بینالمللی به ثباتی پایدار دست یابد.
* ثبیت ارزش پول ملی و «تجارت هوشمندانه»، راه نجات تولیدکننده و مصرفکننده
عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید بهشتی بر لزوم اتخاذ سیاستهای پولی بنیادین برای حمایت از تولید و دستیابی به استقلال راهبردی در تأمین کالاهای اساسی تأکید کرد و با اشاره به فشار تورمی بر تولیدکنندگان گفت: نوسانات نرخ ارز، بار سنگینی بر هزینههای تولید تحمیل کرده است.
شیخی با انتقاد از سیاستهای فعلی بانک مرکزی در مواجهه با نرخ ارز، گفت: تثبیت ارزش پول ملی (از طریق اتخاذ پول پایه طلا)، تنها راه ایجاد اطمینان خاطر برای تولیدکننده و بازگرداندن قدرت خرید به مصرفکنندگان است.
شیخی در تبیین وظایف دولت برای حمایت از کشاورزی، مواردی چون تأمین فیزیکی نهادههای باکیفیت (بذرهای اصلاحشده، پربازده و ارگانیک)، توقف کامل واردات بذرهای تراریخته، ارائه حمایتهای فنی و مالی، و مدیریت بازار از طریق تعرفههای گمرکی را ضروری دانست و افزود: جلب مشارکت مردم در قالب تعاونیهای روستایی، عشایری و حاشیهنشین در این زمینه بسیار راهگشا خواهد بود.
وی مدل باغشهرهای مردمی را راهکاری کلیدی برای رفع وابستگی 90 درصدی کشور به واردات دانههای روغنی و روغن خوراکی دانست و گفت: با جذب سرمایه و هدایت مدیریت شهریها به سمت روستاها، میتوان به خودکفایی در تولید غلات، حبوبات و محصولات زراعی دست یافت.
عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید بهشتی با تبیین تفاوت میان «خودکفایی» و «خوداتکایی»، مفهوم «تجارت هوشمندانه» را مطرح کرد و گفت: هدف نهایی خوداتکایی، تبدیل شدن به صادرکننده قدرتمند در برخی محصولات اساسی است. این امر قدرت چانهزنی ایران را در بازارهای جهانی افزایش میدهد تا بتوان محصولاتی را که تولیدشان در داخل صرفه اقتصادی ندارد، از طریق مبادله با محصولات راهبردی کشور تأمین کرد و از تحمیل شرایط بیگانگان در معاملات تجاری رها شد.
معالوصف با توجه به آنچه گفته شد؛ امنیت غذایی را نمیتوان جدا از اقتصاد مقاومتی دانست؛ بدان معنا که وقتی نرخ ارز بیثبات باشد، هزینه تولید برای کشاورز افزایش مییابد و انگیزه سرمایهگذاری در بخش کشاورزی از بین میرود.
بنابراین، برای رسیدن به «خودکفایی» و «خوداتکایی»، باید نگاهی جامع از تثبیت ارزش پول ملی برای کاهش هزینههای تولید گرفته تا بازنگری در الگوی کشت و مدیریت آب را مورد توجه قرار داد؛ زیرا هدف نهایی باید گذار از «تولید برای بقا» به «تجارت هوشمندانه» باشد؛ جایی که کشور با تولید انبوه محصولات راهبردی، قدرت چانهزنی خود را در بازارهای جهانی افزایش داده و از طریق مبادلات هوشمندانه، نیازهای غیرتولیدی خود را تأمین کند.
امنیت غذایی تنها به معنای تأمین کالاهای اساسی برای رفع گرسنگی نیست؛ بلکه در ادبیات راهبردی امروز، «امنیت غذایی» به معنای دسترسی همیشگی، پایدار و اقتصادی تمام اقشار جامعه به غذاهای سالم، مغذی و کافی است تا بتوانند زندگی فعال و سالمی داشته باشند. در دنیای امروز که نوسانات بازارهای جهانی، تغییرات اقلیمی شدید و تنشهای ژئوپلیتیکی به یک سلاح تبدیل شدهاند، کشورهایی که در تأمین نیازهای اساسی خود به واردات وابستهاند، در واقع بخشی از حاکمیت و تصمیمگیریهای راهبردی خود را به کشورهای دیگر واگذار کردهاند؛ بنابراین، دستیابی به امنیت غذایی، دیگر یک مسئله کشاورزی ساده نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی برای امنیت ملی است.
در این بین ایران از نظر جغرافیایی و اقلیمی، یکی از معدود کشورهای چهارفصل جهان است. این تنوع اقلیمی، بزرگترین دارایی راهبردی کشور در حوزه غذاست؛ چراکه امکان کشت طیف وسیعی از محصولات، از غلات و حبوبات در مناطق معتدل تا میوههای گرمسیری در جنوب و محصولات سردسیر در شمال را فراهم میکند. علاوه بر این، برخورداری از نیروی انسانی متخصص، دانش بومی در مدیریت آب و خاک و داشتن پهنههای وسیعی از زمینهای قابل کشت، ایران را در جایگاهی قرار میدهد که ظرفیت تبدیل شدن به یک قطب کشاورزی در منطقه را داشته باشد.
بر این اساس با توجه به اهمیت موضوع برآن شدیم تا در خصوص جایگاه امنیت غذایی در اقتصاد مقاومتی و پیشنیازهای آن با دانشآموخته دکتری اقتصاد کشاورزی و عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید بهشتی گفتوگویی ترتیب دهیم که در ادامه میخوانید:
عبدالمجید شیخی با اشاره به جایگاه امنیت غذایی در چارچوب اقتصاد مقاومتی و پیوند ناگسستنی آن با ثبات ملی، اظهار کرد: امنیت غذایی، ستون اصلی و رکن بنیادین امنیت ملی است و هرگونه خلل در این حوزه، به ناامنی در تمامی ابعاد اجتماعی، اقتصادی، امنیتی و نظامی منجر میشود.
وی ناامنی غذایی را بزرگترین تهدید برای حیات جامعه، دفاع از کیان کشور و حفظ ثبات اقتصادی دانست و افزود: تأمین غذا نیازی همگانی و حیاتی است که تمامی ارکان جامعه، از مسئولان ارشد تا آحاد مردم را در بر میگیرد. برای دستیابی به رشد، تعالی و تقویت قدرت ایستادگی در برابر آسیبهای داخلی و بیرونی، برخورداری از امنیت غذایی پایدار، یک ضرورت زیربنایی است.
وی بر لزوم تغییر بنیادین در الگوی مدیریت آب و کشت برای کاهش آسیبپذیری کشور در مواجهه با نوسانات بازار جهانی و تغییرات اقلیمی تأکید کرد و گفت: این تحول ساختاری باید بر اساس شش مؤلفه کلیدی شامل: نظام مصرف، نظام تولید، ذخیرهسازی، توزیع بالادستی، توزیع پاییندستی و نظام مهار آب پیادهسازی شود.
عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید بهشتی با مثال زدن شبکه برقرسانی کشور، خاطرنشان کرد: همانطور که توزیع متمرکز برق باعث دسترسی همگانی میشود، در حوزه آب نیز باید نظام توزیع در بالادست حوضهها بهگونهای طراحی شود که مناطق پرآب بتوانند مازاد نیاز خود را به مناطق کمآب برسانند.
شیخی با انتقاد از تفکری که به دلیل کمبود آب، کاشت درخت را ناممکن میداند یا به کاشت گونههای غیرمثمر (مانند کاج و سرو) روی آورده است، گفت: این رویکرد که درختان بیثمر و فاقد کاربرد اقتصادی را جایگزین کرده، نادرست است. این گونهها علاوه بر فرسودگی خاک، سایه و بازدهی کافی ندارند.
وی خواستار جایگزینی این روند با «کشت انبوه درختان مثمر» شد و با استناد به آموزههای دینی در مورد تضمین رزق، افزود: تجارب بینالمللی نشان میدهد گسترش پوشش گیاهی و کشت انبوه درختان، مستقیماً باعث افزایش بارشها میشود؛ بنابراین بازگشت به این الگو، گامی مؤثر برای تأمین امنیت غذایی و مقابله با خشکسالی است.
این استاد دانشگاه برای تقویت امنیت غذایی، اجرای الگوی «باغشهر» و تمرکز بر کشت متراکم درختان مثمر (بهویژه زیتون) را پیشنهاد داد و گفت: مدیریت باغهای حاشیه شهرها باید با مشارکت مردم و با اولویت عشایر، روستاییان و حاشیهنشینان انجام شود تا علاوه بر توسعه فضای سبز، به اشتغال و اقتصاد این گروهها نیز کمک شود.
شیخی با پیشنهاد بهکارگیری سازوکارهای تشویقی مانند واگذاری قطعات 10 هکتاری درختان مثمر به صورت «اجاره به شرط تملیک» خاطرنشان کرد: این اقدام میتواند انگیزه لازم را برای مهاجرت معکوس اقشار آسیبپذیر به روستاها ایجاد کند و علاوه بر کاهش ازدحام شهرها، تحولی بزرگ در اقتصاد روستایی رقم بزند.
وی با اشاره به نیاز مبرم کشور به دانههای روغنی پس از گندم و جو، کشت زیتون را راهکاری راهبردی دانست و گفت: اختصاص زمینهای خشک و رها شده به کشت متراکم زیتون، کشور را در تولید روغن خوراکی و کنجاله خوراک دام به خودکفایی میرساند.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی در تبیین رابطه میان پوشش گیاهی و بارشها افزود: برخلاف دیدگاههای غربی که پیششرط کاشت درخت را وجود آب میدانند، تجارب عملی و آموزههای دینی نشان میدهد کشت انبوه درختان باعث افزایش بارندگی، تقویت مراتع و امکان کشت علوفه در سایهسار درختان میشود که این چرخه، درآمد مستمری برای عشایر و روستاییان به همراه دارد.
وی با اشاره به اقلیم چهارفصل ایران تاکید کرد: ما در تأمین مواد غذایی هیچ کمبودی نداریم و موفقیت در کشت محصولات گرمسیری مانند موز و انبه در جنوب کشور، گواهی بر این توانمندی است.
وی با مقایسه کشاورزی و سنت ازدواج اظهار کرد: همانطور که طبق آموزههای قرآنی نباید برای ازدواج منتظر فراهم شدن تمام امکانات ماند و اقدام به آن موجب گشایش میشود، در کشاورزی نیز باید ابتدا با توکل اقدام به کاشت کرد تا برکت و بارندگی حاصل شود.
عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید بهشتی در ادامه تحلیل خود، پیوندی میان تخریب محیط زیست، بحرانهای اجتماعی و نوسانات ارزی ترسیم کرد و گفت: تجربههای جهانی مانند منطقه آمازون نشان میدهد تبدیل جنگلهای بارانی به زمینهای زراعی با هدف سود کوتاهمدت، در نهایت منجر به خشکی منطقه و افت شدید آبهای زیرزمینی میشود. در حالی که طبق آموزههای قرآنی، حرکت در مسیر درست و اصلاح رفتارها، کلید نزول باران و برکات مادی است.
شیخی در پاسخ به چرایی اختلاف شدید قیمت محصولات از مزرعه تا بازار، ریشه این بحران را در تمرکزگرایی و شلوغی شهرها دانست و تبیین کرد: تجمع بیش از حد جمعیت در کلانشهرها باعث ایجاد مشاغل کاذب شده است. در این میان، واسطهها و دلالان برای کسب درآمد، حاشیه سود واقعی تولیدکننده و مصرفکننده را از بین میبرند.
وی پیشنیاز اصلی ثبات در بخش کشاورزی و هدفمندسازی یارانهها را تثبیت ارزش پول ملی دانست و گفت: تا زمانی که ارزش پول ملی پایدار نباشد، نمیتوان به برنامهریزی بلندمدت در تولید رسید. راهکار اساسی این است که کشور به سمت تعریف پول پایه طلا حرکت کند تا با حذف بازیهای نرخ ارز، اقتصاد ایران در سطح بینالمللی به ثباتی پایدار دست یابد.
* ثبیت ارزش پول ملی و «تجارت هوشمندانه»، راه نجات تولیدکننده و مصرفکننده
عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید بهشتی بر لزوم اتخاذ سیاستهای پولی بنیادین برای حمایت از تولید و دستیابی به استقلال راهبردی در تأمین کالاهای اساسی تأکید کرد و با اشاره به فشار تورمی بر تولیدکنندگان گفت: نوسانات نرخ ارز، بار سنگینی بر هزینههای تولید تحمیل کرده است.
شیخی با انتقاد از سیاستهای فعلی بانک مرکزی در مواجهه با نرخ ارز، گفت: تثبیت ارزش پول ملی (از طریق اتخاذ پول پایه طلا)، تنها راه ایجاد اطمینان خاطر برای تولیدکننده و بازگرداندن قدرت خرید به مصرفکنندگان است.
شیخی در تبیین وظایف دولت برای حمایت از کشاورزی، مواردی چون تأمین فیزیکی نهادههای باکیفیت (بذرهای اصلاحشده، پربازده و ارگانیک)، توقف کامل واردات بذرهای تراریخته، ارائه حمایتهای فنی و مالی، و مدیریت بازار از طریق تعرفههای گمرکی را ضروری دانست و افزود: جلب مشارکت مردم در قالب تعاونیهای روستایی، عشایری و حاشیهنشین در این زمینه بسیار راهگشا خواهد بود.
وی مدل باغشهرهای مردمی را راهکاری کلیدی برای رفع وابستگی 90 درصدی کشور به واردات دانههای روغنی و روغن خوراکی دانست و گفت: با جذب سرمایه و هدایت مدیریت شهریها به سمت روستاها، میتوان به خودکفایی در تولید غلات، حبوبات و محصولات زراعی دست یافت.
عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید بهشتی با تبیین تفاوت میان «خودکفایی» و «خوداتکایی»، مفهوم «تجارت هوشمندانه» را مطرح کرد و گفت: هدف نهایی خوداتکایی، تبدیل شدن به صادرکننده قدرتمند در برخی محصولات اساسی است. این امر قدرت چانهزنی ایران را در بازارهای جهانی افزایش میدهد تا بتوان محصولاتی را که تولیدشان در داخل صرفه اقتصادی ندارد، از طریق مبادله با محصولات راهبردی کشور تأمین کرد و از تحمیل شرایط بیگانگان در معاملات تجاری رها شد.
معالوصف با توجه به آنچه گفته شد؛ امنیت غذایی را نمیتوان جدا از اقتصاد مقاومتی دانست؛ بدان معنا که وقتی نرخ ارز بیثبات باشد، هزینه تولید برای کشاورز افزایش مییابد و انگیزه سرمایهگذاری در بخش کشاورزی از بین میرود.
بنابراین، برای رسیدن به «خودکفایی» و «خوداتکایی»، باید نگاهی جامع از تثبیت ارزش پول ملی برای کاهش هزینههای تولید گرفته تا بازنگری در الگوی کشت و مدیریت آب را مورد توجه قرار داد؛ زیرا هدف نهایی باید گذار از «تولید برای بقا» به «تجارت هوشمندانه» باشد؛ جایی که کشور با تولید انبوه محصولات راهبردی، قدرت چانهزنی خود را در بازارهای جهانی افزایش داده و از طریق مبادلات هوشمندانه، نیازهای غیرتولیدی خود را تأمین کند.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.