گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:103466

سهم 65 درصدی دختران در کنکور؛ تغییر الگویی که ریشه در بازار کار دارد

سهم 65 درصدی دختران در کنکور؛ تغییر الگویی که ریشه در بازار کار دارد

معاون اسبق آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش، افزایش سهم زنان به حدود 65 درصد از داوطلبان کنکور را نشانه تغییر الگوی حضور زنان در آموزش عالی دانست و گفت: این تغییر تنها حاصل افزایش تمایل زنان به تحصیل نیست و کاهش انگیزه پسران در پی بیکاری و ابهام آینده شغلی نیز در شکل‌گیری این فاصله جنسیتی نقش دارد.
معاون اسبق آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش، افزایش سهم زنان در میان داوطلبان کنکور را پدیده‌ای چندعاملی دانست و تأکید کرد: برای تحلیل دقیق این موضوع باید پژوهشی جامع انجام شود، چراکه وزن و سهم هر یک از متغیرها در این تغییر وضعیت متفاوت است.
دکتر ابراهیم سحرخیز با اشاره به نسبت جمعیتی زنان و مردان اظهار کرد: در شرایط طبیعی و با توجه به نرخ موالید، تعداد پسران باید اندکی بیش از دختران باشد، اما اکنون این نسبت تقریباً متعادل است. با این حال، توازن 50-50 در کنکور برهم خورده و سهم زنان به حدود 65 درصد رسیده است؛ این در حالی است که در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب، روند تقریباً معکوس بود و تعداد داوطلبان مرد برتری داشت.
وی تفاوت نگاه اجتماعی به تحصیل و اشتغال را یکی از عوامل اصلی این تغییر دانست و افزود: در گذشته برخی رشته‌ها، به‌ویژه در حوزه مهندسی، مردانه تلقی می‌شدند و حتی در برخی دانشگاه‌ها، پذیرش زنان در بسیاری از رشته‌ها محدود بود. در آن دوره، فضای آزمون‌ها و گزینش‌ها نیز بیشتر بر محور مردان استوار بود. همچنین نگاه غالب این بود که اولویت زنان باید خانه‌داری و همسرداری باشد و از آنجا که مرد سرپرست خانواده محسوب می‌شد، فرصت‌های شغلی عمدتاً در اختیار آنان قرار می‌گرفت؛ البته مشاغلی نظیر معلمی و پرستاری ازجمله حوزه‌هایی بودند که حضور زنان در آن‌ها پذیرفته‌تر بود.
وی ادامه داد: امروزه شرایط تغییر کرده و یکی از مهم‌ترین عوامل کاهش گرایش پسران به دانشگاه، وضعیت اشتغال است. بیکاری گسترده و نبود فرصت‌های شغلی موجب شده است بخشی از پسران نسبت به تحصیلات دانشگاهی دچار سرخوردگی شوند. در گذشته این تصور حاکم بود که مدرک تحصیلی، آینده شغلی را تضمین می‌کند، اما اکنون حتی دانش‌آموختگان نیز با معضل بیکاری مواجه‌اند.
معاون اسبق آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش تصریح کرد دیگر نمی‌توان جوانان را سال‌ها صرفاً با اتکا به منابع مالی خانواده در دانشگاه نگه داشت. گذراندن دوره‌های کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری در شرایطی که هزینه‌های زندگی بسیار سنگین شده، فشار اقتصادی مضاعفی به خانواده‌ها تحمیل می‌کند. بر اساس آمارهای رسمی، حدود 850 هزار فرصت شغلی از بین رفته و ترکیب تورم و بیکاری نیز شاخص ضریب فلاکت را در برخی استان‌ها به سطحی نگران‌کننده رسانده است.
سحرخیز افزود: در مقابل، بخشی از افزایش حضور زنان در دانشگاه ناشی از محدودیت سایر فرصت‌هاست. زمانی که فرصت‌های شغلی برای مردان هم محدود است و در عین حال برخی مشاغل به دلایل اجتماعی برای زنان مناسب دانسته نمی‌شوند، دانشگاه یکی از معدود مسیرهای باقی‌مانده برای آنان است تا ضمن کسب هویت اجتماعی، امیدی به آینده داشته باشند.
وی اشباع بازار کار در برخی رشته‌ها را عامل دیگری در تغییر نگرش جوانان دانست و تصریح کرد: وقتی حتی مهندسان دارای پروانه نظام مهندسی هم ممکن است شغل مرتبط پیدا نکنند، این وضعیت به‌طور طبیعی بر تصمیم‌گیری دانش‌آموزان دبیرستانی برای آینده تحصیلی‌شان اثر منفی می‌گذارد.
این کارشناس تعلیم و تربیت، با هشدار نسبت به تداوم این روند افزود در بلندمدت رشته‌های حیاتی مانند علوم پایه با چالش‌های جدی مواجه خواهند شد. در سال‌های اخیر، بخشی از نیروهای نخبه و تحصیل‌کرده مهاجرت کرده‌اند و کشورهای مقصد بدون صرف هزینه برای تربیت این افراد، آن‌ها را جذب کرده‌اند؛ در مقابل، جوانی هم که توان مهاجرت ندارد و در داخل کشور نیز فرصت شغلی نمی‌یابد، ناچار با بیکاری و مشکلات معیشتی دست‌به‌گریبان می‌شود که همین امر انگیزه او برای تحصیل را از بین می‌برد.
سحرخیز با اشاره به هزینه‌های پنهان تحصیل، تصور رایگان بودن کامل آموزش در ایران را نادرست خواند و توضیح داد خانواده‌ها برای تأمین مواردی نظیر پوشاک، کتب و سرویس مدرسه با هزینه‌های قابل‌توجهی مواجه‌اند که حتی برای کارمندان با درآمدهای حداقلی نیز تأمین آن‌ها دشوار است. درمجموع، فشار تورم، بیکاری، ابهام در آینده شغلی و نبود افق روشن، عوامل مؤثری در کاهش انگیزه جوانان برای ادامه تحصیل محسوب می‌شوند.
وی درباره گرایش گسترده به رشته‌های علوم تجربی اظهار کرد: این استقبال ناشی از تصور عمومی مبنی بر تضمین اشتغال در پزشکی و پیراپزشکی است؛ با این حال، حتی این حوزه نیز در آینده مصون از افت تقاضا نخواهد بود. امروزه یک پزشک عمومی پس از فارغ‌التحصیلی با چالش‌های شغلی متعددی روبروست و در صورت جذب در بخش دولتی نیز با درآمدی محدود مواجه می‌شود؛ شرایطی که در صورت نبود فرصت در بخش خصوصی، فرد را به گزینه‌هایی نظیر مهاجرت سوق می‌دهد.
وی نبود هدایت تحصیلی کارآمد را از چالش‌های اساسی نظام آموزشی برشمرد و با اشاره به سرعت تغییرات بازار کار و ظهور هوش مصنوعی تصریح کرد: بسیاری از مشاغل و رشته‌های فعلی، کارکرد سنتی خود را از دست خواهند داد؛ از این‌رو، برنامه‌ریزی آموزشی و راهبرد نیروی انسانی باید با نگاهی پیش‌دستانه و مبتنی بر تحولات آینده تدوین شود.
این کارشناس آموزشی با تأکید بر خطر تضعیف علوم مهندسی و پایه به نفع علوم تجربی، هشدار داد: کشور در آینده با کمبود متخصص در رشته‌هایی نظیر ریاضی، فیزیک، شیمی، فقه و فلسفه روبرو خواهد شد.
سحرخیز افزود: در کنار توسعه رشته‌های مهارتی و هنرستانی، ضرورت دارد استعدادهای برتر کشور به سمت علوم پایه هدایت شوند، چرا که وجود متخصصان در ریاضی و فیزیک محض برای پیشرفت کشور حیاتی است.
وی تأکید کرد: ناکارآمدی در هدایت تحصیلی و خروج نخبگان، آسیب جبران‌ناپذیری به سرمایه انسانی وارد می‌کند؛ توسعه و پیشرفت هر جامعه‌ای در گرو حفظ این سرمایه است و غفلت در این زمینه، آینده را به خطر می‌اندازد. بر همین اساس، نقش مشاوران در مدارس و دانشگاه‌ها باید تقویت شود تا با شناخت دقیق استعدادها، علایق و قابلیت‌های دانش‌آموزان، مسیرهای تحصیلی و شغلی متناسب را به آنان نشان دهند.
معاون اسبق آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه افزایش سهم زنان در کنکور نباید صرفاً یک معضل تلقی شود، تصریح کرد نگاه سنتی به مشاغل تغییر کرده و دیگر نمی‌توان برخی حوزه‌ها را منحصر به مردان یا زنان دانست. امروزه زنان می‌توانند در بخش‌های فنی، مدیریتی و ساختمانی، هم‌پای مردان و گاه موفق‌تر از آنان عمل کنند. در واقع اگر گرایش زنان به دانشگاه افزایش یافته، بخشی از آن ناشی از محدودیت سایر فرصت‌هاست که با بهبود وضعیت اشتغال و گشایش‌های اجتماعی، امکان تغییر در این روند وجود دارد.
سحرخیز، هدایت تحصیلی نادرست را یکی از عوامل اصلی افزایش تعداد داوطلبان پشت کنکور و گرایش افراطی به دانشگاه دانست و یادآور شد: در گذشته طرح‌هایی برای هدایت بخشی از دانش‌آموزان به بازار کار وجود داشت و قرار بود تنها افرادی که ظرفیت و علاقه لازم برای آموزش عالی دارند به این مسیر هدایت شوند. با توجه به اینکه ظرفیت دانشگاه‌های دولتی با کل جمعیت دانش‌آموزی همخوانی ندارد، هدایت تمامی دانش‌آموزان به سمت عناوین پزشک، مهندس یا دانشگاهی، سیاستی غیرمنطقی است.
وی افزود آموزش و پرورش باید با شناسایی دقیق استعدادها، هر دانش‌آموز را در مسیر متناسب با توانمندی‌اش قرار دهد؛ چه این مسیر در حوزه‌های مهارتی نظیر آرایشگری، تراشکاری و تولید باشد و چه در رشته‌های نظری همچون ریاضی، علوم انسانی یا پزشکی. یکی از اشکالات سیستم هدایت تحصیلی در گذشته این بود که گاهی دانش‌آموزان فاقد توانایی لازم به سمت علوم انسانی سوق داده می‌شدند، در حالی که رشته‌هایی مانند جامعه‌شناسی، بیش از هر چیز به تفکر منطقی، استدلال و توانمندی علمی بالا نیاز دارند.
این کارشناس تعلیم و تربیت تأکید کرد فرایند هدایت تحصیلی نباید به پایه نهم یا دوره متوسطه محدود شود، بلکه شناسایی استعدادها باید از دوره ابتدایی و حتی پیش‌دبستانی آغاز گردد؛ هرچند اصلاح ساختار هدایت تحصیلی به‌تنهایی کافی نیست. تا زمانی که فرصت‌های شغلی جدید ایجاد نشود، درآمد خانوارها بهبود نیابد، امید به آینده تقویت نشود و نگاه جامعی به توسعه پایدار شکل نگیرد، تحولات آموزشی نیز به بازدهی مطلوب نخواهد رسید.
سحرخیز درباره نگرش خانواده‌ها یادآور شد: دیدگاه جامعه نسبت به مشاغل مهارتی رو به تغییر است؛ در شرایطی که بیش از 40 درصد دانش‌آموختگان دانشگاهی با بیکاری دست‌به‌گریبان هستند، تردید جوانان نسبت به ارزش واقعی مدرک تحصیلی امری طبیعی است، با این حال بخش قابل‌توجهی از خانواده‌ها همچنان تنها مسیر موفقیت را در ورود به دانشگاه می‌دانند و فرزندانشان را به رقابت در کنکور ترغیب می‌کنند.
وی با اشاره به ابعاد اقتصادی آزمون سراسری تصریح کرد: کنکور امروزه به صنعتی چندهزار میلیارد تومانی تبدیل شده که هلدینگ‌های آموزشی و مجموعه‌های وابسته به مدارس غیردولتی از تداوم این فضا سود می‌برند.
به گفته وی، هزینه‌های سنگین کتب کمک‌آموزشی و کلاس‌های کنکور سبب شده تا خانواده‌ها منابع مالی هنگفتی را برای ورود فرزندانشان به دانشگاه صرف کنند؛ امری که به بازتولید این تصور نادرست دامن می‌زند که تنها شاهراه پیشرفت، نشستن بر صندلی دانشگاه است.
این کارشناس تعلیم و تربیت در پایان تأکید کرد: دولت نمی‌تواند همه جوانان را استخدام کند و جامعه نیز ظرفیت قرار دادن همه افراد پشت میزهای اداری را ندارد. جوانان باید برای ورود به جامعه و بازار کار آماده شوند و در این مسیر، مهارت و توانایی واقعی بیش از عنوان مدرک اهمیت دارد.
وی افزود: بنابراین باید به‌تدریج از تمرکز افراطی بر کنکور فاصله گرفت و مدرسه را به محیطی برای آموزش مهارت‌های زندگی تبدیل کرد؛ به‌گونه‌ای که هر دانش‌آموز، چه دختر و چه پسر، پس از دریافت دیپلم به فردی توانمند، برخوردار از شعور اجتماعی، شهروندی رشد‌یافته و قادر به اداره زندگی خود تبدیل شود و سپس وارد جامعه شود.

ارسال نظر

سوال: Tehran پایتخت ایران؟

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار