مشارکت در رفتارهای پُرخطر، پیامد نادیده گرفتن نیازهای نوجوانان
پنجشنبه 18 دیماه روزی پُرتلاطم و شبی پُرتلاطمتر در همدان رقم خورد؛ بعد از غروب آفتاب و قبل از ساعت آغاز تجمع، بهراحتی میشد گروههای کوچکی را در گوشه و کنار تشخیص داد که منتظر آمدن دیگران بودند تا براساس هماهنگیها و برنامهریزیهای قبلی، اقدام کنند. بهراحتی کلافگی و نگرانی را میشد در چشمهایشان خواند؛ برخی پوشیدهتر و برخی بیپردهتر عمل میکردند و با تمام نشانههایی که در پوشش و رفتارشان داشتند، عموم مردم بدون توجه، از کنارشان عبور میکردند. ساعت 20 بود که برای نخستینبار دامنه اغتشاش تا آرامگاه باباطاهر رسید؛ تعدادشان بیش از 100 نفر نبود، از میدان امامزاده عبدالله تا آرامگاه باباطاهر آمده و در تمام طول راه فحاشی کرده بودند. حالا انگار فرصتی برای عرض اندام یافته باشند، مرکز آتشنشانی را در میان گرفتند و شعار میدادند و فحاشی میکردند.
در میان حجم مبهم صداها، یک صدای نازک، بلندتر از همه به گوش میرسید که فحشهای رکیکتری میداد و دیگران را نیز تحریک میکرد؛ دقت که کردم، دختری نوجوان بود، با قدی حدود 150 سانتیمتر و هیکلی نحیف که کاپشن کرمرنگش به تن او لق میزد. وقتی حلقه دور آتشنشانی تکمیل شد، او کف خیابان نشست و دیگران را نیز تشویق میکرد که بنشینند و درعینحال فحاشی میکرد. این روند برای چند دقیقه ادامه داشت که نیروهای انتظامی با شلیک گاز اشکآور، آنها را عقب راندند؛ البته آنها با ایجاد راهبندان، ترافیک بزرگی ایجاد کرده بودند تا نیروهای امنیتی نتوانند بهراحتی منطقه را کنترل کنند. درواقع اگرچه ادعای آنها آزادی مردم بود، اما از همین مردم بهعنوان سپهر انسانی استفاده میکردند؛ چراکه میدانستند بهخاطر حفاظت از مردم هم که شده، پلیس دست به اقدام سختی نخواهد زد، اما نکته مهم این بود که سه گروه در این جمع 100 نفری حضور داشتند؛ یک گروه مردد بودند که بیشتر نظارهگر و سیاهیلشگر بهشمار میرفتند و هرزمانی که فضا نامطمئن بود، به کوچهها میخزیدند. یک گروه رهبران اصلی بودند؛ حدود 10 نفر که کاملاً تخصصی، سر و صورت خود را استتار کرده بودند و دائماً به بخشهای مختلف سر میزدند. در میان آنها، خانمی بود که انگار وظیفه مستندسازی برای تسویه فاکتورها و دریافت رقم قرارداد را برعهده داشت؛ کاملاً میدانست کجا باید بایستد و فیلم تهیه کند. یک گروه کوچک هم که پیشقراول و محرک بقیه بودند، سه دختر و چند پسر جوان و در واقع سپر انسانی بقیه بهویژه آن گروه حدوداً 10 نفره کارگردان بودند، بدون اینکه بفهمند.
بعید میدانم آن دختر جوان دقیقاً بداند پهلوی چندسال در ایران حکومت کرده و این پدر و پسر چگونه آمدهاند و رفتهاند، اما باحرارت شعارها را فریاد میزد؛ اگرچه او و دیگر همراهانش نماینده مردم و حتی جوانان این سرزمین نیستند، اما بههرترتیب فرزند این آبوخاک و پاره تن وطن هستند و اگر اشتباه هم کردهاند که در آن شکی نیست، باید اینک و با کم شدن التهاب در جامعه، به این بپردازیم که چرا بخشی از قشر نوجوان و جوان جامعه در دام دشمن گرفتار شدند و چرا نتوانستیم گرههای فکری آنها و شبهاتشان را بهموقع برطرف کنیم که بخشی از جان جامعه ایرانی آسیب نبیند؟
برای اینکه تصویر درستی از عوامل این رخداد داشته باشیم، گفتوگویی با دکتر سیدمجتبی حورایی، روانشناس و کارشناس تربیتی داشتیم که در ادامه میخوانید:
این روانشناس در ابتدای گفتوگو به ویژگی نوجوانان امروز اشاره کرد و گفت: این نسل از همان کودکی با ابزارهای دیجیتال بزرگ شده است؛ برای آنها عجیب نیست که تکالیفشان را در یک نرمافزار انجام دهند یا از یک سکوی آموزشی اینترنتی برای ارتباط با معلم استفاده کنند. درواقع بخش قابل توجهی از زندگی آنها را رسانه تشکیل میدهد.
مجتبی حورایی در ادامه با بیان اینکه از همین رو ارتباط با فضای دیجیتال باعث ایجاد ویژگیهای متفاوتی در آنان شده است، ابراز کرد: کمحوصلگی و عادت به سرعت و خلاصه بودن مطالب، ازجمله این ویژگیها است؛ کمتر در این نسل میبینید که علاقه به خواندن کتاب یا گوش دادن به سخنرانی طولانی داشته باشند و حتی برای دریافت مطالب هم به خواندن متنهای کوتاه بیشتر اقبال نشان میدهد.
این روانشناس توجه به سود و زیان را از دیگر ویژگیهای این نسل برشمرد و اظهار کرد: نوجوانان که اخیراً عنوان نسل Z برای آنها بهکار میرود، اهمیت زیادی به منافع مالی در قِبال آموزههای اخلاقی میدهند؛ درواقع حتی در دریافت معارف معناپایه نیز حتماً باید منافع مشخص مادی یا معنوی را بتوانند احصا کنند.
حورایی در ادامه شکلگیری این حجم از تفاوت را طبیعی دانست و افزود: ما نمیتوانیم سرعت رشد علم و فناوری را نادیده بگیریم؛ شاید 20 سال گذشته حجم اطلاعاتی که تولید میشد و درنتیجه تغییر سبک زندگی نسلها، زیاد نبود، اما اکنون فناوری هرروز یک گام پیشتر میرود و این بهطور طبیعی در نوع نگرش و سبک زندگی نسلی که از کودکی با آن در ارتباط است، تأثیر غیر قابل انکاری داشته است.
وی در ادامه با بیان اینکه در تعامل با نوجوانان باید این تفاوت نسلی را درنظر گرفت، ابراز کرد: نمیتوان با نگرش دهه 50 و 60 که هنوز خبری از رایانه در جامعه ما نبود، با نوجوان و جوانی تعامل کرد که حداقل روزی سه تا چهار ساعت در اتاقهای گفتوگو و اکانتهای بازی حضور فعال دارد و ساعتها با افرادی سخن میگوید و از آنها تأیید میگیرد که ایبسا هیچوقت آنها را ندیده است.
این کارشناس تربیتی با اشاره به حضور برخی نوجوانان در اغتشاشات اخیر، بر لزوم توجه جامعه به این پدیده تأکید کرد و افزود: این رفتار را باید ناشی از نیازهای روانشناختی برآوردهنشده در نوجوانان دانست.
براساس تحلیل دکتر حورایی، نوجوانان بهطور طبیعی به دنبال هیجان، تعلق به گروه و ابراز قدرت هستند؛ این نیازها اگر در محیط خانه و اجتماع بهدرستی برآورده نشوند، ممکن است نوجوان را به سمت رفتارهای منفی و پُرخطر سوق دهند.
این روانشناس با اشاره به اینکه نوجوان درصورت احساس قدرت و مسئولیت در خانه تمایلی به بروز رفتارهای مخرب در فضای بیرون نخواهد داشت، تأکید کرد: عدم توجه به این نیازها در محیط خانواده و اجتماع، میتواند زمینهساز بروز رفتارهای پُرخطر و حتی مشارکت در تخریب در اجتماع شود.
حورایی بر اهمیت فراهم کردن فضای مناسب برای ابراز قدرت و هیجان نوجوانان در چارچوبهای مثبت تأکید کرد و هشدار داد: نادیده گرفتن این نیازها، میتواند عواقب ناخوشایندی برای نوجوان و جامعه داشته باشد.
وی در ادامه به تشریح نیاز به هویتیابی در میان نوجوانان اشاره کرد و افزود: فرزندان در این سنین علاقه زیادی به گروه همسالان و ایجاد هویتی خاص دارند؛ اگر دقت کنید، اسمهای خاصی روی گروههای دوسهنفره خود گذاشته و بسیار به قواعد گروه پایبندی نشان میدهند. این امر اگرچه به خودی خود پدیدهای منفی نیست، اما اگر مدیریت عالمانهای در تربیت و تعامل با نوجوانان نداشته باشیم، آسیبزا خواهد بود.
این روانشناس در ادامه درباره تأثیر بازیهای رایانهای بر ذهن و سبک زندگی نوجوانان گفت: قطعاً بازیهای رایانهای بسیار بر نوجوانان ما تأثیرگذار هستند؛ گیمها اصولاً طوری طراحی میشوند که برای تخریب و کشتن، به بازیکننده امتیاز داده میشود.
این کارشناس تربیتی با اشاره به طراحی بازیها بهگونهای که نوجوان را به سمت رقابت، خشونت و کسب امتیاز سوق دهد، ابراز کرد: این فضا میتواند بهصورت ناخودآگاه، رفتارهای پُرخطر و مخرب را در نوجوان تقویت کند.
حورایی در ادامه بر نقش خانواده و جامعه در هدایت نوجوانان تأکید کرد و افزود: عدم توجه به نیازهای نوجوانان و عدم فراهم کردن فرصتهای مناسب برای ابراز وجود و کسب مهارت، میتواند آنها را به سمت دامهای فضای مجازی سوق دهد.
وی با انتقاد از بیتوجهی جامعه به اوقات فراغت و عدم ارائه برنامههای آموزشی و مهارتی مناسب برای نوجوانان، خواستار توجه جدی مسئولین حوزه تعلیم و تربیت و خانوادهها به این موضوع شد.
حورایی با تأکید بر اهمیت ایجاد فضایی که در آن نوجوان احساس قدرت، ارزشمندی و تعلق کند، هشدار داد: بیتوجهی به این نیازها میتواند عواقب ناخوشایندی برای نوجوان و جامعه داشته باشد.
وی در ادامه با تأکید بر اهمیت تقویت عزت نفس و ایجاد مسیر رشد برای نوجوانان، اظهار کرد: بیتوجهی به این نیازها میتواند منجر به احساس حقارت و درنهایت، رفتارهای پُرخطر شود.
این کارشناس تربیتی با اشاره به سخنی از امام هادی علیهالسلام، گفت: حضرت فرمودهاند «منْ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلَا تَأْمَنْ شَرَّه؛ هرکه برای خود شخصیت و ارزشی قائل نشود، از گزند او خاطرت آسوده نباشد». وقتی برای نوجوانان ارزش قائل نباشیم، برای آنها وقت نگذاریم و فرصت دیدهشدن برایشان فراهم نکنیم، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که در موقعیتهای مختلف انتخاب و عملکرد مطلوبی داشته باشد.
حورایی با انتقاد از رفتارهایی که باعث ایجاد احساس حقارت در نوجوانان میشود، خواستار توجه بیشتر خانوادهها و جامعه به این موضوع شد و افزود: فراهم کردن فرصتهایی برای ابراز وجود، کسب مهارت و کسب درآمد، میتواند به نوجوانان کمک کند تا احساس ارزشمندی کرده و از رفتارهای پُرخطر دوری کند.
با بررسی آنچه که مطرح شد، باید چنین جمعبندی کرد که متأسفانه نهادهای فرهنگی و تربیتی ما بیش از پرداختن به وظیفه و مأموریت تعریفشده، به دنبال پُر کردن گزارش عملکرد خود هستند؛ همین روند باعث شده است پرورش از فرهنگ لغات راهبردی آنها حذف شود و پیامد این سهلانگاری قربانی شدن بخشی از نسل نوجوان جامعه به پای کمکاری ما و درعینحال ددمنشی و خباثت دشمن شود.
اگر خانواده و اولیای تربیتی جامعه تصویر درستی از وظیفه خود برای تربیت نسل نو با توجه به اقتضائات امروز و فردای جامعه داشتند، قطعاً شاهد سوء استفاده برخی خبیثان وطنفروش از آنها نبودیم. البته در همین چند روز اغتشاشات شاهد حضور نوجوانان در دفاع از ایران اسلامی نیز بودیم که نشاندهنده رویشهای درخشان انقلاب اسلامی هستند، اما از آنجایی که جانها برای ما عزیز هستند و باید در برابر همه فرزندان ایران پاسخگو باشیم، حتی یک نفر هم اگر به انحراف کشیده شود، حتماً بسیار زیاد بوده و مایه خسران است.