تبدیل شدن تالاب چمشور به کانون گردوغبار
مدیر حفاظت محیط زیست شهرستان اسدآباد با اشاره به اینکه بخشی از وسعت 500 هکتاری تالاب چمشور در حوزه اسدآباد و بخشی در حوزه استان کردستان واقع شده است، تصریح کرد: این تالاب فصلی واقع در 25 کیلومتری اسدآباد بهعلت خشکسالیهای متوالی چندسال اخیر و کاهش بارندگیها، آبگیری نشده و به نقطهای کویری تبدیل شده که یکی از کانونهای مستعد تولید گردوغبار است.
تالابها بهعنوان یکی از حیاتیترین اکوسیستمهای زمین، نقش «کلیههای طبیعت» را ایفا میکنند. این مناطق که در نقطه تلاقی خشکی و آب قرار دارند، نهتنها زیستگاهی برای هزاران گونه از گیاهان و جانوران هستند، بلکه در تنظیم سطح آبهای زیرزمینی، تصفیه طبیعی آب و کنترل سیلابها نقشی کلیدی دارند. تالابها با جذب کربن و تعدیل دمای محیط، سدی محکم در برابر پیشروی بیابانها و تغییرات اقلیمی بهشمار میروند و هرگونه آسیب به این زیستگاههای حساس، زنجیرهای از اختلالات زیستمحیطی را در منطقه ایجاد میکند.
در ایران، تالابهای متعددی در نقاط مختلف کشور قرار دارند که هریک دارای ویژگیهای منحصربهفردی هستند. در این میان، شهرستان اسدآباد نیز با دارا بودن تالابهای ارزشمندی همچون «پیرسلمان» و «چمشور»، ظرفیت زیادی برای حفظ تنوع زیستی و پایداری محیط زیستی دارد، اما متأسفانه این ظرفیت در سالهای اخیر با چالشهای پیچیدهای دستوپنجه نرم کرده و تقابل میان خشکسالی و مداخلات انسانی را به نمایش گذاشته است.
به دیگر سخن، در سالهای گذشته کاهش شدید میزان بارندگی و تغییر در الگوی بارشها، تالابهای منطقه را با خطر خشکشدگی مواجه کرد، اما در کنار خشکسالی، مداخلات انسانی ضربه مهلکتری به این منابع آبی زدند! حفر بیرویه چاههای کشاورزی، بهویژه چاههای سطحی در حریم تالابها، باعث تخلیه سریع سفرههای زیرزمینی شد.
از سوی دیگر، فقدان پایبندی به «الگوی کشت مناسب» و انتخاب محصولات پُرآببر و تکرار چرخههای کشت (کشت دوم) در مناطقی که با کمآبی دستوپنجه نرم میکنند، فشار مضاعفی بر منابع آبی وارد کرده است. در چنین شرایطی، اقدام برای اصلاح پروانههای برداشت و تغییر الگوی کشت، تنها راه نجات این زیستگاههای حساس است.
در همین راستا بر آن شدیم تا گفتوگویی را با مجید اسکندری، مدیر حفاظت محیط زیست شهرستان اسدآباد ترتیب دهیم تا ضمن بررسی وضعیت زیستمحیطی تالابهای این شهرستان، تفاوت وضعیت آبگیری در تالابهای مختلف را تحلیل کند؛ در ادامه متن مصاحبه را میخوانید:
مدیر حفاظت محیط زیست شهرستان اسدآباد با بیان اینکه وضعیت تالاب «پیرسلمان» درحال حاضر بسیار مطلوب است، خاطرنشان کرد: این تالاب بهدلیل برخورداری از چشمههای کفجوش، از اواخر پاییز سال گذشته بهطور کامل آبگیری شده و درحال حاضر دارای خروجی است.
مجید اسکندری همچنین وسعت تالاب پیر سلمان را حدود یک هکتار ارزیابی کرد و درخصوص وضعیت تالاب چمشور گفت: این تالاب بهعنوان یکی از سه تالاب طبیعی استان بهعلت فصلی بودن، متأسفانه از سال 98 تاکنون آبگیری نشده و بهدلیل عدم بارندگیهای مناسب، در حال حاضر کاملاً خشک بوده و هیچگونه تنوع زیستی و گیاهی ندارد.
وی افزود: با وجود خشک بودن این تالاب طبیعی، اما همچنان اداره کل حفاظت محیط زیست استان همدان و اداره حفاظت محیط زیست شهرستان، کار حفاظت از اراضی این تالاب را برعهده دارند.
مدیر حفاظت محیط زیست شهرستان اسدآباد ادامه داد: طی این مدت با توجه به خشک شدن تالاب چمشور با وسعت وسیع 500 هکتاری، بسیاری از افراد برای تملک اراضی این تالاب بهمنظور ایجاد واحد صنعتی و پروژههای مختلف، مراجعه داشتهاند که چنین اجازهای را به آنان ندادهایم؛ چراکه احتمال بازگشت این تالاب درصورت تغییر شرایط اقلیمی وجود دارد و ممکن است با تغییر شرایط اقلیمی، به حالت گذشته خود بازگردد.
وی تصریح کرد: اجازه تصرف اراضی تالاب را برای انجام هرگونه اقدامی، نمیدهیم.
مدیر حفاظت محیط زیست شهرستان اسدآباد با بیان اینکه در فصل بهار امسال با وجود بارشهای خوب و مطلوب متأسفانه این تالاب فصلی آبگیری نشد، خاطرنشان کرد: برای آبگیری دوباره این تالاب فصلی، نیاز به بارانهای شدید و سیلابی مانند بارشهای سال 98 است تا بار دیگر بتوان شاهد آبگیری این تالاب بود.
وی با اشاره به اینکه با اشاره به اینکه بخشی از وسعت 500 هکتاری تالاب چمشور در حوزه اسدآباد و بخشی در حوزه استان کردستان واقع شده است، تصریح کرد: این تالاب فصلی واقع در 25 کیلومتری اسدآباد بهعلت خشکسالیهای متوالی چندسال اخیر و کاهش بارندگیها، آبگیری نشده و به نقطهای کویری تبدیل شده که یکی از کانونهای مستعد تولید گردوغبار است.
اسکندی در ادامه با بیان اینکه با اندک باد و طوفانی خاکهای فرسوده و گردوغبار از کف تالاب به سمت روستاهای منطقه چهاردولی و همچنین شهر اسدآباد بلند میشوند، افزود: این تالاب فصلی در سالهای گذشته زیستگاه پرندگان و جانوران و هرسال در بهار و پاییز پذیرای پرندگان مهاجری نظیر فلامینگو بوده است.
مدیر حفاظت محیط زیست شهرستان اسدآباد ادامه داد: متأسفانه رودخانههای منتهی به این تالاب نیز فصلی بوده و خشک شدهاند و امکان تأمین حقآبه از آنها منتفی است.
وی با اشاره به اینکه تالاب فصلی چمشور زیستگاه مناسبی برای پرندگان بود و از طرفی نیازهای آبی زمینهای کشاورزی اطراف را تأمین میکرد، خاطرنشان کرد: با توجه به خشک بودن تالاب، درحال حاضر پرندگان و جانورانی که هرساله در حوضه آبی آن زیست میکردند، وجود ندارند.
* تعدیل پروانه برداشت آب؛ گامی برای بازگشت حیات
مدیر حفاظت محیط زیست شهرستان اسدآباد در ادامه یکی از چالشهای جدی در این حوزه را برداشت بیرویه آب از چاههای اطراف دانست و با اشاره به وجود یک چاه آب سطحی در فاصله 250 متری تالاب پیرسلمان، تأکید کرد: برداشتهای بیقاعده و کشت محصولات پُرآببر در سالهای اخیر، تأثیر مستقیمی بر خشک شدن تالاب داشته است.
وی درخصوص اقدامات اصلاحی اظهار کرد: خوشبختانه در پیگیریهای انجامشده، پروانه برداشت آب از این چاه اصلاح شد و مقدار کاهش یافت؛ بهطوری که مقدار مجاز برداشت آب از این چاه که پیشتر 86 هزار متر مکعب بود، اکنون به حدود 48 هزار متر مکعب کاهش یافته است.
این مقام مسئول ابراز امیدواری کرد: با این اقدام، از خشک شدن مجدد تالاب در سال جاری جلوگیری شود.
اسکندری همچنین هشدار داد: تحقق این امر مستلزم رعایت دقیق «الگوی کشت» و پایبندی کشاورزان به مقدار مجاز مصرف آب است.
وی در پاسخ به پرسشی درباره ضمانتهای اجرایی، تصریح کرد: یک گروه نظارتی مشترک بین ما و منابع آب تشکیل شده؛ بنابراین درصورت تخلف کشاورزان و برداشت بیش از حد مجاز، اداره حفاظت محیط زیست میتواند متخلفین را به دادگاه معرفی کرده و اقدامات قانونی و جریمههای لازم را اعمال کند.
معالوصف؛ تلاش برای جلوگیری از خشک شدن مجدد تالاب پیرسلمان و تلاش برای ایجاد یک نظم در مصرف آب، گامی مثبت و ضروری است. بهواقع هرگونه اقدام در جهت بازگرداندن حیات به اکوسیستمهای آبی در شرایط خشکسالی فعلی، ستودنی بوده و سعی جهت ایجاد یک «الگوی کشت» علمی، نشاندهنده این است که متولیان محیط زیست از ابعاد بحران آگاهاند و به دنبال راهکارهایی فراتر از اقدامات موقتی هستند. همچنین، تعریف ضمانتهای اجرایی و تکیه بر مراجع قضائی برای بازدارندگی از برداشتهای غیر قانونی، گامی در جهت برقراری عدالت میان کشاورزان متعهد و متخلف است تا حق طبیعت و حق بهرهبرداران قانونی، ضایع نشود.
اما باید پرسید آیا تکیه بر جریمههای قانونی و معرفی متخلفین به دادگاه، راهکار بنیادین برای نجات تالاب است یا صرفاً یک واکنش متأخر؟ حقیقت این است که تکرار سالانه سناریوی خشک شدن تالابها، نشاندهنده شکست در مدیریت بلندمدت منابع آب است و درواقع تکیه بر «ترس از جریمه» برای متقاعد کردن کشاورزان به رعایت الگوی کشت، نشاندهنده این است که میان متولیان محیط زیست و جامعه کشاورز، اعتماد متقابل شکل نگرفته است. وقتی کشاورز با نبود جایگزینهای اقتصادی مناسب برای محصولات پُرمصرف، خود را در تنگنا ببیند، جریمههای قانونی نهتنها راهکار نیست، بلکه ممکن است منجر به ایجاد تنشهای اجتماعی شود.
نقد اساسی این است که «الگوی کشت» نباید صرفاً یک دستورالعمل دولتی برای محدود کردن مصرف آب باشد، بلکه باید با حمایتهای مالی، تسهیلات خرید محصولات جایگزین و تغییر ساختار آبیاری از سوی سازمان جهاد کشاورزی همراه شود؛ چراکه بدون ارائه جایگزینهای اقتصادی برای کشاورز، تکیه بر دادگاه و جریمه، تنها بخشی از مشکل را (یعنی برخورد با متخلف) حل میکند، اما ریشه مشکل (یعنی نیاز کشاورز به درآمد از محصولات پُرمصرف) را نادیده میگیرد.