گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:99707

از امیرکبیر تا امروز؛ وقتی پیوند دولت و ملت، سپر پیشرفت ایران است

زهره پوروهابی
از امیرکبیر تا امروز؛ وقتی پیوند دولت و ملت، سپر پیشرفت ایران است

در تاریخ معاصر ایران کمتر شخصیتی را می‌توان یافت که به اندازه میرزاتقی‌خان امیرکبیر، نماد اراده برای اصلاح، استقلال و پیشرفت باشد؛ او در زمانی کوتاه بنیان‌هایی را پی‌ ریخت که اگر مجال استمرار می‌یافت، می‌توانست توسعه ایران را دهه‌های قبل‌تر محقق کند؛ بااین‌حال، تجربه امیرکبیر صرفاً روایتی تاریخی نیست، آینه‌ای است برای امروز ما. پرسش محوری این است که چرا برنامه‌های اصلاحی او ناتمام ماند و چه نسبتی میان آن تجربه‌ و شرایط کنونی کشور وجود دارد؟
امیرکبیر به‌درستی تشخیص داده بود که عقب‌ماندگی ایران نه حاصل کمبود منابع، بلکه نتیجه ضعف حکمرانی، فساد ساختاری، نفوذ بیگانگان و گسست میان دولت و ملت است. اصلاح نظام مالی، سامان‌دهی ارتش، تأسیس دارالفنون، مبارزه با رانت و نفوذ سفارتخانه‌ها و کاستن از هزینه‌های دربار، همگی در یک چارچوب واحد معنا می‌یافت؛ بازسازی اقتدار ملی با اتکا به عقلانیت، نظم و منافع عمومی. او می‌دانست که توسعه بدون دانش، امنیت بدون ارتش کارآمد و استقلال بدون قطع دست مداخله‌گران، ممکن نیست؛ اما پروژه امیرکبیر در خلأ اجتماعی اجرا می‌شد و نه سازوکارهای ارتباطی مؤثری برای اقناع عمومی وجود داشت و نه بخش‌هایی از نخبگان و مسئولان وقت، هزینه‌های اصلاح را می‌پذیرفتند که همین شکاف، نقطه ورود دشمنان خارجی و خائنان داخلی شد. سفارتخانه‌هایی که از محدود شدن منافع خود زیان می‌دیدند، از این گسست بهره بردند و شایعه ساختند، بی‌اعتمادی کاشتند و نهایتاً با ائتلاف منافع، راه حذف فیزیکی او را هموار کردند. به بیان روشن‌تر، ضعف پیوند دولت و ملت، مهم‌ترین سرمایه دشمنان برای توقف اصلاحات شد.
این درس تاریخی، امروز نیز با شدتی بیشتر تکرار می‌شود و ایران در میانه یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی قرار دارد؛ جنگی که میدان آن سفره مردم، بازار ارز و کالا، تولید و اشتغال است. در چنین شرایطی، طبیعی است که فشار معیشتی نارضایتی ایجاد کند. اعتراض به‌حق مردم نه‌تنها قابل انکار نیست، بلکه نشانه حساسیت جامعه نسبت به سرنوشت خویش است؛ اما همان‌گونه که در عصر امیرکبیر دیدیم، دشمنان بیرونی و شبکه‌های نفوذ داخلی دقیقاً بر همین بستر سوار می‌شوند. مطالبات به‌حق را به خشونت می‌کشانند، اعتماد عمومی را هدف می‌گیرند و با القای دوگانه‌ کاذب مردم در برابر حاکمیت، اقتدار و استقلال ملی را نشانه می‌روند. این مهم درحالی است که دوگانه مذکور بیشتر در فضای مجازی شکل گرفته و کمتر در میدان واقعیت وجود دارد؛ چراکه وقتی با اقشار مختلف صحبت می‌کنیم، ضمن اینکه نگران زندگی و آینده هستند، ابراز می‌کنند که تمام‌قد برای دفاع از وطن، ایستاده‌اند.
با بررسی شرایط این‌روزها، باید گفت در این میان مسئولیت دولت و مردم توأمان و مکمل است؛ مسئولان باید بپذیرند که در جنگ اقتصادی، سیاست‌گذاری معمول، کافی نیست. تدبیر، شجاعت در تصمیم، شفافیت، مبارزه واقعی با فساد و ارتباط مستمر با افکار عمومی، ضرورت‌های انکارناپذیر این مقطع است. همان‌گونه که امیرکبیر بدون ملاحظه منافع کوتاه‌مدت صاحبان قدرت، اصلاحات ساختاری را آغاز کرد، امروز نیز اداره کشور نیازمند تصمیم‌های سخت، اما عادلانه است. بی‌تردید مردم درک می‌کنند که اصلاح هزینه دارد، به شرط آنکه بیش از گذشته صداقت ببینند و عدالت لمس کنند.
از سوی دیگر، مردم نیز باید با صبر و روشن‌بینی، مرز میان اعتراض مدنی و بازی در زمین دشمن را تشخیص دهند؛ تاریخ نشان داده است که آمریکا و اسرائیل نه دلسوز معیشت ایرانیان بوده‌اند و نه خواهان رفاه و استقلال این سرزمین. هرجا توانسته‌اند از فشار اقتصادی تا تحریم و عملیات روانی، ابزار تضعیف ایران را به‌کار گرفته‌اند. امروز نیز همان الگو دنبال می‌شود؛ تحریک احساسات، بزرگ‌نمایی ناکارآمدی‌ها، القای بن‌بست و سوق دادن اعتراض‌ها به خشونت. نتیجه چنین مسیری، نه اصلاح، بلکه تخریب سرمایه اجتماعی و فراهم شدن بستر مداخله خارجی است.
این نوشتار قصد نفی نقد یا مطالبه‌گری را ندارد؛ برعکس، تأکید می‌کند که نقد مسئولانه، ستون اصلاح است، اما نقد وقتی سازنده است که در چارچوب منافع ملی، حفظ امنیت عمومی و تقویت همبستگی اجتماعی صورت گیرد. تجربه امیرکبیر به ما می‌گوید که اصلاح‌گرِ تنها، حتی اگر صادق و کاردان باشد، در برابر ائتلاف فساد داخلی و دشمن خارجی، آسیب‌پذیر است. در مقابل، وقتی دولت و ملت یکدیگر را تقویت کنند، امکان توقف پروژه پیشرفت به حداقل می‌رسد.
اگر آن روز مردم، نخبگان و مسئولان کنار امیرکبیر ایستاده بودند، تاریخ ایران شاید مسیری متفاوت می‌پیمود؛ مسیری با توسعه شتابان‌تر، وابستگی کمتر و اقتدار پایدارتر. امروز نیز فرصت ایستادن کنار یکدیگر وجود دارد. شرط آن، بازسازی اعتماد، گفت‌وگوی صادقانه، اصلاح واقعی و هوشیاری در برابر نفوذ است. دشمن از شکاف‌ها تغذیه می‌کند، از بی‌اعتمادی، از خشونت و از ناامیدی. سپر ما، پیوند دولت و ملت است؛ همان سپری که اگر در عصر امیرکبیر محکم‌تر بود، شاید سرنوشت او و کشور به‌گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد.
جمع‌بندی روشن است؛ تاریخ برای تکرار نیامده، برای عبرت آمده است. ایرانِ امروز بیش از هر زمان به عقلانیت، وحدت و اقدام مشترک نیاز دارد. با تکیه بر این سه‌گانه، می‌توان هم از فشارهای بیرونی عبور کرد و هم مسیر اصلاحات داخلی را با قدرت ادامه داد؛ مسیری که آرزوی امیرکبیر بود و مسئولیت نسل حاضر.

ارسال نظر

سوال: رنگ پرچم فرانسه؟ Abi

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار