تلاش پژوهشی «محمدعلی نوریون» در حفظ فرهنگ عامه همدان
سپهرغرب، گروه سرآمدان- شهره کرمی: نویسنده همدانی؛ با نگارش مجموعهای غنی از آثار مکتوب، ازجمله فرهنگ جامع اصطلاحات، ترانههای عامیانه و پژوهشهای تخصصی در دستور زبان گویش همدانی، منبعی کمنظیر را برای محققان فرهنگ عامه فراهم آورده، بهزودی نیز با انتشار کتاب «باورهای عامیانه»، ابعاد تازهای از زندگی اجتماعی و باورهای مردم این خطه معرفی خواهد شد.
نوریون که خود میراثدار نجواهای مادرانه و زمزمههای دخترانِ قالیباف در محلات قدیمی این دیار است، دههها تلاش خود را صرف تبدیلِ میراثِ فرارِ شفاهی به گنجینهای ماندگار کرده است.
او در گفتوگویی صمیمانه، با نگاهی آسیبشناسانه به تقلیلِ گویشهای محلی به ابزار «طنز» در رسانهها میتازد و بر این باور است که هویت زبانی یک شهر زمانی احیا میشود که بتواند از پسِ بیان مفاهیم جدی، علمی و اخلاقی نیز برآید. آثار سترگ او، از فرهنگ جامع اصطلاحات تا واکاوی باورهای عامیانه، تنها یک پژوهشِ لغوی نیستند؛ بلکه تلاشی هوشمندانه برای بازگرداندن اعتمادبهنفس زبانی به نسلی است که میانِ زبانِ رسمی و ریشههای مادری خود معلق مانده است.
در این نوشتار، پای صحبت مردی نشستهایم که معتقد است ایجاز و کوتاهی سخن، کلید جذب مخاطب امروز برای بازگشت به اصالتهاست. محمدعلی نوریون، نویسنده همدانی؛ با بازخوانی خاطراتی که از سه سالگی در جانش نقش بسته، ما را به سفری در عمق فرهنگ عامه همدان میبرد؛ سفری که در آن، هر ضربالمثل و هر ترانه کار، سدی است در برابر فراموشی و پلی است به سوی آیندهای که در آن، فرزندان الوند شناسنامه کلامی خود را از یاد نخواهند برد.
این نویسنده همدانی در گفتوگویی صمیمی از دغدغههایی میگوید که او را به پژوهش در فرهنگ عامه کشانده است. او که فرزند این دیار و وارث میراث نیاکان همدانی خود است، مهمترین انگیزهاش را جلوگیری از فراموشی گویش شیرین همدانی در برابر رواج گویش پایتخت و تغییرات زبانی شهر میداند.
*از زمزمههای پای دار قالی تا فرهنگ جامع اصطلاحات
محمدعلی نوریون که در کارنامه مکتوب خود مجموعهای ارزشمند را در اختیار پژوهشگران قرار داده گفت: ازجمله این آثار میتوان به «فرهنگ جامع اصطلاحات عامیانه همدانی» اشاره کرد؛ مجموعهای سهجلدی شامل ضربالمثلها، کنایهها و واژگان اصیل که منبعی غنی برای محققان فرهنگ عامه بهشمار میآید.
وی اثر دیگری را نیز با عنوان «ترانههای عامیانه همدانی» معرفی کرد و افزود: این کتاب در سه بخش تدوین شده؛ بخش نخست به «ترانههای قالیبافی» میپردازد که بازتاب زمزمههای دختران و زنان همدانی بر سر دار قالی است. بخش دوم شامل «ترانههای عاشقانه» است که معمولاً دختران جوان آن را زمزمه میکردند و بخش سوم «ترانههای کوچه و بازار» را دربر میگیرد که بازتابی از زندگی اجتماعی مردم در گذشته است.
این نویسنده همدانی با اشاره به اثر دیگری با عنوان «دستور زبان گویش همدانی» گفت: این کتاب پژوهشی تخصصی درباره ویژگیهای ساختاری و دستوری این گویش است.
نوریون با بیان اینکه کتاب «باورهای عامیانه همدانیان» نیز در دست چاپ است، افزود: این اثر به بررسی باورهای مذهبی، اخلاقی، سیاسی و نیز باورهای عامیانه در زمینههایی مانند سلامت، ازدواج و تولد در میان مردم همدان میپردازد.
وی علاوه بر حوزه فرهنگ عامه، آثاری مانند «داستانهای کوتاه مثنوی» را نیز نوشته و پژوهشهایی پراکنده در زمینه شاهنامهپژوهی و ادبیات کلاسیک انجام داده است؛ آثاری که در راستای پاسداری از اندیشه و میراث فرهنگی ایرانی قرار میگیرند.
*تلاش برای ثبت و ماندگاری گویش همدانی در گذر زمان؛ رسالتی برای حفظ هویت شهری
نوریون با تأکید بر ضرورت حفظ میراث معنوی و زبانی این شهر کهن، درباره انگیزههای خود و همراهانش در نگارش کتابهایی با محوریت گویش همدانی گفت: هرچند زبان رسمی و رایج در شهر همدان فارسی است، اما این شهر همواره از گویشی غنی و ویژه برخوردار بوده است. هدف ما از فعالیت در این حوزه برتری دادن یک گویش بر گویش دیگر نیست، بلکه ایجاد انگیزه برای حفظ اصالتهای زبانی در بافت شهری و پاسداشت زیباییهای این گویش است.
*زنگ خطر برای زبان فارسی در پایتخت تاریخ و تمدن
وی در ادامه خاطرنشان کرد: 40 سال پیش دغدغه ما حفظ گویش همدانی بود، اما امروز متأسفانه با موج گسترده مهاجرتها، حتی فارسیِ رایج در میان همدانیها نیز در این شهر تحت تأثیر قرار گرفته است.
نوریون با اشاره به تغییرات چشمگیر بافت جمعیتی در دهههای اخیر افزود: امروز در بسیاری از ادارات و مراکز عمومی همدان، زبانهای ترکی، کردی و لری بیش از گذشته شنیده میشود و این موضوع میتواند زنگ خطری برای هویت زبانی این شهر کهن باشد.
این نویسنده همدانی با اشاره به پدیدهای با عنوان «جبر تاریخی» که منجر به دگرگونیهای فرهنگی و زبانی میشود، افزود: تاریخ نشان داده که گویشها همواره در معرض تغییر و حتی فراموشی قرار دارند. همانطور که ما امروز اطلاع دقیقی از جزئیات گویش مردم همدان در 200 یا 300 سال پیش نداریم، ممکن است در سدههای آتی نیز گویش کنونی ما دستخوش دگرگونی یا فراموشی شود.
وی با تأکید بر اهمیت مستندسازی فعالیتهای فرهنگی ادامه داد: ارزش کاری که من و بزرگوارانی مانند آقای کرباسی و دیگر دغدغهمندان انجام دادهایم، در ثبت و ماندگاری تاریخی آن است. نگارش این آثار سبب میشود آیندگان بدانند که در این مقطع تاریخی، مردم همدان با چه زبان و گویشی سخن میگفتهاند. درواقع، ثبت و حفظ هویت زبانی دوران ما مهمترین انگیزه برای تألیف این آثار بوده است.
نوریون با تأکید بر لزوم حمایت از تشکلهای مردمی در حوزه فرهنگ گفت: خوشبختانه در سالهای اخیر فعالیتهای ارزشمندی در سطح شهر شکل گرفته است؛ از جمله گروههایی که با دغدغه حفظ و احیای گویش همدانی فعالیت میکنند. برگزاری برنامههایی مانند مسابقات ضربالمثلخوانی و تشویق علاقهمندان به ثبت و نگارش متون به گویش محلی، میتواند نقش مهمی در زنده نگهداشتن این گویش در میان مردم داشته باشد.
*تداوم مسیر پیشکسوتان توسط نسل نو
این نویسنده همدانی با یادآوری تلاشهای پیشینیان در این مسیر افزود: پیش از ما نیز بزرگان و نویسندگان دلسوزی در این حوزه فعالیت کرده و آثار ارزشمندی منتشر کردهاند. امروز نیز ما با الهام از همان مسیر تلاش میکنیم کتابها و پژوهشهای تازهای به این گنجینه بیفزاییم. به باور من، هر پژوهش یا نوشتهای که با گویش همدانی تولید شود، گامی در جهت حفظ این میراث فرهنگی ارزشمند است.
وی خاطرنشان کرد: تغییر و تحول فرهنگی و زبانی، پدیدهای جهانی و گریزناپذیر است. تمام زبانها و فرهنگها در گذر زمان دستخوش تغییر میشوند، اما وظیفه ما در این میان، صیانت هوشمندانه از داشتههای فرهنگی و زبانیمان است.
این نویسنده همدانی با اشاره به ضرورت توجه به جایگاه زبان در ایران افزود: حفظ و تقویت زبان فارسی باید در اولویت قرار گیرد و در کنار آن، برای زنده نگه داشتن گویشهای محلی در استانها و شهرهای مختلف نیز باید تلاش کرد.
نوریون در پاسخ به پرسشی درباره توصیه به نسل جوان علاقهمند به نویسندگی، با تواضعی مثالزدنی گفت: هرچند خود را در جایگاهی نمیبینم که توصیهای داشته باشم، اما معتقدم نویسندگان جوان میتوانند با بهرهگیری از ظرفیت گویش همدانی، به خلق داستانهای کوتاه و ثبت خاطرات بپردازند. این کار نهتنها به ماندگاری گویش کمک میکند، بلکه آثاری متمایز و ارزشمند برای تاریخ فرهنگی شهر بر جای میگذارد.
*ایجاز؛ راهبرد اصلی در جذب خواننده
این نویسنده همدانی درباره سبک شخصی خود در نگارش کتابهایش اظهار کرد: هر نویسندهای شیوه خاص خود را دارد، اما روش من بر پایه «کوتاهی سخن» بنا شده است. باور دارم که در روزگار کنونی، هرچه متن مختصرتر و مفیدتر باشد، جذابیت بیشتری برای مخاطب خواهد داشت و او را بیشتر به یادگیری و آشنایی با ظرایف گویشی ترغیب میکند.
نوریون با اشاره به شیوه گردآوری مطالب کتابهایش افزود: ثبت این مطالب نتیجه جستوجویی چند دههای است. بسیاری از این اصطلاحات و کنایهها از دوران کودکی، یعنی از سه یا چهار سالگی، در ذهنم مانده است. اینها واژهها و گفتههایی بود که از مادر، مادربزرگ و پدربزرگم شنیده بودم و در تمام این سالها آنها را در ذهن خود حفظ و مرور کردهام.
وی درباره روش تحقیق میدانی خود توضیح داد: برای اطمینان از صحت و سقمِ یک اصطلاح یا ضربالمثل، گاه با چندین نفر از صاحبنظران و افراد مسن گفتوگو کردهام. ساعتها در کنار کهنسالان نشستم، به روایتهایشان گوش سپردم و نکتههای کلیدی را یادداشتبرداری کردم تا امانتداری در انتقال گویش بهدرستی رعایت شود.
*مادر؛ نخستین آموزگار فرهنگ بومی
این پژوهشگر همدانی در ادامه، منبع اصلی آثارش را زمزمههای مادرانه دانست و گفت: بیشترین تکیهگاه من در نگارش ترانهها و اصطلاحات، محفوظاتی بود که از مادرم به یاد داشتم. تبدیل آن نجواهای شفاهی به آثار مکتوب، راهی برای ادای دین به هویتی است که از کودکی با ما عجین شده است.
*تقلیل گویش محلی به ابزار «طنز»، موجب دوری نسل جوان از هویت زبانی میشود
وی با انتقاد از رویکرد رسانهها در محدود کردن گویشهای محلی به مضامین طنز، خواستار استفاده از این ظرفیت زبانی در بیان موضوعات علمی، پزشکی و اخلاقی شد.
نوریون در آسیبشناسی جایگاه گویشها در جامعه امروز گفت: یکی از موانع مهم در حفظ میراث زبانی این است که موضوعات علمی، جدی و اخلاقی معمولاً با زبان معیار بیان میشوند، اما گویشهای محلی بیشتر برای شوخی، طنز و گاهی حتی تمسخر به کار میروند.
این نویسنده با انتقاد از نحوه بازنمایی شخصیتها در فیلمها و سریالها افزود: وقتی مخاطب میبیند شخصیتهای فرعی یا فرودست با گویش محلی سخن میگویند، اما شخصیتهای فرهیخته مانند پزشکان تنها با زبان معیار (کتابی) صحبت میکنند، بهطور ناخودآگاه نوعی نگاه منفی نسبت به گویشهای بومی در ذهن او شکل میگیرد. چنین رویکردی این تصور را القا میکند که گویشهای محلی توانایی بیان مفاهیم جدی و ارزشمند را ندارند.
*ضرورت ورود گویش همدانی به برنامههای علمی رسانه ملی
وی راهکار اصلاح این نگرش را تغییر رویه در برنامههای صداوسیما دانست و تصریح کرد: باید فضایی ایجاد شود که مطالب علمی، پزشکی و علوم جدید نیز کمکم با گویشهای محلی، ازجمله گویش شیرین همدانی، بیان شوند.
این نویسنده در بخش پایانی سخنان خود افزود: اگر یک نوجوان ببیند که یک متخصص با گویش مادری او درباره مسائل جدی سخن میگوید، باور خواهد کرد که این گویش تنها ابزاری برای طنز نیست و میتوان به آن افتخار کرد.
*گویش بومی؛ نبض تپنده هویت در رگهای زمان
در پایان، باید گفت گویشهای محلی، تنها ابزاری برای تکلم نیستند؛ بلکه هر واژه و اصطلاح بومی، موزهای مکتوم از تاریخ، جهانبینی و تجربههای زیسته گذشتگان ماست. تلاشهای خستگیناپذیر پژوهشگرانی چون محمدعلی نوریون به ما یادآور میشود که با مرگِ هر گویش، در واقع دریچهای منحصربهفرد به روی درکِ جهان بسته میشود.
حفاظت از گویش همدانی و سایر خردهفرهنگهای زبانی ایران، نه حرکتی ارتجاعی در برابر مدرنیته، بلکه دقیقاً تلاشی برای «مانایی» در دنیای معاصر است. اگر امروز شناسنامه کلامی خود را در بایگانی تاریخ به دست فراموشی بسپاریم، فردا با نسلی روبهرو خواهیم بود که باوجود حضور در زادگاه خویش، احساس غربت میکند. میراث مکتوب چنین نویسندگانی و دغدغهمندان این حوزه، پلی است میانِ «اصالت دیروز» و «نیاز فردا»؛ پلی که به نسل جوان اجازه میدهد تا با تکیه بر ریشههای عمیق الوند، سرفرازانه در تندباد جهانیشدن ایستادگی کنند.
حفظ این گنجینهها، وظیفهای است که از دوش پژوهشگر به متن جامعه تسری مییابد؛ چراکه زبان، تنها زمانی زنده میماند که در متن زندگی، از لالاییهای مادرانه تا کرسیهای علمی، جاری و ساری باشد. کوتاه سخن آنکه، صیانت از گویشها، صیانت از خودِ «ما»ست در آینه زمان.