معماری اعتماد به نفس کودکان به دست والدین
سپهرغرب، گروه - صبا اسدی :
خودپنداره شکننده به معنای باور ضعیف و ناپایداری است که فرد درباره خودش در درونش دارد؛ بهطوری که اگر کوچکترین انتقاد یا شکستی را تجربه کند، آسیب بسیار زیادی میبیند. این آسیبپذیری باعث اضطراب و اجتناب او از چالشها شده و سبب میشود که فقط ظاهر را حفظ کند، درحالی که از درون آسیب دیده است.
مسئله اصلی نوع تشویقی است که مربیان و والدین در برخورد با کودکان بهکار میبرند؛ یعنی بهجای دیدنِ صرفِ نتیجه (برنده یا بازنده) باید تلاش کودک، پیشرفت، پشتکار، همتی که بهکار میگیرد و فرآیند و مراحلی که طی میکند را دید.
یاد گرفتن مواجهه با اشتباه و شکست که والدین و مربیان میتوانند به کودکان بیاموزند، یکی از پایههای اصلی تابآوری محسوب میشود؛ درواقع، تشویق درست و مبتنی بر تلاش از سوی والدین میتواند به کودک یاد بدهد که اگر در مسیری با شکست مواجه شد، این پایان راه نیست و قرار نیست که او دیگر آن کار را انجام ندهد و تلاش نکند. این نگاه به او یاد میدهد که از شکست نترسد و به فردی تبدیل نشود که از ترسِ شکست، هیچ فعالیتی انجام نمیدهد و تلاشی نمیکند.
برخی از کودکان بیش از آنکه از بیرون سرزنش شوند، از درون خودشان سرزنش میشنوند و همین موضوع باعث میشود که در مسیر پیشرفت بزرگسالی هم متوقف بمانند؛ یعنی صدایی درونی دارند که مدام به آنها میگوید نمیتوانی، خراب میکنی و شروع نکن! این صداها باید به صدایی حامی و واقعبین تبدیل شوند.
البته باید این نکته را هم درنظر داشته باشیم که اعتماد به نفس کودکان همیشه یکجور و یکشکل نیست و ممکن است در محیطهای مختلف به شکلهای متفاوتی بروز کند. همچنین در بحث رشد و پرورش اعتماد به نفس کودکان باید بدانیم که این موضوع فقط در حوزه وظایف خانواده نیست؛ نیمی از آن برعهده خانواده و نیمی دیگر برعهده مربیان و مدرسه است و اینکه اعتماد به نفس کودکان به بهترین شکل ممکن شکل بگیرد، نیازمند آن است که خانواده، مدرسه و مربیان با هم همراهی و همکاری لازم را داشته باشند. اعتماد به نفس و تابآوری که دربارهاش صحبت کردیم، درصورت در اختیار داشتن ابزار درست، قابل آموزش هستند؛ چراکه تابآوری و اعتماد به نفس میتواند به کودکان کمک کند تا سالمتر، بهتر و محکمتر رشد کنند.
به همین جهت، برای واکاوی این موارد و تمایز بین تشویقهای بیش از حد با تشویق و تحسینِ مسیری که کودکان طی کردهاند و همچنین جهت ارائه راهکار، با مریم عمادی، کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی، مشاور و روانشناس کودک به گفتوگو پرداختهایم تا با طرح چند سؤال کلیدی، دریابیم والدین، مربیان و معلمان چگونه میتوانند از دل اشتباهات و ترسی که کودکان در درون خود دارند، برای آنها تابآوری بسازند و به آنها اعتماد به نفس ببخشند.
در ادامه متن این گفتوگو تقدیم شما خواهد شد:
* خانم دکتر بفرمایید چگونه میتوان مرز بین «تحسین بیش از حد» که منجر به خودپنداره کاذب و وابستگی به تأیید بیرونی میشود و «تشویق مبتنی بر تلاش و فرایند» را در عمل تشخیص داد و رعایت کرد؟
از مهمترین مؤلفههای مؤثر بر تقویت اعتماد به نفس کودکان، گرفتن تأیید و تحسین مثبت هست، اما افراط و زیادهروی در تأیید کردن، باعث وابستگی کودک به تأیید بیرونی و ایجاد نوعی شخصیت حق به جانب میشود؛ بنابراین به چند نکته باید در هنگام تحسین کردن کودک توجه شود.
نخست اینکه نحوه تحسین کودک ثابت نباشد و متغیر باشد؛ والدین نباید هربار از یک روش تحسینی مثل جایزه دادن استفاده کنند که این کار باعث شرطی شدن کودک میشود. باید روشهای تحسین گاهی کلامی مثل جمله تشویقی مثبت و دلگرمکننده، گاهی عاطفی مثل نوازش، گاهی مادی مثل جوایز و گاهی رفتاری مثل یک فعالیت مشترک با کودک که برایش مطلوب است (مثل درست کردن کاردستی و غیره)، باشد.
دوم، از یک مقطع زمانی و سنی به بعد نیاز نیست الزاماً تمام رفتارهای مثبت کودک مورد تحسین قرار گیرد! تأیید و تحسین درصدی از رفتارهایش کفایت میکند. سوم، وقتی که احساس میکنید فرزندتان در یک عرصه با آموزش، تکرار، تمرین و تحسین به حد کافی رشد داشته و به آن فعالیت و مهارت تسلط پیدا کرده، بهتر است سطح و درجه تحسین و تأیید را کم کنید تا کمکم انگیزه درونی کودک مثل لذت بردن ذاتی از توانمندی، جایگزین انگیزه بیرونی مثل تحسین کردن شود.
* برای کودکانی که در مواجهه با شکست یا اشتباه دچار شرم و اجتناب شدید میشوند، چه فنون گامبهگامی وجود دارد تا «تابآوری» و «بازسازی معنای شکست» را جایگزین کمالگرایی کنند؟
اجتناب کودک در هنگام شکست منعکسکننده خودپنداره «من به اندازه کافی خوب نیستم» در ذهن او بوده؛ در این مواقع ضروری است موفقیتهای کودک در عرصههای مشابه به او یادآوری شود. برای مثال اگر کودک از ترس شکست در بازی شطرنج شرکت نمیکند، به او یادآوری کنیم که وقتی قبلاً بازی منچ را با تکرار انجام میداد، برنده میشد، پس اگر تکرار و تمرین داشته باشد، میتواند در شطرنج هم موفق باشد.
دومین راهکار این است که دائماً به کودک گوشزد کنیم موفقیت در هر مهارت مستلزم تمرین و تکرار است تا جمله «اگر اینبار موفق نشدی برای موفقیت دفعه بعدیت تلاش کن»، ملکه ذهن او شود.
و راهکار سوم این است که هنگام تشویق بهجای تمرکز بر موفیقت و دستاورد کودک، تلاش او را تحسین کنیم؛ مثل جمله «مهم نیست نتیجه چی باشه، من از دیدن تلاشت لذت بردم و به تلاشت افتخار میکنم».
* والدین و مربیان چگونه میتوانند «صدای درونی منتقد» کودک را که مانع از اقدام و امتحان چالشهای تازه میشود، بدون سرکوب کردن هیجاناتش، به صدایی حامی و واقعبین تبدیل کنند؟
باید توجه کرد که منشأ شکلگیری صداهای درونی کودک از کجا است؛ این منشأ دقیقاً از ابتداییترین روابط کودک یعنی رابطه با مادر و پدر حاصل میشود. والدین در طلاییترین دوران عمر کودک یعنی سن زیر هفت سال با پیامهایی که در ذهن کودک حک میشود، خودپنداره «من میتوانم» یا «من نمیتوانم» را ایجاد میکنند.
والدین و مربیان هربار که در گفتوگو با کودک تواناییها و موفقیتهای قبلیاش را به او یادآوری کنند، احساس اعتماد به نفس و روحیه توانمند وی، بهتر و قویتر شکل میگیرد.
برای مثال اگر کودک در نقاشی کشیدن طرح جدیدی ابراز نتوانستن کرد، والدین و مربی باید بدون قضاوت و سرزنش کردن او، نقاشی و طرحهای قبلی که کودک کشیده را برایش با جملاتی به زیبایی توصیف کنن؛ جملاتی همچون «الان میگی نمیتونی درست بکشی، اما ببین قبلاً چه گلها و خانههای قشنگی کشیدی!» در این صورت تمرکز صدای درونی کودک، بر تواناییهایش برمیگردد.
* اگر کودکی در محیط خانه اعتماد به نفس نسبتاً خوبی نشان میدهد، اما در مدرسه یا جمع همسالان بسیار مضطرب و منفعل میشود؛ چه اقدامات مشخصی میتوانیم بهصورت مشترک بین خانه و مدرسه انجام دهیم تا این اعتماد به نفسِ «موقعیتی» به یک ویژگی پایدار و تعمیمیافته تبدیل شود؟
درخصوص حفظ اعتماد به نفس کودک در محیط مدرسه سهم بیشتر مسئولیت با مربیان محترم است. دادن بازخوردهای تشویقی، تأیید مناسب و بههنگام و احترام به هویت عزت نفس تکتک کودکان در این راستا، اهمیت ویژهای دارد؛ ضمناً باید درنظر داشت که اگر شاکله اعتماد به نفس بهخوبی در کودک شکل گرفته باشد، در هر موقعیت اجتماعی و بیرون از منزل، نمود مناسب خواهد داشت.
اگر والدین احساس میکنند اعتماد به نفس کودکشان محدود به محیط خانوادگی است، باید در تقویت مؤلفههای اعتماد به نفس، اهتمام بیشتری داشته باشند.
جملات تأکیدی مثبت در این راستا نقش برجسته دارند؛ بهعنوان مثال به کودک بگویند «همینطور که برای من شعرهای قشنگ میخونی، پیش دوستات هم میتونی شعر بخونی». به یاد داشته باشید در این مقطع سرزنش کودک بسیار آسیبزا است.