«سیمرغ کوه قاف»؛ جستوجوی حقیقت در یک جنگ فرهنگی
نویسنده همدانی درباره جدیدترین رمان خود، «سیمرغ کوه قاف» گفت: این اثر با محوریت شخصیتهای «نضر بن حارث» و «حضرت سلمان»، علاوه بر روایت برههای کمتر پرداختهشده از دورانِ دعوتِ پیامبر (ص) به اسلام و وقایع صدر اسلام، به تقابل دو فرهنگ و دو جهانبینی متفاوت میپردازد و مخاطب را به تأمل درباره حقیقت، انتخاب و لایههای پنهان وجود انسان فرامیخواند.
نویسنده همدانی، در تازهترین رمان خود به نام «سیمرغ کوه قاف»، با درهم آمیختن اسطورههای ایرانی، تاریخ صدر اسلام و سیره پیامبر اکرم (ص)، روایتی نو از سالهای آغازین بعثت را به تصویر کشیده است. او معتقد است این اثر در لایههای عمیقتر، تقابل دو فرهنگ و جهانبینی را نیز مورد بررسی قرار میدهد. به همین مناسبت، گفتوگویی با این نویسنده همدانی داشتهایم که در ادامه میخوانید.
سید میثم موسویان درباره بخشی از زندگی و دوران کودکی خود گفت: علاقهام به خواندن آثار ادبی و رمان، از سنین کودکی آغاز شد. حدود 10 سالگی به طور جدی مطالعه میکردم. سپس مدتی به شعر روی آوردم و سالها در این زمینه فعال بودم، اما دوباره به داستاننویسی برگشتم و از حدود 13 سالگی نوشتن داستان را شروع کردم.
*«جنگ و صلح» جرقه ورود به دنیای داستان
وی درباره نخستین جرقه جدیاش برای ورود به داستاننویسی توضیح داد: در دوران دبیرستان، بیشتر فعالیت ادبی من در حوزه شعر بود و آینده فعالیت ادبیام را در همین زمینه میدیدم. علاقه زیادی به شعر داشتم و در انجمنهای ادبی شرکت میکردم. اما شنیدن سخنرانی رهبر شهید و توصیه ایشان به مطالعه رمان «جنگ و صلح»، نگاه مرا به رمان تغییر داد. این اتفاق باعث شد به سراغ نوشتن داستان کوتاه بروم و کمکم وارد دنیای داستان شوم.
وی همچنین از نقش دکتر محمدرضا فریدونی، استاد دانشگاه بوعلی، در مسیر فعالیت ادبی خود یاد کرد و گفت: در تمام این سالها، از نظر فکری و در زمینه آنچه باید در رمان و داستان پیاده شود، از راهنماییهای ایشان بهره بردم. تشویقهایشان باعث شد که بتوانم در این مسیر گام بردارم.
** روانشناسی؛ تجربهای که به خلق شخصیتهای متفاوت کمک کرد
این نویسنده درباره تأثیر دانش و تجربه روانشناسی بر نویسندگیاش گفت: حرفه مشاوره و درمان، طی 20 سال فعالیت، این فرصت را به من داده تا با انسانهایی با پیشینهها، شخصیتها، تروماها و جهانبینیهای بسیار متفاوت روبهرو شوم. معتقدم ضرورت همدلی با مراجعانی که دیدگاههایی کاملاً متفاوت با من دارند، به من در خلق شخصیتهای داستانی کمک شایانی کردهاند.
موسویان با اشاره به علاقه خود به خلق شخصیتهای منفی، این توانایی را حاصل دو عامل دانست؛ نخست وجود وجوه منفی در شخصیت خودش و دوم، سالها مواجهه با انسانهای مختلف و تلاش برای درک و همدلی با آنها. روانشناسی صرفاً دانشی کتابی نیست، بلکه هنری است که در طی سالها درمانگری رشد کرده و بهصورت ناخودآگاه بر نویسندگیام تأثیر گذاشته است. البته مؤلفه هوش هیجانی در این میان نقشی پررنگ دارد؛ چراکه توانایی درک بهتر دیگران، ابزار اصلی خلق شخصیتهای ملموس و متفاوت است.
وی در پاسخ به این پرسش که روانشناسی چگونه به او در خلق شخصیت نضر بن حارث کمک کرده است؟ توضیح داد: همه انسانها ذاتاً پتانسیل انجام کارهای اشتباه را دارند وشاید تفاوت اصلی ما با شخصیتهایی مانند نضر بن حارث، صرفاً در قرار نگرفتن در موقعیتهای مشابه تاریخی باشد. بسیاری از ویژگیهای منفی شخصیت نضر میتواند در وجود من نویسنده نیز باشد؛ اما شاید این ویژگیها در من مجال ظهور پیدا نکرده و لطف خدا شامل حالم شده است. هر کس کمی به وجوه تاریک شخصیت خود بنگرد، راحتتر میتواند یک شخصیت منفی باورپذیر خلق کند.
** نضر بن حارث؛ شخصیتی تاریخی با شباهتهایی به انسان امروز
این نویسنده در تشریح چگونگی شکلگیری ایده رمان «سیمرغ کوه قاف»، به شخصیت «نضر بن حارث» و علاقه او به اسطورههای ایرانی اشاره کرد و گفت: جذابیت این شخصیت در مطالعه بیشتر، دوچندان شد، زیرا او به نوعی نماینده تفکر و دغدغههای انسان امروز است.
موسویان توضیح داد: در «سیمرغ کوه قاف»، ما شاهد یک جنگ فرهنگی هستیم. در یک سو، شخصیتی عرب، ثروتمند، فرهیخته، باسواد و هنرمند قرار دارد که در موسیقی و تئاتر نیز مهارت دارد و میخواهد فرهنگ پیرامون خود را به سمت دروازههای امپراتوریهای همسایه، بهویژه ایران، سوق دهد.
وی افزود: درک این شخصیت برای ما آسان است؛ او شبیه روشنفکران امروز است که با تمام توان میکوشند مردم پیرامون خود را به سمت دروازههای غرب بکشانند و غرب را اوج قدرت و تکنولوژی میدانند. نضر نیز آرزوهایی دارد و میخواهد مردمانش را به سمت امپراتوری قدرتمندی هدایت کند که تصور میکند میتواند وضعیت آنها را ارتقا داده و کشورش را قوی سازد. این تمایل، نمونه امروزی دارد و درک آن نشان میدهد که جنگ فرهنگی، مختص زمان خاصی نبوده است.
*تقابل سلمان و نضر؛ دو سوی یک جنگ فرهنگی
وی به دو جریان اصلی در رمان اشاره کرد: در یک سو، نضر بهعنوان نماینده یک جریان فرهنگی و در سوی دیگر، اسلام که در حال جذب انسانها برای یافتن حقیقت است.
این فعال فرهنگی توضیح داد: در این جنگ فرهنگی، نضر هم هنرمند است و هم روشنفکر. همزمان، جریانی دیگر از شرق در حال قدرت گرفتن است و اسلام مخاطبان خود را جذب میکند. حضرت سلمان، نمونه بارز جذبشدگان به اسلام است؛ کسی که از اوج قدرت و اعتبار خود در ایران، به سمت اسلام حرکت میکند. در مقابل، شخصیتهایی مانند «عباس بن مرداس» مشتری پروپاقرص نمایشهای نضر هستند و تحت تأثیر این فرهنگ قرار میگیرند.
موسویان، این تقابل را نوعی جابهجایی میان دو فرهنگ دانست: ما شاهد یک ایرانی هستیم که تحت تأثیر فرهنگ شرقی قرار گرفته و برای یافتن حقیقت مهاجرت میکند؛ و در مقابل، یک شرقی (نضر) قرار دارد که تحت تأثیر فرهنگ غربی (ایرانی) قرار گرفته و به آن سمت گرایش پیدا میکند. این جنگ فرهنگی، حتی امروز نیز وجود دارد و همین موضوع، جذابیت اثر را دوچندان کرده است.
وی گفت: تلاش کردهام شخصیت نضر را همانگونه که درک کردهام، به تصویر بکشم و همزمان، مخاطبان او و مخاطبان دعوت پیامبر (ص) را در دو سوی این تقابل قرار دهم. این تقابل تا پایان رمان ادامه مییابد؛ حضرت سلمان به پیامبر (ص) میرسد و در وجود ایشان ذوب میشود، اما عباس بن مرداس تا پایان مردد باقی میماند و در این جنگ فرهنگی، شخصیتی است که هنوز نتوانسته انتخاب کند.
** روایتی متفاوت از زندگی پیامبر(ص)
این نویسنده همدانی با اشاره به تفاوتهای «سیمرغ کوه قاف» با دیگر آثار داستانی درباره پیامبر اکرم (ص)، اظهار کرد: با توجه به حساسیتهای موجود، تعداد رمانهای نوشته شده در این حوزه در جهان چندان زیاد نیست.
موسویان گفت: نوشتن درباره معصومین و شخصیتهای قدسی بسیار دشوار است؛ چراکه شخصیتپردازی ممکن است برداشتهای متفاوتی ایجاد کند و از سوی دیگر، مؤمنان و ارادتمندان به معصومین و اهل بیت(ع) نسبت به بازنمایی دقیق این شخصیتها حساسیت بالایی دارند.
وی در ادامه یکی از تفاوتهای اصلی این اثر با آثار پیشین را «مقطع زمانی» دانست و افزود: بسیاری از رمانها به دوران کودکی رسول اکرم (ص) پرداختهاند، اما من مقطع دیگری را انتخاب کردهام؛ دورانی که پیامبر (ص) در حال دعوت مردم هستند، ابوطالب در کنار ایشان حضور دارد و جنگ بدر نیز رخ میدهد. تا جایی که بررسی کردهام، این دوره کمتر در قالب رمان روایت شده است.
وی همچنین نگاه فراتر از روایت صرفاً تاریخی را از دیگر ویژگیهای این رمان برشمرد و گفت: این اثر علاوه بر پیگیری یک مسئله تاریخی، لایههای فلسفی و معنایی نیز دارد؛ یعنی بازنمایی جنگ میان دو فرهنگ. منظور از «غرب» در اینجا صرفاً یک جغرافیای خاص نیست، بلکه نماد جایی است که در آن معنا افول میکند و ماده اصالت مییابد؛ در حالی که اسلام نماینده اشراف و معناست.
این فعال فرهنگی مطرح کرد: تلاش کردهام ضمن رعایت دقت تاریخی و پرهیز از هرگونه تحریف، این تقابل فرهنگی را بهعنوان یکی از ویژگیهای اصلی رمان و در لایههای پنهان معنایی به تصویر بکشم.
** چرا سیمرغ و کوه قاف؟
موسویان در تبیین چرایی انتخاب عنوان رمان، به جایگاه ریشهدار سیمرغ در اسطورههای ایرانی، شاهنامه فردوسی و ادبیات عرفانی اشاره کرد و گفت: «سیمرغ در داستانهای حماسی همچون رستم و سهراب یا رستم و اسفندیار، نقشی کلیدی ایفا میکند. در واقع، شخصیت نضر در اجرای موسیقی خود بر داستانهای رستم و با تأکید بر حضور سیمرغ، بر نماد قدرت و خرد ایرانی صحه میگذارد.
وی با بسط لایههای معنایی این نماد، افزود: سیمرغ در شاهنامه، تجلی خردورزی و حکمت است، اما در ادبیات عرفانی به معنایی فراتر میرسد. نگاه عطار به سیمرغ، در حقیقت نگاهی به «حق و حقیقت» است؛ همانگونه که سی مرغ در مسیر رسیدن به کوه قاف، در نهایت به خودِ حقیقت (سیمرغ) پی میبرند.
وی همچنین با پیوند دادن این نمادها به بافت روایی کتاب، به جایگاه «کوه قاف» در فرهنگ و روایات شیعی اشاره کرد و گفت: کوه قاف و ساکنان آن در روایات شیعی جایگاه ویژهای دارند و حتی در برخی از آنها، به ارتباط آن با حضرت امیرالمؤمنین (ع) اشاره شده است.
این نویسنده همدانی، پیوند میان این لایهها را کلید درک رمان دانست و اظهار کرد: تلاقی سیمرغ اسطورهای، عرفانی و روایی با کوه قاف، دقیقاً همان مسیری را ترسیم میکند که شخصیت حضرت سلمان در رمان، برای دستیابی به حقیقت در پیش گرفته است.
موسویان در تبیین تقابل میان دو شخصیت اصلی، از مفهوم «حقیقت» پرده برداشت و گفت: نضر درصدد است جامعه خود را به سوی حقیقتی که (از دیدگاه خود) میشناسد سوق دهد، اما سلمان در پی مشاهده حقیقتِ محض و واقعی است. در این میان، سیمرغ غایتی است که مسیر این جستجو را معنا میبخشد و سلمان در سفر و هجرت خود، به این حقیقت دست مییابد.
وی با اشاره به حضور فیزیکی و داستانی سیمرغ در متن اثر، افزود: سیمرغ تنها یک نماد نیست؛ بلکه در جریان روایت نیز حضور دارد. برای نمونه، در صحنه جنگ بدر که فرشتگان به یاری مسلمانان میآیند، نضر با حضور سیمرغ در کنار مسلمانان مواجه میشود و این اتفاق، او را دچار تعجب و ناراحتی میکند.
** دو سال پژوهش برای نگارش سیمرغ کوه قاف
وی در بخش دیگری از گفتوگو، به فرآیند دشوار نگارش این اثر اشاره کرد و گفت: «برای نگارش این رمان، دو سال را صرف بررسی منابع گسترده کردم و تلاش کردم تمامی آنچه در مقاطع مختلف در دسترس بوده، مطالعه کنم.
وی منابع مورد استفاده خود را چنین برشمرد: از تفسیر بینظیر المیزان علامه طباطبایی گرفته تا منابع تاریخی، کتابخانههای دیجیتال و حتی مقالات تخصصی درباره شخصیت نضر، همگی در مسیر تکمیل این اثر نقش داشتند.
این نویسنده همدانی، با اشاره به دشواریهای بازآفرینی تاریخ، تأکید کرد: نوشتن آثار تاریخی نوعی اجتهاد است؛ چراکه در مورد مسائل تاریخی، دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. نویسنده باید با کنکاش زیاد، میان نظرات مختلف سنجش کند تا بتواند به یک جمعبندی منطقی و درست برسد.
** سیمرغ کوه قاف؛ ادای ارادت به پیامبر (ص)
موسویان درباره پیام اصلی و هدف خود از نگارش این رمان گفت: در وهله نخست، این اثر را پیشکش و عرض ارادتی ناچیز به پیشگاه پیامبر اکرم (ص) میدانم. سخن گفتن از شخصیتی که نور کامل و کمالِ مطلق است، با قلم و زبانِ الکنِ بشری، کاری بس دشوار و پر از بیم است؛ با این حال، امیدوارم مخاطب در لایههای این داستان، اخلاصِ برخاسته از این ارادت را دریابد.
وی در تشریح اهداف ثانویه خود افزود: در گام دوم، تلاش کردم مخاطب به درک روشنتری از وقایعِ کمتر روایتشدهی صدر اسلام برسد؛ وقایعی که سنگبنای تحولات بعدی جهان اسلام بوده و دانستن آنها، دیدِ تاریخیِ عمیقتری به خواننده میبخشد.
وی در نهایت خاطرنشان کرد: سومین هدف من این بود که خواننده، آن جهانِ تقابلی و فکری را مشاهده کند که دو ساحتِ متفاوت را در برابر هم قرار میدهد؛ تا در نهایت، جنگ میان ماده و معنا یا به تعبیری جنگ میان شرق و غرب را در بستر تاریخ بهدرستی درک کند.