بازار داغ گردشگری و مدیریت سرد
سپهرغرب، گروه گردشگری - عباس سریشی: امروزه کم نیستند کسانی که معتقدند متعالی نبودن مفهوم گردشگری ازجمله چالشهای فرهنگی اجتماعی موجود در این حوزه است و اینکه نگاه صرفاً اقتصادی حاکم بر این صنعت و فقدان مدیریت جامع در پذیرش و جذب گردشگران، عمده شهرهای هدف این صنعت را با چالشهای گوناگون روبهرو نموده است.
از منظر کارشناسان گردشگری یکی از بخشهای مهم اقتصادی است که اگرچه توانسته در طی چند دهه اخیر بهعنوان یک صنعت سودآور مطرح و موردتوجه قرار گیرد درعینحال و ازآنجاکه این صنعت نوظهور با تمام سویههای محیطی شهرها اعم از طبیعی، فرهنگی، دینی، اجتماعی و نیز فعالیتهای اقتصادی رابطه متقابل دارد لذا این ظرفیت را نیز دارد تا آثار و پیامدهای مثبت و یا منفی مختلفی را هم در این زمینهها به همراه داشته باشد.
موضوع اینجاست که بهمانند همه مباحث انسانی، گردشگری نیز میتواند تا توجه به تأثیراتی که به لحاظ اجتماعی، فرهنگی امنیتی و...، بر جوامع محلی میگذارد، نیز مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد... البته یکی از مهمترین مباحث موجود در این صنعت نیز وجود برخی پردهپوشیها و کتمانها و یا عدم دسترسی به اطلاعات و آمارهای قابلاطمینان از آسیبهای فرهنگی اجتماعی حوزه گردشگری است که نهفقط دستگاههای امنیتی، انتظامی و قضایی بلکه متولیان گردشگری نیز عادتاً از احصای این آسیبها شانه خالی میکنند و عموماً کمتر به این آسیبها توجه دارند؛ که این مسئله نیز ناشی از نگرش نادرست به جنبههای تهدیدآمیز و آسیبزای گردشگری (اعم از داخلی و خارجی) است.
کارشناسان و صاحبنظران بر این عقیده هستند درحالیکه نتایج بهدستآمده حکایت از آن دارد که گردشگری سالم و بسامان میتواند زمینهساز رونق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بسیاری برای شهرها باشد؛ اما چنانچه فاقد مدیریتی صحیح و کارآمد باشد لاجرم دارای نتایج معکوسی نیز خواهد بود که نهتنها اثر مثبتی بر شهرها نخواهد داشت بلکه دارای نتایج ناگواری نیز هست که میتواند به آسیبهای اجتماعی دامن بزند.
موضوع اینجاست که در نقطه مقابل همه محاسن و فرصتها اما آسیبهای اجتماعی را هم میتوان ازجمله پیامدهای منفی حضور گردشگران در یک شهر و یا منطقه دانست که بر اساس بررسیها و نتایج حاصله این امر از موضوعات پیشپاافتاده مثل تشدید ترافیک و تخریب محیطزیست شروع و تا بروز برخوردها و تنشهای فیزیکی، سرقت، روسپیگری، خریدو فروش مواد مخدر مشروبات الکلی، بیحجابی و بدحجابی و... ادامه میباید.
درواقع این تصور وجود دارد که بسیاری از گردشگران با حس آزاد شدن از برخی کنترلهای هنجاری و یا محدودیتهای سرزمین و شهر مادری و در لَوای گمنامی در شهر جدید، هیجان سفر و تلاش برای لذت بردن حداکثری از محیط مقصد در کنار شلوغی و ازدحامی که در برخی از محیطهای گردشگری به وجود میآید گرایش بسیار بالایی به ارتکاب ناهنجاری و رفتار غیرمنطقی داشته یا پیدا میکنند.
گو اینکه در صورت وجود نظارت و کنترل بر این فرایند امکان وقوع این معضلات نیز کاهش مییابد بااینحال اما واقع امر اینجاست که شرایط فعلی ما بیشتر بیانگر نوعی لجامگسیختگی در ساختار مدیریت و نیز کنترل رفتاری گردشگران در فضای شهری است که ناخواسته به بروز برخی از این موضوعات کمک میکند چه اینکه شاید بروز برخی از همین خُرده ناهنجاریها است که باعث شده بسیاری به این باور برسند که سیاستگذاران و برنامهریزان کلان کشور عزم و ارادۀ لازم برای توسعه گردشگری سالم و مدیریتشده در شهرهای هدف را ندارند.
تابستان گرم و شهر شلوغ و...
و اما امسال کشور ما بهصورت خاص در حال تجربه یک تابستان بسیار گرم است. موضوعی که باعث شده مناطق غربی کشور به دلیل داشتن آبوهوای نسبتاً خنکتر بیشتر از سالهای قبل مورد توجه مسافران و گردشگران تابستانی قرار گیرد که البته استان همدان هم از این قاعده مستثنا نبوده و تقریباً از اواسط خردادماه شاهد ورود یک موج پرفشار از مسافران تابستانی به آن بودیم.
هموطنان عزیز و گرانقدری که از اقصا نقاط کشور و به خصوص مناطق جنوب، مرکز و شرقی کشور آمدهاند تا در خنکی دامنههای الوند مدتی را به تفریح تفرج گذرانده و از طبیعت زیبا و دستمایههای فرهنگی و تاریخی آن نیز دیداری داشته باشند.
از منظر کارشناسان و در مقوله گردشگری علاوه بر نگاه مادی نیاز است تا نگاه غیرمادی نیز بر آن حاکم شود؛ یعنی اگر بخواهیم گردشگری را با محوریت انسانی آن دنبال کنیم، باید علاوه بر جسم و مباحث زیستمحیطی به روح، روان و آرامش فکری افراد نیز بپردازیم. البته در گردشگری این تعریف عموماً در قالب معنویت قرار میگیرد، یعنی انسان در سفر علاوه برآسایش جسم، به آرامش روح و روان هم باید برسد گو اینکه تحقق این موضوع نیز صرفاً مختص گردشگران نبوده و همزمان هم به ساکنان شهر میزبان هم مربوط میشود.
واقع امر اینجاست که هر دو سوی این رابطه اعم از میزبان یا میهمان باید ضمن تلاش حداکثری برای رعایت قانون و تبعیت از هنجارها و ارزشها، شیوه برخورد، گفتار و رفتاری خود را بهگونهای با مقتضیات زمان، مکان و مخاطب منطبق کنند که بتوانند ضمن رسیدن به یک مفاهمه و همحسی و درک متقابل موجباتی را به وجود آورند که تمایل برای ادامه حضور و یا دیدارهای بعدی بیشتر و بهتر گردد و اینگونه نباشد که پهنه شهر تبدیل به یک جبهه تاختوتاز و عرصه تنش و برخوردهای رفتاری و گفتاری شده و هرکدام ضمن سعی در غلبه بر دیگری به دنبال کسب امتیازات و خدمات بیشتر از طرف مقابل درآمده درنهایت کار بهجایی برسد که بعدها دیگر تمایلی به ادامه این حضور به وجود نیاید.
موضوعی که فینفسه در تضاد با اصل میهماننوازی برای شهرهای گردشگرپذیر و آداب میهمانی رفتن برای گردشگران بوده و بههیچعنوان نه شایسته میزبانان است و نه بایسته میهمانان اما متأسفانه امسال و بهرغم تجربه چندساله حضور گردشگران در شهر همدان ولیکن به تعدد و تکرار شاهد بروز مصادیق و نمونههایی از این ناهنجاریها و آسیبها بودیم که به اعتقاد برخی صاحبنظران و کارشناسان نهتنها مبین افزایش نرخ آماری آنها نسبت به سالهای گذشته است بلکه بهنوعی نیز در حال تعمیق و ریشه دوانی در بطن و متن صنعت و فرهنگ گردشگری شهر ماست.
آسیبها و تهدیداتی که به گفته صاحبنظران اگر از هماکنون به فکر حلوفصل و ریشهکنی آنها نبوده و یا در قالب مماشات و سادهانگاری قرار داده شود معلوم نیست در آینده نهچندان دور چه تبعات و هزینههای سنگینی را در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، سلامتی و... بر ما تحمیل خواهد کرد!
از سوزن نقد به خود تا جوالدوزی برای گردشگران
و اما اگر قرار است تا قضاوتی بر خوب و بد فضای گردشگری امسال استان تا این پایه (ابتدای شهریورماه) داشته باشیم پس لاجرم ابتدا باید یک سوزن ناقابل نقد را به خودمان بزنیم و بعداً سراغ جوالدوز و خردهگیری به گردشگران برویم اینکه بهعنوان قدم اول و با توجه به سوابق و تجربیات چندساله مدیریت گردشگری از برنامههای قبلی و نیازسنجیهای صورت گرفته قطعاً این سؤال مطرح است که آیا همانگونه که مسئولان طی سالهای گذشته و در مصاحبههای خود کراراً اعلام کرده و وعده داده بودند که سالبهسال شاهد حذف موانع و کاهش مشکلات و متعاقباً ارتقای سطح کمی و کیفی خدماترسانی، اسکان، برنامههای فرهنگی و معنوی و... به مسافران و گردشگران خواهیم بود آیا این اتفاقات به نحو مقبول و محسوسی رخداده یا خیر؟
در واقع حق این است که در تحلیل وضعیت موجود ابتدا باید به کَفه بایستگی و شایستگیهای موردنیاز و اقدامات صورت گرفته در قالب مهمانپذیری نگاهی انداخته و سپس با این دستمایه و معیار و قالب به بررسی کیفیت حضور گردشگران و متعاقباً کیفیت رفتار و سکنات آنان پرداخت.
البته بسیار طبیعی است که وقتی بستر، معیار و قواره مشخصی برای پذیرش گردشگر در شهر ما تعریفنشده و یا تحقق وعدههای متولیان گردشگری آنگونه که انتظار میرفت به نتیجه نرسیده پس لاجرم نیز نمیتوان از گردشگران انتظار داشته و یا خواست که کاملاً هنجارمند و معقول رفتار نموده و یا نوع رفتار و حضور و سکناتشان باعث ایجاد هرجومرج و آشوب در سطح شهر نگردد.
اینکه وقتی از جماعت گردشگر انتظار داریم که برابر خواستهها و مقررات شهر تمکین کرده و به آنها پایبند باشد قدر مسلم نیازمند این است که بدانیم آیا امسال و مبتنی بر وعدهها و پیشگفتههای قبلی در خصوص توسعه اماکن اسکان و اُتراق و نیز زیرساختهای آن اقدام قابل قبولی صورت گرفته و شاهد توسعه بیشتر و بهتری در این حوزه هستیم یا نه؟
آیا امسال خدمات درمانی، تغذیهای، بهداشتی و زیستی بهتری نسبت به سال گذشته در اختیار مسافران قرار داده و یا در خصوص تأمین امنیت انتظامی، ترافیکی و برخورد با موضوعات ناهنجاریها برنامه جامعتری را شاهد بودیم؟
و اینکه آیا امسال نسبت به ارتقای سطح کمی و کیفی جشنوارهها و برنامههای فرهنگی ویژه گردشگران اقدام برجستهتری نسبت سال قبل داشتیم یا خیر و صدالبته سؤالات دیگری از همین دست که برای پیدا کردن پاسخ آنها نیز فقط کافی است تاکمی در سطح شهر و میان این افراد حضور پیدا کنید تا ببینید دنیا دست کیست و اصطلاحاً یک مَن ماست تغار تبلیغ و تعارفات چندساله مدیریت شهری چقدر کَره خدمات را بر نان امسال مسافران و گردشگران مالیده است؟!
روایت شهرآشوبزده از گرما...
حالا اما این روزها تقریباً هر گوشه شهر را که نگاه میکنید پرشده از مسافر و گردشگرانی که به امید چند روز فرار از گرما و استراحت در هوایی نسبتاً خنک به آن واردشدهاند اما بهمانند سالهای قبل هرکجا را که چشم میاندازند نه کمپینی را مشاهده میکنند و نه فضای اُتراق و استراحت مناسبی را.
بهجز یکی دونقطه اعلامشده که البته آنها هم تقریباً ظرفیتشان در کمترین زمان پر میشود جای خاص دیگری وجود ندارد گو اینکه راه هر بوستانی را هم که در پیش میگیرند با بنرهای ممنوعیت زدن چادر مواجه میشوند و یا حضور نگهبان و تذکرات شفاهی فلذا مجبورند یا در شهر آواره و سرگردان بچرخند و یا در ماشینهای خود حبس شوند تا مگر در آخر شب امکان زدن چادر را در یک فضای سبز و یا نسبتاً مناسب پیدا کنند و البته نباید فراموش هم کرد که در این شرایط گزینه رفتن به مسافرخانه و هتل و یا اجاره سوئیت هم به دلیل گرانی بیشازحد عمدتاً منتفی است.
البته بهجز داستان محل اسکان و اُتراق اما امسال هم بهمثابه سالهای گذشته نه از حمام مناسب و در دسترس خبری هست و نه از خدمات رفاهی ویژه مسافران در قالب نانوایی و عرضه محصولات خوراکی باقیمت متعارف پس لاجرم بازهم این جماعت مجبور هستند تا مثل گذشته با همان قیمتهای دولاپهنای فروشندگان دورهگرد و مغازهدارها که صدالبته امسال هم بیشتر شده برای صبحانه، نهار و شام فکری کرده و به فکر سیر کردن شکم خود باشند.
حالا اگر از مبحث تکراری فقدان جشنوارههای هنری و فرهنگی و حتی دینی ویژه گردشگران هم که بگذریم و نخواهیم که به بحث موضوع خدمات درمانی، اورژانسی و یا خدمات راهنمای گردشگری وارد شویم اما واقع امر اینجاست که باگذشت تقریباً دو ماه از تعطیلات و رسیدن بهروزهای پایانی آن اما بازهم ساختار گردشگری استان و شهر ما بهمانند گذشته نهفقط حرف چندانی برای گفتن نداشته بلکه برخی معتقدند که همین افزایش بیسابقه گرما و افزایش بیشتر گردشگر هم باعث شده تا سررشته کار رسما از دست برخی خارج شود و به اصطلاح نتوانند که برای این موج پرفشار مسافر برنامهریزی خاصی را ترتیب داده و یا به آن سروسامان نیمبندی هم دهند
زیرا گذشته از برخی حرکات مرسوم و نمادین که عموماً نیز بیشتر در جهت خالی نبودن عریضه است تا چیز دیگر اما به وضوح این تصور وجود دارد که ما نتوانستهایم آنگونه که بایدوشاید برای تطابق خود با شرایط جدید فکر و ایده تازهای را در دستور کار داشته و ضمن تعریف سناریوهای جدید برای ساماندهی و مدیریت گردشگری و گردشگران اقدامات مؤثر و محسوسی را در دستور کار داشته باشیم و نتیجه این شد که این گردشگران بودند که عموماً از سر ناچاری یا خود را با شرایط وفق داده و یا گاهی اوقات از در تغییر و برخورد با شرایط موجود برآمدند.
اینکه بدون توجه به هشدارها و اعلامیهها و یا نصب بنرهای در فضاهای شهری هرکجا که فرصتی دست داده و توانستند چادر زده و خودروهای خود را پارک کردند و علاوه بر ایجاد بینظمی و ترافیک باعث شدند تا تقریباً هر از چند گاه هم شاهد بروز برخی موضوعات ناهنجار و آسیبزا برای شهر باشیم. از دعوا و کتککاری و مرافعه برای نصب چادر و پارک خودرو گرفته تا قفل زدن به دستشوییهای عمومی پارک برای استفاده اختصاصی و یا استحمام نیمهشب آقایان در وسط پارک با استفاده از شلنگهای آب یاری فضای سبز، ریختن زباله و پسماند در محوطه پارکها و آبخوریها، تردد در شهر با البسه نامتعارف، شبنشینیهای همراه با مصرف مواد و قلیان درملأعام یا در نمونه آخر و نوبرانه آن موضوع دور دورکردن با خودرو و ولگردیهای خاص (شبانهروزی در سطح شهر) توسط زنان و مردان به نام گردشگر و به کام افراد ناهنجار و مبتلابه بیمارهای اخلاقی.
و خلاصه اینهمه شاید تنها گوشهای بود از آسیبهای متأثر از گردشگری بیقاعده و منطق که نه تنها در بلندمدت بلکه در کوتاه زمان موجبات بروز مشکلات و حاشیههای پررنگتر از متنی را برای یک شهر گردشگرپذیر فراهم کرده و خواهد کرد درحالیکه مسئولان و مدیران اجرایی نیز فقط دلخوش به افزایش آمار میهمانها و گردشگران هستند و نه کنترل و ساماندهی و تنظیم ساختار حضور آنها.
البته وقتی صحبت از کنترل و مدیریت میشود نیز منظور ساخت یک قلعه و زندان بزرگ نیست که گردشگران دوران تعطیلات خود را در قبض و بسطهای سختگیرانه و ناخوشایند در آن طی نمایند بلکه منظور ایجاد ساختاری است که با الزام به رعایت مقررات و هنجارها هم گردشگران و هم شهروندان بتوانند با کمترین اصطکاک و تنش و یا بروز ناهنجاری و آسیب چند صباحی را در کنار هم بهخوبی و خوش طی کرده و حتیالامکان اگر خاطره خوشی را نیز با خود به یادگار نمیبرند کوله باری از ناراحتی، دغدغه و نگرانی را نیز برای همدیگر به یادگار نگذراند.
شمشیر دو لب گردشگری...
و اما شکی نیست که بازار گردشگری با تنوع گستردهای از انواع گردشگران مواجه بوده که هرکدام هم با اهداف گوناگون به سفر رفته و طبیعتاً نگاه آنان به جامعه مقصد از یکدیگر متمایز است. موضوع اینجاست که مبحث گردشگر و گردشگری همانگونه که میتواند با پیامدهای مثبت و توسعهمحور در حوزههای صنعتی، اقتصادی فرهنگی و... برای شهرهای گردشگرپذیر همراه باشد به همان میزان هم میتواند اثرات تخریبی و منفی نیز در همان ابعاد در پی داشته باشد
اینکه به اعتقاد صاحبنظران ازجمله اثرات اجتماعی گردشگری (مدیریت نشده) میتوان به تغییر در رفتار فردی، اخلاقی، نظام ارزشی، سبک زندگی جمعی، روابط خانوادگی و... اشاره کرد مضاف بر اینکه گردشگری لجامگسیخته همانگونه که بر نوع گذران اوقات فراغت و تراکم و ترافیک و نظم در عبور مرور و تردد عادی شهر نیز تأثیرگذار است و میتواند در قالب فرهنگپذیری و تقلید در خصوصیات و شیوه زندگی و رفتاری میزبانان هم نهادینه و ماندگار شود.
از منظر صاحبنظران بررسی نتایج عوامل منفی اجتماعی و فرهنگی مطرحشده بیانگر این واقعیت است که حتی در بین کارشناسان مرتبط با فعالیتهای گردشگری نیز این دغدغه در خصوص اثرات اجتماعی و فرهنگی گردشگری وجود دارد که در صورت وقوع و ادامه اثرات منفی آن گریزناپذیر خواهد بود گو اینکه در خصوص شهر همدان نیز به دلیل داشتن صبغه فرهنگی و تاریخی و نیز پتانسیل بالای جذب گردشگر و همچنین بافت سنتی و مذهبی آنهم این موضوع از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ که این عدم ثبات مانع از برنامهریزی منسجم و اقدامات سنجیده در گردشگری با رویکرد فرهنگی اجتماعی گردیده و منجر به افزایش آسیبها در این حوزه و متعاقباً بروز دلزدگی و سردرگمی فعالان حوزه گردشگری خواهد شد
البته بیان این مطالب نیز نه در جهت سیاهنمایی شرایط، تضعیف و کمرنگ نمودن فعالیتها و تلاشها و یا حاشیهسازی پررنگتر از متن برای این صنعت سودآور نیست بلکه منظور توصیه مسئولان و متولیان به توجه و تعیین راهبردها و نقشه راهی مشخص و یا اولویتبندی فعالیتها برای دستیابی به اهداف متعالی و تقویت آثار مثبت و متعاقباً کنترل و محدود نمودن برآیندهای منفی این فرایند است که صدالبته تحقق این خواستهها نیز مستلزم داشتن یک نگاه واقعبینانه و قبول برخی حقایق و ضعفها و متعاقباً تلاش در جهت رسیدن به مفاهمه جمعی واحد از سوی همه متولیان و متصدیان برای نیل به مقصود است و نه برخوردی انفعالی و تکذیب و تقابل با نقدهای ارائهشده و یا ادامه تکثر فعالیتهای تکبعدی فعالیتهای کم بازده در این خصوص.