گاوبانگی و سُرنایی که از سر گشاد نواخته میشود
در دل جنگلهای هیرکانی، از نیمه شهریور تا پایان مهر، صدایی طنینانداز میشود که قرنها بخشی از شکوه طبیعت ایران بوده است؛ بانگ مرال، بانگ زندگی، قلمروطلبی و ادامه نسل.
در این فصل، مرالهای نر برای جفتگیری و حفظ قلمرو خود بانگ سر میدهند. این صدا تنها یک جاذبه شنیداری یا تصویری نیست؛ نشانهای از سلامت زیستگاه و بخشی از فرایند طبیعی زادآوری یکی از ارزشمندترین گونههای حیاتوحش کشور است. هر بانگ، پیامی از دل جنگل است؛ پیامی که یادآوری میکند هنوز بخشی از طبیعت ایران زنده است.
اما همزمان با این شکوه، پرسشی مهم و چالشبرانگیز مطرح میشود: آیا ممنوعیت تورهای گاوبانگی، حذف مردم از طبیعت و نگاهی غیرعلمی به حیاتوحش است، یا یک ضرورت اکولوژیک برای حفظ حیات مرال؟
در سالهای اخیر، برخی منتقدان بر این باورند که ممنوعیتهای فصلی، مردم را از مناطق طبیعی دور میکند. این دیدگاه مطرح میشود که گردشگر حق دارد پدیدههای زیستی را ببیند و میپرسند: آیا شواهدی از کاهش زادآوری یا ترک منطقه بهدلیل حضور انسان وجود دارد؟
پاسخ به این پرسشها نیازمند نگاهی دقیقتر به رفتارشناسی حیاتوحش و مفاهیم اکولوژی مدرن است. آسیب حضور انسان در فصل جفتگیری، لزوماً با یک عدد ساده در آمار زادآوری همان سال سنجیده نمیشود. پژوهشهای متعدد زیستشناختی نشان میدهد که تجمع انسان، نور چراغ در شب، صدای ترددهای پیاپی و تلاش برای نزدیک شدن به حیوان، موجب افزایش شدید هورمونهای استرس یا همان کورتیزول در مرال میشود.
مرال نری که در اثر حضور گردشگران دچار تنش میشود، ریتم طبیعی بانگدهی و قلمروخواهی خود را از دست میدهد یا مجبور میشود برای حفظ امنیت به مناطق حاشیهای و ناامنتر عقبنشینی کند؛ مناطقی که اتفاقاً خطر حضور شکارچیان غیرمجاز در آنها بیشتر است. برهم خوردن این چرخه، بهطور مستقیم بر موفقیت جفتگیری و امنیت گله مرالها اثر میگذارد، حتی اگر اثر آن در همان لحظه قابل لمس نباشد.
سازمان حفاظت محیط زیست با حضور مردم در طبیعت مخالف نیست و قرار نیست ارتباط جامعه با محیط زیست قطع شود. جنگلهای هیرکانی دارای پهنههای وسیع، مناطق آزاد و مسیرهای متعدد گردشگری هستند که مردم میتوانند در طول سال از آنها بهرهمند شوند. اما مناطق چهارگانه و زیستگاههای اصلی، نقش هسته امن را برای حیاتوحش ایفا میکنند.
اگر قرار باشد حساسترین پدیده زیستی گونه یعنی زادآوری و جفتگیری در همین مناطق امن نیز دستمایه شوک حضوری و سرگرمی تماشاگران شود، فلسفه وجودی مناطق حفاظتشده زیر سؤال میرود. حیاتوحش برای ادامه نسل به یک مأمن بیمزاحمت نیاز دارد.
تعریف گردشگری مسئولانه با تماشای پدیدهها به هر قیمت تفاوت دارد. فصل جفتگیری مرال، یک رویداد نمایشی یا سیرک طبیعی نیست که برای هیجان تماشاچیان برنامهریزی شود. این بازه 40 روزه، حیاتیترین پنجره زمانی برای تداوم نسل مرال در ایران است. اگر این 40 روز به سکوت و آرامش بگذرد، مرال باقی میماند تا در سایر ایام و در چارچوبهای مدیریتشده، نماد زندگی در هیرکانی باشد.
سازمان حفاظت محیط زیست هرگز نمیگوید تمام خطرات متوجه گردشگری است. به طور قطع شکار غیرمجاز، تخریب زیستگاه، ناامنی و توسعه عمرانی بی ضابطه از عوامل اصلی تهدید مرال هستند. اما حضور غیرمدیریتشده توریستها در فصل گاوبانگی، یک بار اضافه و ضریب تهدید جدید بر دوش زیستگاهی است که خود با بحرانهای مختلف دستوپنجه نرم میکند.
سازمان حفاظت محیط زیست راه حضور مردم را نبسته، بلکه ریل آن را تغییر داده است. درهای مناطق بر روی کسانی که میخواهند حفاظتگر باشند باز است. علاقهمندان، تشکلهای مردمنهاد و جوامع محلی میتوانند با هماهنگی ادارات محیط زیست، آموزش دیدن و پذیرش مسئولیت، در قالب همیار به چادرهای گاوبانگی بپیوندند و به پایش و حفظ امنیت منطقه کمک کنند.
تفاوت میان گردشگر و حفاظتگر در همین نگاه است. گردشگر برای تجربه شخصی و ثبت تصویر به منطقه میآید، اما حفاظتگر برای آن حضور مییابد که گونه بتواند بدون دیده شدن و بدون ترس، به زندگی خود ادامه دهد.
ممنوعیت تورهای گاوبانگی در استانهای گیلان، مازندران، گلستان و سمنان، تقابل با مردم یا سانسور طبیعت نیست؛ بلکه تصمیمی بر پایه مسئولیت اکولوژیک است.
بین تماشای مرال برای لذت شخصی و سکوت به احترام بقای مرال، دومین گزینه نشاندهنده بلوغ جامعه در قبال محیط زیست است. مرالها در فصل جفتگیری به تماشاچی نیاز ندارند؛ به امنیت، سکوت و زیستگاهی آرام نیاز دارند.
بیاییم حق آرامش حیاتوحش در فصل زادآوری را بر هیجان تماشا مقدم بدانیم. بانگ مرال، بانگ بقاست و خاموشی آن، خاموشی بخشی از حیات و شکوه طبیعت ایران است.
ممنوعیت تورهای گاوبانگی، محدود کردن مردم نیست؛ محدود کردن فشار انسانی بر مرال است.
ختم کلام این یادداشت در این مصرع خلاصه شده؛ سُرنا زِ بیراهه زدن، رسمِ تماشا نبود.
** احمد دباغیان؛ کارشناس ارشد محیط زیست
در این فصل، مرالهای نر برای جفتگیری و حفظ قلمرو خود بانگ سر میدهند. این صدا تنها یک جاذبه شنیداری یا تصویری نیست؛ نشانهای از سلامت زیستگاه و بخشی از فرایند طبیعی زادآوری یکی از ارزشمندترین گونههای حیاتوحش کشور است. هر بانگ، پیامی از دل جنگل است؛ پیامی که یادآوری میکند هنوز بخشی از طبیعت ایران زنده است.
اما همزمان با این شکوه، پرسشی مهم و چالشبرانگیز مطرح میشود: آیا ممنوعیت تورهای گاوبانگی، حذف مردم از طبیعت و نگاهی غیرعلمی به حیاتوحش است، یا یک ضرورت اکولوژیک برای حفظ حیات مرال؟
در سالهای اخیر، برخی منتقدان بر این باورند که ممنوعیتهای فصلی، مردم را از مناطق طبیعی دور میکند. این دیدگاه مطرح میشود که گردشگر حق دارد پدیدههای زیستی را ببیند و میپرسند: آیا شواهدی از کاهش زادآوری یا ترک منطقه بهدلیل حضور انسان وجود دارد؟
پاسخ به این پرسشها نیازمند نگاهی دقیقتر به رفتارشناسی حیاتوحش و مفاهیم اکولوژی مدرن است. آسیب حضور انسان در فصل جفتگیری، لزوماً با یک عدد ساده در آمار زادآوری همان سال سنجیده نمیشود. پژوهشهای متعدد زیستشناختی نشان میدهد که تجمع انسان، نور چراغ در شب، صدای ترددهای پیاپی و تلاش برای نزدیک شدن به حیوان، موجب افزایش شدید هورمونهای استرس یا همان کورتیزول در مرال میشود.
مرال نری که در اثر حضور گردشگران دچار تنش میشود، ریتم طبیعی بانگدهی و قلمروخواهی خود را از دست میدهد یا مجبور میشود برای حفظ امنیت به مناطق حاشیهای و ناامنتر عقبنشینی کند؛ مناطقی که اتفاقاً خطر حضور شکارچیان غیرمجاز در آنها بیشتر است. برهم خوردن این چرخه، بهطور مستقیم بر موفقیت جفتگیری و امنیت گله مرالها اثر میگذارد، حتی اگر اثر آن در همان لحظه قابل لمس نباشد.
سازمان حفاظت محیط زیست با حضور مردم در طبیعت مخالف نیست و قرار نیست ارتباط جامعه با محیط زیست قطع شود. جنگلهای هیرکانی دارای پهنههای وسیع، مناطق آزاد و مسیرهای متعدد گردشگری هستند که مردم میتوانند در طول سال از آنها بهرهمند شوند. اما مناطق چهارگانه و زیستگاههای اصلی، نقش هسته امن را برای حیاتوحش ایفا میکنند.
اگر قرار باشد حساسترین پدیده زیستی گونه یعنی زادآوری و جفتگیری در همین مناطق امن نیز دستمایه شوک حضوری و سرگرمی تماشاگران شود، فلسفه وجودی مناطق حفاظتشده زیر سؤال میرود. حیاتوحش برای ادامه نسل به یک مأمن بیمزاحمت نیاز دارد.
تعریف گردشگری مسئولانه با تماشای پدیدهها به هر قیمت تفاوت دارد. فصل جفتگیری مرال، یک رویداد نمایشی یا سیرک طبیعی نیست که برای هیجان تماشاچیان برنامهریزی شود. این بازه 40 روزه، حیاتیترین پنجره زمانی برای تداوم نسل مرال در ایران است. اگر این 40 روز به سکوت و آرامش بگذرد، مرال باقی میماند تا در سایر ایام و در چارچوبهای مدیریتشده، نماد زندگی در هیرکانی باشد.
سازمان حفاظت محیط زیست هرگز نمیگوید تمام خطرات متوجه گردشگری است. به طور قطع شکار غیرمجاز، تخریب زیستگاه، ناامنی و توسعه عمرانی بی ضابطه از عوامل اصلی تهدید مرال هستند. اما حضور غیرمدیریتشده توریستها در فصل گاوبانگی، یک بار اضافه و ضریب تهدید جدید بر دوش زیستگاهی است که خود با بحرانهای مختلف دستوپنجه نرم میکند.
سازمان حفاظت محیط زیست راه حضور مردم را نبسته، بلکه ریل آن را تغییر داده است. درهای مناطق بر روی کسانی که میخواهند حفاظتگر باشند باز است. علاقهمندان، تشکلهای مردمنهاد و جوامع محلی میتوانند با هماهنگی ادارات محیط زیست، آموزش دیدن و پذیرش مسئولیت، در قالب همیار به چادرهای گاوبانگی بپیوندند و به پایش و حفظ امنیت منطقه کمک کنند.
تفاوت میان گردشگر و حفاظتگر در همین نگاه است. گردشگر برای تجربه شخصی و ثبت تصویر به منطقه میآید، اما حفاظتگر برای آن حضور مییابد که گونه بتواند بدون دیده شدن و بدون ترس، به زندگی خود ادامه دهد.
ممنوعیت تورهای گاوبانگی در استانهای گیلان، مازندران، گلستان و سمنان، تقابل با مردم یا سانسور طبیعت نیست؛ بلکه تصمیمی بر پایه مسئولیت اکولوژیک است.
بین تماشای مرال برای لذت شخصی و سکوت به احترام بقای مرال، دومین گزینه نشاندهنده بلوغ جامعه در قبال محیط زیست است. مرالها در فصل جفتگیری به تماشاچی نیاز ندارند؛ به امنیت، سکوت و زیستگاهی آرام نیاز دارند.
بیاییم حق آرامش حیاتوحش در فصل زادآوری را بر هیجان تماشا مقدم بدانیم. بانگ مرال، بانگ بقاست و خاموشی آن، خاموشی بخشی از حیات و شکوه طبیعت ایران است.
ممنوعیت تورهای گاوبانگی، محدود کردن مردم نیست؛ محدود کردن فشار انسانی بر مرال است.
ختم کلام این یادداشت در این مصرع خلاصه شده؛ سُرنا زِ بیراهه زدن، رسمِ تماشا نبود.
** احمد دباغیان؛ کارشناس ارشد محیط زیست
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.