مرگ دریاچه زریوار کردستان
سپهرغرب، گروه گردشگری: امروز میخواهیم به سراغ یکی از زیباترین جلوههای طبیعت ایران برویم که رنگ تازهای به سرزمینمان بخشیده و حیات را به آن هدیه داده است و قصد داریم با نگاهی متفاوت آن را مورد بررسی قرار دهیم. راهی یکی از دریاچههای آب شیرین کشورمان هستیم، اما سفرمان طعم تلخ گزندهای دارد؛ سفر میکنیم تا نابودی یک دریاچه را به تماشا بنشینیم و دردهایش را بشناسیم.
این نخستینبار نیست که شاهد زوال یکی از جاذبههای کشورمان هستیم، بارها و بارها از گوشه و کنار این سرزمین خبرهای بدی را شنیدهایم که شاید برای لحظاتی ما را در فکر فرو برده باشند و شاید هم بیتفاوت از کنارشان گذشتهایم.

چندی است که مشکلات زیادی به جان دریاچه زریوار در استان کردستان افتاده و زخمهای فراوانی را بر پیکرش زدهاند. زخمهایی که روزبهروز بزرگ و بزرگتر میشوند و تا جان دریاچه را نگیرند، دستبردار نیستند. در این میان اگر بخواهیم به دنبال مقصر بگردیم، باید انگشت اتهام را به سوی خودمان بگیریم و منشأ همه این اتفاقات را در رفتار غلط خودمان جستجو کنیم.
بد نیست برای لحظاتی با ما همراه شوید و ببینید که چگونه یکی از مهمترین سرمایههای طبیعی کشورمان درحال چشیدن طعم مرگ است.
با دریاچه زریوار آشنا شوید
زریوار یا زریبار نام دریاچهای در فاصله سه کیلومتری غرب شهر مریوان است که آب خود را از چشمههای جوشان و نزولات آسمانی تأمین و با طعم شیرینش از طبیعت پذیرایی میکند. این دریاچه حدود پنج کیلومتر طول و 1.6 کیلومتر عرض دارد، اما بهدلیل تغییرات حجم آبی در فصول مختلف، وسعت آن متغیر است.
هیچ رودخانهای به این دریاچه وارد نمیشود، اما سالهاست که بساطش بر زمین پهن بوده و جلوه زیبایش را به رهگذران نشان میدهد؛ شاید به همین دلیل است که میتوان آن را دریاچهای افسانهای پنداشت که قرار است تا ابد میهمان طبیعت ایران باشد.
این دریاچه لقب بزرگترین و زیباترین دریاچه آب شیرین ایران را به خود اختصاص داده است و بهعنوان یکی از منحصربهفردترین دریاچههای آب شیرین در جهان شناخته میشود. این ویژگیهای مهم باعث شد تا در بیستم بهمنماه سال 1389 نام دریاچه زریوار بهعنوان صدودومین اثر طبیعی در فهرست میراث طبیعی ایران قرار گیرد.
حال امروز زریوار چگونه است؟
زریوار، این دریاچه زیبای ایران با دردهای بسیاری دستوپنجه نرم میکند. به هر کجایش که بنگریم، رد پایی از یک تهدید را میبینیم که به جان این جاذبه طبیعی افتاده و آن را به مرگ نزدیک و نزدیکتر میکند؛ گویی انسان و طبیعت بر ضد این گنجینه طبیعی متحد شدهاند تا جانش را بستانند و آن را محو کنند.
البته طبیعت نیز درنتیجه فعالیتهای انسان از خود واکنش نشان میدهد و بهتنهایی مقصر نیست. در ادامه به بررسی نقش هر یک از این دو میپردازیم:
طبیعت به جان یکی از زیباترین جاذبههای خودش افتاده
بارشهای رگباری و سنگین رسوب دریاچه را افزایش میدهند و خشکسالیها و کمبود بارش از میزان آب ورودی به دریاچه کم میکند. در این میان یخبندان و دماهای پایین بیسابقه تأثیرات منفی را بر اکوسیستم منطقه دارد و نظم آن را برهم میزند.
از سوی دیگر چندی است قاتلان طلاییرنگ از راه رسیدهاند که روزبهروز بر تعدادشان افزوده میشود. این قاتلان نیهایی هستند که بهسرعت رشد میکنند و دامنه خود را گسترش میدهند؛ شاید در نگاه نخست زیبا به نظر برسند، اما اگر رشدشان کنترل نشود، سطح دریاچه را فرا میگیرند و مردم را از دیدن آن محروم میکنند. همچنین این نیزارها باعث تلف شدن پرندگان میشوند و میزان آنها را در منطقه کاهش میدهند.
رد پای انسان
تا به حال دیده نشده در پرونده از بین رفتن یک اثر، رد پایی از انسان و فعالیتهایش نباشد. فعالیتهایی که غیر مسئولانه انجام میشوند و بر طبق یک روش غلط ادامه مییابند و کمکم فاجعهای را شکل میدهند؛ افزایش روزافزون جمعیت، گسترش شهرنشینی و پیشرفت و توسعه سریع بهانههای خوبی شدهاند تا انسان امروز به فکر منفعتطلبیهای خودش بیفتد و بدون توجه به محیط پیرامون خود، فعالیتهای بسیاری را انجام دهد.
زریوار هم از این لطفِ بیپایان انسان بینصیب نمانده و بهدلیل اتفاقات زیر، طعم تلخ نابودی را چشیده است:
- روان شدن فاضلاب انسانی و مواد زائد جامد روستاها به دریاچه که ازت در آب را بهشدت افزایش میدهد؛ این شرایط بهترین فرصت برای نیزارها و گیاهان آبزی مزاحم است تا به دریاچه راه پیدا کنند و جانش را بگیرند.
- رسوبات و شنهای جاری و فضولات حیوانی و انسانی که از طریق بند انحرافی (قزلچه) به دریاچه راه یافتهاند.
- تخریب جنگلهای اطراف دریاچه توسط انسان برای تغییر کاربری جنگلها و مراتع به زمین زراعی یا استفاده از چوب برای تأمین سوخت زمستانی و صنعتی.
- آتشسوزیهای متعدد که بر اثر بیاحتیاطی انسان رخ میدهند.
- خاکبرداری از برخی نقاط جنگل که بهنام استفاده از معدن صورت میگیرد.
- شکار غیر قانونی پرندگان (اردک، چنگر، قو و غیره) و پستانداران (خرگوش، خوک وحشی و غیره) توسط شکارچیان که موجب انقراض آنها برای همیشه میشود.
- نبود شناخت کافی و درک درست و روشن از مسائل زیستمحیطی در میان اقشار مختلف جامعه.
چرا زریوار اهمیت دارد؟
حالوروز امروز دریاچه تنها به زیبایی آن آسیب نمیزند، بلکه زندگی همه مردم و حیات وحش را تهدید میکند. شاید برخورد ما با زریوار منصفانه نبوده باشد، اما طبیعت کاملاً منصفانه و در ازای بیمهریها، الطاف خود را از انسان میگیرد و او را در این فاجعه سهیم میکند. شاید درک عمق این فاجعه برایتان سخت باشد، اما پیش از آنکه بهراحتی از کنار این مسئله بگذرید، نگاهی به فواید دریاچه برای مردم حاشیه آن بیندازید و بعد درباره آن قضاوت کنید:
- کشاورزان آب مورد نیاز برای زمینهای خود را از زریوار تأمین میکنند.
- زریوار منبع مهمی برای گوشت سفید بهشمار میرود که از طریق صید ماهی وارد بازار میشوند و به دست مصرفکننده میرسند.
- علوفه دامهای موجود در روستاهای اطراف از کنار این دریاچه تأمین میشود و توسعه دامپروری را ممکن میکند.
- زیست، تولید مثل، تکثیر و حفظ بقای نسل بسیاری از حیوانات وحشی مانند خرگوش، روباه، گراز و پرندگان بومی و مهاجر به حیات زریوار وابسته است؛ این جانداران یکی دو تا نیستند و 97 گونه پرنده، 32 گونه پستاندار، 13 گونه خزنده و 11 گونه ماهی را شامل میشوند.
- حیات 100 گونه گیاهی تنها درصورت بقای زریوار ادامه مییابد که از میان آنها میتوان به گونه نادر گیاه گوشگ یا گوشتخوار اشاره کرد.
- چشمانداز بهاری و تابستانی، پاییز هزاررنگ و یخ بستن سطح دریاچه در زمستان ویژگیهای کمنظیری را به آن بخشیده است و بسیاری از عاشقان طبیعت را به این مکان میکشاند. حضور گردشگران بخشی از منافع اقتصادی مردم منطقه را تأمین میکند و در معیشت آنان تأثیرگذار است.
حالا لحظهای این منطقه را بدون زریوار تصور کنید، چه فاجعهای رخ میدهد؟
دریاچه زریوار چه قدر تا خط پایان فاصله دارد؟
شاید برای آنکه بدانیم چه قدر زمان برای نجات دریاچه باقی مانده است، باید کمی علمیتر به موضوع نگاه کنیم. دریاچه نیز مانند انسان روزی متولد میشود، زندگی میکند و روزی هم میمیرد.
تولد دریاچه در مرحلهای بهنام الیگوتروف رخ میدهد؛ در این زمان آب دریاچه کامل شفاف و روشن و فاقد هرگونه حیات است. کمی بعدتر با افزایش املاح موجود در آب و تغییر رنگ آن، آبزیان از راه میرسند و گیاهان نیز در حاشیه دریاچه شروع به رشد میکنند تا مرحله مزوترف رخ دهد. با مغذیتر شدن آب، دریاچه میزبان جانداران و گیاهان بیشتری میشود و مرحله یوترف آغاز میشود؛ در آخرین مرحله موسوم به دیستروف رسوبات به دریاچه وارد میشوند و از عمق آن میکاهند، کرانههای دریاچه به مرکز آن نزدیک و نزدیکتر میشوند و مرگ دریاچه را رقم میزنند.
حالا زریوار درحال گذر از مرحله سوم به چهارم است و مهمتر از همه اینکه رسوبات میتوانند با پوشاندن چشمههای خودجوشِ کف دریاچه ورود آب را کاهش دهند و مرگ آن را زودتر رقم بزنند.
درست است که این سیر طبیعی برای هر دریاچهای رخ میدهد، اما تسریع آن نظم طبیعت را برهم میزند و عواقب ناخوشایندی را به دنبال دارد.
آیا هنوز هم امیدی هست؟
هیچوقت برای نجات حیات دیر نیست؛ هنوز هم میتوان با چند اقدام، تأثیراتی بزرگ را بر محیطزیست منطقه گذاشت و آن را نجات داد.
دریاچه را از آلودگی حفظ کنیم. برای این کار لازم است تا مردم منطقه و گردشگران درحالی که از زیباییهای زریوار لذت میبرند، خاطرش را با زبالهها و آلودگیهایشان نیازارند و به آن آسیب نزنند.
رسم غلط شکار را فراموش کنیم. پرندگان و حیوانات به این دریاچه و حاشیه آن پناه آوردهاند و میخواهند در کنار آن به زندگی ادامه دهند، پس چرا باید آنها را از زندگی محروم کنیم؟ تنها به بهای یک وعده غذای خوشمزه؟ یا استفاده از پوست آنها؟ این امر بهویژه در مورد پرندگان مهاجر باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد. این پرندگان چندماهی از سال را میهمان کشور ما هستند؛ آیا شکار رسم میهماننوازی و پذیرایی از این جانداران است؟
مسئولین به فکر باشند. همه کارها در توان مردم نیست و نیازمند همکاری مسئولین است که میتوانند با انجام کارهای زیر گام مؤثری را جهت حفظ این اثر طبیعی بردارند:
- فرهنگسازی و آموزش به مردم منطقه جهت حفظ محیطزیست
- ایجاد سدهای رسوبگیر
- گسترش استفاده از نیها برای تولید صنایع دستی در روستاهای اطراف دریاچه
- ایجاد هیئتهای متخصص علمی برای مطالعه در مورد جنبههای مختلف دریاچه
- اختصاص بودجه برای لایروبی دریاچه
- تخصیص اعتبارات و تسهیلات لازم برای تبدیل منطقه به یک قطب گردشگری