شهرداری از تصدیگری در حوزه پسماند کنار بکشد
طی چند دهه اخیر آنچه مسلم است اینکه سیستم مدیریت پسماند در شهرها بهویژه شهر همدان در بنبست ناکارآمدی گرفتار آمده؛ بیتردید گذشت زمان و ادامه روند کنونی، آن را از بنبست خارج نمیکند زیرا گذر از این بنبست نیازمند افزایش کیفیت فرآیندهای تصمیمگیری و حکمرانی خوب است.
بر این اساس با توجه به اهمیت موضوع بدون هیچگونه زیادهگویی بر آن شدیم تا دراینباره گفتوگویی را با کارشناس ارشد محیط زیست و کارشناس رسمی دادگستری البرز ترتیب دهیم که در ادامه میخوانید:
مجید حسنزاده با بیان اینکه در ابزارهای جلب مشارکت و همکاری نقشآفرینان یک سیستم در هر سطحی (مثلاً خانواده، شرکت، گروه، جامعه و غیره)، بر پایه نوع و جنس اجزای مختلف آن سیستم، بهطورکلی از پایین به بالا عبارتاند از ترساندن از تنبیه و جریمه (گفتمان سلبی)، تحریک حس منفعتطلبی اقتصادی (گفتمان انگیزشی یا برد-برد) و تبدیل هدف سیستم به ارزش اخلاقی و فرهنگی (گفتمان ایجابی) مطرح است گفت: در کشور ما، بهصورت تاریخی، ابزار دوم مغفول مانده و اگر به رفتار مدیران سیستمها بنگریم، یا تنبیه و مجازات میبینیم یا نصیحت و پند و اندرز!
وی افزود: حالآنکه در میان این سه گفتمان، پیادهسازی گفتمان سلبی از همه راحتتر و البته ناکارآمدتر است، راحتی ازاینجهت که بدون ذرهای ظرافت، هزینهای اندک دارد و ناکارآمدی ازاینجهت که کاملاً تحت تأثیر محیط است و مادامیکه تنبیه از میان رود، همکاری هم از میان خواهد رفت.
این کارشناس ارشد مهندسی محیط زیست با تأکید بر اینکه گفتمان سوم نیز از همه دشوارتر و البته پایدارتر است ابراز کرد: دشوار ازاینجهت که با معنویات، ارزشها و باورها سر و کار دارد که اموری انتزاعی هستند و شخصی، مخاطب این گفتمان نیز صرفاً کسانی هستند که امری را پذیرفته و اهمیت آن را درک کرده باشند که همین دو نکته تعداد مخاطبان را کاهشی چشمگیر میدهد و پایدار ازاینجهت که وقتی امری تبدیل به ارزش و باور شخصی شد، تأثیرپذیری آن از محیط بسیار اندک خواهد بود.
حسنزاده افزود: اینجاست که گفتمان دوم اهمیت پیدا میکند و در آن مدیر، اجزای سیستم را در منافع حاصل از فعالیت آن سیستم سهیم میکند و در مقابل این شراکت، از آنها همکاری میگیرد که دقیقاً هم در همینجاست که بهصورت تاریخی در سیستمهای موجود در ایران مقاومت میبینیم، بهاینعلت که مدیر میخواهد اجزای سیستم با وی همکاری کنند، اما نمیخواهد آنها را در منافع حاصل از فعالیت سیستم سهیم کند و همه منافع را برای خود میخواهد.
وی با اشاره به اینکه در یک جامعه، زندگی روزانه یکایک شهروندان، به تولید پسماند میانجامد، پس هیچ شهروندی از سیستم مدیریت پسماند خارج و مستثنی نیست؛ بنابراین برای مدیریت پسماند یک جامعه در مراحل تفکیک و جمعآوری، یا باید افرادی استخدام شوند که پسماند یکایک شهروندان را مدیریت کنند که این مستلزم صرف هزینه بسیار بالای نیروی انسانی است یا با جلب همکاری از خود شهروندان این فرآیند را پیش برد اظهار کرد: تمامی مطالعات و تجربیات موفق جهانی، بدون استثنا نشان دادهاند کارآمدی مدیریت پسماند بدون جلب مشارکت شهروندی ممکن نیست، به عبارتی اگر هر فرآیندی در جامعه را توانستیم با ابزارهایی جز مشارکت شهروندی پیش ببریم، این مدیریت پسماند را نخواهیم توانست!
این کارشناس ارشد مهندسی محیط زیست ادامه داد: پس باید سیستمی طراحی کرد که در آن بتوان همزمان هم از ابزارهای سلبی (وضع جریمه)، هم ایجابی (فرهنگسازی) و مهمتر از این دو، ابزار انگیزشی (تحریک حس منفعتطلبی) استفاده کرد که در مدیریت پسماند در ایران، بهمانند بسیاری از حوزههای دیگر، در بخش بهرهگیری از ابزار انگیزشی عدم تمایل حکمرانان به سهیم نمودن شهروندان در منافع فرآیندها را شاهد هستیم.
حسنزاده با اشاره به اینکه اگر سیستم مدیریت پسماند را تحلیل کنیم، نقشآفرینان آن سیستم عبارتاند از شهروندان، حاکمیت، تشکلها، کارگران، کارفرمایان و نهادهای مالی هستند ابراز کرد: رویکرد حاکمیت در برخورد با فساد سازمانیافته بسیار منفعلانه، واکنشی، دستوری، کند و تنبل است و ابزارهایی چون صدور بخشنامه «ممنوعیت زبالهگردی» در کنار «نداشتن حق برخورد و توقیف با کامیونهای زبالهگردان»، چاپ بنرهای «تماس با شهرداری در صورت مشاهده زبالهگرد» و انتقاد تکراری و کلیشهای مسئولان از «نیاز به فرهنگسازی در میان مردم» و «عدم همکاری نهادهای مسئول»، تاکنون بههیچعنوان کارآمدی و اثربخشی لازم برای مقابله با این فساد در حال گسترش را نداشتهاند و بهروشنی، نهتنها زبالهگردی در کلانشهرها کاهش نیافته، بلکه افزایشی دوچندان داشته است!
وی با اشاره به اصلیترین مشکل و مانع پیش روی موفقیت سیستم مدیریت پسماندها در شهر ابراز کرد: در دو دهه اخیر، شهرداریها از تصدیگر (نهاد حاکمیتی) به کارفرما (بنگاه اقتصادی) تبدیلشدهاند که هدف اولشان بهجای خدمت، به حداکثر رساندن درآمد در رقابت اقتصادی در بازار است و بر همین اساس نگاه شهرداریها از «پسماند بهمثابه یک مشکل که باید حل شود» به «پسماند بهمثابه یک کالا که باید فروخت» تبدیل شده است و گاه حتی در میان مدیران شهرداری رقابتی بر سر کسب درآمد از فروش پسماند بهعنوان یک دستاورد دیده میشود! چنین رویکردی بهدنبال خود فشار بر پاییندست (شرکتهای بازیافت پسماند) و تعارض منافع با مشارکت شهروندان (گفتمان انگیزش و تحریک حس منفعتطلبی شهروندان برای مشارکت در چرخه مدیریت پسماند) را میآورد و با ناممکن شدن مشارکت شهروندی و بخش خصوصی، مدیریت پسماند در دور باطل ناکارآمدی باقی میماند.
کارشناس ارشد مهندسی محیط زیست با اشاره به اینکه اگر مدیریت پسماند در کشور را در ترازوی حکمرانی خوب در سه بخش حاکمیت، شهروندان و بازار بگذاریم خواهیم دید که در بخش حاکمیتی، در قانون مدیریت پسماند هیچ اشارهای به بازار و شهروندان نشده است که این گواه روشنی بر فاصله این قانون از مدیریت مناسب است افزود: در این قانون صرفاً برای نهادهای دولتی (قوه مجریه) مسئولیتهایی در حوزههای برنامهریزی، اجرا و نظارت ذکر شده که همین نیز، قانون را از یک سند حاکمیتی پایینتر میآورد و کاملاً دولتی میکند!
حسنزاده با اشاره به اینکه بهرهوری بر کلیت اقتصاد مدیریت پسماند کشور حاکم نیست و هزینههای حوزه اجرا بسیار بیشتر از درآمدهای آن در این حوزه است اذعان کرد: در بخش شهروندی، بدل شدن فعالیت شهرداری از مدیریت تصدیگرایانه (خدمت)، به مدیریت کارفرمایی (رقابت) باعث بروز تعارض منافع میان این نهاد حاکمیتی و نهادهای شهروندی شده است، چراکه کارآمدسازی مدیریت پسماند با مشارکت شهروندی و سهیم نمودن آنها در منافع چرخه بهعنوان انگیزش، با به حداکثر رساندن درآمد از فروش پسماند جمع شدنی نیست. بر همین اساس، این تعارض منافع در کنار سایر قوانین مخل کسبوکار موانع جدی مشارکت شهروندان و بخش خصوصی در این حوزه هستند.
وی افزود: بحث بعدی اینکه مدیریت پسماند یک مقوله کاملاً علمی و تخصصی است که میبایست توسط اهالی فن این تخصص انجام پذیرد اما در شهرداری این روند را شاهد نیستیم اذعان کرد: از طرفی بحث آموزش شهروندان بهعنوان رکن حیاتی در تحقق این موضوع نیز از سوی دستگاههای ذیربط و بهویژه شهرداریها مغفول مانده است.
وی با تأکید بر اینکه دراینبین صداوسیما میتواند نقش بسزایی را ایفا کند، تشریح کرد: البته در عرصه فرهنگسازی هیچ روشی به گفتوگوی چهره به چهره از طریق بهکارگیری پیمانکاران که باید از سوی شهرداری به تصدیگیری خود به کار بگیرد نمیرسد.
این کارشناس محیط زیست با بیان اینکه در حال حاضر پسماندهای خانگی و شهری بهصورت نادرست و تفکیک نشده وارد مراکز دفع شده و در دل زمین جای میگیرند، اذعان کرد: این مهم خود معضلات زیستمحیطی بیشماری همچون تولید و انتشار گازهای آلاینده محیط زیست و درعینحال تولید شیرابههای خطرناک را بهدنبال دارد.
حسنزاده با تأکید بر اینکه قدرت آلایندگی شیرابه حاصل از زباله 30 برابر فاضلاب بهداشتی است، تشریح کرد: در بحث شیرابه سایت زباله همدان نیز تحقیقی بر اساس عکسهای هوایی انجام دادم که مشخص کرد وسعت شیرابههای لندفیل (خاکچال) همدان میتواند آلودگی آبهای زیرزمینی، عدم حاصلخیزی خاک را به همراه داشته باشد.
وی ادامه داد: در صورت وجود پسماندهای الکترونیک (باطری و فلزات سنگین) چون این شیرابهها اسیدی هستند این فلزات حل و وارد آبهای زیر زمینی شده و در مدتی نهچندان بلند منابع زیر زمینی شهر، آلوده به این فلزات شده و بیماریهای بسیاری همچون سرطانها و ناهنجاریهای عصبی، اخلاقی و اجتماعی را شهر شیوع پیدا خواهد کرد.
وی با تأکید بر اینکه اثرات زیستمحیطی یک معضل در بلندمدت بروز و ظهور پیدا میکند، تصریح کرد: بر این اساس باید این مهم را به شهروندان آموخت که با این روند و این نوع مدیریت پسماند نسل آینده را به نابودی خواهیم کشاند.
معالوصف با اشاره به آنچه گفته شد با توجه به عمق فاجعه زیست محیطی حاصل از شیرابههای لندفیل (سایت زباله) شهر همدان و آیندهای ترسناک متصور از آنکه زیاد هم دور نیست لازم است شهرداری همدان نیز برای تحقق مدیریت پسماند در عرصه جمعآوری از کمک و همراهی بخش خصوصی در بستر پیمانکاری بهره برده و برای هر منطقه با توجه به وسعت و کار تعریفشده پیمانکار خاصی را هم در عرصه آموزش هم در عرصه جمعآوری زباله بهکار گیرد و خود در قامت نظارت بر حسن اجرا وارد عرصه شود وگرنه نتیجه خاصی را نمیتوان در روند مدیریت پسماند شاهد باشیم و همچنان حکایت روز از نو روزی از نو خواهد بود.