گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:103603

پرشین‌یاقوت؛ آزمون ایمیدرو و مدیران همدان برای پایان یک انتظار 18 ساله

زهره پوروهابی
پرشین‌یاقوت؛ آزمون ایمیدرو و مدیران همدان برای پایان یک انتظار 18 ساله

بازدید عباس صوفی، نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی، به همراه احسان عزیزی، معاون معادن و صنایع معدنی ایمیدرو، از دپارتمان گوهرسنگ اداره‌ کل آموزش فنی‌وحرفه‌ای استان، فی‌نفسه اتفاقی مثبت است؛ هر اقدامی که ظرفیت‌های مغفول بخش معدن و صنایع معدنی همدان را به سطوح تصمیم‌گیری ملی متصل کند، باید مغتنم شمرده شود، اما حضور یکی از مدیران سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران در همدان، برای استانی که سال‌ها از فاصله میان ظرفیت‌های بالقوه و دستاوردهای بالفعل اقتصادی رنج برده است، باید معنایی فراتر از یک بازدید، مشاهده تجهیزات و اعلام آمادگی برای همکاری‌های آموزشی داشته باشد.
ایمیدرو صرفاً یک نهاد ناظر بر فعالیت‌های معدنی یا مجموعه‌ای برای حمایت‌های محدود بخشی نیست؛ این سازمان اساساً با مأموریت توسعه معدن و صنایع معدنی شکل گرفته و در حوزه‌هایی چون راهبری طرح‌های توسعه‌ای، فرآوری مواد معدنی، تسهیل سرمایه‌گذاری و مشارکت با بخش خصوصی نقش دارد. تجربه فعالیت این سازمان در استان‌های مختلف نیز نشان می‌دهد که ظرفیت ایمیدرو، درصورت قرار گرفتن یک مسئله در دستور کار توسعه‌ای آن، می‌تواند بسیار فراتر از حمایت‌های پراکنده باشد. عباس صوفی در خردادماه امسال تصریح کرده بود که ورود سرمایه‌گذار و مشارکت ایمیدرو با بخش خصوصی، می‌تواند زمینه جهش بخش معدن همدان را فراهم کند.
حال پرسش اساسی این است که سهم همدان از این ظرفیت توسعه‌ای چیست؟
اهمیت این پرسش زمانی بیشتر می‌شود که روزهای اخیر احسان عزیزی اعلام کرده که همدان به‌عنوان آزمونه ایمیدرو در حوزه گوهرسنگ انتخاب و 18 محدوده امیدبخش گوهرسنگ در استان شناسایی شده؛ بنا بر همین گزارش، بخش قابل‌ توجهی از پهنه‌های استان نیز درحال بررسی‌های اکتشافی است. این خبر اگر قرار باشد به یک سیاست واقعی توسعه‌ای منتهی شود، باید آغاز پرسش مهم‌تری باشد: قرار است «آزمونه گوهرسنگ» بودن همدان درنهایت چه تغییری در اقتصاد استان ایجاد کند؟ آیا قرار است صرفاً ذخایر بیشتری شناسایی شود یا قرار است از معدن و گوهرسنگ، زنجیره‌ای ساخته شود که فرآوری، تولید، صنایع‌ دستی، تجارت، گردشگری، اشتغال و ارزش‌افزوده را در داخل استان به یکدیگر متصل کند؟
اتفاقاً نمایندگان همدان نیز مسئله را کم‌وبیش از همین زاویه مطرح کرده‌اند. صوفی در روزهای اخیر از عقب‌ماندگی همدان در ارزش‌افزوده اقتصادی سخن گفته و تأکید کرده است که مسئله معدن استان صرفاً افزایش استخراج نیست، بلکه تبدیل ذخایر زیرزمینی به سرمایه‌گذاری، تولید، اشتغال و ارزش‌افزوده در خودِ استان است. حمیدرضا حاجی‌بابایی نیز خواستار روشن‌ شدن نسبت میان برداشت از معادن استان و سرمایه‌گذاری‌های صورت‌گرفته و توسعه صنایع تبدیلی شده است؛ بنابراین اگر این نگاه در سطح نمایندگان و مدیران ملی مورد قبول است، اکنون زمان مناسبی بوده که یکی از مهم‌ترین پرونده‌های معطل‌مانده همدان نیز با همین منطق دوباره روی میز قرار گیرد: پرشین‌یاقوت.
پروژه پرشین‌یاقوت نزدیک به 18 سال پیش با چشم‌اندازی بسیار بزرگ‌تر از ایجاد چند کارگاه تراش سنگ و با پشتوانه معدن یاقوت آبی، آغاز شد. در گزارش‌های سال‌های گذشته، از مجموعه‌ای سخن گفته می‌شد که قرار بود بخش‌هایی از فرآوری و تراش سنگ‌های قیمتی، عرضه و فروش، کارگاه‌های تولیدی و صنایع‌ دستی، مجموعه‌های تجاری، اقامتی و گردشگری را در کنار یکدیگر قرار دهد. حتی در سال‌های نخست، مدیران پروژه از جلب سرمایه‌گذاران خارجی و ایجاد مجموعه‌ای بزرگ برای نمایش، تراش و تجارت جواهرات سخن می‌گفتند. صرف‌ نظر از اینکه چه میزان از برآوردها و وعده‌های آن سال‌ها واقع‌بینانه بوده است، اصل ایده یک نکته مهم داشت و آن اینکه قرار نبود گوهرسنگ تنها استخراج یا تراشیده شود؛ قرار بود زنجیره ارزش حول آن شکل بگیرد.
این همان حلقه‌ای است که اقتصاد همدان هنوز به آن نیاز دارد؛ استانی با پیشینه قابل اعتنا در صنایع‌ دستی، موقعیت گردشگری، نزدیکی به بازار غرب کشور و دسترسی نسبی به بازار عراق، اگر بتواند معدن، گوهرسنگ، طراحی، هنرهای سنتی، تولید، تجارت و گردشگری را در یک منظومه اقتصادی گِرد هم آورد، امکان ایجاد ارزشی بسیار بیشتر از فروش ماده خام یا فعالیت پراکنده چند واحد کوچک را خواهد داشت. مجموعه‌ای با مختصات پرشین‌یاقوت، درصورت برخورداری از طرح اقتصادی قابل دفاع، بازار واقعی و مدیریت حرفه‌ای، بالقوه می‌توانست به یکی از پیشران‌های این زنجیره تبدیل شود و زمینه ایجاد اشتغال مستقیم و غیر مستقیم را نیز فراهم کند.
اما سرنوشت پروژه به مسیر دیگری رفت؛ طی سال‌های مختلف تغییر سرمایه‌گذار، مسائل مربوط به زمین، منابع طبیعی، راه‌وشهرسازی، تأمین مالی و دیگر دستگاه‌های مرتبط مطرح شد و در مقاطع گوناگون خبرهایی از رفع موانع، احیا یا تعیین‌ تکلیف پروژه انتشار یافت؛ بی‌آنکه نتیجه نهایی متناسب با ابعاد و عمر پروژه در اقتصاد استان، دیده شود.
در سال 1401 حتی اعلام شد که مجوز سرمایه‌گذاری خارجی برای یک سرمایه‌گذار عراقی با رقم اعلامی 100 میلیون یورو صادر شده و برنامه این است که مجموعه ظرف پنج‌سال به بهره‌برداری برسد؛ باید میان صدور مجوز برای سرمایه‌گذاری و تحقق کامل سرمایه‌گذاری تفاوت گذاشت، اما نفس انتشار چنین خبری در آن زمان این انتظار را ایجاد کرد که پس از سال‌ها، گره پروژه سرانجام درحال باز شدن است. با این‌ وجود، پرونده پرشین‌یاقوت همچنان به نقطه‌ای نرسیده که بتوان آثار وعده‌های گذشته را در اقتصاد استان مشاهده کرد.
در چنین شرایطی دیگر مسئله تنها سرنوشت یک سرمایه‌گذار، یک شرکت یا یک قطعه زمین نیست. وقتی پروژه‌ای با چنین سابقه و ظرفیتی نزدیک به دو دهه میان آغاز، توقف، تغییر سرمایه‌گذار، رفع موانع و تعیین‌ تکلیف در رفت‌وآمد است، پرسش به سطحی بالاتر منتقل می‌شود: کیفیت حکمرانی اقتصادی در استان تا چه اندازه قادر است یک فرصت بزرگ را از مرحله طرح و وعده به مرحله تولید ارزش برساند؟
در اقتصاد توسعه زمان نیز به اندازه پول، سرمایه است. 18 سال توقف یا حرکت کُند یک پروژه فقط به معنای خواب سرمایه ساختمانی یا زمین نیست؛ به معنای فرصت‌های شغلی شکل‌نگرفته است، بنگاه‌هایی که پیرامون آن ایجاد نشده‌اند، مهارت‌هایی که به کسب‌وکار اتصال پیدا نکرده‌اند، بازارهایی که دیگران به تصاحب درآورده‌اند، برندهایی که ساخته نشده‌اند و نسلی که می‌توانست در یک زنجیره اقتصادی بومی صاحب حرفه و درآمد شود، اما چنین امکانی در اختیارش قرار نگرفت.
اکنون حضور معاون ایمیدرو در همدان و مهم‌تر از آن اعلام انتخاب همدان به‌عنوان آزمونه این سازمان در حوزه گوهرسنگ، می‌تواند فرصتی برای شکستن این چرخه باشد. البته مطالبه منطقی این نیست که ایمیدرو بدون بررسی حقوقی، اقتصادی و فنی، یک پروژه خصوصی را خریداری کند یا مسئولیت همه خطاها و تصمیم‌های گذشته را برعهده بگیرد؛ چنین خواسته‌ای نه لزوماً با مأموریت و الزامات قانونی سازمان سازگار است و نه راه‌ حل مناسبی برای مسئله خواهد بود. مطالبه جدی‌تر آن است که سازمانی با جایگاه، دانش فنی و ابزارهای توسعه‌ای ایمیدرو نسبت خود را با پرشین‌یاقوت و ظرفیت شکل‌گیری زنجیره ارزش گوهرسنگ همدان، روشن کند.
اگر همدان قرار است آزمونه توسعه گوهرسنگ باشد، باید مشخص شود پرشین‌یاقوت در این نقشه چه جایگاهی دارد. آیا پروژه ازنظر اقتصادی قابلیت احیا دارد؟ آیا امکان تعریف مدل تازه‌ای از مشارکت با بخش خصوصی، جذب سرمایه‌گذار معتبر، ایجاد شرکت پروژه، تکمیل زیرساخت یا استفاده از بخشی از ظرفیت موجود آن هست؟ آیا ایمیدرو می‌تواند در چهارچوب اختیارات قانونی خود به‌عنوان راهبر و تسهیلگر وارد شود؟ و اگر نتیجه بررسی کارشناسی این است که ساختار فعلی پروژه قابلیت ادامه ندارد، جایگزین توسعه‌ای استان برای ایجاد یک خوشه یا زنجیره واقعی گوهرسنگ، چیست؟
این‌ها پرسش‌هایی است که پاسخ آن‌ها ارزش بسیار بیشتری از یک وعده تازه دارد؛ از عباس صوفی نیز که خود بر ضرورت حضور ایمیدرو و سرمایه‌گذاران بزرگ در اقتصاد معدن همدان تأکید کرده، انتظار می‌رود این موضوع را از سطح بازدیدها و گفت‌وگوهای استانی به یک مطالبه مشخص در سطح ملی ارتقا دهد. اگر قرار است ایمیدرو در همدان نقش پُررنگ‌تری داشته باشد، یکی از نخستین آزمون‌ها می‌تواند تعیین تکلیف نسبت این سازمان با ظرفیت پرشین‌یاقوت و زنجیره گوهرسنگ استان باشد.
از مدیریت ارشد استان نیز انتظار می‌رود پس از این‌همه سال، تصویر روشنی از گره‌های باقی‌مانده پروژه ارائه کند. مردم حق دارند بدانند امروز دقیقاً کدام مانع حقوقی، ثبتی، مالکیتی، اجرایی یا اقتصادی بر سر راه پروژه قرار دارد؛ مسئول رفع هر مانع کدام دستگاه است و چه زمان‌بندی مشخصی برای تعیین‌ تکلیف آن وجود دارد. پروژه‌ای با این سابقه نمی‌تواند تا ابد در میان نامه‌ها، جلسات و مسئولیت‌های پراکنده دستگاه‌ها باقی بماند.
دستگاه قضائی نیز که براساس گزارش‌های منتشرشده پیش‌تر برای تعیین‌ تکلیف برخی مشکلات این پروژه، ازجمله مسائل مربوط به زمین، ورود کرده است، می‌تواند با ادامه پیگیری در چهارچوب قانون و با صیانت هم‌زمان از حقوق عمومی، حقوق قانونی سرمایه‌گذار و حقوق اشخاص ذی‌نفع، مانع از آن شود که اختلافات حقوقی بیش از این به فرسایش یک فرصت اقتصادی منجر شود. این یک واقعیت است که پرشین‌یاقوت امروز بیش از هر چیز به تصمیم روشن نیاز دارد و نه یک وعده تازه.
اگر بررسی کارشناسی نشان می‌دهد پروژه ازنظر اقتصادی، حقوقی یا فنی دیگر قابلیت ادامه با ساختار گذشته را ندارد، این واقعیت باید صریح و مستند اعلام و برای ظرفیت‌های ایجادشده آن راه دیگری تعریف شود؛ اما اگر همچنان امکان تبدیل آن به مجموعه‌ای مؤثر در حوزه گوهرسنگ، صنایع‌ دستی، تجارت و گردشگری وجود دارد، قابل قبول نیست سال‌های دیگری نیز در لابه‌لای مکاتبات، تعارض دستگاه‌ها و چرخ کُند کاغذبازی اداری، از دست برود.
پرشین‌یاقوت تنها یک پروژه نیمه‌تمام نیست، می‌تواند به محک جدیت سیاست توسعه گوهرسنگ در همدان تبدیل شود. اکنون که ایمیدرو همدان را آزمونه گوهرسنگ معرفی می‌کند، زمان مناسبی است که مشخص شود این عنوان قرار است به چه نتیجه اقتصادی منتهی شود.
مردم همدان بیش از خبرهای تازه درباره ظرفیت‌ها، به دیدن نتیجه پروژه‌ها و ظرفیت‌های مبتنی بر ظرفیت‌ها نیاز دارند؛ پس از نزدیک به 18 سال، شاید وقت آن رسیده باشد که نمایندگان استان، مدیریت ارشد همدان، ایمیدرو و دستگاه‌هایی که هریک بخشی از کلید این قفل را در اختیار دارند، به‌جای افزودن صفحه دیگری به آرشیو وعده‌های پرشین‌یاقوت، برای یک‌بار هم که شده این پرونده را به نقطه تصمیم و اقدام برسانند؛ نقطه‌ای که نتیجه آن نه در صورت‌جلسه‌ها و تیتر خبرها، بلکه در سرمایه‌گذاری، تولید، اشتغال و زندگی اقتصادی مردم همدان دیده شود.

ارسال نظر

سوال: جمع هفت و یک؟ 8

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار