مجرد ماندن؛ انتخاب یا اجبار؟
یک جامعهشناس هشدار داد: مجموعه عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، تجرد را از وضعیتی موقت پیش از ازدواج بهتدریج به یک سبک زندگی در جامعه ایران تبدیل کرده است؛ روندی که با تأکید بر استقلال فردی و رهایی از مسئولیتهای زندگی مشترک، تقویت میشود.
سهراب مظاهری با اشاره به طولانی شدن دوران تجرد در جامعه، اظهار کرد: تجرد و طولانی شدن این دوره، دیگر صرفاً مقدمهای طبیعی برای افزایش آگاهی، کسب اطلاعات بیشتر و دستیابی به درک مناسبتر از زندگی مشترک نیست، بلکه جامعه امروز با پدیدهای تحت عنوان تجرد قطعی مواجه است.
وی افزود: در این وضعیت، سن بخشی از جوانان به مرز 40 و حتی 50 سالگی میرسد، بدون آنکه تجربه ازدواج داشته باشند؛ درنتیجه، بخش قابل توجهی از سالهای زندگی آنان در دوران تجرد سپری شده و همچنان ادامه دارد. از این منظر، تجرد قطعی را باید یک مسئله اجتماعی دانست، نه صرفاً دورهای گذار یا هنجاری معمول.
مظاهری با بیان اینکه برای تفکیک دوران طبیعی پیش از ازدواج از تجرد پایدار شاخصها و مؤلفههای مشخصی وجود دارد، گفت: در گذشته برای دوران پیش از ازدواج، مقدمات و زمینههای لازم فراهم میشد و خانواده، والدین، نزدیکان و همچنین نظامهای آموزشی و تربیتی، متناسب با الگوها و هنجارهای سنتی، در شکلگیری درک منطقیتر از مفهوم ازدواج و زندگی مشترک، نقش ایفا میکردند.
وی ادامه داد: در شرایط کنونی، چنین سازوکارهایی به شکل مطلوب وجود ندارد و عوامل متعددی موجب شدهاند تجرد از یک وضعیت موقت، به مسیری پایدار و حتی قطعی تبدیل شود.
* «شرایط اقتصادی»، یکی از عوامل اصلی گسترش تجرد
این جامعهشناس شرایط اقتصادی را یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر افزایش تجرد دانست و تصریح کرد: وضعیت اقتصادی موجود با فراهم کردن زمینههای لازم برای آنکه دختران و پسران جوان بتوانند آگاهانه، منطقی و براساس نیازهای اجتماعی، شرعی و فردی وارد زندگی مشترک شوند، تناسب ندارد.
مظاهری افزود: اگرچه مسئله اقتصادی تنها دلیل افزایش تجرد نیست و موارد گوناگون دیگری مانند مسائل اجتماعی و فرهنگی نیز در این مهم نقش دارند، اما بهعنوان یکی از مهمترین دلایل باید توجه داشت که مبانی اولیه اقتصادی برای شکلگیری یک زندگی مشترک، فراهم نیست و تداوم شرایط موجود نیز موجب میشود فشارهای اقتصادی در گذر زمان تأثیر بیشتری بر تصمیم جوانان برای ازدواج داشته باشد.
وی با اشاره به نقش نهادهای اجتماعی در تسهیل ازدواج، اظهار کرد: در جامعه نهادهایی وجود دارند که انتظار میرود زمینه لازم را برای تحقق یک هنجار اجتماعی مانند ازدواج، فراهم کنند، اما این نهادها نیز در شرایط کنونی از ایفای کامل نقش خود، بازماندهاند.
این جامعهشناس ادامه داد: خانواده، نظام آموزشوپرورش، دانشگاهها، نهادهای تبلیغاتی و مجموعههای فرهنگی در زمینه تشویق فرزندان به ازدواج، فاقد برنامهای مشخص و متناسب با شرایط اقتصادی و اجتماعی موجود هستند.
* تجرد اجباری و شکلگیری سبک زندگی جدید
مظاهری گفت: مجموعه این عوامل موجب شده است جامعه ایران بهتدریج از مرحلهای که تجرد در آن وضعیتی مقطعی و پیش از ازدواج تلقی میشد، به سمت نهادینه شدن تجرد حرکت کند.
وی افزود: هنگامی که امکانات و زمینههای لازم برای قرار گرفتن افراد در مسیر هنجارهای متعارف زندگی اجتماعی فراهم نباشد، آنان ممکن است به انتخابی روی آورند که در ظاهر شخصی است، اما درواقع بیش از آنکه مبتنی بر اختیار باشد، حاصل شرایط و اجبارهای موجود است. از این منظر، مجرد ماندن در بخشی از جامعه به انتخابی اجباری تبدیل شده است.
این جامعهشناس با بیان اینکه چنین شرایطی به شکلگیری نوعی سبک زندگی جدید منجر میشود، اظهار کرد: بسیاری از کارکردهای اجتماعی در سطح فرد، خانواده و نهادهای مرتبط، بخشی از اثربخشی و توانمندی گذشته خود را از دست دادهاند و همین مسئله زمینه استمرار این انتخاب اجباری را فراهم میکند.
وی تصریح کرد: درنتیجه، جامعه دیگر صرفاً با یک دوره موقت تجرد مواجه نیست، بلکه بهصورت عینی با پدیدهای تحت عنوان «سبک زندگی تجردی» روبهرو شده؛ سبکی که دارای مصادیق و نشانههای اجتماعی مشخصی است.
مظاهری کاهش حمایت خانوادگی و ناکافی بودن خدمات اجتماعی، اقتصادی و انگیزشی نهادهای مرتبط را ازجمله این نشانهها برشمرد و گفت: برخی از جوانان در شرایط کنونی به اندازه کافی از حمایت خانواده برخوردار نیستند و نهادهای اجتماعی نیز خدمات اقتصادی، اجتماعی و انگیزشی متناسب با نیاز آنان ارائه نمیکنند.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، شرایط کلی اقتصادی و اجتماعی جامعه و ابهام نسبت به آینده، چشمانداز روشنی پیش روی جوانان قرار نمیدهد تا آنان بتوانند با اطمینان نسبت به حمایتهای اجتماعی برای تشکیل زندگی مشترک برنامهریزی کنند.
* از انتخاب تا توجیه تجرد
این جامعهشناس با اشاره به پیامدهای تداوم تجرد، گفت: استمرار این وضعیت موجب میشود فرد برای تجرد خود توجیهاتی مانند برخورداری از استقلال بیشتر، نبود وابستگی اقتصادی، نداشتن مسئولیت فرهنگی و اجتماعی در قِبال فرد دیگر و رهایی از دغدغههای ناشی از زوجیت و زندگی مشترک را مطرح کند.
مظاهری افزود: چنین نگرشهایی در شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی میتواند تقویت و درنهایت موجب شود تجرد از یک دوره موقت برای کسب آمادگی و پختگی بیشتر جهت ورود به زندگی مشترک، به یک سبک زندگی تبدیل شود.
وی با اشاره به تجربه جوامع اروپایی در دورههای تاریخی گذشته، اظهار کرد: همزمان با توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی اروپا، بهویژه در دوره نوسازی، رنسانس و گسترش علوم، زمینههایی ایجاد شد که بخشی از نسل جوان و جویای ارزشهای جدید، زندگی منفرد را ترجیح دادند تا فرصت بیشتری برای تحصیل، فعالیت علمی و تقویت توانمندیهای خود داشته باشند.
وی افزود: در برخی محافل فرهنگی اروپا دانشمندانی در حوزههای مختلف، بهویژه علوم انسانی، بدون برخورداری از رابطه رسمی زوجیت در کنار یکدیگر زندگی و فعالیت میکردند و در عین همکاری و تلاش مشترک، الزامی برای پذیرش تعهدات اقتصادی، شرعی، جسمی و سایر تعهدات ناشی از زندگی زوجی نسبت به یکدیگر، نداشتند.
مظاهری ادامه داد: این روند در دورههای بعد، به شکلگیری الگوهای دیگری از زندگی مشترک منجر شد که یکی از نمونههای آن، ازدواج سفید است؛ البته این موضوع تعریف، ویژگیها و شرایط خاص خود را دارد.
* تغییر کارکرد خانواده با گسترش فرزندسالاری
این جامعهشناس تغییر کارکرد نهاد خانواده را یکی دیگر از عوامل مؤثر بر شرایط موجود دانست و گفت: خانواده در گذشته در بسیاری از جوامع، قبایل و اقوام از جایگاه و اقتدار بیشتری برخوردار بود و نسل جوان و فرزندان، برای بزرگترهای خانواده احترام قائل بودند و وجود آنان را نوعی تضمین و حمایت میدانستند.
وی افزود: در ادامه، این الگو تغییر کرد و نظام خانواده در بسیاری از موارد به سمت فرزندسالاری حرکت کرد؛ والدین و بزرگترهای خانواده مسئولیت پذیرفتند که فرزندان را در بهترین شرایط ممکن قرار دهند و امکانات و تسهیلات لازم را برای آنان فراهم کنند.
مظاهری تصریح کرد: این روند اگرچه با هدف حمایت از فرزندان شکل گرفت، اما در مواردی موجب شد بخشی از توانمندیهای پیشین آنان کاهش یابد و نوعی وابستگی، سهلانگاری و کاهش مسئولیتپذیری در آنان شکل گیرد.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی، رابطه میان فرزند و والدین از احترام صرف فراتر رفت و در برخی موارد به شکلگیری توقعات گسترده از والدین انجامید؛ بهگونهای که فرزند، خانواده را مسئول تمامی مسائل و مشکلات خود تلقی کرد.
* کاهش کارکرد نهادهای اجتماعی
مظاهری با اشاره به نقش نهادهای اجتماعی در شکلگیری انسجام اجتماعی، گفت: نهادهای فرهنگی، آموزشی، علمی، تبلیغاتی و سایر مجموعههایی که مسئولیت ایجاد زمینه برای زندگی مشترک، تعهد نسبت به دیگری و مسئولیتپذیری خانوادگی را برعهده دارند، درحال حاضر بخشی از کارکردهای خود را از دست دادهاند.
وی افزود: کاهش توان آموزشی و تأثیرگذاری این نهادها موجب شده است پیامها و برنامههای آنان در میان مخاطبان اثرگذاری مورد انتظار را نداشته باشد.
این جامعهشناس درباره پیامدهای جمعیتی تداوم تجرد گفت: اگر تجرد طولانیمدت بهویژه تجرد تا سنین 40 و 50 سالگی به یک سبک زندگی پایدار تبدیل شود، یکی از مهمترین پیامدهای آن میتواند شکلگیری یک بحران جدی جمعیتی باشد.
مظاهری اظهار کرد: شاخصهای مهم جمعیتشناختی بر اهمیت زندگی زوجین، تشکیل خانواده، فرزندآوری، باروری، پویایی اجتماعی و فراهم شدن ظرفیتهای تولید و توسعه تأکید دارند و تضعیف این مؤلفهها میتواند پیامدهای قابل توجهی برای آینده جامعه داشته باشد.
وی ادامه داد: تداوم تجرد طولانیمدت و تبدیل آن به سبک زندگی، در شرایطی که فرد خود را از بسیاری از تعهدات و الزامات زندگی جمعی رها میداند، یک عارضه اجتماعی محسوب میشود که نمیتوان چشمانداز مثبتی برای پیامدهای بلندمدت آن ترسیم کرد.
مظاهری افزود: این تصور که استقلال ناشی از نپذیرفتن مسئولیت اجتماعی نوعی حمایت و امتیاز اجتماعی برای فرد محسوب میشود، از اساس نادرست است؛ زیرا فردی که مسئولیت اجتماعی برعهده نمیگیرد، ممکن است در آینده خود نیازمند خدمات اجتماعی شود و درصورت تضعیف این خدمات، از حمایتهای مورد نیاز محروم بماند.
وی با اشاره به احتمال کاهش اعتبار نهادهای اجتماعی، گفت: اگر نهادهای مسئول ارائه خدمات اجتماعی به مرحله بیکارکردی، بیاثری و حتی کژکارکردی برسند، نمیتوان انتظار داشت در آینده از جایگاه و اعتبار اجتماعی لازم برخوردار باشند یا همچنان بهعنوان عوامل انسجام اجتماعی شناخته شوند.
این جامعهشناس هشدار داد: تداوم چنین وضعیتی میتواند جامعه را به سمت بیهنجاری اجتماعی، اختلال در کارکرد نهادهای اجتماعی و تشدید بحرانهای جمعیتی سوق دهد.
* همدان و ضرورت توجه زودهنگام به مسئله تجرد
مظاهری درعینحال با رد نگاه کاملاً ناامیدانه به شرایط موجود، اظهار کرد: همین که امروز در شهرستانها و حتی شهرهای کوچک در مناطق شرق و غرب کشور، امکان طرح، بررسی و ارزیابی این مسئله و دریافت نظر و رهنمود درباره آن وجود دارد، نشان میدهد موضوع تجرد طولانیمدت از هماکنون بهعنوان یک مسئله و ناهنجاری اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است.
وی افزود: ازاینرو باید برای جلوگیری از گسترش این روند، اقدام کرد؛ هرچند حل این مسئله ساده نیست و نیازمند ارتباط و تعامل جدی میان جامعه و حاکمیت است.
* وام ازدواج بهتنهایی راه حل مسئله نیست
این جامعهشناس درباره سیاستهای حمایتی در حوزه ازدواج گفت: نمیتوان انتظار داشت صرفاً با پرداخت وام ازدواج و ارائه تسهیلات مالی، زمینه لازم برای ازدواج دختران و پسران و شکلگیری خانوادههای جدید، فراهم شود.
مظاهری تصریح کرد: بحران اقتصادی، نرخ تورم، مشکلات ناشی از بیبرنامگی و ناترازیهای اقتصادی و همچنین عواملی که موجب کاهش اعتماد عمومی شدهاند، از موانع اصلی افزایش تمایل به زوجیت و تشکیل زندگی مشترک هستند.
وی ادامه داد: این عوامل نهتنها انگیزه افراد برای ورود به زندگی مشترک را افزایش نمیدهند، بلکه میتوانند در جهت مخالف عمل کرده و تمایل به تشکیل خانواده را کاهش دهند.
مظاهری در بخش پایانی سخنانش عنوان کرد: بیاعتمادی اجتماعی، ابهام نسبت به آینده، برداشت نادرست از مفهوم استقلال فردی، تصور نادرست از انتظارات موجود از نهادهای اجتماعی و همچنین عملکرد نامتناسب نهادهایی که از آنها انتظار ایفای وجود دارد، در کنار یکدیگر، زمینه افزایش بیاعتمادی اجتماعی را فراهم کردهاند.
وی تأکید کرد: مجموعه این عوامل میتواند به تشدید تعارضها و مشکلات اجتماعی منجر شود و حتی ظرفیتها و ویژگیهای فرهنگی و منطقهای نیز در چنین شرایطی بهتنهایی نمیتوانند نقش تعیینکنندهای در تغییر این روند ایفا کنند.