گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:103534
دبیر انجمن شعر و ادب همدان مطرح کرد:

گنجاندن بزرگ‌ترین مفاهیم عرفانی در کمترین ابیات، توسط باباطاهر

تبیین «وحدت وجود» در 2 بیت از باباطاهر!
گنجاندن بزرگ‌ترین مفاهیم عرفانی در کمترین ابیات، توسط باباطاهر

دبیر انجمن شعر و ادب همدان ابراز کرد: باباطاهر در کوتاه‌ترین ابیات، یعنی در دو بیت، توانسته مفاهیم بزرگ عرفانی، مردمی و اجتماعی را بیان کند.
در گفت‌وگویی صمیمی با بهرام ترکمان، دبیر انجمن شعر و ادب همدان، نگاهی دوباره به «باباطاهر عریان»، یکی از گنجینه‌های بی‌بدیل ادبی و فرهنگی همدان، چالش‌های امروزمان در معرفی این‌دست از مفاخر و نیز گویش فاخر همدانی، انداختیم. این گفت‌وگو، دعوتی است به اقدامی جمعی و هوشمندانه برای احیای هویت فرهنگی همدان و بهره‌گیری از آن در ساختن آینده‌ای روشن‌تر؛ چراکه همدان ازنظر ظرفیت ادبی غنی است و نباید ازنظر فرهنگی فقیر باشد و از ظرفیت‌های خود بهره نبرد. در ادامه برای خواندن متن این مصاحبه، با ما همراه باشید:
* جناب ترکمان پرسش نخست این است که چرا اشعار باباطاهر با اینکه مضامین سنگین عرفانی دارند، برای مردم قابل‌ فهم هستند و افراد با آن‌ها ارتباط می‌گیرند؟
با یاد خدا و عرض سلام و تبریک هفته همدان به همه ایرانیان؛ همدان پایتخت ایران است، پس این مناسبت را نه‌فقط به همدانی‌ها، بلکه به تمام مردم ایران تبریک می‌گویم. در هفته همدان اگر درباره بزرگانی همچون باباطاهر صحبت نشود، درباره چه چیزی صحبت شود؟ اینان نیاکان ما هستند که باید شناخته شوند. بنده از روزنامه سپهرغرب سپاسگزارم که این کار ارزشمند را انجام می‌دهد و امیدوارم فتح‌ بابی بشود برای طرح مباحث ادبی همدان در رسانه‌ها و ببینیم که نشریات ما بیشتر به این موضوع می‌پردازند.
در جواب پرسش شما باید بگویم با توجه به قالبی که باباطاهر، این شاعر بزرگ، برای اشعار خود انتخاب کرده، اتفاق میمون مذکور رخ داده؛ یعنی قالب دوبیتی یا ترانه که مختص زبان فارسی است. ما قالب‌های دیگر شعری را با عرب مشترک داریم، اما دو قالب مختص ایران است: یکی دوبیتی یا ترانه و دیگری مثنوی. پرچمدار مثنوی فردوسی بزرگوار بوده و دوبیتی و ترانه را باباطاهر پرچم‌داری کرده است.
دوبیتی‌های باباطاهر در بحر هَزَج است و معنای ترانه را دارد. باباطاهر قالبی را انتخاب کرده که در کوتاه‌ترین ابیات، یعنی در دو بیت، توانسته مفاهیم بزرگ عرفانی، مردمی و اجتماعی را بیان کند؛ در کشور ژاپن هم هایکو را داریم که قالبی مشابه است. مردم ایجاز را دوست دارند و از کوتاه‌ شدن کلام، استقبال می‌کنند که باباطاهر این کار را در اشعارش انجام داده است.
مورد دوم این است که باباطاهر سهل و ممتنع شعر گفته است؛ سهل و ممتنع یعنی وقتی شنونده شعر را می‌شنود، با خود می‌گوید ساده است، اما وقتی می‌خواهد مثل آن اثری پدید بیاورد، می‌بیند بسیار دشوار است.
باباطاهر همچنین به مسائلی پرداخته که برخاسته از فلسفه، قرآن و فرهنگ ایرانی است؛ برای مثال وقتی سروده: «به صحرا بنگرم صحرا ته وینم/ به دریا بنگرم دریا ته وینم/ به هر جا بنگرم کوه و در و دشت/ نشانِ روی زیبای ته وینم». با یک دوبیتی و چهار مصرع شعر، مفهومی بسیار متعالی، یعنی وحدت وجود را تبیین کرده؛ مولوی یک دفتر درباره این وحدت وجود گفته، اما باباطاهر در دو بیت آن را بیان کرده است.
همچنین وقتی اراده کرده است این مورد قرآنی را بیان کند که تمام مسائلی که در دنیا وجود دارد و رویدادهایی که رخ می‌دهند تحت نظر خداوند هستند و به‌اصطلاح تا خدا نخواهد برگی از درخت نمی‌افتد، سروده: «شب تاریک و سنگستان و مو مست/ قدح از دست مو افتاد و نشکست/ نگه‌دارنده‌اش نیکو نگه داشت/ وگرنه صد قدح نفتاده بشکست». می‌بینیم که این مفهوم را در دو بیت با زبانی نزدیک به زبان مردم، بیان کرده است.
* صحیح می‌فرمایید. استاد نام‌گذاری یک روز به‌نام باباطاهر، قطعاً لازم است و می‌تواند در معرفی این شخصیت وارسته مؤثر باشد، تأیید می‌فرمایید؟
باید عرض کنم که بنده به‌عنوان مسئول خانه شعر و ادب استان همدان با نظر سایر دوستان در سالی، 30 اردیبهشت‌ماه را درنظر گرفتیم و پیشنهاد کردیم که روز باباطاهر باشد؛ از طرف اداره فرهنگ و ارشاد به وزارتخانه هم در این زمینه نامه دادند.
یک دوره هم در همدان روز باباطاهر را برگزار کردیم و تندیس این شاعر را استاد ضیاءالدینی، از بزرگ‌ترین کسانی که در این زمینه کار می‌کنند، ساختند که در مجاور آرامگاه باباطاهر نصب شد. از بنیاد مفاخر هم حضور داشتند؛ اما متأسفانه دوره بعد بزرگداشت باباطاهر در اردیبهشت با شهادت جناب آقای رئیسی هم‌زمان شد و برگزار نشد.
مسلماً مشخص کردن روزی در تقویم به‌نام باباطاهر، بسیار ارزشمند است. اکنون برای افرادی که در حد باباطاهر نیستند هم در تقویم رسمی روز درنظر گرفته شده؛ اگر کل ایران بدانند که روزی به‌نام باباطاهر وجود دارد و مراسمی برگزار می‌شود و اگر از افاضل و بزرگان ایران دعوت کنیم تا در آن مراسم شرکت کنند و پیرامون اشعار باباطاهر و مهم‌تر از آن، کلمات قصارش صحبت شود، فکر می‌کنم در رشد و اعتلای فرهنگ و شناساندن این شاعر بزرگ، نقش زیادی داشته باشد.
* انشاالله. جناب ترکمان یک چالش اساسی در نوع گویش اشعار باباطاهر داریم؛ برخی می‌گویند زبان اشعار «همدانی» و «پهلوی» و برخی می‌گویند «لری» است؛ در این رابطه چه می‌دانید؟
در زمان باباطاهر ایران دو زبان داشته‌ است: یکی زبان پهلوی یا فهلوی که مختص منطقه جبال بوده که همین همدان، اصفهان، ری و قم به‌شمار می‌رفته و دیگری زبان دری که در شرق کشور، در خراسان بزرگ، به‌کار می‌رفته است.
زبان پهلوی تا یک دوره‌ای در همدان رایج بوده و در اشعار شعرای این منطقه نمود آن را می‌بینیم. زبان شعری باباطاهر نیز پهلوی است؛ نمی‌توان گفت همان پهلوی سخت بوده که نیاز به واژه‌نامه‌ دارد، اما نشانه‌های آن زبان را دارا است. از ویژگی‌های زبان پهلوی که در گویش ما همدانی به‌جا مانده، مصدرهایی است که استفاده می‌کنیم؛ مانند اِشکستن، اِسپردن، اِشاندن که همه با کسره صرف می‌شوند.
بنابراین گویش اشعار باباطاهر پهلوی بوده و معروف است به «فهلویات»؛ زبان لری و کردی هم زیرمجموعه زبان پهلوی هستند.
* سپاس از توضیحات شما. آن‌طور که فرمودید، در اشعار باباطاهر مضامین قرآنی نیز می‌بینیم و فقط با عرفان محض ایرانی سروکار نداریم.
بله. ابتدا در مورد نام شاعر (بابا طاهر عریان) عرض کنم که «بابا»، از القاب مشایخ و بزرگان به‌شمار می‌رفته، «طاهر» هم که نامش بوده و به معنای پاک است، «عریان» نیز به این خاطر گفته‌اند که از تمام تعلقات دنیایی دل کنده بوده؛ یعنی به چیزی تعلق خاطر نداشته است.
حال اگر به کلمات قصار باباطاهر نگاه کنید که استاد فاضل ما شادروان محمد رئوفی (مهر) ترجمه کرده، می‌بینید که همه نشأت‌گرفته از قرآن و توأمان، عرفان ایرانی است؛ یعنی در یک راستا با هم حرکت کرده‌اند و افکار باباطاهر را نشان می‌دهند.
* همین‌طور است. جناب ترکمان اشعار باباطاهر را می‌توان در قلمرو ادبیات تعلیمی گنجاند، اما گویا استفاده کمی از این اشعار در کتب درسی برای کودکان و نوجوانان شده؛ به نظر شما این وضعیت چگونه است؟ از این گنجینه بهره برده‌ایم یا خیر؟
متأسفانه خیر. من خودم ادبیات تدریس می‌کردم، باید بگویم در گذشته اشعار تعلیمی و اشعاری که تأثیرگذار روی ذهن و ضمیر دانش‌آموزان نوجوان و جوان بودند، در کتب جا داده می‌شدند، اما اکنون توجه به اصل مذکور، کم‌رنگ شده است؛ این مهم باعث می‌شود ذهن دانش‌آموزان ما با این‌ مقوله‌ها بیگانه شود.
من همیشه بیان کرده‌ام که اگر می‌خواهیم جامعه از بزه‌کاری دست بکشد، اگر می‌خواهیم سالم باشد، باید به مسائل فرهنگی توجه کنیم که در این حوزه شعر و ادبیات یک جزء تأثیرگذار و اصلی هستند.
* امیدوارم به همت آموزش‌وپرورش، بهره بیشتری از آموزه‌های مفاخر خود در تربیت فرزندانمان ببریم. استاد در ابتدای صحبت‌ فرمودید باباطاهر مضامین مردمی و اجتماعی هم دارد. این‌گونه است؟
بله. نصیحت کردن مردمی و اجتماعی است که این‌گونه در شعر باباطاهر نمود داشته: «مکن کاری که پا بر سنگت آیو/ جهان با این فراخی تنگت آیو/ چو فردا نامه‌خوانان نامه خونند/ تو وینی نامه خود ننگت آیو»؛ که البته این شعر مضمون قرآنی نیز دارد.
این را هم عرض کنم که تأثیرگذاری باباطاهر روی شعرای بعد از خودش و حتی شاعران هم‌عصرش، بسیار زیاد بوده است؛ روی حافظ، سعدی، سلمان ساوجی، پروین اعتصامی و سایر شعرا.
برای مثال بهترین ابیاتی که سعدی گفته، همچون: «ای ساربان! آهسته رو کآرام جانم می‌رود/ وآن دل که با خود داشتم، با دل‌سِتانم می‌رود»، از این دوبیت باباطاهر الهام گرفته شده‌اند: «به روی دلبری گر مایلستم/ مکن منعم گرفتار دلستم/ خدا را ساربان آهسته می‌ران/ که مو وامانده این قافله‌ستم».
* عالی. جناب ترکمان اشاره‌ای هم به گویش همدانی داشتید؛ گویشی که متأسفانه می‌توان گفت مورد ظلم است و به آن اهمیت داده نمی‌شود. در این ارتباط نظر خود را بگویید.
همان‌طور که خدمت شما گفتم، گویش، لهجه نیست؛ گویش ازنظر زبان‌شناسی به پدیده زبانی گفته می‌شود که در یک منطقه جغرافیایی کاربرد زیاد و دستوری دارد. همان‌طور که یک زبان برای خودش دارای قوانینی است، زبان همدان هم چارچوب دارد؛ برای مثال رفتن به طرف ایجاز در گویش مردم، ابتدا به کسره بردن، استفاده از تتابع و اضافات و مسائل زیادی که من در مقدمه کتاب «ترانه‌های گنجنامه» به‌صورت مفصل نوشته و بیان کرده‌ام.
بنده شاید نخستین شاعری باشم که در صداوسیما متجاوز از 14 کار با گویش همدانی به‌صورت موسیقی انجام داده‌ام که اکثراً پخش می‌شوند؛ این گویش واقعاً فاخر است.
ما اصرار نمی‌کنیم که یک زبان را از میان ببریم تا کار ارزشمند دیگری انجام دهیم؛ این‌ گویش سرمایه‌ و میراث فرهنگی ما است؛ میراثی که نیاکانمان با آن کار می‌کردند. این گویش باید مورد توجه قرار بگیرد و یک همدانی نباید خجالت بکشد که به زبان همدانی صحبت می‌کند.
شعرهای به زبان همدانی را هرکس می‌شنود، پی می‌برد که این گویش ارزشمند است و می‌توان روی آن کار کرد؛ نه‌تنها من، بلکه استاد شریفی‌امینا، علی‌اصغر حمدیه، امیر برق‌زدگان، عزیزالله بیات و سایر شعرا هم در این زمینه کار و تلاش می‌کنند.

ارسال نظر

سوال: جمع پنج و سه؟ 8

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار