پیششرطهای گردشگری سالم و پایدار
سپهرغرب، گروه گردشگری - عباس سریشی: جدا از برنامه ها، مصوبات، مقررات و دستورالعملهای کاغذی، اما درواقع این زیرساختهای ملموس و کاربردی هستند که نقشی حیاتی در فرآیند توسعه گردشگری پایدار و سالم ایفا میکنند.
براساس یک منطق عقلی و آیندهنگری مدیریتی در شهرهای گردشگرپذیر دائماً سعی میشود تا ضمن برنامهریزیهای جدید با ارتقای هرچه بیشتر و بهتر سطح کمّی و کیفی خدمات ارائه شده در حوزههای مختلف، اعم از بهداشتی، فرهنگی، اجتماعی، ترابری، اسکان و... هرساله تعداد بیشتری میهمان و گردشگر داخلی و خارجی جذب شود. زیرا براساس برآوردها، گردش مالی صنعت گردشگری جهان در این سده، از گردش مالی بخش صنعت هم فراتر رفته و حتی این تصور نیز وجود دارد که در آینده نزدیک دستکم به چندین تریلیون دلار برسد.
قدرمسلّم در این فرآیند، کشورهایی که از جاذبههای وسیع گردشگری برخوردار بوده و بستر هرچه بیشتر و بهتر برای آن مهیا کردهاند، درآمدی بسیار کلانی را استحصال خواهند کرد که برای اقتصادهایی نظیر کشور ایران که در تلاش است از اقتصاد تکمحصولی نفت جدا شود، این رقم بسیار قابلتوجه بوده و حتی میتواند بخش اعظمی از فعالیتهای اقتصادی را تحتتأثیر قرار دهد.
در این خصوص صاحبنظران بارها و بارها بر این نکته تأکید داشتهاند که در حالیکه مقوله بهروزرسانی خدمات و ارتقای سطح کمّی و کیفی این مطالبات میتواند، در احساس علاقه گردشگر به شهر، نقش اساسی را ایفا و حضور در آن را به تصویری ماندگار در اذهان تبدیل کند. اما متأسفانه و به دلایل مختلف هنوز در بسیاری از شهرهای دارای پتانسیل گردشگری کشور ما، این موضوعات آنچنان که بایدوشاید جدی گرفته نشده و بیشتر این مناطق، آن گونه که شایسته شهرهای گردشگرپذیر است، از ساختار جذابی برای میهمان خود برخوردار نیستند.
البته وقتی از موضوع جذب گردشگر و ایجاد زیرساختها صحبت میکنیم، این بدان معنا نیست که فیالمثل شهر را دوباره معماری کرده یا اساس و بنیاد آن را تغییر دهیم، بلکه معمولاً ما فقط نیازمند برخی تغییرات و ارتقای کیفیتهای نهچندان بزرگ، عجیب و غریب هستیم تا بتوانیم، از این رهآورد شهری را مهیا کنیم که گردشگر را در آغوش گرفته و در منظر او دلنشین، دوستداشتنی و راحت جلوه کند.
موضوع اینجاست که شهرهای گردشگر بهرغم داشتن جاذبههای تاریخی، مذهبی، طبیعی و... صرفاً بهلحاظ عدم اتخاذ سیاستهای مؤثر خدماتی در این بخش، هنوز نتوانستهاند به سهم مناسب و واقعی خود در بازار گردشگری جهان دست یابند و همین امر سبب شده است تا بسیاری از معضلات اقتصادی و اجتماعی کشور که میتواند با توسعه گردشگری مرتفع شود، همچنان پابرجا بماند.
البته این گونه پسرفت و کمکاریها در مجموع، متأثر از عوامل گوناگونی در حوزههای مختلف کلان مدیریتی، میانی و نیز خُرد و سرپنجهای است. با این حال براساس نتایج پژوهشهای صورت گرفته، اینگونه مشخص میشود که سهم عمدهای از علل بروز این وضعیت، بهرغم همه شعارها، برنامهنویسیها، مصوبات و جلسات شورای هماهنگی و... متأثر از عدم دسترسی گردشگران به ابتداییترین مسائل و نیازها مانند سرویس بهداشتی، حمام، درمانگاه، تغذیه، اسکان، خدمات بهداشتی و درمانی و همچنین فقدان انطباق بین پراکنش مراکز توزیع خدمات عمومی در شهرهای گردشگری است.
گو اینکه در تحلیلی دیگر نیز اینچنین عنوان میشود که با وجود آنکه عمده تلاشهای مربوط به توسعه صنعت گردشگری در دهههای اخیر، عمدتاً معطوف به رهیافتهای تشویقی و تبلیغی یا بهعبارتی تقاضامحور بوده، اما در همین روند نیز هیچگاه تلاش و مساعی لازم را درخصوص تأمین زیرساختها مورد نیاز برای این حرکت صورت نگرفته و گردشگرانی که تحت تاثیر تبلیغات صورت گرفته به شهرهای مورد نظر عازم شدهاند از همان بَدو ورود ناخواسته با آنچنان سلسله جبال بلندی از مشکلات روبهرو شدهاند که باعث شده بهجای گشتوگذار و تفریح و تفرُّج در ایام سفر، دائماً بهدنبال حلوفصل موضوعات زیستی خود باشد که این؛ یعنی انحراف از معیار اصلی توسعه گردشگری.
از سنگ بنا تا زیرساخت
امروزه گردشگری بهعنوان یکی از مهمترین صنایع توسعه پایدار، فرصت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بزرگی را برای کشور ما و بهخصوص شهری مانند همدان به وجود آورده تا به مدد آن، گامهای بلند و پایداری را برای توسعه برداریم که البته برای دستیابی به چنین جایگاهی؛ جدا از شعار، تبلیغ، همایش و نمایش لازم است تا علاوهبر برنامهریزیهای مدیریتی، سرمایهگذاریهای عملی و مناسبی را نیز در حوزههای زیرساختی، زیستی، رفاهی، خدماتی و... به مرحله اجرا درآوریم.
موضوع اینجاست که جدا از برنامهها، مصوبات، مقررات و دستورالعملهای کاغذی، اما درواقع این زیرساختهای ملموس و کاربردی هستند که از نقشی حیاتی در فرآیند گردشگری و توسعه آن برخوردار بوده و دراصل آنچه که در توسعه گردشگری مهم تلقی میشود، کمیّت و کیفیت ارائه و متعاقباً استفاده جامعه میهمانان و گردشگران از این تسهیلات است.
درواقع، افزایش ماندگاری و رضایت گردشگران منوط به داشتههای شهرها در این حوزههاست که منطبق با نیاز و فرهنگ گردشگران داخلی و خارجی و با لحاظ کردن تمام جوانب و سویههای آن پیشبینی و مهیا شده که در حال حاضر مهمترین این تسهیلات نیز شامل؛ موضوعاتی از قبیل مراکز اقامتی پذیرایی، حملونقل، وسایل ارتباطی، تبلیغات، فرهنگ و... است که به همراه جاذبههای اقلیمی و تاریخی میتواند، باعث رونق گردشگری منطقه شود.
ناگفته پیداست که مدیریت استانها و شهرهایی که به نقش و اهمیت تسهیلات خدماتی و رفاهی در رونق گردشگری خود پی بردهاند، به موازات تبلیغات، سرمایهگذاریهای بیشتر و کاربردیتری را در این حوزهها انجام میدهند. زیرا اینگونه مدیریتهای توسعهمحور باور دارند که پیشرفت تسهیلات گردشگری، چه از نظر کمّی و چه از نظر کیفی، نقشی بسیار حیاتی در توسعه اقتصادی دارد و متعاقباً ناتوانی در برنامهریزی و کنترل آنها باعث زوال صنعت گردشگری و کاهش درآمدها میشود.
درحقیقت ما عمیقاً بر این باوریم که صرفنظر از اینکه گردشگران با چه هدفی وارد یک شهر میشوند، اما قطعاً همه آنها، چند نیاز مشترک شامل؛ مکانی برای اقامت، غذایی برای خوردن و اماکنی برای رفع نیازهای بهداشتی و زیستی و... دارند که اساسیترین زیربخش صنعت گردشگری را تشکیل میدهند. بنابراین برای مقبولیت و دلپذیرتر کردن محیط شهر برای حضور گردشگر و مهمان، ابتدا باید تکلیف آنها را در نظام جامع برنامههای مدیریتی مشخص کرد و سپس بهدنبال امور دیگر رفت.
حال با این استدلال؛ اگر مدیریت شهری و گردشگری میخواهد بداند که تا چه میزان توانایی جذب گردشگر را دارد، ابتدا باید ببیندکه درخصوص مطالبات و زیرساختهای پیشگفته، چه چیزی را نقداً در دست داشته و میتواند به میهمانان خود ارائه دهد. البته این همان موضوعی است که برای فصل گردشگری در پیشِ رو و صدالبته به دور از همه شعارها و وعدههای توخالی، سرخرمن و نسیهای بهدنبال پاسخی شفاف و صریح و حقیقی برای آن هستیم.
تمام داشتهها و نداشتهها
شکی نیست که صنعت گردشگری در استان همدان بهسرعت در حال گسترش است و میرود تا به یکی از بزرگترین زمینههای کسبوکار در آن مبدل شود. پس فراهم بودن امکانات مناسب، مطمئن، راحت، سریع و ارزان برای مسافران؛ نهفقط یک الزام، بلکه یک پیششرط اصلی و بنیادین توسعه این صنعت محسوب میشود. علاوهبر اینکه زیرساختهای مختلف شهر میزبان، در حال تعامل با هم هستند و نهایتاً تجربه گردشگری را در آن تعیین میکنند.
البته در این خصوص توجه به دو نکته، بسیار حائز اهمیت است. نخست اینکه امسال کمیّت و کیفیت موضوع گردشگری با توجه به موضوع شیوع بیماری کووید 19 یا کرونا در هالهای از شاید و بایدها قرار گرفته و دوم برخلاف نظر عدهای سادهاندیش، اصولاً بین جاذبههای تاریخی، طبیعی، فرهنگی نیز مطالبات و زیرساختها فرق اساسی وجود دارد و نباید به این دو مقوله به یک چشم نگاه کرد. زیرا وجود این آثار بهتنهایی کافی نیست، بلکه این وجود مؤلفههای زیرساخت رفاهی و خدماتی در کنار آنهاست که موجب جذب گردشگر، رونق و بازار گردشگری میشود.
بنابراین برای آنکه بدانیم در سال جاری این صنعت، چه میزان آورده برای سبد اقتصادی و توسعه استان را به همراه خواهد داشت، بیائید یکبار با دقت شرایط و موجوی سرمایهگذاریها را بهدور از هرگونه حُبّ و بغض، سوگیری، سیاهنمایی و نادیدهانگاری تلاشهای قبلی مورد نقد و بررسی قرار دهیم.
ورودی و ویترین شهر گردشگرپذیر چگونه باید باشد
سالهاست که همدان با دارا بودن جاذبههای تاریخی، فرهنگی، طبیعی یا هنرهای دستی مختلف بهعنوان یک مقصد گردشگری موردتوجه گردشگران داخلی و خارجی بوده و این موضوع به وضح نشان میدهد که این استان، دارای پتانسل بالایی برای حرکت در این مسیر است. با این حال شاید نخستین ایراد وارده به این موضوع فقدان یک ویترین فرهنگی جذاب و چشمنواز منطبق و متأثر از جاذبههای آن در ورودیهای شهر برای جلب توجه و ارائه خدمات فکری و مشاورهای به تازهواردان است که باعثشده، بسیاری از گردشگران مقصدی یا عبوری، هموطن یا خارجی نتوانند، از همان ابتدا و آنگونه که باید و شادی ارتباط فکری مناسبی را با شهر و فرهنگ و جاذبههای آن برقرار کند.
البته مضافبر موضوع فوق مسئله دیگری هم وجود دارد و آن اینجاست که متأسفانه ورودیهای شهر ما نیز سالهای سال است که در چنان آشوب و بینظمی حاصل از عدم رسیدگی به بلوارها، کنارگذرها یا وجود مغازهها و تعمیرگاههای زشت و بیروح قرار گرفته که اساساً چیزی جز ضدّتبلغ، برایش دربر نداشته است. بدینسان نخستین مسئلهای که به ذهن متبادر میشود، اینست که چگونه میتوان انتظار داشت با این ورودی و دروازههای زشت، گردشگران علاقهای به دیدار از شهر ما داشته باشند.
حال اینکه چرا در این سالها مسئولان و متولیان، به این موضوع رسیدگی نکرده یا فقط به یک منطقه خاص از شهر توجه داشتهاند؟این سؤال مطرح میشود که آیا بهراستی دیگر وقت آن نرسیده که ایشان پس از گذشت دهها سال از شروع برنامه توسعه شهر و نظام گردشگری، فکری به حال این ورودیها کرده و کمی به آنها رنگ و لعاب دهند تا گردشگران و میهمانان، حداقل برای چند لحظه هم که شده، در محیطی آرام و مناسب ضمن استفاده از خدمات رفاهی و زیستی، کمی هم از این ویترینها که نخستین نمایشگاه جاذبههای بصری، محصولات فرهنگی و صنایع دستی استان ما است، دیدن کنند؟
اسکان و اقامت در اگر و اما
قطعاً موضوع اسکان و اقامت، یکی از مهمترین نیازها و مسائل مطرح در موضوع گردشگری و مهمانپذیری است. گو اینکه در طی سالهای اخیر نیز با درک این اهمیت، شاهد افزایش تعداد هتلها، مسافرخانهها یا مهمانپذیرها در شهر همدان بودهایم. با این حال شکی نیست که هنوز این موضوع بهعنوان یکی از مهمترین معضلات و مشکلات مسافران مطرح بوده و لازم است تا با توجه به افرایش تعداد مسافران به فکر راهکار مناسبی برای آن باشیم.
البته توجه به این موضوع از آن حیث اهمیت دارد که نخست اینکه همه مسافران توانایی و استطاعت مالی برای اقامت در هتلها و مسافرخانهها را ندارند و احتمالاً درصورت داشتن توانایی مالی، ظرفیت اماکن موجود نیز پاسخگوی ایشان نیست. دومین موضوع؛ ممنوعیت برپایی چادر در بوستانها و پارکها که دائماً بهعنوان یک معضل و چالش عمومی، مطرح بوده که با این تفاسیر لزوم ایجاد کمپهایی مسافرپذیر با امکان برپایی چادر و نیز داشتن برخی امکانات اولیه سالهاست که به یک مطالبه بیپاسخ تبدیل شده و بدتر اینکه مشخص نیست که این موضوع کِی به سرانجام خواهد رسید.
قدر مسلّم اینکه همین غفلتها و بیتوجهیها باعث میشود هرسال و در چنین ایامی، شاهد خیل عظیم گردشگران خانهبهدوش باشیم که هرشب به مجرد تاریک شدن هوا، در هر جای مربوط و نامربوطی که شده، بساط چادرهای خود را علم کرده و به استراحت میپردازند و به یکباره چهره و ظاهر یک شهر گردشگری را به یک منطقه مصیبتزده مملو از خانوادههای آواره تغییر میدهند.
و این در حالی است که ادامه این روند، قطعاً علاوهبر حاشیههای پررنگتر از متن، موضوعات دیگری همچون افزایش تعداد خانه و سوئیتهای بدونمجوز و ناایمن را بهدنبال داشته و شاید دیگر لازم هم نباشد که بگوئیم، در لایههای زیرین این اماکن نیز چه حرف و حدیثها که گفته و شنیده نمیشود.
زیرساختهای بهداشت عمومی از بودن تا نبودن
بهطور قطع گردشگرانی که در شهر ما حضور یافته و قصد توقفی چندروزه را در آن دارند، جدا از موضوع خوراک و اسکان، قطعاً نیازمند امکانات دیگری هم هستند که برحسب اتفاق، این مطالبات در ارتباط وثیق و تنگاتنگی با سلامت و تندرستی میزبانان است. البته شاید از منظر برخی افراد، طرح موضوع کمیّت و کیفیت سرویسهای بهداشتی، حمامها یا حتی آبخوریها، کمی مضحک و مشمئزکننده بهنظر برسد. اما واقعیت اینجاست که شما نیز باید یک مسافر غریب و ناشنا به شهر باشید تا بدانید در اینگونه مواقع دنیا دست کیست؟
البته هرچند در طی چند سال اخیر و نه صرفاً بهخاطر موضوع گردشگران، این موضوع تا حدودی موردتوجه قرار گرفته و با بازسازی و بهسازی برخی از این اماکن تا حدودی نیازها برطرف شده است. اما سؤال اینجاست که آیا میتوان به همین اندازه بسنده و اکتفا کرد؟ قطعاً خیر؛ حتی از منظر برخی منتقدان لازم است، با یک نیازسنجی منطقی نسبت به افزایش کمّی و ارتقای کیفی بهدنبال مرتفع کردن این مشکل در تمام شهر باشیم.
زیرا بررسیها و نظرسنجیهای صورت گرفته نشان میدهد که در حال حاضر و نهفقط برای شهروندان، بلکه برای آن دست مسافرانی که در چادر بسر میبرند، موضوع دسترسی آسان، سریع و ایمن به سرویسهای بهداشتی مناسب و نظیف به یک چالش مبدل شده. هرچند این موضوع در مرکز شهر یا برخی اماکن گردشگری نیز اساساً مقدور نیست یا با محدودیتهای زیادی از نظر تعداد و تفکیک جنسیتی همراه است.
موضوع رعایت بهداشت، نظافت و نوع آنها بهلحاظ فرنگی و سنتی بودن یا محل تجمع و حضور معتادان هم به جای خود قابلتوجه است.
همچنین درخصوص وجود مراکز استحمام نیز شاید لازم به گفتن نباشد که دیگر حمامی در شهر همدان باقی نمانده و همان یکی دو مورد موجود هم، آنچنان که باید در دسترس میهمانان و پاسخگوی نیازهای ایشان نیست که بتوان به آنها دلخوش بود. به هر روی در این مورد بهخصوص هم شاید نیاز باشد تا به هر شکل ممکن، مسئولان به فکر چاره بوده و بهنوعی با ساماندهی به این وضعیت، هم موجبات فراهم شدن آرامش خاطر مسافران و هم ایمنسازی شهر از تبعات زیستمحیطی و غیربهداشتی رفتارهای پرخطر برخی از مسافران شوند. خصوصاً اینکه با توجه به شرایط جدید و شیوع بیماری کرونا، توجه به سلامت و بهداشت شهر از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار است و نباید در این خصوص کوتاهی و اهمال صورت گیرد.
در این خصوص برخی کارشناسان معتقدند، حتی نیاز هست تا هم در ورودیهای شهر و هم در مناطق تجمعی میهمانان و گردشگران، تیمهایی از بهداشتیاران حضور یافته تا ضمن ادامه طرح پایش و رصد سلامتی افراد، مراقب شرایط بهداشتی محیطهای گردشگری هم باشند. البته احساس نیاز به سختگیری درباره اِعمال دستورالعملهای بهداشتی همواره مشهود و محسوس است و نباید این گونه نباشد که گردشگران به حال خود رها شده و از منظر کنترل و تیررس نظارت خارج شوند.
امنیت از صفر تا صد
و اما در موضوع گردشگری، وجود امنیت درون و برونشهری، یک ضرورت غیرقابل چشمپوشی و اغماض است و فرقی هم نمیکند، این امنیت درخصوص میزبان باشد یا میهمان. زیرا هر دو طرف این ماجرا، در یک محیط شهری با هم دارای اشتراکات و مرزهایی هستند که نباید مورد دستدرازی یا سوءاستفاده دیگری قرار گیرد.
موضوع اینجاست که وجود برخی تعارضات، تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی یا برخی خردهناهنجاریها در بین گردشگران و ساکنان بهتعدد، موجبات بروز برخی مشکلات را باعث شده که نهفقط در شأن میزبانان، بلکه قطعاً شایسته میهمانان و گردشگران محترم هم نیست. پس براساس تدوین یک شیوهنامه مشخص، برای برقراری امنیت و تعادل میان میهمان و میزبان در این ایام، یک ضرورت و نیاز غیرقابل اجتناب در نظام مدیریتی و گردشگری ما است.
البته این شیوهنامه باید دارای جامعیت بوده و همه سویههای مورد نیاز و موجود در این صنعت را دربرگیرد، از بایدها و نبایدهای مربوط به پوشش و کیفیت حضور گردشگران در ملاء عام گرفته تا رفتارهای آنان در سطح شهر، حقوق میزبانان تا حفظ، حراست و حمایت از حقوق و امنیت گردشگران در قبال ساکنان ناهنجار شهر. زیرا طبیعی است که هر طرف این ماجرا، دارای حق و حقوق خاصی هستند که نباید با رفتن به کجراهه بیعدالتی و بیانصافی به ایشان ظلم و تعدّی کرد.
متأسفانه سالهای گذشته ما شاهد برخی مشکلات ناشی از تضاد و تعارض بین حقوق میهمان و میزبانان در فصول گردشگری بودیم که نهفقط درخور جایگاه گردشگری شهر ما نبود، بلکه در نوعی تضاد و تنش با باورهای ارزشی، اخلاقی، سلامتی و روانی آن نیز قرار داشت که باعث شد، گروهی خاطرات خوشی از سفر، مسافران یا میزبانان به یادگار نبرند که شاید بیان برخی از مصادیق آن مصلحت نیست، اما لازم است تا از هماکنون دستاندرکاران حوزهای امنیتی و نظارتی با تدقیق در این موضوع، پیشگیری و متعاقباً برخورد با مرتکبان را داشته باشند و سلامت اخلاقی و روانی یک شهر را فدای مصلحتهای گردشگری لجامگسیخته نکنند.