توسعه گردشگری شهری پایدار
سپهرغرب، گروه گردشگری: طی سالهای گذشته، رشد اقتصادی شهرها از طریق صنایع تولیدی حاصل میشد. در اواخر قرن بیستم، صنایع تولیدی بهتدریج اهمیت خود را بهعنوان ابزار اصلی رشد شهرها از دست دادند و بهتدریج بخش خدمات بهعنوان موتور محرک اقتصادی شهرها شناخته شد. در چنین شرایطی گردشگری بهعنوان گزینهای مناسب برای توسعه شهرها شناخته شد، زیرا شهرها بهطور بالقوه دارای بسیاری از جاذبهها مانند بناهای تاریخی، میراث فرهنگی، رویدادها و غیره هستند؛ حتّی محرومترین شهرها نیز به دلیل برخورداری از میراث تاریخی و فرهنگی میتوانند در رقابت میان مقصدهای گردشگری شهری شرکت کنند.
لا (1993) چهار عامل مؤثر در توسعه گردشگری بهعنوان یک بخش خدماتی در شهرها را اینطور ذکر میکند؛ افول صنایع تولیدی، نیاز به ایجاد فعالیتهای اقتصادی جدید و مقابله با بیکاری، شناخت اهمیت گردشگری بهعنوان یک صنعت در حال رشد و نقش توسعه گردشگری در بازسازی و احیای مناطق شهری.
نیری (2006) دو عامل دیگر را نیز به عوامل فوق اضافه کردهاست؛ جهانیشدن سریع و جایگاه ویژه شهرها در انباشت سرمایه.
منظور از گردشگری شهری، فعالیتهای گردشگری در محیطهای شهری است. زمانی که شهرها بهعنوان مقصدهای گردشگری توسعه مییابند، پیچیدگی محیطهای شهری آنها را از سایر مقصدها (روستاها، تفرجگاهها، سواحل و غیره) متمایز میکند. بولدینگ، نظریهپرداز آمریکایی شهرها را بهعنوان پیچیدهترین سطح سیستمها بعد از سیستمهای ذهنی میداند.
شهر بهعنوان واقعیتی جغرافیایی، اقتصادی، سیاسی و جامعهشناختی در هر دورهای از رشد و تحوّل خود از هرکدام از این عوامل تأثیر پذیرفته و بر هرکدام از آنها تأثیر گذاشته و پیچیدگی هر یک از این عوامل خود موجد پیچیدگی شهر بهعنوان تبلور فضایی آنها بودهاست.
در صورت برنامهریزی و توسعه از پیش اندیشیده شده، گردشگری میتواند منافع مستقیم و غیرمستقیم اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی را ایجاد و سهم قابلتوجهی را در توسعه ملی ایفا کند. رشد شتابان گردشگری طی دهههای گذشته و آیندهنگریهای مبتنی بر آن، همراه با تأکیدی که کارشناسان کشورهای رو به رشد بر تقویت و پشتیبانی این فعالیت در جهت اهداف توسعه پایدار در این ممالک روا میدارند، مفهوم تازهای را با عنوان توسعه پایدار گردشگری مطرح کردهاست.
توسعه گردشگری پایدار عبارت است از گسترش این صنعت و جذب گردشگر به کشور با استفاده از منابع موجود بهگونهای که ضمن پاسخ دادن به نیازهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و ضوابط قانونی جامعه و همچنین انتظارات گردشگران، بتوان وحدت و یکپارچگی، هویت فرهنگی و سلامتی محیط زیست، رشد اقتصادی و رفاه مردم و میهمانان آنها را بهگونهای متوازن و پیوسته تأمین کرد.
گردشگری شهری پایدار در طرح اروپایی «اداره گردشگری شهری پایدار»، بهعنوان «یک استراتژی توسعه کلنگر، منصفانه و آیندهنگر» تعریف شده که هدف اصلی آن ارائه روشهای منطقی در بهرهبرداری از منابع طبیعی و انسانی و ممانعت از بهکارگیری غیر منطقی این منابع است.
بهمنظور پایداری شهر و کارکرد گردشگری آن، سرمایههای اجتماعی، فیزیکی و فرهنگی مقصد را باید بهگونهای پایدار برای توسعه گردشگری شهری مورد استفاده قرار داد. منظور از گردشگری شهری پایدار، حفظ ویژگیها و خصایص جامعه محلی و حفاظت و ارتقای ابعاد مختلف محیط شهری (محیط انسانساخت، طبیعی و فرهنگی) است.
انجمن گردشگری سبز که در تورنتوی کانادا فعالیت میکند، «گردشگری شهری پایدار» را دارای چهار ویژگی میداند؛ مسؤولیت زیستمحیطی، احیای اقتصاد محلی، توجه و حساسیت فرهنگی و غنای تجربه. منظور از مسؤولیت زیستمحیطی، حفظ، ارتقا و بهبود کیفیت محیط طبیعی و فیزیکی بهمنظور پایداری بلندمدت اکوسیستمهای منطقه است. احیای اقتصاد محلی به حمایت و پشتیبانی از اقتصاد و کسبوکار جوامع محلی اشاره دارد. منظور از حساسیت فرهنگی، استمرار و بقای فرهنگهای محلی و احترام به فرهنگهای مختلف و تنوع فرهنگی است. غنای تجربه گردشگری شهری نیز به فراهم آوردن یک تجربه رضایتبخش برای گردشگران از طریق مشارکت فعّال و ارزشمند در محیط طبیعی، اجتماعی و فرهنگی مقصد اشاره دارد.
لا، با نگاهی متفاوت، بر سه جنبه دیگر از گردشگری پایدار شهری تأکید میکند؛ ظرفیت بارگذاری، حفاظت از میراث تاریخی و مقابله با آلودگی هوا. مفهوم ظرفیت بارگذاری در مقصدهای شهری را میتوان از طریق اثرات منفی ناشی از حضور و استفاده انبوهی از گردشگران از محصولات مختلف شهری توضیح داد. با افزایش هزینههای ناشی از حضور تعداد زیادی از گردشگران در یک شهر، منافع اقتصادی گردشگری کاهش مییابد، از کیفیت تجربه گردشگر کاسته شده و محیط انسانساخت شهرها دچار فرسودگی میشود.
دومین جنبه مورد توجه لا، در گردشگری شهری پایدار، حفاظت از میراث تاریخی از طریق حفظ، بازسازی و بهکارگیری مجدد بناهای قدیمی است. به عقیده او، اگر بناهای قدیمی شهرها در صنعت گردشگری بهدرستی به کار گرفته شوند نهتنها حفظ و بازسازی این بناها تضمین میشود، بلکه بر غنای محیط انسانساخت شهر نیز افزوده خواهد شد.
وی برای کاهش آلودگی هوای ناشی از رشد گردشگری در شهرهای بزرگ، توسعه سیستم حملونقل عمومی و ایجاد و گسترش پیادهراهها را پیشنهاد میکند.
تلاش برای توسعه گردشگری پایدار در شهرها، آسیبهای محیط طبیعی و انسانساخت را به حداقل میرساند، میراث اجتماعی و فرهنگی را حفظ میکند، منافع اقتصادی حاصل از توسعه گردشگری را حداکثر ساخته و کیفیت زندگی ساکنان و تجربه گردشگران را بهبود میبخشد.
پاسکلیوا- شاپیرا اهداف گردشگری پایدار شهری را اینگونه برمیشمارد؛ حفظ میراث فیزیکی شهرها، تقویت تواناییهای فرهنگی و اجتماعی جوامع بومی، توسعه بلندمدت، ایجاد فرصتهای شغلی مناسب وبرقراری تعادل میان منافع ساکنان شهرها و گردشگران. توسعه گردشگری شهری باید برای ساکنان محلی، صنعت گردشگری محلی، گردشگران و سایر ذینفعان مفید باشد و بهعنوان بخش لاینفک استراتژیهای توسعه شهری و توسعه پایدار محسوب شود.
نخستین شرط موفقیت هر شهر در توسعه گردشگری، وجود زیرساختهای مناسب شهری، یکپارچگی همه سازمانهای ذیربط و مدیریت عاقلانه و مدبرانه در عرصههای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است. از طرف دیگر تنسیق و آمایش جاذبههای شهر، استفاده پایدار از منابع گردشگری، ایجاد امکانات و تسهیلاتی که دسترسی به جاذبهها را تسهیل کند، رضایت خاطر بازدیدکنندگان و کنترل محلی، دومین شرط لازم در توسعه گردشگری است.