گنجنامه مسیر و مقصدی که چندان ایمن نیست
سپهرغرب، گروه گردشگری - عباس سریشی: همدان شهری با تاریخ چندهزارساله و دارای جاذبههای بسیار گردشگری همچون کتیبههای گنجنامه، غار علیصدر، آرامگاه باباطاهر و بوعلی سینا، مجموعه تاریخی هگمتانه و آثار فاخر دیگر است که هرساله و بهخصوص در ایام تعطیل، گردشگران بسیاری را از اقصا نقاط کشور و جهان به خود جذب میکند.
طبعاً با درک این ظرفیت و فرصت مغتنم، امروزه صنعت گردشگری به دلیل جذب سرمایه و رونق اقتصادی مورد توجه بسیاری از مدیران قرارگرفته؛ اما دراینبین ظاهراً بهمانند دغدغههای اصلی مدیران شهرهای گردشگرپذیر، موضوع ارتقای سطح کمی و کیفی خدمات و نیز تأمین ایمنی و سلامت میهمانان آن چندان مورد توجه و تهمیم نیست و اینجاست که نقش و تفاوت مدیریت و مجریان کارآمد و توانمند هرچه بیشتر و بهتر میتواند خود را نمایان کند.
کارشناسان بر این عقیدهاند که هرچند ساختار فضاهای گردشگری به نسبت ساختار شهر کوچکتر و محدودتر هستند اما قطعاً از آن جدا نبوده و بنابراین طبیعی است که در برابر بحرانهای انسانی یا طبیعی، بسیار آسیبپذیرتر باشند، پس هرگونه برنامهریزی برای ارائه خدمات و تسهیلات و یا خدماترسانی جامع و کامل به آنها در مواقع بحران تأثیر بسزایی در میزان اثربخشی آنها خواهد داشت.
درواقع فضاهای گردشگری شهری بهعنوان زیرمجموعههایی از شهر، جمعیت وابستهای را به دنبال خود دارند که توجه به توزیع میزان آسیبپذیری، خطرات انسانی و طبیعی در محوطه و فضای پیرامون آنها میتواند به تأمین امنیت بهینه گردشگران و صنعت گردشگرپذیری کمک کند.
درعینحال درک مشکلات، تهدیدها و آسیبهای احتمالی و تأمین امنیت گردشگر از مهمترین مؤلفههایی محسوب میشود که مدیریت آنها در فضاهای هدف یکی از راهکارهای بسیار مهم و تأثیرگذار در توسعه و تعمیق این صنعت سودآور است گو اینکه بیتوجهی به آنها نیز میتواند در حکم یک شمشیر دو لبه به نقشآفرینی پرداخته و بیشتر از مثمر بودن مضر باشد.
صاحبنظران تصریح میکنند که امروزه صنعت گردشگری در بسیاری از کشورها جدا از مقوله نمودسازی و نمایش فرهنگی، مهمترین راهکار برای برونرفت از معضلاتی چون بیکاری، محدودیت منابع مالی، اقتصاد تکمحصولی و غیره است که اگر در کشور ما نیز برنامهریزی مناسبی برای خدماترسانی توأم با تأمین آرامش و تسهیلات گذران اوقات فراغت ایمن برای گردشگران فراهم شود قطعاً در توسعه و تحقق این اهداف نقش بسیار بسزایی ایفا خواهد کرد.
البته توجه به توزیع میزان آسیبپذیری، خطرات انسانی و طبیعی در فضاهای گردشگری شهری یکی از راهکارهای بسیار مهمی است که میتواند به تأمین امنیت بهینه گردشگران کمک کند، درواقع امنیت و گردشگری دوسویه یک معادله هستند که نسبت مستقیم با یکدیگر دارند و اصولاً تا امنیت و آرامش برقرار نباشد سفری هم شکل نخواهد گرفت و سخن گفتن از آن بیهوده خواهد بود.
درواقع این تصور و انتظار وجود دارد که مدیران مقاصد گردشگری باید ضمن برنامهریزیهای قبلی، بر محور توسعه پایدار و استراتژیک در کنار بازرسیهای مداوم و رفع نواقص قبلی تصویری جامع از ایمنی جاذبهها را برای حصول اطمینان گردشگران به تصویر کشیده و نهفقط آنان بلکه دیگران را نیز تشویق به بازدیدهای بعدی کنند.
امروزه امنیت و آرامش (در همه شئون آن) بهعنوان یکی از مهمترین و زیربناییترین اصول و مؤلفهها در تدوین استراتژی توسعه گردشگری در جهان محسوب میشود که کشورهای توسعهیافته با درک اهمیت آن و بهصورت سازمانیافته و کاربردی، مطالعات و تلاشهای بسیار زیادی را در خصوص ارتقای سطح کمی و کیفی آن و متعاقباً رفع نواقص احتمالی در دستور کار خود دارند.
مسئله این است که ما نباید با قبول ریسکپذیری در این خصوص آینده این صنعت را در کشور یا استان خود به خطر بیندازیم چراکه در منظر بسیاری از کارشناسان، ریسک و خطرپذیری میتواند ازبینبرنده تمام تلاشها باشد و موجبات بروز بیاعتمادی گردشگران به حضور در مناطق گردشگری را باعث شود.
در اینجاست که مدیریت توانمند با شناسایی آسیبها و خطرات احتمالی و نیز با تبدیل تهدید به فرصت، احتمال بروز هرگونه نارضایتی، رخداد ناخوشایند و یا بحران را به پایینترین سطح خود میرساند. درواقع مدیران موفق میدانند که آسیب دیدن اعتبار و یا بروز یک بحران میتواند تمام دستاوردهای حاصل از تلاش چندساله را از بین ببرد و روند و ساختار گردشگری را مختل کند و این در حالی است که آسیب دیدن اعتماد و اعتبار مقصد گردشگری ازلحاظ ایمنی، جذابیت، آرامش و آسایش باعث بروز دید منفی در بازدیدکنندگان و حتی قطع تداوم عملیات کسبوکار برای صنعت گردشگری یک منطقه و شهر میشود.
اولویتی به نام آیندهنگری
و اما در بین مناطق و جاذبههای گردشگری استان همدان، کوهستان الوند بهعنوان یکی دیگر از مناطق بکر طبیعی و زیبا است که حضور در آن آرامش بسیاری را برای انسان به همراه دارد چنانکه مسافران و گردشگران میتوانند با انتخاب این مکان، علاوه بر تجربه یک روز حضور در دامان طبیعت و یا استفاده از امکانات تفریحی آن به دیدن یکی دیگر از شناسنامههای تاریخی همدان و در اصل تمدن ایرانی بروند.
دو کتیبه سنگی بازمانده از دوران هخامنشی که در دل سنگی خارا از کوه کنده شده و بهنام داریوش و خشایارشاه شناخته میشوند در سال 1320 شمسی رمزگشایی و ترجمه شدند که در تاریخ 15/10/1310 به شماره 22 بهعنوان گنجینهای ارزشمند در حوزه گردشگری در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیدهاند. درعینحال دهکده تفریحی، فرهنگی و ورزشی گنجنامه نیز با ایجاد تحول در ساختار گردشگری استان توانسته امکانات نسبتاً مفرحی را اعم از تفریحی، ورزشی، اقامتی و حتی آموزشی فراهم کند که پذیرای گردشگران و علاقهمندان داخلی و خارجی است.
با این تفاسیر شاید بتوان جاده منتهی به گنجنامه را یکی از مهمترین محورهای شهری همدان ازنظر گردشگری قلمداد کرد که نهفقط در فصول گرم و تعطیل بلکه در تمام ایام سال با اقبال شهروندان و گردشگران روبهرو است چنانکه طی سالیان گذشته نیز این مسیر به دلیل نیاز و افزایش ظرفیتهای لازم برای جذب گردشگران شاهد عملیات تعریض، ساماندهی و توسعه بوده، اما بااینحال به اذعان صاحبنظران، مدیران شهری و حتی خود مردم و گردشگران، بازهم به دلیل افزایش تعداد مراجعهکنندگان (بهخصوص در ایام اوج حضور گردشگر) دیگر ظرفیت تردد راحت و ایمن خودروها را نداشته و حتی ممکن است به دلیل حادثهای شدید امکان تردد خودروهای امدادی و نجات نیز در آن سلب شود؛ که نیاز به اتخاذ تدابیر لازم را ضروری میکند.
البته توجه به این موضوع ازآنجهت اهمیت پیدا میکند که چون این منطقه در دل طبیعت بکر و استثنایی همدان قرارگرفته پس ناگزیر باید همه جوانب آن سنجیده شود، اما یکی از مهمترین موضوعاتی که باید در این زمینه مطرح و مورد توجه قرار گیرد بایستگیها، مطالبات و شایستگیهای یک محیط گردشگری ایمن، آرام و دلچسب است پس باید با در نظر گرفتن جمیع مؤلفههای زیستمحیطی، انسانی و غیره بدان توجه داشت.
موضوع اینجاست که نهفقط مجموعه تفریحی و تاریخی گنجنامه بلکه کوهستان الوند یکی از نقاط حائز اهمیت برای ثبت همدان بهعنوان یک ژئوپارک جهانی است و اگر به هر علت استانداردهای لازم برای میزبانی ایمن را از دست بدهد ممکن است همدان برای همیشه از این شانس محروم شود!
البته برای حل این معضل بهجز تدابیر موقتی ترافیکی اخیراً راهکار احداث جاده برگشت گنجنامه نیز مطرح شده که چون اجرای آن بهمانند بسیاری دیگر از طرحهای عمرانی احتمالاً تا مدتها فقط در حد یک ایده باقی خواهد ماند بنابراین میطلبد که متولیان امر برای حل معضلات ترافیکی و کاهش تبعات تنها مسیر موجود، به فکر راهکارهای زودبازده دیگری باشند که اجرای آن نیز نیازمند تدابیر و تصمیمات ویژه و خاص است.
از واقعیات امروز تا آرزوهای فردا
هرچند به گفته مدیران شهری با توجه به حساسیت و علاقهای که مردم همدان و گردشگران به منطقه گنجنامه دارند و نیز بروز برخی آسیبهایی که در گذشته و حتی در پی اجرای پروژههای عمرانی برای این منطقه رخداده است، مسیر فعلی واقعاً کشش حجم ترافیک بهویژه در ایام شلوغ سال را ندارد و بهناچار مدیریت شهری تصمیم دارد تا مسیر برگشت گنجنامه را به استخر عباسآباد منتقل کند.
معالوصف با در نظر گرفتن مباحث زیستمحیطی، حقوقی، فنی، توپوگرافی، حیات جانوری و غیره، انجام مطالعات و بررسی میدانی این پروژه، قطعاً زمانبر خواهد بود و درعینحال به دلیل اینکه بخش زیادی از این طرح در خارج از محدوده شهر همدان واقع شده؛ بنابراین هماهنگی بسیار بالایی را بین دستگاههای اجرای ازجمله راه و شهرسازی، شهرداری، استانداری، منابع طبیعی، جهاد کشاورزی و دیگر ارگانها را میطلبد که شاید سخن گفتن از نفس این موضوع فعلاً کمی زود و سخت باشد، اما با نگاهی به مسیر فعلی و موجود گنجنامه به نظر میرسد چارهاندیشی برای مسیر فعلی باید در قالب حرکتی کاملاً علمی و همهجانبه در اولویت قرار گیرد تا بتواند ظرفیت لازم برای تردد انسان و خودرو را بهخوبی فراهم کند و تا زمان احداث مسیر برگشت جوابگوی نیازهای آن در شرایط مختلف و سالهای آینده باشد.
در این راستا نهفقط توصیه صاحبنظران و کارشناسان، بلکه عمده مردم به مسؤولان این است که با توجه به شرایط موجود و تا به تصویب نهایی رسیدن پروژه مسیر برگشت از سوی وزارتخانه و مبادی مربوطه فعلاً تمام توان و تلاش خود را در راستای بهسازی و ارتقای سطح کمی و کیفی مسیر موجود معطوف کنند و اصطلاحاً نقد امروز را بچسبند و نه نسیه فردا را.
یک مسیر و پیچهایی از مشکل
در حال حاضر کمتر کسی است که نداند تنها مسیر منتهی به گنجنامه همدان بهعنوان یکی از پرطرفدارترین نقاط گردشگری شهر باوجود فاصله چند کیلومتریاش با شهر، اما با چه هزار پیچی از مشکلات در ابتدا، طول و درنهایت انتهای مسیر همراه است.
امروزه یکی از مهمترین دغدغههای موجود در این مسیر، بار سنگین ترافیکی، فقدان پارکینگ و محل توقف و یا پیادهرو مناسب است که بهخصوص در فصل گردشگری موجب بروز و افزایش نرخ حوادثی از قبیل تصادف خودروها و عابران پیاده و یا واژگونی برای افراد ناآشنا به مسیر میشود؛ بنابراین انتظار میرود نخستین الزام تمهیدی برای این مسیر، تعریف مقررات ترافیکی خاص باشد زیرا قسمت اعظمی از مسیر گنجنامه به دلیل داشتن شیب و پیچهای تند، فقدان روشنایی در همه نقاط و یا عدم وجود تابلوها و چراغهای هشدار، نصب گارد ریل و غیره محمل و بستر مناسبی برای بروز حوادث است.
گو اینکه اگر به این موارد، توقفهای پیدرپی، طولانی و بعضاً حرکات و رانندگیهای نامعقول برخی گردشگران و مسافران نیز در خلأ حضور گشتهای دائمی و یا ایستگاههای کنترل تردد راهور اضافه شود چند برابر بر ناایمنی آن افزوده خواهد شد.
البته موضوع به همینجا ختم نمیشود؛ دقیقاً انتهای مسیر و دوربرگردان نیز حکایتی جداگانه دارد از تراکم، ترافیک و بسته و تنگ شدن مسیر به دلیل تصاحب آن از سوی متولیان دهکده تفریحی، مالکان سفرهخانهها و باغهای اطراف که ظاهراً کسی را نیز یارای مقابله و برخورد با آنها نیست.
همچنین در کنار داستان پرتکرار و سرشار از خطر و تهدید ترافیک و تردد، اما روایت رهاشدگی این منطقه از تیررس نگاه نظارتی مسؤولان نیز خود داستانی است دیگر؛ چراکه برخلاف ظرفیت بالای این منطقه برای ارائه یک چشمانداز فرهنگی، تاریخی و یا گردشگری در حد کشوری و جهانی اما متأسفانه تمام گنجنامه همدان صرفاً خلاصه میشود در یکی دو موضوع محدود و آنهم چیزی نیست جز کسب درآمد برای برخی کاسبان و اسمورسم کردن برای یکی دو نهاد و سازمان و دیگر هیچ!
درواقع فضایی که میتواند بهعنوان بهترین و حداکثریترین زمینه برای ارائه ویترینی فرهنگی، تاریخی و گردشگری از همدان باشد اکنون فقط به مکانی محدود برای دیدن آبشار و کتیبه تبدیلشده و نه چیزی بیشازآن! گو اینکه اگر هم رونقی وجود دارد بیشتر در اطراف جماعت بساطگستر، اغذیهفروشیها، سفرهخانهها و مجموعهدارها و نه چیز دیگر است.
البته اخیراً طی چند طرح ضربتی شاهد جمعآوری بساطهای ناهنجار دستفروشان از این محدوده بودیم که بالاخره تا حدودی این منطقه از چنگ آنان خارج شد، اما سؤال اینجاست که حال پس از این موفقیت در این فضای خالی و مستعد چه چیزی برای عرضه داشته و داریم؟ موضوع این است که در حال حاضر که گوی و میدان فراهم و زنگ رخصت نواخته شده چرا کسی همت پا گذاشتن برای هنرنمایی در آن را ندارد؟
شاید یکی از مهمترین مشکلات و علل بروز این مسئله، قرار گرفتن این منطقه در چندگانه مدیریت شهرداری، اداره راه و ترابری و یا نهادها و سازمانهای دیگر مانند میراث فرهنگی و گردشگری، فرهنگ و ارشاد، محیطزیست، منابع طبیعی و غیره باشد که در ظاهر نیز داعیه حضور و فعالیت در آن را دارند اما عجیب است که در سایه این اصرار به حضور و عرضاندام هنوز شاهد هیچ حرکت مؤثر، قابل قبول و جریان سازی در آن و به نسبت سال گذشته و قبلتر از آن نیستیم! چراکه باوجود گذشت سالها و در سایه اینهمه هیاهو و شعارهای زیبا و دهانپرکن، هنوز شاهد آن هستیم که درختان و محیطزیست بکر و منابع خدادادی این منطقه توسط مردم و باغداران تخریب، تصاحب، سوزانده و قطع میشود.
تا زمانی که روند دیوار و حصارکشیها ادامه داشته و عرصه روزبهروز بر تنفس مردم و گردشگران تنگتر میشود، شاهد برگزاری هیچگونه جشنواره و حرکت فرهنگی، هنری و بومشناختی در این فضای آماده نیستیم و یا در این منطقه ویترین و نمایشگاهی برای عرضه محصولات، دستاوردها و دستساختههای بومی برجسته ایرانی و استانی نداریم، زمانی که این فضا فاقد نمازخانه فعال و برگزاری نماز جماعت دائمی و یا موج سازی معنوی و دینی است و یا به خاطر مصلحت و منفعت یا شاید هم به نام راحتی و آرامش مردم، چشمانمان را بر برخی بیاعتقادیها، ناهنجاریها و یا حرکات ضد ارزشی میبندیم، وقتی هنوز در این منطقه مشکل زیرساختهای بهداشتی و درمانی و یا خدماتی پابرجاست، وقتی در طول مسیر پایگاههای ثابت هلالاحمر، اورژانس، گشت راهداری پلیس راهور، منابع طبیعی و حفظ محیط زیست تعریف و تعبیه نشده، وقتی هنوز پس از گذشت سالها هنوز یک الگو، نمایه و اثر معرف تاریخ، هنر و فرهنگ همدان در طول مسیر تعریف و تعبیه نشده، وقتی هنوز سیستم دسترسی به این اثر و مجموعه پیرامونی آن از ساختار منظم و سازمانیافته (ناوگان خصوصی و عمومی) برخوردار نیست تا از ترافیک آن بکاهد یا هنوز تصمیمگیری در خصوص بایدونبایدهای آن در چنبره سلایق شخصی و سازمانی و نگاه محدود گرفتار است و عجیبتر اینکه وقتی سالهاست که این گنج و فرصت جهانی در دستان ما قرارگرفته و هنوز هیچ قصد و اراده جمعی و وحدت رویهای برای پاسداشت و توسعه همهجانبه و بهخصوص مقابله با انحرافات سودجویانه در آن وجود ندارد؛ پس دیگر چه انتظاری میتوان داشت که در عرصه جهانی و کشوی حرفی برای گفتن داشته باشیم.
درواقع زمانی که مدیریت شهری ما از در تبدیل تهدیدها به فرصت برنیامده و هیچگونه تصور و هدفگذاری بلندمدتی برای توسعه فرهنگی و مثبت این منطقه ندارد و یا به دنبال ایمنسازی این محیط از جمیع آسیبها و تهدیدهای انسانی، فرهنگی، تاریخ و طبیعی نیست؛ بیشک افراد دیگری از این خلأ کمال سوءاستفاده را کرده و محیط را برای استحصال سود در سایه بروز انواع و اقسام آسیبها و تهدیدها کانالیزه خواهند کرد.
اینکه مسیر جاده تاریخی میشود پیست مسابقه سرعت و واژگونی، پیادهراههای آن میشود پاتوق شبنشینی و تدخین قلیان، سیگار و مواد و هزار بیاخلاقی دیگر توسط برخی افراد بهخصوص جوانان، پس مجموعهدارها، مغازهدارها و سفرهخانهها بااراده و برای منفعت خود اقدام به تعریف قیمت خواهند کرد و بدتر اینکه در این شهرآشوب عدم نظارت و فقدان کنترل، برخی مالکان نیز درب باغهای خود را بهعنوان مهمانپذیر باز کرده و فقط خدا میداند که با ادامه این روند چه اسمورسمی از گنجنامه در اذهان مسافران و گردشگران به شهرت و یادگار خواهد ماند!
و اما سخن پایانی...
با توجه به موارد و مسائل مطروحه، شاید این سؤال ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده باشد که اگر فضای گنجنامه یک اثر ثبتشده ملی و جهانی است پس چرا شاهد سلطه و غلبه نگاه صنفی و محدود اقتصادی بر آن هستیم؟ چرا طی این سالها هنوز نتوانستهایم با درک محتوا، ارزش و ظرفیت واقعی این منطقه آن را از چنبره تسلط صرفاً اسمی برای شهر و اقتصادی برای یک قشر خاص خارج و سفرهای پرمحتوا و رنگارنگ از همه بایستگیها و شایستگیهای ایرانی و همدانی برای یک جهان گردشگر پهن کنیم؟
سفرهای که هدف و قصد نهایی آن نهفقط سیر کردن شکم و خوردن و نوشیدن، بلکه سیراب کردن کام تشنه گردشگران داخلی و خارجی از زلال فرهنگ، تاریخ و هنر غنی چند هزارساله ایرانی در دل طبیعت آرام، دلنشین، چشمنواز، پاکیزه و خنک است.
جای تأسف است که گنجی داریم که قدر آن را نمیدانیم و هر بار نیز از سر محدودنگری و منفعتسازی خدشهای را بر اصالت، وقار و ارزش ذاتی آن وارد میکنیم درحالیکه در شعارهایمان بسیار زیبا دم از حفظ مواریث ارزشی و داشتههای معنوی و هنجارها میزنیم. حال سؤال اینجاست که چه زمان قرار است یک اثر ملی و جهانی رنگوبوی یک مدیریت، انتظام و حرکت ملی و جهانی را به خود بگیرد؟ باور کنیم جهانیشدن نیازمند نگاه و تفکر بزرگمنشانه و نه افکار کوته و محدود است.