اثرات اقتصادی جهانگردی
سپهرغرب، گروه گردشگری: با توجه به تعریف اقتصاد که بهطور معمول برحسب مفهوم کمیابی (وضعیتی که در آن اقلام کافی برای تأمین نیازها و خواستههای یک فرد وجود ندارد) تعریف میشود؛ بررسیهای اقتصادی اساساً معطوف وضعیت انسانهاست و نه پول یا ثروت. کمیابی، فینفسه پدیدهای انسانی است زیرا هیچچیز بهخودیخود کمیاب بهشمار نمیآید مگر آنکه موضوع خواستههای انسانی قرار گیرد.


بنابراین اقتصاد را میتوان علمی اجتماعی تعریف کرد که میکوشد نحوه گزینش افراد را در خصوص استفاده از منابع کمیاب برای تأمین خواستههایشان درک کند. مطالعه این گزینشها در یک بستر اجتماعی صورت میگیرد. در حوزه اقتصاد گردشگری، میتوان پرسید که چرا افراد مسافرت به مکان خاصی را بهجای مکان دیگری انتخاب کرده، یا آنکه ترجیح میدهند بهجای مسافرت در خانه خود باشند و یا اینکه چرا فردی تصمیم به مصرف (سرمایهگذاری) پول خود برای مسافرت میگیرد؟
این صنعت بخشی است که تعدادی بالغبر 100 میلیون کارمند (بیشترین نیروی انسانی) را به کار میگیرد. گردشگری بر چند فعالیت عمده تأثیر دارد ازجمله؛ اشتغال و توسعه. همچنین گردشگری بنا به ماهیت خود اثرات مثبت و منفی متعددی بر محیط فرهنگی- اجتماعی و طبیعی و اقتصادی ایران میگذارد.
ازآنجاکه توسعه جهانگردی خارجی اندک بوده و جهانگردان بازدیدکننده از ایران غالباً فرهنگ مشابهی دارند، اثرات اجتماعی- فرهنگی آنان نیز تاکنون محدود بودهاست؛ اما برعکس، حجم عظیم گردشگران داخلی تأثیر نامطلوب قابلملاحظهای بر مکانهای میراث فرهنگی و طبیعی کشور بجا گذاشته و به اشکال مختلف موجب تخریب و کاهش ارزش جاذبهها شدهاست.
ازلحاظ اقتصادی، سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی کشور 4/3 درصد، در اشتغالزایی در حدود 541 هزار شغل مستقیم و غیر مستقیم و در صادرات غیر نفتی در حدود 14 درصد برآور د شدهاست. این وضعیت بیانگر ضعف عمومی این بخش ازنظر مدیریت، تبلیغات، ساختار حقوقی و نیز ارتباط ضعیف آن با ساختار صنایع کشور است. (رجبیان، 1383)
در ادامه بر آنیم به سه نقش عمده اقتصادی جهانگردی اشارهای داشته باشیم:
خطر موازنه منفی جهانگردی در ایران:
درآمد جهانگردی در سطح بینالمللی تا سال 2005 حدود 622 میلیارد دلار بوده و هر جهانگرد از اروپا و آمریکا بین 500 تا 700 دلار هزینه میکند، درحالیکه این رقم در ایران به کمتر از 500 دلار میرسد. آنچه برای کشور ما خطر جدی محسوب میشود موازنه منفی در جهانگردی است، چراکه در ازای هر یک میلیارد دلار درآمد جهانگردی که عاید کشور میشود، چهار میلیارد و 200 میلیون دلار توسط ایرانیان جهانگرد در خارج از کشور هزینه میشود. همچنین در کشورهای توسعهیافته 10 درصد از نیروی کار در بخش جهانگردی فعالاند، درحالیکه در ایران تنها 50 هزار نفر در این بخش مشغول به کار هستند. (http://www.irna2.ir)
سودآوری دو برابر جهانگردی نسبت به نفت:
استفاده صحیح از ظرفیتهای جهانگردی ایران میتواند سودی معادل دو برابر ذخایر نفتی را به کشور سرازیر کند. آمارها نشان میدهد که بین 400 تا 600 میلیارد دلار از درآمد کشورها تا سال 2005 از صنعت جهانگردی تأمین میشود که متأسفانه برخلاف جایگاه تاریخی و ویژگیهای طبیعی ایران، کشورمان در این کسب درآمد جایگاهی ندارد.
اگر با توجه به مزایای صنعت جهانگردی و تأثیر اقتصادی توسعه این صنعت در درآمدزایی و اشتغالزایی بتوانیم تنها به 30 درصد از درآمد صنعت جهانگردی جهان دست پیدا کنیم، میتوانیم سالانه سودی دو برابر ذخایر نفتی را به کشور وارد کنیم. نگاه اقتصادی به صنعت جهانگردی میتواند تمامی جوانب فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و غیره آن را نیز دربر گیرد، چراکه لازمه توسعه این صنعت و چرخه اقتصادی آن در درجه نخست، مهیاکردن بسترها در ابعاد دیگر آن است.
قرار دادن جهانگردی در اولویتهای اقتصادی کشور تمامی ابعاد علمی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را پوشش میدهد و حتی برگزاری انواع تورهای علمی، ادبی، هنری را با مزیتهای خاص خود و بهویژه منافع اقتصادی در کشور بهینه میکند. بیشتر توانمندیهای کشور ما برای جذب گردشگر مسئله فرهنگ و ملیت است، یعنی به خاطر قدمتی که کشور ما دارد بیشترین جذابیت را در حوزه فرهنگ و تمدن دارد. بسیاری از کشورها قادرند در حوزههای دیگر راحتتر فضاسازی کنند، اما کشور ما در حوزه فرهنگ و دینداری توانسته از مزیت نسبی لازم برخوردار شود.
مزیت نسبی در حوزه فرهنگی به این معنی نیست که ما در حوزههای دیگر فعالیت نداریم بلکه در این حوزهها جذب جهانگردی ما پایینتر است. مزیت نسبی ما در حوزه فرهنگی همانند تولید تکمحصولی است و زمانی که اقتصاد کشور به یک محصول اکتفا کند، قطعاً ضربهپذیری آن بالا میرود و در حوزه جهانگردی هم وضع به همین منوال است.
اگر فقط به حوزه جهانگردی فرهنگی فکر کنیم و از سایر حوزهها غافل شویم، تأثیر منفی بر جهانگردی کشور میگذارد. همچنین بهترین برنامهریزی این است که از بخشهای مختلف بتوانیم کالاها و خدماتی را ارائه دهیم که متنوع باشد و بتوانیم با تأثیرات محیطی مقابله مناسبی داشته باشیم بهعنوانمثال کشورهای عربی توانستهاند در زمینه جهانگردی به یک انسجام مناسبی برسند، اما کشور ما هنوز به یک زنجیره واحد در زمینه جهانگردی دست نیافته و کلیه امکانات جهانگردی ایران منفعل باقی ماندهاست. صنعت جهانگردی در جهان امروز یکی از دغدغههای اصلی مسؤولان دولتی کشورهای مختلف جهان است. چراکه کسب درآمد از این صنعت جامع تمام منفعتهای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و... برای این کشورهاست.
در کشور ما که دارای زیارتگاههای بزرگ جهان و بزرگترین تاریخ تمدنی منطقه است کلیه امکانات استفاده از این صنعت، منفعل و بلااستفاده باقی ماندهاست. درحالیکه کشورهای دیگر بهخصوص همسایگان خودمان از این امکانات به نفع خودشان استفاده میکنند. بسیاری از برنامههای اقتصاد جهانگردی کشورهایی مثل امارات، عربستان و ترکیه، بدون سرمایهگذاری ایرانیان به شکست منتهی میشود، درحالیکه اگر زمینه بهرهگیری از توان سرمایهگذاری و بهرهگیری از توان سرمایهگذاری و حتی خدماتی این افراد در کشور فراهم شود، ایران ازنظر جایگاه و تعداد جذب گردشگر یکی از برترینها میشود. حجم سرمایهگذاری سالانه در صنعت نفت کشور بین یک تا دو میلیارد دلار است که باید زمینه همین میزان سرمایهگذاری در حوزه جهانگردی توسط مسؤولان دولتی و مشارکت بخش خصوصی فراهم شود.
برای توسعه جهانگردی کشورمان و قرار گرفتن در ردیف یکی از قطبهای جهانگردی منطقه و جهان در مرحله نخست باید نگاه دولت و مردم را به این صنعت تغییر داد و سپس برای تأمین امکانات، زیرساختها و همچنین پیادهسازی یک الگوی موفق جهانگردی در کشور گام برداشت. در صنعت جهانگردی دنیا هرروز تحولات جدیدی رخ میدهد که باوجود روند ضعیف این صنعت در کشور ما میزان عقبماندگی ما در این سوژه افزایش مییابد. همچنین با قرار دادن جهانگردی در ردیف کالاهای صادراتی غیرنفتی و توجه به این صنعت در برنامهریزی و سیاستگذاریهای کلان اقتصادی میتوانیم به کسب درآمد اقتصادی از جهانگردی امیدوار باشیم. (http://www.vefagh.co.ir)
تأثیر جهانگردی بر بیکاری کشورها:
بررسی مقایسهای گردشگران داخلی و خارجی در این صنعت نیز بیانگر اهمیت این صنعت در توسعه اقتصاد داخلی کشورها است بهگونهای که بر اساس آمار منتشره از سوی سازمان جهانی جهانگردی، نسبت گردشگران داخلی به خارجی، نسبت ده به یک را نشان میدهد. در همین راستا آثار مستقیم حاصل از صنعت جهانگردی با احتساب حدود 6 درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی در این صنعت، نمایانگر تخصیص یک شغل از هر 15 شغل به این صنعت در آیندهای نزدیک بوده و درصورتیکه آثار و منافع غیرمستقیم نیز مدنظر قرار گیرد حدود 10 درصد از تولید ناخالص داخلی جهان و یک شغل از هر 9 شغل در این صنعت ایجاد خواهد شد.
باوجود اهمیت بیبدیل صنعت جهانگردی در توسعه و شکوفایی اقتصادی، سیاستگذاریهای مناسبی در خصوص ارتقای آن در کشورمان صورت نپذیرفته و عمده تلاشهای مربوط به توسعه صنعت جهانگردی در دهههای اخیر، معطوف به رهیافتهای تشویقی و تبلیغاتی و یا به عبارتی تقاضامحور بودهاند. در این راستا بیشتر هدفگذاریها و وضع دستورالعملهای اجرایی معطوف به خصوصیسازی واحدهای اقامتی، تبلیغات جهانگردی، آموزش نیروی انسانی، سیاستهای تشویقی ساخت تأسیسات ایرانگردی و جهانگردی، تخفیفهای مالیاتی و... بوده که بیشتر جذب تقاضا را مد نظر قرار داده است، درحالیکه چالشهای پیش روی این صنعت، نهتنها استحکام و تداوم بیشتر سیاستهای جانب تقاضا را طلب میکند، بلکه سیاستگذاری ابعاد عرضه و سازماندهی ساختار فعالیت بنگاهها را میطلبد. (حاجی امینی، محمد علیپور. 1390)
جمهوری اسلامی ایران با داشتن جاذبههای جهانگردی (تاریخی- مذهبی- طبیعی) با اتخاذ سیاستهای مؤثر در این بخش، میتواند به سهم مناسب و در خور خود در بازار جهانگردی جهان دست پیدا کند و این امر منجر به حل بسیاری از معضلات اقتصادی- اجتماعی کشور خواهد شد.