کاروانسراهای همدان در خواب غفلت و رخوت مسؤولان
سپهرغرب، گروه گردشگری - عباس سریشی: باوجود ظرفیتهای بسیار بالای کاروانسراهای تاریخی در جذب گردشگر و بازنمایی فرهنگی و تاریخی، اما هنوز رویکرد اقتصادی و منفعتی از این فضاها در رأس کار قرار دارد.
کارشناسان بر این عقیدهاند که حفظ و نگهداری ابنیه و معماری گذشته که نشاندهنده ارزشهای فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و بهطورکلی، تاریخ جهانبینی انسانهای جامعه در ادوار تاریخی متفاوت است، میراث گرانبهایی برای نسلهای آینده بهشمار میرود. ازاینرو رها کردن بافتها و بناهای تاریخی، انسان معاصر را از بهرهگیری عالمانه از تجارب گذشته و قرار گرفتن در مسیر تداوم تاریخی که رمز بقای هر فرهنگی است، بازمیدارد.
مضاف بر آن، میراث تاریخی دورههای مختلف، نشانه امنیت، بلوغ حاکمیت، تسلط بر راهها و مدیریت تجارت و سفرهای مردمان سرزمین بوده و همچنین حاوی نوعی از نگرشهای گوناگون به معماری و ساخت چنین بناهایی است. دراینبین بسیاری از محققان و صاحبنظران معماری، کاروانسراهای ایران را مهمترین نشانه پیروزی و موفقیت معماری ایران بهشمار آورده و استادکاران ایرانی را در ایجاد اینگونه بناها مبتکر و پیشقدم دانستهاند.این بدان معناست که کاروانسراهای ایران، علاوه بر ارزش هنری از دیدگاه مسائل اجتماعی نیز حائز اهمیت فراوانی بوده و شایسته مطالعهای گسترده هستند زیرا این بناها نه صرفاً مکانی برای تجارت و یا استراحت بلکه محل تعاطی و تعامل اندیشهها و تبادل و تقابل آدابورسوم اقوام و ملل مختلف بوده و بیتردید این تماس و تلاقی انسانها و اندیشههای گوناگون، تأثیری شگرف بر زندگی مردم داشتهاست.اسناد تاریخی بیانگر این است که احداث کاروانسرا در ایران، سابقهای بسیار طولانی داشته و ساخت آن در جادههای پرتردد بهعنوان محلی برای استراحت و سرپناه مسافران در ادوار مختلف از اهمیت خاصی برخوردار بوده و نمونههای بسیار زیبا و جالبتوجه از معماری اینگونه بناها که در پهنه سرزمین ایران از کرانههای رود ارس تا سواحل خلیجفارس به یادگار مانده معرف ذوق هنری و مهارت معماران، بنایان و استادکاران ایرانی است که در دورههای تاریخی ناهمگون و با توجه به نیازهای گوناگون، باعلاقه فراوان در طریق تحول، تکامل، زیبایی و گسترش کاروانسراها کوشیدهاند.
از تورق کتاب تاریخ تمدن ایران، اینگونه برمیآید که دوران صفویان عصر طلایی و شکوفایی ساخت کاروانسراها بوده و این سازههای بزرگ و وسیع، مسکن و مأوایی امن برای سفرکنندگان و بازرگانان بودهاند؛ همچنین در این دوره، معماری کاروانسراها از منظر سبک و تنوع نقشهها به اوج شکوفایی رسید و در مسیر شهرها، روستا و معابر کوهستانی و نواحی کویری، کاروانسرا و رباطهای برونشهری در مراکز اقتصادی و راستهبازارها، کاروانسراها و رباطهای برونشهری با ویژگیهای متفاوت کاربردی احداث شدند.اما همزمان با صنعتی شدن و بهرهمندی از وسایل نقلیه موتوری، کاروانسراها رونق آغازین خود را ازدستداده و در اثر خالی و متروکه ماندن، رو به ویرانی نهادند گو اینکه شماری دیگر نیز تغییر کاربری داده و به پاساژ، پارکینگ، انبار و غیره تبدیل شدند. همین عوامل در کنار بیتوجهی و عدم دلسوزی باعث شده تا آرامآرام این مواریث کهن تمدنی رو به نابودی رفته و از دست خارج شوند. توجه به کاروانسراها در حوزه گردشگریهرچند امروزه با توسعه مدرنیته و شهرسازی و بهتبع آن ساختهشدن بازارها، مراکز خرید و پاساژها دیگر کاروانسراها دارای آن اعتبار و رونق سابق نیستند، بااینحال ازآنجاکه کاروانسراها بخش مهمی از مؤلفههای تاریخی و نیز از جاذبههای گردشگری به شمار میروند این تصور وجود دارد که میتوان با دادن هویت جدید به آنها ضمن بازگرداندن این سرمایههای ارزشی به چرخه حیات از آنها در مسیر رونق اقتصادی و جذب گردشگر استفاده کرد زیرا این اعتقاد در بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران وجود دارد که بهواسطه نوع معماری و فضای درونی و بیرونی، این مواریث کهن دارای ظرفیت بالایی در این حوزهها هستند.
استان و شهر همدان نیز بهواسطه قدمت تاریخی خود از این ساختارها و سازههای ارزشی بیبهره نبوده و بنا بر برخی اقوال، تا دیرزمانی قبل نیز بیش از 180 کاروانسرا در درون و بیرون شهر وجود داشته که متأسفانه امروز کمتر از 20 مورد از آنها و البته در شرایطی نهچندان قابل قبول و گردشگر پسند در حال گذران عمر هستند و با اندک کور سویی از امید به انتظار مرمت و توجه از سوی مسؤولان و متولیان نشستهاند.
البته موضوع توجه به کاروانسراها را باید از این منظر نگریست که به اذعان بسیاری از صاحبنظران، کاروانسراهای تاریخی همدان بهنوعی شناسنامه این شهر محسوب شده و به علت قدمت تاریخی که دارند هم برای مردم و هم گردشگران داخلی و خارجی دارای جذابیت و اهمیت فراوانی هستند، چراکه اگر این آثار به هر دلیل تخریب و یا مورد استحاله منفی قرار گیرند درواقع تاریخ نهفته و شناسنامه شهر از بین رفتهاست.
درعینحال جدا از توجه استانی به این مقوله، در یک نگاه کلان مجموعه این آثار را میتوان گوشهای کوچک از گنجینه ارزشمند دوره طلایی احداث کاروانسراها در ایران عصر صفوی برشمرد که در صورت بیتوجهی و تخریب، هیچگاه نخواهیم توانست از در توجیه و طلب پوزش از نسلهای امروز و آینده برآییم.
به گفته مسؤولان میراث فرهنگی، این کاروانسراها که اغلب آنها نیز کماکان در چرخه کاربری حضورداشته و هنوز در حال ایفای نقش در مراودات تجاری، تولیدی و غیره هستند با سبک معماری دوره قاجاریه ساخته و وسعتی حدود 30 هکتار دارند که هرچند طی سالهای گذشته عملیات مرمت، بازسازی، ایمن و استحکامبخشی آنها آغازشده و درعینحال با توجه به نیاز امروز به تجهیزاتی مانند سرویس بهداشتی، نورپردازی و ایجاد روشنایی و غیره مجهز شدهاند، اما مشاهدات میدانی روایت از آن دارد که متأسفانه به دلایل مختلف و در رأس آنها عدم توجه به بازسازی مناسب، حال و روز برخی از این آثار فاخر چندان رضایتبخش نیست و نمیتوانند آنگونه که بایدوشاید در حوزه گردشگری به ایفای نقش بپردازند.
موضوع اینجاست که امروزه کاروانسراهای موجود در شهر همدان به دلیل گرفتار آمدن در یک چرخه استفاده تجاری با محوریت منافع فردی برای مالکان از یکسو و نیز اصرار و تأکید بر حفظ بافت و عدم دست بردن در ساختار کهنه و فرسوده آنها از سوی متولیان فرهنگی و تاریخی، نهفقط به یک معادله دو مجهولی بلکه در یک کشاکش دوسویه قرار گفته که همین امر باعث شده تا درروند کاری آنها همیشه شاهد چندگانگی تصمیمگیری متولیان فرهنگی و تاریخی و یا مدیریت شهری و بعضاً بلاتکلیفی مالکان و کاربران باشیم.
متأسفانه شاید بهواسطه وجود همین ناهماهنگیها و عدم شفافیت در تصمیم سازی و ساختاربخشیهاست که باعث شده گاهی برخی افراد بدون توجه به ارزش ذاتی این آثار، خودسرانه به تخریب و تغییر در آنها پرداخته و یا به علت عدم توجه به مرمت صحیح و اصلاح منطقی و متجانس با بافت اصلی به اسم احیا شاهد افزایش و گسترش روند تخریب و استحاله در آنها باشیم.
گو اینکه دراینبین موضوع تمرکز و توجه افراطی به یکی دو اثر و فراموشی و بیتوجهی به آثار دیگر نیز بسیار مشهود بوده که خود ترجمان آشکاری است از تبعیض و تفاوت در نگرش به این مواریث ارزشمند و تاریخی که قدر مسلم نه توجیهی میتوان بر چرایی آن و نه دلیل محکمهپسندی بر بیتوجهی به آنها آورد.
رهاشدگی پس از تعمیر
و اما باتوجه به همه مشکلات و مباحث موجود در خصوص کاروانسراها، راستهها و تیمچههای تاریخی همدان، شاید موضوع رهاشدگی، عدم کنترل در حفظ چیدمان منظم و زدودن آشفتگیهای بصری آنها و یا بیتوجهی به مقوله فرهنگی کردن آنها پس از تعمیر و مرمت، مهمترین آسیب و معضلی باشد که گرفتار این آثار شدهاست چنانکه باعث شده باوجود هزینهکردهای بسیار کلان چند دهمیلیاردی، اما بازهم پای این بناهای ارزشمند تاریخی در همراهی استان در حوزه گردشگری لنگ بزند و نتوانند بهمانند بقیه مفاخر ارزشی حرفی برای گفتن و یا سری برای بلند کردن داشته باشند.
واقع امر این است که متأسفانه این آثار فقط تا مرز تعمیرهای احیایی پیش رفته و بعدازآن و دقیقاً درجایی که کار به نتیجه رسیده و محصول تقریباً آماده عرضه و نمایش به گردشگران بوده آنها را به حال خود رها کرده و بهجز در موارد خاص برای سرکشیهای دورهای و یا در صورت بروز موضوعی حاد، دیگر سراغی از این ابنیه گرفته نمیشود و درنهایت همین خلأهای نظارتی است که باعث میشود این بناهای تاریخی نتوانند آنگونه که بایسته و شایسته است در حوزه توسعه و رونق گردشگری مورد استفاده قرار گیرند.
البته همین خلأها نیز بعضاً دستمایه خوبی است تا برخی مالکان و کاربران این اماکن بتوانند آنگونه که مصلحت میدانند و میخواهند در آنها جولان دهند و از فضای این آثار به نحوی مقتضی کمال سوءاستفاده را داشته باشند که مصداق این مدعا را میتوان در چیدمانهای بیربط و منطق کالا در مسیر و معبر مردم و یا تصاحب عرصهها و محوطههای این سراها دید. حال اگر به این دست مشکلات، داستان آن گروه را نیز که با پارک خودرو و موتورسیکلت به این آشوب دامن میزنند و یا با راه انداختن بساط قلیان و تدخین و غیره، فضای فرهنگی و تاریخی را تحت تأثیر رفتارهای خود قرار میدهند را هم اضافه کنیم که دیگر هیچ...
البته موضوع رهاشدگی این سراها صرفاً مربوط به نوع و شیوه کاربریها و یا شکستن حریمها نیست و به خود پی و سازه آثار نیز بازمیگردد چراکه پس از تعمیرات اولیه که بعضاً نیز خود دچار مشکلات متعددی از قبیل ناهماهنگی و عدم تجانس مصالح با بافت اصلی، عدم استفاده از مصالح توانمند و پایدار، عدم توجه به همه زوایای مورد نیاز به تعمیر، فقدان پیگیریهای مستمر و رفع معایب بهصورت دورهای و غیره است؛ اما به گفته بسیاری از مالکان و کاربران، در اندک زمانی بعد و بهمجرد نخستین بارشها شاهد بروز مشکلات متعددی از قبیل نم، چکه و یا ریزش و تخریب در اینگونه مرمتها هستیم که بیانگر بیتوجهی به کیفیت کار و مصالح و یا عدم بهکارگیری استادکاران و صاحبنظران باتجربه در اینگونه تعمیر و مرمتهاست! چنانکه در پی بارشهای زمستان و نیز نزولات جوی نسبتاً سنگین فروردینماه امسال، بسیاری از این ابنیه دچار مشکلات متعددی از قبیل نم و چکه، ریزش و تخریب و یا پسزدگی و گرفتگی کف شورها و مجاری فاضلاب شدند که این موضوع نیز باید مورد توجه و تأمل مسؤولان امر قرار گیرد.
سازه تاریخی منهای شعار فرهنگی
بسیاری از صاحبنظران فرهنگی و مطلعان در حوزه گردشگری استان معتقدند که نخستین و مهمترین نقص در باب استفاده حداکثری و بازنمایی این آثار در حوزه گردشگری و توسعه این صنعت، موضوع فقدان یک سازوکار مدون و مشخص در خصوص معرفی، اطلاعرسانی، راهنمایی و تسهیل در دسترسی به آنها است گو اینکه امروزه بهجز قدیمیهای شهر شاید فقط اندک شماری از ساکنان و یا جوانترها آدرس و نام این اماکن را بدانند.
و اما دومین نقطهضعف موجود در حوزه گردشگری بازارهای همدان (با محوریت کاروانسراها) قطعاً فقدان زیرساختهای فرهنگی، خدماتی و رفاهی درون آنهاست که خودنمایی میکند؛ چراکه متأسفانه باوجود همه مرمتها و تعمیرات صورت گرفته، اما هنوز هیچ امکانات قابل قبول خدماتی، اطلاعرسانی و یا بهداشتی مناسب، مقبول و متناسب با فرهنگ گردشگران در آنها وجود ندارد تا مسافران بتوانند با خیال راحت و بدون مشکل خاصی از این آثار استفاده کنند.
ناگفته پیداست که وقتی گردشگران (اعم از داخلی یا خارجی) نتوانند جدا از مقوله رفاهی بهصورت مستند و مطمئن از چند و چون تاریخی و فرهنگی این آثار اطلاعاتی به دست آورند و یا این امکان را داشته باشد که در فضایی بهدوراز آشفتگیهای بصری موجود در این اماکن برای لحظاتی در آرامش بدون دغدغه، خود را در محیطی تاریخی تصور کنند ناگزیر رغبت چندانی هم به حضور در این اماکن نخواهند داشت.
در حال حاضر نیز بهجز یکی دو مورد خاص از این کاروانسراها و سراهای همدان در بقیه موارد نهتنها هیچگونه خدمات فرهنگی و رفاهی خاصی عرضه نمیشود بلکه هیچ فرد یا مسؤول مشخصی نیز برای خوشامدگویی، راهنمایی و یا ارائه اطلاعات در آنها (بهویژه از مالکان قدیمی) وجود ندارد. موضوعی که اگر برخی به خاطر داشته باشند در رویداد 2018 بسیار مورد تأکید قرار گرفت اما درنهایت اتفاق خاصی رخ نداد و چیز زیادی هم از این رویداد دست شهر را نگرفت.
متأسفانه این یک واقعیت غیر قابل انکار است که امروزه با وجود ظرفیتهای بسیار بالای این اماکن در جذب گردشگر و توانش بازنمایی فرهنگی و تاریخی، اما هنوز رویکرد اقتصادی و منفعتی در رأس کار قرار داشته و عمده حجرهداران نیز بیتوجه به این مباحث هرگونه که میخواهند با این اماکن برخورد میکنند نه آنگونه که باید! زیرا برای این جماعت، حجرههای کاروانسرا و سراهای موجود بیشتر در حکم مغازههای شخصی را داشته تا یک امانت فرهنگی و تاریخی؛ و البته فرقی هم نمیکند که این مکان، سرای نو، قلمدانی، گلشن، شریفیه، حاج صفرخان و یعقوب باشد یا کاروانسرای میرزا کاظم، گلشن، حاج میرزا و صفرخانی، زیرا ساختار وصلهپینهای به همراه آشفتگی بصری ماحصل از بینظمی کسبه و عدم توجه به مقولات فرهنگی در این ابنیه قطعاً مهمترین مشکلات فعلی آنهاست که کمتر در حوزه گردشگری موردتوجه قرار میگیرد.
اما آنچه باعث تعجب است اینکه به گفته مدیران و متولیان، اقتصاد شهر همدان در آینده باید بر مبنای گردشگری تعریف شود که بیشک در این راستا میطلبد تا با تلاش و نکتهسنجی به معنای واقعی به سمت توجه به بافتهای سنتی شهر و کیفیتسنجی بعدی آنها حرکت کرد و از همه این ظرفیتها بهخصوص در مورد سراها و کاروانسراهای موجود در مرکز شهر همدان (بهعنوان قلب تپنده شهر) برای رونق صنعت گردشگری بهرهبرداری لازم را برد.
کارشناسان و صاحبنظران بر این عقیدهاند که باید با ایجاد زیرساختها و جاذبههای گردشگری، زمان ماندگاری مسافران و گردشگران در همدان را افزایش دهیم؛ درواقع افزایش گردشگران با ایجاد زیرساخت و جاذبههای گردشگری، بهبود در دسترسی و ارتقای سطح کمی و کیفی خدمات درونی آنها ممکن خواهد بود و این در حالی است که امروزه از این ابنیه بهجز درودیوار و مغازههایی که عمدتاً نیز عملکردشان هیچ سنخیتی با بافت آن ندارد و مملو از آشفتگیهای بصری است چیزی برای دیدن باقی نماندهاست.