گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:103802
سومین یادداشت از مجموعه «سند پیشرفت استان همدان»

از پرسش تا پاسخ؛ حالا نوبت دستگاه‌ها است

زهره پوروهابی
از پرسش تا پاسخ؛ حالا نوبت دستگاه‌ها است

پرونده نقشه جامع تحول و پیشرفت همدان پس از طرح پرسش‌های بنیادی درباره فلسفه سند و معیارهای سنجش آن، وارد مرحله‌ای می‌شود که دیگر بدون داده و پاسخ رسمی دستگاه‌ها، نباید درباره میزان پیشرفت داوری کرد.
در دو یادداشت گذشته این پرونده، کوشیدیم پیش از آنکه وارد داوری درباره عملکرد دستگاه‌ها شویم، دو پرسش بنیادی را روشن کنیم: نخست اینکه یک سند توسعه اساساً برای چه نوشته می‌شود و چه تفاوتی با مجموعه‌ای از پروژه‌ها، مصوبات و آرزوهای پراکنده دارد و دوم اینکه چگونه می‌توان میان «برنامه» و «آرزو» مرز کشید و از کجا باید فهمید آنچه در هدف توسعه‌ای مطرح شده، قابل اندازه‌گیری و ارزیابی است؟
این دو پرسش مقدمه‌ای ضروری برای ورود به نقشه جامع تحول و پیشرفت استان همدان بود. زیرا اگر ابتدا ندانیم از یک سند توسعه چه انتظاری باید داشت، هر خبر از افتتاح پروژه، انعقاد تفاهم‌نامه، صدور مجوز یا تخصیص اعتبار می‌تواند به‌راحتی به‌عنوان نشانه پیشرفت تلقی شود، بی‌آنکه بدانیم آن اقدام دقیقاً چه نسبتی با مقصد تعیین‌شده در سند دارد. همچنین اگر خط مبنا، هدف زمانی و شاخص سنجش روشن نباشد، حتی انبوه آمار نیز لزوماً به ما نمی‌گویند استان در مسیر پیشرفت بوده و یا فقط درحال تولید گزارش عملکرد است.
حال از این نقطه به بعد، ادامه بحث‌ بدون دسترسی به اطلاعات دقیق، خود می‌تواند به آفت تبدیل شود؛ رسانه اگر بیش از اندازه در سطح مفاهیم باقی بماند، خطر تکرار پیدا می‌کند؛ اگر بدون سند کافی وارد ارزیابی عملکرد شود، خطر قضاوت زودهنگام و غیر دقیق به‌وجود می‌آید. درست در همین نقطه است که باید میان «تحلیل» و «داوری»، تفاوت گذاشت.
تحلیل می‌تواند به ما بگوید یک سند خوب باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد، چگونه سنجیده شود، چه نوع شاخص‌هایی معتبرترند و چه نسبتی میان هدف، بودجه، مسئولیت و نتیجه برقرار است. اما داوری درباره اینکه نقشه جامع تحول و پیشرفت همدان واقعاً تا چه اندازه این الزامات را رعایت کرده یا دستگاه‌ها چه میزان از اهداف آن را محقق کرده‌اند، نیازمند داده‌ای است که هنوز به‌صورت کامل در اختیار افکار عمومی و تحریریه نیست.
به همین دلیل، سپهرغرب در این مرحله مسیر دیگری را انتخاب کرده است: به‌جای ادامه تولید یادداشت‌های نظریِ پشت سر هم، از دستگاه‌های مرتبط خواسته است پاسخ‌های مکتوب و قابل استناد درباره سهم خود در اجرای نقشه ارائه کنند. پرسش‌ها بر یک منطق واحد استوار شده‌اند: وضعیت پایه در زمان شروع برنامه چه بوده، هدف تعیین‌شده تا افق 1407 چیست، آخرین عملکرد ثبت‌شده چقدر بوده، چه میزان از هدف تحقق یافته و مهم‌ترین مانع یا مسئله اجرایی کدام است؟
اهمیت این روش در آن است که اجازه نمی‌دهد گزارش‌های دستگاه‌ها صرفاً در قالب فهرستی از اقدامات باقی بمانند. ممکن است یک دستگاه ده‌ها جلسه برگزار، چندین مجوز صادر، پروژه‌های متعددی آغاز و یا اعتبار قابل توجهی جذب کرده باشد؛ اما تا زمانی که ندانیم این اقدامات چه فاصله‌ای را میان نقطه آغاز و هدف نهایی کم کرده‌اند، نمی‌توان درباره موفقیت آن قضاوت کرد.
درواقع، از این مرحله به بعد پرسش اصلی ما دیگر «چه کرده‌اید؟» نیست، بلکه «با آنچه انجام داده‌اید، چقدر به هدف نزدیک شده‌اید؟» خواهد بود. این تغییر ظاهراً کوچک، تفاوت میان گزارش عملکرد و ارزیابی توسعه است.
همین منطق درباره خودِ نقشه نیز صدق می‌کند. ارزش سند تنها به آن نیست که برای حوزه‌های مختلف هدف، اولویت یا پروژه تعریف کرده باشد؛ اهمیت اصلی آن در این است که بتواند رابطه‌ای روشن میان وضعیت موجود، مقصد، مسیر اجرا، مسئولیت دستگاه‌ها و منابع برقرار کند. اگر این ارتباط در متن سند و برنامه‌های دستگاهی وجود داشته باشد، ارزیابی بسیار دقیق‌تر خواهد شد. اگر هم در برخی حوزه‌ها این زنجیره ناقص باشد، همان نقص باید به‌عنوان یافته پرونده مورد بررسی قرار گیرد، نه اینکه از پیش درباره آن حکم صادر شود.
به همین دلیل، پاسخ‌های مکتوب دستگاه‌ها برای این پرونده فقط «ماده خبری» نیستند؛ بخشی از فرایند راستی‌آزمایی‌اند. وقتی یک اداره عدد پایه، هدف 1407 و عملکرد فعلی را مکتوب اعلام می‌کند، امکان مقایسه میان وعده و اجرا فراهم می‌شود. اگر اعداد با اخبار قبلی تفاوت داشته باشند، می‌توان درباره علت اختلاف پرسید. اگر دستگاهی فقط گزارش فعالیت بدهد و از ارائه شاخص خودداری کند، همان مسئله ارزش پیگیری پیدا می‌کند. اگر دستگاهی اساساً هدف کمی مشخصی نداشته باشد یا اعلام کند چنین شاخصی برای او تعریف نشده است، این نیز یک داده مهم درباره معماری اجرایی سند خواهد بود.
همچنین مهم است که عدم پاسخگویی از دایره ارزیابی خارج نماند؛ سندی که قرار است مبنای توسعه یک استان باشد، فقط متعلق به جلسات مدیریتی نیست. اگر اجرای آن واقعاً به عملکرد دستگاه‌ها گره خورده، پاسخگویی درباره اهداف و میزان تحقق آن‌ها نیز باید بخشی از همان فرایند باشد. رسانه حق ندارد عدد بسازد یا خلأ اطلاعاتی را با حدس پُر کند، اما حق دارد دقیقاً ثبت کند کدام دستگاه پاسخ داده، کدام پاسخ ناقص ارائه کرده و کدام هنوز اطلاعات مورد درخواست را در اختیار افکار عمومی قرار نداده است.
در این میان، یک خطر دیگر نیز وجود دارد که باید از آن پرهیز کرد: تبدیل نقشه تحول به رقابت بر سر «اعداد بزرگ». رقم بزرگ همیشه نشانه پیشرفت زیاد نیست. حجم تفاهم‌نامه، میزان مجوز صادره، تعداد پروژه‌های معرفی‌ و مبلغ سرمایه‌گذاری پیش‌بینی‌شده تا زمانی که به مرحله واقعی اجرا و نتیجه نرسیده‌اند، باید با همان عنوان درست خود گزارش شوند. «تفاهم‌نامه» سرمایه‌گذاری محقق‌شده نیست «مجوز» تولید نیست، پروژه در دست اجرا بهره‌برداری نیست و حتی بهره‌برداری نیز لزوماً به معنای تحقق هدف توسعه‌ای نیست، مگر آنکه اثر آن بر شاخص نهایی مشخص شود.
پرونده نقشه جامع تحول و پیشرفت همدان از این مرحله به بعد باید دقیقاً همین فاصله‌ها را بسنجد. در حوزه آب باید دید شاخص واقعی چیست و چه تغییری قرار است تا 1407 رخ دهد. در گردشگری باید میان افزایش بازدید، اقامت، ماندگاری و اثر اقتصادی تفاوت گذاشت. در سرمایه‌گذاری باید فاصله میان تفاهم‌نامه، تأمین مالی، شروع اجرا و تولید واقعی روشن شود. حوزه‌های کشاورزی، صنعت، معدن، انرژی، دانش‌بنیان و شهرستان‌ها نیز باید با معیار خاص خودشان سنجیده شوند.
بنابراین توقف موقت سلسله‌یادداشت‌های نظری به معنای توقف پرونده نیست؛ برعکس، نشانه ورود آن به مرحله‌ای جدی‌تر است. دو یادداشت نخست چارچوب پرسش را ساختند. اکنون وقت آن است که پاسخ‌ها جمع‌آوری و این چارچوب روی داده‌های واقعی آزموده شود.
وقتی گزارش‌های دستگاه‌ها برسد، مرحله دوم آغاز خواهد شد؛ مرحله‌ای که در آن دیگر از ویژگی‌های کلی یک سند خوب سخن نخواهیم گفت، بلکه خواهیم پرسید در هر حوزه همدان از کجا شروع کرده، قرار بوده تا 1407 به کجا برسد و امروز دقیقاً کجای مسیر ایستاده است. آن زمان امکان مقایسه میان دستگاه‌ها، سنجش فاصله اهداف و حتی تشخیص تناقض‌ها، فراهم خواهد شد.
این مکث، بنابراین نه عقب‌نشینی از مطالبه‌گری، بلکه شرط دقیق‌تر شدن آن است. در روزنامه‌نگاری توسعه، گاهی مهم‌ترین کار این نیست که هر روز چیزی برای گفتن داشته باشیم، مهم‌تر آن است که وقتی وارد داوری می‌شویم، چیزی برای اثبات داشته باشیم و از این پس نوبت دستگاه‌ها بوده تا نقشه‌ای را که قرار است مسیر آینده استان را تعیین کند، با عدد، سند و پاسخ روشن، توضیح دهند.

ارسال نظر

سوال: آرامگاه حافظ در این شهر است؟ shiraz

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار