اصلاح ضوابط در طرح تفصیلی جدید همدان، روی کاغذ نماند
استاد تمام شهرسازی، با اشاره به ضرورت بازتعریف آینده همدان در آستانه تدوین طرح تفصیلی جدید، گفت: این سند نباید تنها به ترسیم خطوط، تراکمها و کاربریها آن هم فقط روی کاغذ محدود شود. طرح جدید باید با نگاهی آیندهنگارانه، پاسخگوی بحرانهای جدی شهر ازجمله ترافیک، محیطزیست، مدیریت آب و حفظ بافت تاریخی در افق 10 تا 20 ساله باشد.
پس از دو دهه، فرآیند تهیه طرح تفصیلی جدید شهر همدان رسماً وارد مرحله اجرایی شده است؛ اتفاقی که در صورت اجرای دقیق و کارشناسی میتواند یکی از مهمترین نقاط عطف برنامهریزی شهری همدان در سالهای اخیر باشد. بر اساس اعلام مسئولان، پس از امضای تفاهمنامه میان ادارهکل راه و شهرسازی استان و شهرداری همدان و تشکیل شورای راهبری و نهاد پایش و ارزیابی طرحهای توسعه شهری، شرکت مهندسین مشاور طرح و آمایش بهعنوان مشاور تهیه طرح تفصیلی جدید انتخاب شده است.
اما اهمیت این طرح تنها به این دلیل نیست که طرح تفصیلی قبلی بیش از 21 سال از عمر خود را پشت سر گذاشته است؛ بلکه همدان امروز با شهری که دو دهه قبل برای آن برنامهریزی شده بود، تفاوتهای جدی دارد.
تغییرات جمعیتی، گسترش کالبدی شهر، تغییر الگوی سفر، افزایش خودروها، مشکلات ترافیکی، فشار بر منابع آب، تغییر سبک زندگی، مسائل زیستمحیطی، ضرورت حفاظت از بافت تاریخی و ظرفیتهای گردشگری، توسعه نامتوازن برخی محلات و شکلگیری مسائل جدید اجتماعی، همگی نشان میدهد که سند جدید باید چیزی فراتر از یک بهروزرسانی اداری باشد.
در همین راستا برآن شدیم تا گفتوگویی با استاد تمام شهرسازی دانشگاه بوعلی سینا همدان ترتیب دهیم که در ادامه میخوانید:
حسن سجادزاده، با تأکید بر اهمیت طرحهای تفصیلی، اظهار کرد: این طرحها برخلاف طرحهای جامع که نگاهی کلان و از بالا به پایین دارند، باید با رویکردی پایین به بالا، وارد جزئیات زندگی روزمره مردم شوند.
وی افزود: طرح تفصیلی نباید صرفاً مجموعهای از نقشهها و ضوابط ساختوساز باشد، بلکه باید توانایی شناسایی دقیق چالشهای شهری و ارائه راهکار برای آنها را داشته باشد.
وی همچنین دو سطح انتظار از طرح تفصیلی را تبیین کرد: «آیندهنگری» و «آیندهنگاری». در سطح آیندهنگری، حداقل انتظار این است که چالشهای فعلی شهر شناسایی و برای آنها راهکار ارائه شود؛ اما در سطح آیندهنگاری، هدف فراتر از حل مشکلات موجود است و باید جایگاه همدان در افق 10 تا 20 سال آینده ترسیم شود.
*همدان و شهری که در ترافیک قفل میشود
استاد تمام شهرسازی، با اشاره به بحران حملونقل در این شهر، هشدار داد: ترافیک یکی از جدیترین چالشهای امروز همدان است و این شهر در مسیر تبدیل شدن به شهری «قفلشده» در حوزه حملونقل قرار دارد.
سجادزاده در ادامه با انتقاد از برخوردهای موردی در مدیریت ترافیک، گفت: سالهاست درباره اصلاح گرههای ترافیکی، روگذرها و زیرگذرها سخن میرود، اما بسیاری از این مسائل همچنان پابرجاست.
وی خاطرنشان کرد: مشکلاتی نظیر ترافیک در نقاطی چون فلکه مدرس و پیشاهنگی، ناشی از ساختوسازهای نامنسجم و عرض نامناسب معابر است؛ بنابراین طرح تفصیلی جدید باید به جای اقدامات مقطعی، نظامی جامع برای حملونقل و توسعه کالبدی شهر ارائه دهد.
*محیطزیست؛ حلقهای جداییناپذیر از طرح تفصیلی
وی با تأکید بر اینکه محیطزیست نباید بهعنوان موضوعی حاشیهای یا «پیوستِ پایانِ مطالعات» دیده شود، تصریح کرد: اگر نگاه طرح تفصیلی صرفاً مهندسی و کالبدی باشد، بخش مهمی از واقعیت همدان نادیده گرفته شده است. کنترل آلودگیهای صوتی، آبی و اغتشاشات بصری، برای حفظ سلامت روان شهروندان ضروری است و باید در ساختار اصلی طرح گنجانده شود.
*همدان آینده؛ گردشگری یا توسعهای بدون هویت؟
این استاد شهرسازی بر لزوم «آیندهنگاری» با محوریت ظرفیتهای گردشگری تأکید کرد و افزود: رونق و تابآوری اقتصادی همدان در گروی توجه به همین ظرفیتهاست.
سجادزاده پیشنهاد داد: طرح تفصیلی باید پیوندی میان بافت تاریخی، ورودیهای شهر، باغشهر و اکوشهر برقرار کند تا توسعه شهر نه با از دست دادن هویت، که بر پایه تقویت آن شکل بگیرد.
وی با تأکید بر لزوم تدوین «پیوست و زنجیره گردشگری» برای طرح تفصیلی، تصریح کرد: ظرفیتهای همدان نباید پراکنده و جزیرهای دیده شوند. ثبت جهانی حکمت و میراث تاریخی شهر ایجاب میکند که توسعه اقتصادی نه با تخریب هویت، بلکه در پیوند با آن تعریف شود.
*مشاور غیربومی و چالش شناخت همدان
این استاد شهرسازی دانشگاه بوعلیسینا در بخش دیگری از اظهارات خود به دغدغهاش درباره انتخاب مشاور غیربومی پرداخت و گفت: نگرانی اصلی، زمان و کیفیت شناخت شهر است. مشاور غیربومی برای درک ابعاد اجتماعی و کالبدی همدان نیازمند زمان است و این خطر وجود دارد که بخش زیادی از فرصتِ طرح، صرفِ شناختِ اولیه شود.
سجادزاده برای مدیریت این چالش پیشنهاد داد: تشکیل یک اتاق فکر متشکل از متخصصان و اساتید بومی، میتواند راهگشا باشد. این مجموعه نه بهعنوان جایگزین، بلکه به عنوان ناظرِ عالیه باید کمک کند تا مطالعات مشاور با واقعیتهای زیستی همدان همراستا شود.
*دادههای ناقص؛ پاشنه آشیل طرح
وی فقدان اطلاعات بهروز را نخستین «پاشنه آشیل» این طرح دانست و هشدار داد: بدون دسترسی به دادههای دقیق و معتبر، سند نهایی از واقعیتهای روزِ شهر عقب خواهد ماند.
وی با اشاره به چالش دادههای ناقص، هشدار داد: فقدان اطلاعات بهروز در حوزههایی مانند جمعیت، کاربریها و سرانهها، نخستین مانع بزرگ است. مشاور تنها زمانی میتواند برای آینده برنامهریزی کند که با دادههای دقیق سر و کار داشته باشد؛ در غیر این صورت، نتایج مطالعات لزوماً با خطا مواجه خواهد شد.
این استاد دانشگاه دومین چالش بزرگ را عدم همکاری کافی نهادهای مختلف دانست و تصریح کرد: طرح تفصیلی فراتر از حوزه فعالیت شهرداری است. دستگاههایی نظیر آب، گاز، برق، مخابرات، میراث فرهنگی و اوقاف باید اسناد خود را در اختیار مشاور قرار دهند. بدون مدیریت یکپارچه شهری، مشاور نمیتواند در بازه زمانی محدود، اطلاعات گمشده را از صفر تولید کند.
سجادزاده سومین چالش را مشارکت اجتماعی دانست و با انتقاد از نگاه صرفاً «مهندسی و کمی»، گفت: مشاور نباید تنها پشت میز بنشیند و نقشه ترسیم کند؛ حضور در محلات و شنیدن مستقیم دغدغههای مردم، از ضروریات تهیه طرح است.
وی با تأکید بر لزوم تغییر رویکرد، افزود: شهر تنها مجموعهای از عدد و رقم نیست، بلکه محل زندگی انسانهاست. طرحی که نگاه اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی نداشته باشد و «انسانمحور» نباشد، هرگز نمیتواند با واقعیتهای زندگی شهروندان ارتباط برقرار کند.
*همدان را نمیتوان با یک نسخه اداره کرد
وی با تأکید بر ضرورت عبور از «منطقهمحوری» و حرکت به سمت «محلهمحوری» و «پهنهبندی»، گفت: طرح تفصیلی نباید برای کل شهر یک نسخه واحد داشته باشد. وقتی نیازهای روزمره مردم (نظیر مدرسه، مهدکودک، بازارچه و مسجد) در همان محله پیشبینی شود، علاوه بر کاهش سفرهای غیرضروری درونشهری، انسجام اجتماعی، امنیت و دلبستگی شهروندان به محیط زندگیشان نیز افزایش مییابد.
این شهرساز با اشاره به لزوم تغییر نگاه مدیریت شهری از تقسیمبندیهای صرفاً منطقهای به سمت «پهنهبندی»، تصریح کرد: همدان دارای پهنههای متنوعی ازجمله بافتهای قدیمی، میانی و جدید، شهرکها، مناطق حاشیهای، و پهنههای زیستمحیطی و صنعتی است؛ بنابراین باید برای هر پهنه، ضوابطی متناسب با ویژگیهای منحصربهفرد آن تعریف شود. نمیتوان برای منطقهای که بافت تاریخی در دل خود دارد، با یک محله جدید یا یک پهنه صنعتی، رفتاری یکسان داشت.
سجادزاده با ارائه یک مثال فنی، بر لزوم توجه به تفاوتهای کیفی تأکید کرد و گفت: مثلاً عرض یک معبر 12 متری در بافت تاریخی، با معبر مشابه در یک محله جدید، از نظر ارزشهای اجتماعی، تاریخی و محیطی کاملاً متفاوت است؛ بنابراین، عرض معبر نباید تنها ملاک تعیین تعداد طبقات باشد.
وی غلبه نگاه «کمی و عددی» را از مشکلات اصلی طرحهای تفصیلی دانست و خواستار جایگزینی آن با نگاه «کیفی» در تصمیمگیریها شد.
*سه کلید برای طرح تفصیلی جدید
این استاد تمام شهرسازی دانشگاه بوعلیسینا، سه اصل را برای موفقیت طرح تفصیلی جدید ضروری دانست؛ تقویت نگاه محلهمحوری، تغییر رویکرد از نگاه کمی به کیفی و جایگزینی نظام پهنهبندی به جای نگاه صرفاً منطقهای. رعایت این سه اصل میتواند بخش قابلتوجهی از بحرانهای موجود در طرحهای تفصیلی فعلی را کاهش دهد.
*مردم؛ از تماشاگر به تصمیمساز
سجادزاده با انتقاد از نبود مدل مشارکت مطلوب در کشور، بر لزوم حرکت به سمت تصمیمگیریهای مبتنی بر نیازهای واقعی ساکنان هر محله تأکید کرد و پیشنهاد داد: برای تحقق این امر، جلسات مشورتی باید در دل محلات، مساجد و فضاهای عمومی برگزار شود و مشاور یا نمایندگان او مستقیماً با مردم در ارتباط باشند؛ همچنین گروههای ذینفوذ، ذینفع و تصمیمساز نیز باید در فرآیند تدوین طرح مشارکت داشته باشند.
وی خاطرنشان کرد: امروزه با وجود ابزارهای فناوری اطلاعات، نرمافزارها و فضای مجازی، فرصت بیسابقهای برای دریافت دیدگاههای شهروندان فراهم شده است.
*6 ماه نخست؛ نه برای نقشه، برای شناخت مردم
این استاد دانشگاه با هشدار درباره رویکرد رایج مشاوران، گفت: متأسفانه مشاوران معمولاً بخش زیادی از زمان خود را صرف بررسی نقشهها و اسناد (که گاهی ناقص هستند) میکنند؛ در حالی که 6 ماه نخست فعالیت مشاور باید حداکثر صرف برداشتهای میدانی و اجتماعی شود.
سجادزاده تأکید کرد: باید در این مرحله، از طریق حضور در محلات و گفتگو با مردم، مشکلات واقعی شهر شناسایی شود. اگر مشارکت اجتماعی از همان ابتدا جدی گرفته نشود، دوباره همان تجربه تکرار خواهد شد: طرحی که روی کاغذ عالی است، اما در هنگام اجرا با واقعیتهای شهر فاصله فاحش دارد.
*پس از تصویب؛ طرح نباید به حال خود رها شود
وی بر ضرورت پایش و اصلاح دورهای طرح پس از تصویب تأکید کرد و گفت: اجرای طرح نباید به حال خود رها شود؛ بلکه نیازمند ایجاد دفاتر تسهیلگری و سازوکارهای ارتباط مستمر با محلات است. این دفاتر میتوانند نقش میانجی را ایفا کرده و از طریق برقراری ارتباط میان مردم، مدیریت شهری و ضوابط مصوب، مشکلات اجرایی را شناسایی و به مدیریت شهری منتقل کنند.
این استاد تمام شهرسازی با خطاب قرار دادن مدیران شهری، نمایندگان و فعالان سیاسی، بر استقلال علمی مشاور تأکید کرد و گفت: باید اجازه داده شود مشاور طرح تفصیلی، فرآیند مطالعاتی خود را صرفاً بر پایه اصول فنی، علمی و کارشناسی پیش ببرد.
سجادزاده با اشاره به اینکه گاهی دخالتهای حتی دلسوزانه یا سیاسی، مشاور را از مسیر تخصصی خارج میکند، متذکر شد: تجربه دورههای گذشته نشان داده که چنین مداخلاتی، پیامدهای نامطلوبی به همراه دارد.
وی راهکار نهایی را ایجاد تعادل میان اعتماد و نظارت دانست و افزود: اگر ضمن اعتماد به تیم مشاور، یک اتاق فکر تخصصی بر عملکرد آنها نظارت دقیق داشته باشد، میتوان به تدوین طرحی با کیفیت و استاندارد امیدوار بود.
معالوصف طرح تفصیلی جدید همدان پس از 21 سال، در شرایطی روی میز برنامهریزان شهری قرار گرفته که شهر دیگر همان همدان دو دهه قبل نیست. شبکه معابر، جمعیت، الگوی سفر، سبک زندگی، نیازهای خدماتی، وضعیت محیط زیست، ارزش بافت تاریخی و حتی انتظارات شهروندان تغییر کرده است. آغاز رسمی فرآیند تهیه طرح نیز اکنون با انتخاب مشاور «طرح و آمایش» وارد مرحله اجرایی شده است.
اگر قرار باشد طرح جدید فقط بهروزرسانی تراکمها، کاربریها، ارتفاع ساختمانها و ضوابط ساختوساز باشد، بخشی از مهمترین واقعیتهای همدان همچنان بیرون از سند باقی خواهد ماند.
آنچه سجادزاده بر آن تأکید دارد، ضرورت عبور از شهرِ عدد و نقشه به شهرِ انسان و زندگی است؛ شهری که در آن محله فقط یک محدوده روی نقشه نباشد، بلکه واحد اصلی برنامهریزی و زندگی شهری تلقی شود.
در چنین رویکردی، توسعه اقتصادی باید در کنار حفاظت از هویت تاریخی قرار گیرد، حملونقل باید با الگوی استقرار خدمات هماهنگ شود، ظرفیت گردشگری باید در ساختار توسعه شهر جایگاه واقعی پیدا کند، بحران آب و محیط زیست باید در قلب تصمیمگیریهای کالبدی قرار گیرد و تفاوت میان بافت تاریخی، محله جدید، حاشیه شهر، پهنه صنعتی و محدودههای زیستمحیطی به رسمیت شناخته شود.
همچنین مشارکت مردم نباید به چند جلسه تشریفاتی محدود شود. اگر قرار است طرح تفصیلی برای مردم تصمیم بگیرد، مردم نیز باید در فرآیند تصمیمسازی سهم واقعی داشته باشند.
در نهایت، سه محور محلهمحوری، نگاه کیفی و نظام پهنهبندی میتواند نقطه عزیمت طرح جدید همدان باشد؛ طرحی که اگر با دادههای بهروز، مشارکت مردم، همکاری دستگاهها و نظارت علمی همراه شود، میتواند پس از 21 سال، نه فقط یک سند تازه، بلکه فرصتی برای بازتعریف آینده همدان باشد.
چالش اصلی اکنون این نیست که روی نقشه همدان چه خطوطی ترسیم خواهد شد؛ پرسش مهمتر این است که این خطوط تا چه اندازه با زندگی واقعی مردم همدان منطبق خواهد بود.
زیرا طرح تفصیلی زمانی موفق است که شهروند، نتیجه آن را نهفقط در نقشههای شهرداری، بلکه در محلهای بهتر، ترافیکی روانتر، محیط زیستی سالمتر، هویتی حفظشده و شهری انسانیتر احساس کند.