موفقیت سامانه فروش محصولات روستایی؛ در گرو زنجیره ارزش و توسعه زیرساختها
استادیار دانشگاه بوعلی سینا همدان با بیان اینکه استانداری همدان در طرحی تازه، بهدنبال راهاندازی «سکوی جامع فروش محصولات روستایی» است گفت: موفقیت این طرح تنها در گروِ راهاندازی یک سامانه اینترنتی نیست؛ بلکه نیازمند رویکردی جامع شامل طراحی دقیق زنجیره ارزش، توسعه زیرساختهای لازم، آموزش کشاورزان و جلب مشارکتِ تمامی ذینفعان است.
بازار محصولات کشاورزی در ایران سالهاست با یک مسئله ساختاری مواجه است؛ فاصله قابل توجه میان قیمتی که کشاورز محصول خود را میفروشد و مبلغی که مصرفکننده برای همان محصول پرداخت میکند. در بسیاری از محصولات، از سیبزمینی و سیر گرفته تا انگور و گردو، سهم تولیدکننده از ارزش نهایی محصول چندان قابل توجه نیست و بخش مهمی از اختلاف قیمت در طول زنجیره توزیع میان واسطهها تقسیم میشود؛ واسطههایی که برخی از آنها با انجام خدماتی همچون بستهبندی، حملونقل، نگهداری و فرآوری، ارزش افزوده ایجاد میکنند و برخی دیگر تنها با خرید و فروش محصول، بدون آنکه خدمتی به زنجیره تولید اضافه کنند، سهمی از سود بازار را به خود اختصاص میدهند.
در چنین شرایطی، توسعه بسترهای نوین فروش و کوتاه کردن فاصله میان مزرعه و بازار مصرف، طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین موضوعات اقتصاد کشاورزی تبدیل شده است. استانداری همدان نیز با همین رویکرد از طراحی سکوی جامع فروش محصولات روستایی خبر داده؛ طرحی که قرار است اجرای آزمایشی آن از شهرستانهای همدان و نهاوند آغاز شود و در ادامه به سایر شهرستانهای استان گسترش یابد. بر اساس اعلام مسئولان، دهیاریها و شوراهای اسلامی روستا نیز در ساختار مالکیتی این سکو سهامدار خواهند بود تا بخشی از سود حاصل از این فعالیت اقتصادی دوباره به اقتصاد محلی بازگردد و منافع آن تنها در اختیار یک مجموعه محدود قرار نگیرد.
با وجود این، تجربه طرحهای مشابه نشان داده که صرف راهاندازی یک سامانه اینترنتی نمیتواند تضمینکننده افزایش درآمد کشاورزان باشد. اگر سازوکار قیمتگذاری، بستهبندی، حملونقل، بازاریابی، کنترل کیفیت، صنایع فرآوری و نقش نهادهای محلی بهدرستی طراحی نشود، ممکن است تنها شکل واسطهگری تغییر کند و هزینههای تازهای مانند کارمزد، تبلیغات، ارسال و بستهبندی نیز به تولیدکننده تحمیل شود؛ هزینههایی که در نهایت میتواند سهم کشاورز از قیمت نهایی را کاهش دهد.
در همین ارتباط برآن شدیم تا گفتوگویی با استادیار اقتصاد کشاورزی دانشگاه بوعلیسینا همدان، ترتیب دهیم و به ابعاد مختلف این طرح، الزامات موفقیت آن و فرصتها و تهدیدهای پیش روی اقتصاد روستایی بپردازیم که در ادامه میخوانید:
*خردهمالکی؛ مهمترین واقعیت اقتصاد کشاورزی ایران
مصطفی بنیاسدی، با اشاره به ساختار مالکیت اراضی کشاورزی کشور، اظهار کرد: طبق نتایج سرشماری، 80 تا 85 درصد بهرهبرداران کشور کمتر از پنج هکتار زمین در اختیار دارند و بخش قابلتوجهی از آنها نیز تنها مالک یک تا دو هکتار زمین هستند.
وی با تأکید بر اینکه این وضعیت در بخش باغبانی شدت بیشتری دارد، افزود: بسیاری از باغهای کشور در قطعات کوچک و پراکنده قرار گرفتهاند؛ از این رو، بخش عمده تولید محصولات کشاورزی توسط کشاورزان خردهمالک انجام میشود.
وی ادامه داد: همین ساختار مالکیت، قدرت چانهزنی تولیدکنندگان را در بازار به شدت کاهش داده است. کشاورزان خردهمالک معمولاً سرمایه محدودی دارند و دسترسی آنها به اطلاعات بازار، قیمتهای روز و ارتباط مستقیم با عمدهفروشان و بازارهای بزرگ بسیار ناچیز است.
وی تصریح کرد: نیاز مالی، کشاورزان را مجبور میکند بلافاصله پس از برداشت، محصولات خود را بفروشند؛ موضوعی که فرصت صبر برای فروش در زمان مناسب را از آنها میگیرد و باعث میشود بخش بزرگی از سود نهایی، به جای کشاورز، نصیب واسطهها شود.
#هدف اصلی؛ افزایش سهم کشاورز از ارزش واقعی محصول
این استادیار دانشگاه بوعلیسینا همدان با تأکید بر اینکه طراحی چنین سکوهاییهایی میتواند بخشی از این مشکل را برطرف کند، گفت: اگر بتوان سازوکاری ایجاد کرد که فاصله میان مزرعه و مصرفکننده نهایی کوتاهتر شود، بخش بیشتری از ارزش افزوده به خود کشاورز میرسد.
بنیاسدی افزود: در چنین شرایطی نهتنها درآمد تولیدکننده افزایش مییابد، بلکه مصرفکننده نیز محصول را با قیمت مناسبتری تهیه میکند و در نتیجه، رفاه هر دو گروه بالا میرود.
وی خاطرنشان کرد: هدف اصلی چنین سکویی باید حذف واسطههای غیرضروری باشد؛ یعنی افرادی که بدون ایجاد هیچ ارزش افزودهای، صرفاً محصول را از کشاورز میخرند و با قیمت بالاتری به فروش میرسانند.
*همه واسطهها مضر نیستند
وی با اشاره به اینکه نباید همه واسطهها را در یک دسته قرار داد، اظهار کرد: در مسیر رسیدن محصول از مزرعه تا سفره، خدمات متعددی انجام میشود که هر کدام برای محصول ارزش ایجاد میکنند.
این کارشناس کشاورزی توضیح داد: بستهبندی، حملونقل، نگهداری، سردخانه، درجهبندی، رتبهبندی و فرآوری محصول، همگی خدماتی ارزشآفرین هستند و طبیعی است کسانی که این خدمات را ارائه میدهند، سهمی از درآمد زنجیره دریافت کنند. این گروه را نباید دلال تلقی کرد؛ زیرا فعالیت آنها موجب ارتقای کیفیت عرضه و افزایش ارزش اقتصادی محصول میشود.
بنیاسدی افزود: آنچه به تولیدکننده و مصرفکننده آسیب میزند، واسطههایی هستند که بدون انجام هیچ فعالیت مؤثری، صرفاً محصول را خرید و فروش میکنند و بخش عمده اختلاف قیمت میان مزرعه و بازار را به خود اختصاص میدهند.
وی تصریح کرد: اگر سکوی جامع فروش محصولات روستایی بتواند واسطههای غیرضروری را حذف و در مقابل، خدمات واقعی زنجیره تأمین را تقویت کند، هم به نفع کشاورزان خواهد بود و هم مصرفکنندگان از کاهش قیمت و شفافیت بیشتر بازار بهرهمند خواهند شد.
*سکوی فروش محصولات روستایی؛ فراتر از یک فروشگاه اینترنتی
وی با تأکید بر اینکه مأموریت این سکو نباید صرفاً به فروش مستقیم محدود شود، تصریح کرد: اگر این سامانه تنها نقشِ پل ارتباطی بین خریدار و فروشنده را ایفا کند، بخش عمدهای از ظرفیت آن نادیده گرفته شده است.
این کارشناس کشاورزی اظهار کرد: باید فراتر از یک واسطه ساده، «زنجیره ارزش» محصولات را تکمیل کند. ادغام خدماتی نظیر بستهبندی، درجهبندی، فرآوری و نگهداری در ساختار این سکو، نه هزینه اضافی، بلکه عامل خلق ارزشافزوده و افزایش درآمد تولیدکنندگان است.
بنیاسدی با اشاره به ظرفیت بالای محصولات شاخص استان نظیر سیر، گردو، انگور و سیبزمینی، تأکید کرد که سازوکار فروش و توزیع باید متناسب با ویژگیهای منحصربهفرد هر محصول طراحی شود.
*برای محصولات فسادپذیر باید زنجیره سرد پیشبینی شود
وی در خصوص محصولات فسادپذیر نیز هشدار داد: بدون ایجاد زیرساختهای مناسب، بخشی از تولیدات پیش از رسیدن به مقصد از بین میرود. طراحی زنجیره سرد شامل سردخانه و حملونقل یخچالدار و سیستم توزیع سریع، حیاتیترین نیاز این سکو برای جلوگیری از ضایعات است و باید در اولویت برنامهریزی قرار گیرد.
وی با تمایز میان «خلق ارزش» و «واسطهگری غیرضروری»، تصریح کرد: هر فعالیتی که منجر به ارتقای کیفیت یا کاهش ضایعات شود، ارزش اقتصادی ایجاد کرده و حضور آن در زنجیره تولید ضروری است؛ برخلاف دلالانی که بدون هیچ خدمتی، صرفاً با خرید و فروش محصول، سودهای کلان کسب میکنند.
این استادیار اقتصاد کشاورزی تأکید کرد: اگر این سکو بتواند با جایگزینی واسطههای غیرمولد با ارائهدهندگان خدمات واقعی نظیر بستهبندی، درجهبندی و حملونقل استاندارد، زنجیره تأمین را تقویت کند، مأموریت خود را بهدرستی انجام داده است.
صنایع تبدیلی؛ حلقه گمشده زنجیره ارزش
او، اتصال تولید به صنایع تبدیلی را از مهمترین ظرفیتهای این سکو دانست و گفت: محصولات نباید صرفاً بهصورت خام وارد بازار شوند؛ بلکه باید بخشی از تولیدات در چرخه فرآوری قرار بگیرند تا سود حاصل از ارزش افزوده، فراتر از فروش محصول خام باشد.
وی با ارائه نمونههایی از محصولات استان، افزود: بهجای فروش مستقیم، میتوان بخشی از تولیدات سیبزمینی، سیر و گردو را به سمت صنایع تولید چیپس، پوره، نشاسته، فرآوری و بستهبندیهای استاندارد هدایت کرد تا ارزش اقتصادی آنها چندین برابر شود.
این استادیار دانشگاه بوعلی سینا خاطرنشان کرد: این سکو نباید تنها یک «بازار فروش» ساده باشد، بلکه باید بستری برای شکلگیری یک «زنجیره کامل ارزش» در سطح استان فراهم کند.
*اقتصاد روستا تنها با فروش محصول تقویت نمیشود
بنیاسدی با اشاره به پیامدهای مثبت این طرح، افزود: اگر صنایع بستهبندی، فرآوری و حملونقل در کنار این سکو شکل بگیرند، علاوه بر ایجاد اشتغال در مناطق روستایی، سود حاصل از تولید نیز در میان حلقههای مختلف زنجیره ارزش توزیع شده و در همان مناطق تولیدکننده باقی میماند.
وی با تأکید بر پیچیدگی طراحی این سامانه، اظهار کرد: پاسخ به چالشهای مدل اقتصادی و حکمرانی این سکو، ساده نیست و نمیتوان برای آن یک نسخه واحد پیچید؛ این موضوع نیازمند مطالعات کارشناسی و بهرهگیری از تجربیات موفق داخلی و خارجی است.
این استادیار اقتصاد کشاورزی تصریح کرد: طراحی این بستر، فرآیندی بداهه نیست و باید از طریق مشارکت جمعیِ نخبگانِ اقتصاد کشاورزی، متخصصان فناوری اطلاعات و مدیران اجرایی انجام شود. تجربه جهانی نشان میدهد موفقیت این سامانهها حاصل طراحی دقیق و مرحلهبهمرحله است، نه صرفاً الگوبرداری ظاهری از نمونههای خارجی.
*هر منطقه نسخه مخصوص خود را میخواهد
بنیاسدی با اشاره به تفاوتهای اقلیمی و ساختاری میان شهرستانها، تأکید کرد: مدل اجرایی این سکو باید «منطقهمحور» و «انعطافپذیر» باشد. چون نوع محصولات، فرهنگ تولید و امکانات حملونقل در مناطق مختلف یکسان نیست، باید بهگونهای طراحی شود که بتواند خود را با ویژگیهای خاص هر منطقه و هر محصول تطبیق دهد.
*زیرساخت ارتباطی؛ نخستین شرط موفقیت
وی توسعه زیرساختهای ارتباطی را نخستین پیشنیاز موفقیت این طرح دانست و گفت: اگرچه دسترسی به تلفن همراه در بیشتر روستاها فراهم است، اما ضعفهای اینترنت در برخی مناطق میتواند مانعی جدی برای عرضه محصولات از طریق این سکو باشد.
این استادیار اقتصاد کشاورزی، «آموزش بهرهبرداران» را دومین گام ضروری خواند و افزود: چون بسیاری از کشاورزان تجربهای در بازارهای دیجیتال ندارند، بخش ترویج جهاد کشاورزی باید آموزشهای لازم در زمینه بازاریابی اینترنتی، ثبت اطلاعات و ارتباط با مشتری را در دستور کار قرار دهد؛ در غیر این صورت، پیشرفتهترین سامانهها نیز با استقبال مواجه نخواهند شد.
بنیاسدی با اشاره به الگوبرداری از سکوهای موفق سایر حوزهها، تأکید کرد: ویژگیهای منحصربهفرد بخش کشاورزی نظیر فسادپذیری، نیاز به زنجیره سرد، زمان محدود عرضه و حساسیت کیفیت، مانع از اجرای کپیبرداریشدهی الگوهای قبلی است و تجربیات موفق باید حتماً متناسب با این الزامات بومیسازی شوند.
*نقش کلیدی دهیاریها و تعاونیها
وی با تأکید بر نقش دهیاریها و تعاونیهای روستایی بهعنوان بازیگران اصلی توسعه، خاطرنشان کرد: این نهادها بهدلیل ارتباط مستقیم با تولیدکنندگان، بهترین بستر برای هماهنگیهای اجرایی هستند. مهمترین کارکرد تعاونیها، تجمیع کشاورزان خردهمالک است؛ چراکه حضور پراکنده در بازار، قدرت چانهزنی تولیدکننده را کاهش میدهد، اما فعالیت در قالب تعاونی، توان رقابت و حضور مؤثر در بازارهای اینترنتی را بهشدت افزایش میدهد.
*همه ذینفعان باید در حکمرانی سهیم باشند
وی با تأکید بر اینکه نقشآفرینی نباید تنها به دهیاریها و تعاونیها محدود شود، اظهار کرد: هر ذینفعی که در این فرآیند اثرگذار است، باید جایگاه مشخصی در ساختار حکمرانی سکو داشته باشد. مشارکت گستردهی تمامی فعالان محلی، علاوه بر بهبود تصمیمگیریها، باعث افزایش اعتماد عمومی به این سامانه و تضمین موفقیت آن میشود.
*شفافیت قیمت؛ مهمترین مزیت بازارهای دیجیتال
این استادیار اقتصاد کشاورزی با اشاره به یکی از بزرگترین مزایای بازارهای دیجیتال، بر ضرورت شفافیت در فرآیند «کشف قیمت» تأکید کرد و گفت: قیمت محصولات باید بر اساس سازوکار واقعیِ عرضه و تقاضا تعیین شود تا با دسترسی همگانی به اطلاعات، امکان سوءاستفاده از نبودِ شفافیت کاهش یابد.
بنیاسدی در ادامه، درباره تفاوت قیمت محصولات مطرح کرد: نباید انتظار داشت برای هر محصول تنها یک نرخ واحد وجود داشته باشد؛ حتی در محصولی مثل سیبزمینی، عوامل مختلفی نظیر کیفیت، اندازه، درجهبندی و نوع بستهبندی در قیمت نهایی اثرگذارند.
وی خاطرنشان کرد: قابلیت اصلی این سکو باید امکان درجهبندی محصولات و قیمتگذاری متناسب با کیفیت آنها باشد؛ این رویکرد هم به تولیدکننده اجازه میدهد بر اساس ارزش کار خود سود کند و هم خریدار را با امکانِ انتخابِ آگاهانه روبهرو میسازد.
*اعتماد بازار بدون نظارت شکل نمیگیرد
وی با تأکید بر اینکه صرفِ ایجاد یک بازار اینترنتی کافی نیست و نظارت مستمر بر کیفیت کالاهای عرضهشده ضرورت دارد گفت: برای جلب اعتماد خریداران، باید سازوکارهای حقوقی و قانونی مشخصی تدوین شود تا تولیدکنندگان نسبت به مشخصات محصول خود پاسخگو باشند و در صورت بروز هرگونه اختلاف میان خریدار و فروشنده، امکان رسیدگی شفاف و قانونی وجود داشته باشد.
این پژوهشگر هشدار داد: نباید موفقیت این سکو را تنها با تعداد تراکنشهای انجامشده سنجید. شاخصهای ارزیابی باید دقیقاً بر اساس اهداف سیاستگذار تعریف شوند. اگر هدف صرفاً حذف واسطههای غیرضروری باشد، معیار ارزیابی محدود خواهد بود؛ اما اگر بهدنبال اهداف کلان هستیم، باید شاخصهای متنوعی را در نظر گرفت.
بنیاسدی در ادامه، طیفی از شاخصهای توسعهای را برای ارزیابی عملکرد این طرح برشمرد: افزایش درآمد کشاورزان خردهمالک، کشف قیمت عادلانه، اصلاح الگوی کشت، مدیریت مصرف آب، افزایش سهم تولیدکنندگان از ارزش افزوده و حتی میزان تحقق اهداف توسعه روستایی، همگی معیارهای اصلی برای سنجش موفقیت این طرح در بلندمدت هستند.
بنیاسدی در جمعبندی سخنان خود، بر ضرورت علمیِ ارزیابی تأکید کرد و گفت: شاخصهای تعریفشده نباید صرفاً تئوری باشند؛ این معیارها باید دقیقاً «قابل اندازهگیری»، «قابل راستیآزمایی» و «قابل مقایسه» در دورههای زمانی مختلف باشند تا بتوان موفقیت یا ناکامی این سیاست را با دقت علمی سنجید.
وی با هشدار در مورد خطرِ ارزیابیهای سطحی، افزود: هر سیاست اقتصادی نیازمند پایش مداوم است. اگر از ابتدا شاخصهای شفاف تعریف نشوند، ممکن است یک طرح تنها بر اساس اجرای اولیه، «موفق» تلقی شود، در حالی که در عمل نتوانسته به اهداف توسعهای خود دست یابد. ارزیابی مستمر، تنها راه برای شناسایی نقاط ضعف و اصلاح مسیر است تا از هدر رفتن منابع جلوگیری شود.
معالوصف سکوی جامع فروش محصولات روستایی، اگر با نگاهی صرفاً فناورانه و بهعنوان یک فروشگاه اینترنتی طراحی شود، احتمالاً نمیتواند تحول چشمگیری در اقتصاد روستاها ایجاد کند؛ اما اگر این طرح به بستری برای تکمیل زنجیره ارزش، حذف واسطههای غیرمولد، توسعه صنایع تبدیلی، ایجاد شفافیت در قیمتها، تقویت نقش تعاونیها و دهیاریها، آموزش کشاورزان و مشارکت همه ذینفعان تبدیل شود، میتواند بخشی از مشکلات دیرینه بازار محصولات کشاورزی را برطرف کند.
آنگونه که مصطفی بنیاسدی تأکید میکند، موفقیت این سکو نه با تعداد کاربران، حجم تراکنشها یا تعداد محصولات عرضهشده، بلکه با افزایش درآمد خالص کشاورزان، کاهش فاصله قیمت مزرعه تا سفره، ارتقای کیفیت محصولات، افزایش اعتماد خریداران و ماندگاری ارزش افزوده در اقتصاد روستایی سنجیده خواهد شد. در نهایت، این طرح زمانی به هدف خود میرسد که فناوری در خدمت تولید قرار گیرد و سود واقعی آن، بیش از هر کس، نصیب تولیدکنندهای شود که نخستین حلقه زنجیره تأمین غذا را شکل میدهد.
بازار محصولات کشاورزی در ایران سالهاست با یک مسئله ساختاری مواجه است؛ فاصله قابل توجه میان قیمتی که کشاورز محصول خود را میفروشد و مبلغی که مصرفکننده برای همان محصول پرداخت میکند. در بسیاری از محصولات، از سیبزمینی و سیر گرفته تا انگور و گردو، سهم تولیدکننده از ارزش نهایی محصول چندان قابل توجه نیست و بخش مهمی از اختلاف قیمت در طول زنجیره توزیع میان واسطهها تقسیم میشود؛ واسطههایی که برخی از آنها با انجام خدماتی همچون بستهبندی، حملونقل، نگهداری و فرآوری، ارزش افزوده ایجاد میکنند و برخی دیگر تنها با خرید و فروش محصول، بدون آنکه خدمتی به زنجیره تولید اضافه کنند، سهمی از سود بازار را به خود اختصاص میدهند.
در چنین شرایطی، توسعه بسترهای نوین فروش و کوتاه کردن فاصله میان مزرعه و بازار مصرف، طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین موضوعات اقتصاد کشاورزی تبدیل شده است. استانداری همدان نیز با همین رویکرد از طراحی سکوی جامع فروش محصولات روستایی خبر داده؛ طرحی که قرار است اجرای آزمایشی آن از شهرستانهای همدان و نهاوند آغاز شود و در ادامه به سایر شهرستانهای استان گسترش یابد. بر اساس اعلام مسئولان، دهیاریها و شوراهای اسلامی روستا نیز در ساختار مالکیتی این سکو سهامدار خواهند بود تا بخشی از سود حاصل از این فعالیت اقتصادی دوباره به اقتصاد محلی بازگردد و منافع آن تنها در اختیار یک مجموعه محدود قرار نگیرد.
با وجود این، تجربه طرحهای مشابه نشان داده که صرف راهاندازی یک سامانه اینترنتی نمیتواند تضمینکننده افزایش درآمد کشاورزان باشد. اگر سازوکار قیمتگذاری، بستهبندی، حملونقل، بازاریابی، کنترل کیفیت، صنایع فرآوری و نقش نهادهای محلی بهدرستی طراحی نشود، ممکن است تنها شکل واسطهگری تغییر کند و هزینههای تازهای مانند کارمزد، تبلیغات، ارسال و بستهبندی نیز به تولیدکننده تحمیل شود؛ هزینههایی که در نهایت میتواند سهم کشاورز از قیمت نهایی را کاهش دهد.
در همین ارتباط برآن شدیم تا گفتوگویی با استادیار اقتصاد کشاورزی دانشگاه بوعلیسینا همدان، ترتیب دهیم و به ابعاد مختلف این طرح، الزامات موفقیت آن و فرصتها و تهدیدهای پیش روی اقتصاد روستایی بپردازیم که در ادامه میخوانید:
*خردهمالکی؛ مهمترین واقعیت اقتصاد کشاورزی ایران
مصطفی بنیاسدی، با اشاره به ساختار مالکیت اراضی کشاورزی کشور، اظهار کرد: طبق نتایج سرشماری، 80 تا 85 درصد بهرهبرداران کشور کمتر از پنج هکتار زمین در اختیار دارند و بخش قابلتوجهی از آنها نیز تنها مالک یک تا دو هکتار زمین هستند.
وی با تأکید بر اینکه این وضعیت در بخش باغبانی شدت بیشتری دارد، افزود: بسیاری از باغهای کشور در قطعات کوچک و پراکنده قرار گرفتهاند؛ از این رو، بخش عمده تولید محصولات کشاورزی توسط کشاورزان خردهمالک انجام میشود.
وی ادامه داد: همین ساختار مالکیت، قدرت چانهزنی تولیدکنندگان را در بازار به شدت کاهش داده است. کشاورزان خردهمالک معمولاً سرمایه محدودی دارند و دسترسی آنها به اطلاعات بازار، قیمتهای روز و ارتباط مستقیم با عمدهفروشان و بازارهای بزرگ بسیار ناچیز است.
وی تصریح کرد: نیاز مالی، کشاورزان را مجبور میکند بلافاصله پس از برداشت، محصولات خود را بفروشند؛ موضوعی که فرصت صبر برای فروش در زمان مناسب را از آنها میگیرد و باعث میشود بخش بزرگی از سود نهایی، به جای کشاورز، نصیب واسطهها شود.
#هدف اصلی؛ افزایش سهم کشاورز از ارزش واقعی محصول
این استادیار دانشگاه بوعلیسینا همدان با تأکید بر اینکه طراحی چنین سکوهاییهایی میتواند بخشی از این مشکل را برطرف کند، گفت: اگر بتوان سازوکاری ایجاد کرد که فاصله میان مزرعه و مصرفکننده نهایی کوتاهتر شود، بخش بیشتری از ارزش افزوده به خود کشاورز میرسد.
بنیاسدی افزود: در چنین شرایطی نهتنها درآمد تولیدکننده افزایش مییابد، بلکه مصرفکننده نیز محصول را با قیمت مناسبتری تهیه میکند و در نتیجه، رفاه هر دو گروه بالا میرود.
وی خاطرنشان کرد: هدف اصلی چنین سکویی باید حذف واسطههای غیرضروری باشد؛ یعنی افرادی که بدون ایجاد هیچ ارزش افزودهای، صرفاً محصول را از کشاورز میخرند و با قیمت بالاتری به فروش میرسانند.
*همه واسطهها مضر نیستند
وی با اشاره به اینکه نباید همه واسطهها را در یک دسته قرار داد، اظهار کرد: در مسیر رسیدن محصول از مزرعه تا سفره، خدمات متعددی انجام میشود که هر کدام برای محصول ارزش ایجاد میکنند.
این کارشناس کشاورزی توضیح داد: بستهبندی، حملونقل، نگهداری، سردخانه، درجهبندی، رتبهبندی و فرآوری محصول، همگی خدماتی ارزشآفرین هستند و طبیعی است کسانی که این خدمات را ارائه میدهند، سهمی از درآمد زنجیره دریافت کنند. این گروه را نباید دلال تلقی کرد؛ زیرا فعالیت آنها موجب ارتقای کیفیت عرضه و افزایش ارزش اقتصادی محصول میشود.
بنیاسدی افزود: آنچه به تولیدکننده و مصرفکننده آسیب میزند، واسطههایی هستند که بدون انجام هیچ فعالیت مؤثری، صرفاً محصول را خرید و فروش میکنند و بخش عمده اختلاف قیمت میان مزرعه و بازار را به خود اختصاص میدهند.
وی تصریح کرد: اگر سکوی جامع فروش محصولات روستایی بتواند واسطههای غیرضروری را حذف و در مقابل، خدمات واقعی زنجیره تأمین را تقویت کند، هم به نفع کشاورزان خواهد بود و هم مصرفکنندگان از کاهش قیمت و شفافیت بیشتر بازار بهرهمند خواهند شد.
*سکوی فروش محصولات روستایی؛ فراتر از یک فروشگاه اینترنتی
وی با تأکید بر اینکه مأموریت این سکو نباید صرفاً به فروش مستقیم محدود شود، تصریح کرد: اگر این سامانه تنها نقشِ پل ارتباطی بین خریدار و فروشنده را ایفا کند، بخش عمدهای از ظرفیت آن نادیده گرفته شده است.
این کارشناس کشاورزی اظهار کرد: باید فراتر از یک واسطه ساده، «زنجیره ارزش» محصولات را تکمیل کند. ادغام خدماتی نظیر بستهبندی، درجهبندی، فرآوری و نگهداری در ساختار این سکو، نه هزینه اضافی، بلکه عامل خلق ارزشافزوده و افزایش درآمد تولیدکنندگان است.
بنیاسدی با اشاره به ظرفیت بالای محصولات شاخص استان نظیر سیر، گردو، انگور و سیبزمینی، تأکید کرد که سازوکار فروش و توزیع باید متناسب با ویژگیهای منحصربهفرد هر محصول طراحی شود.
*برای محصولات فسادپذیر باید زنجیره سرد پیشبینی شود
وی در خصوص محصولات فسادپذیر نیز هشدار داد: بدون ایجاد زیرساختهای مناسب، بخشی از تولیدات پیش از رسیدن به مقصد از بین میرود. طراحی زنجیره سرد شامل سردخانه و حملونقل یخچالدار و سیستم توزیع سریع، حیاتیترین نیاز این سکو برای جلوگیری از ضایعات است و باید در اولویت برنامهریزی قرار گیرد.
وی با تمایز میان «خلق ارزش» و «واسطهگری غیرضروری»، تصریح کرد: هر فعالیتی که منجر به ارتقای کیفیت یا کاهش ضایعات شود، ارزش اقتصادی ایجاد کرده و حضور آن در زنجیره تولید ضروری است؛ برخلاف دلالانی که بدون هیچ خدمتی، صرفاً با خرید و فروش محصول، سودهای کلان کسب میکنند.
این استادیار اقتصاد کشاورزی تأکید کرد: اگر این سکو بتواند با جایگزینی واسطههای غیرمولد با ارائهدهندگان خدمات واقعی نظیر بستهبندی، درجهبندی و حملونقل استاندارد، زنجیره تأمین را تقویت کند، مأموریت خود را بهدرستی انجام داده است.
صنایع تبدیلی؛ حلقه گمشده زنجیره ارزش
او، اتصال تولید به صنایع تبدیلی را از مهمترین ظرفیتهای این سکو دانست و گفت: محصولات نباید صرفاً بهصورت خام وارد بازار شوند؛ بلکه باید بخشی از تولیدات در چرخه فرآوری قرار بگیرند تا سود حاصل از ارزش افزوده، فراتر از فروش محصول خام باشد.
وی با ارائه نمونههایی از محصولات استان، افزود: بهجای فروش مستقیم، میتوان بخشی از تولیدات سیبزمینی، سیر و گردو را به سمت صنایع تولید چیپس، پوره، نشاسته، فرآوری و بستهبندیهای استاندارد هدایت کرد تا ارزش اقتصادی آنها چندین برابر شود.
این استادیار دانشگاه بوعلی سینا خاطرنشان کرد: این سکو نباید تنها یک «بازار فروش» ساده باشد، بلکه باید بستری برای شکلگیری یک «زنجیره کامل ارزش» در سطح استان فراهم کند.
*اقتصاد روستا تنها با فروش محصول تقویت نمیشود
بنیاسدی با اشاره به پیامدهای مثبت این طرح، افزود: اگر صنایع بستهبندی، فرآوری و حملونقل در کنار این سکو شکل بگیرند، علاوه بر ایجاد اشتغال در مناطق روستایی، سود حاصل از تولید نیز در میان حلقههای مختلف زنجیره ارزش توزیع شده و در همان مناطق تولیدکننده باقی میماند.
وی با تأکید بر پیچیدگی طراحی این سامانه، اظهار کرد: پاسخ به چالشهای مدل اقتصادی و حکمرانی این سکو، ساده نیست و نمیتوان برای آن یک نسخه واحد پیچید؛ این موضوع نیازمند مطالعات کارشناسی و بهرهگیری از تجربیات موفق داخلی و خارجی است.
این استادیار اقتصاد کشاورزی تصریح کرد: طراحی این بستر، فرآیندی بداهه نیست و باید از طریق مشارکت جمعیِ نخبگانِ اقتصاد کشاورزی، متخصصان فناوری اطلاعات و مدیران اجرایی انجام شود. تجربه جهانی نشان میدهد موفقیت این سامانهها حاصل طراحی دقیق و مرحلهبهمرحله است، نه صرفاً الگوبرداری ظاهری از نمونههای خارجی.
*هر منطقه نسخه مخصوص خود را میخواهد
بنیاسدی با اشاره به تفاوتهای اقلیمی و ساختاری میان شهرستانها، تأکید کرد: مدل اجرایی این سکو باید «منطقهمحور» و «انعطافپذیر» باشد. چون نوع محصولات، فرهنگ تولید و امکانات حملونقل در مناطق مختلف یکسان نیست، باید بهگونهای طراحی شود که بتواند خود را با ویژگیهای خاص هر منطقه و هر محصول تطبیق دهد.
*زیرساخت ارتباطی؛ نخستین شرط موفقیت
وی توسعه زیرساختهای ارتباطی را نخستین پیشنیاز موفقیت این طرح دانست و گفت: اگرچه دسترسی به تلفن همراه در بیشتر روستاها فراهم است، اما ضعفهای اینترنت در برخی مناطق میتواند مانعی جدی برای عرضه محصولات از طریق این سکو باشد.
این استادیار اقتصاد کشاورزی، «آموزش بهرهبرداران» را دومین گام ضروری خواند و افزود: چون بسیاری از کشاورزان تجربهای در بازارهای دیجیتال ندارند، بخش ترویج جهاد کشاورزی باید آموزشهای لازم در زمینه بازاریابی اینترنتی، ثبت اطلاعات و ارتباط با مشتری را در دستور کار قرار دهد؛ در غیر این صورت، پیشرفتهترین سامانهها نیز با استقبال مواجه نخواهند شد.
بنیاسدی با اشاره به الگوبرداری از سکوهای موفق سایر حوزهها، تأکید کرد: ویژگیهای منحصربهفرد بخش کشاورزی نظیر فسادپذیری، نیاز به زنجیره سرد، زمان محدود عرضه و حساسیت کیفیت، مانع از اجرای کپیبرداریشدهی الگوهای قبلی است و تجربیات موفق باید حتماً متناسب با این الزامات بومیسازی شوند.
*نقش کلیدی دهیاریها و تعاونیها
وی با تأکید بر نقش دهیاریها و تعاونیهای روستایی بهعنوان بازیگران اصلی توسعه، خاطرنشان کرد: این نهادها بهدلیل ارتباط مستقیم با تولیدکنندگان، بهترین بستر برای هماهنگیهای اجرایی هستند. مهمترین کارکرد تعاونیها، تجمیع کشاورزان خردهمالک است؛ چراکه حضور پراکنده در بازار، قدرت چانهزنی تولیدکننده را کاهش میدهد، اما فعالیت در قالب تعاونی، توان رقابت و حضور مؤثر در بازارهای اینترنتی را بهشدت افزایش میدهد.
*همه ذینفعان باید در حکمرانی سهیم باشند
وی با تأکید بر اینکه نقشآفرینی نباید تنها به دهیاریها و تعاونیها محدود شود، اظهار کرد: هر ذینفعی که در این فرآیند اثرگذار است، باید جایگاه مشخصی در ساختار حکمرانی سکو داشته باشد. مشارکت گستردهی تمامی فعالان محلی، علاوه بر بهبود تصمیمگیریها، باعث افزایش اعتماد عمومی به این سامانه و تضمین موفقیت آن میشود.
*شفافیت قیمت؛ مهمترین مزیت بازارهای دیجیتال
این استادیار اقتصاد کشاورزی با اشاره به یکی از بزرگترین مزایای بازارهای دیجیتال، بر ضرورت شفافیت در فرآیند «کشف قیمت» تأکید کرد و گفت: قیمت محصولات باید بر اساس سازوکار واقعیِ عرضه و تقاضا تعیین شود تا با دسترسی همگانی به اطلاعات، امکان سوءاستفاده از نبودِ شفافیت کاهش یابد.
بنیاسدی در ادامه، درباره تفاوت قیمت محصولات مطرح کرد: نباید انتظار داشت برای هر محصول تنها یک نرخ واحد وجود داشته باشد؛ حتی در محصولی مثل سیبزمینی، عوامل مختلفی نظیر کیفیت، اندازه، درجهبندی و نوع بستهبندی در قیمت نهایی اثرگذارند.
وی خاطرنشان کرد: قابلیت اصلی این سکو باید امکان درجهبندی محصولات و قیمتگذاری متناسب با کیفیت آنها باشد؛ این رویکرد هم به تولیدکننده اجازه میدهد بر اساس ارزش کار خود سود کند و هم خریدار را با امکانِ انتخابِ آگاهانه روبهرو میسازد.
*اعتماد بازار بدون نظارت شکل نمیگیرد
وی با تأکید بر اینکه صرفِ ایجاد یک بازار اینترنتی کافی نیست و نظارت مستمر بر کیفیت کالاهای عرضهشده ضرورت دارد گفت: برای جلب اعتماد خریداران، باید سازوکارهای حقوقی و قانونی مشخصی تدوین شود تا تولیدکنندگان نسبت به مشخصات محصول خود پاسخگو باشند و در صورت بروز هرگونه اختلاف میان خریدار و فروشنده، امکان رسیدگی شفاف و قانونی وجود داشته باشد.
این پژوهشگر هشدار داد: نباید موفقیت این سکو را تنها با تعداد تراکنشهای انجامشده سنجید. شاخصهای ارزیابی باید دقیقاً بر اساس اهداف سیاستگذار تعریف شوند. اگر هدف صرفاً حذف واسطههای غیرضروری باشد، معیار ارزیابی محدود خواهد بود؛ اما اگر بهدنبال اهداف کلان هستیم، باید شاخصهای متنوعی را در نظر گرفت.
بنیاسدی در ادامه، طیفی از شاخصهای توسعهای را برای ارزیابی عملکرد این طرح برشمرد: افزایش درآمد کشاورزان خردهمالک، کشف قیمت عادلانه، اصلاح الگوی کشت، مدیریت مصرف آب، افزایش سهم تولیدکنندگان از ارزش افزوده و حتی میزان تحقق اهداف توسعه روستایی، همگی معیارهای اصلی برای سنجش موفقیت این طرح در بلندمدت هستند.
بنیاسدی در جمعبندی سخنان خود، بر ضرورت علمیِ ارزیابی تأکید کرد و گفت: شاخصهای تعریفشده نباید صرفاً تئوری باشند؛ این معیارها باید دقیقاً «قابل اندازهگیری»، «قابل راستیآزمایی» و «قابل مقایسه» در دورههای زمانی مختلف باشند تا بتوان موفقیت یا ناکامی این سیاست را با دقت علمی سنجید.
وی با هشدار در مورد خطرِ ارزیابیهای سطحی، افزود: هر سیاست اقتصادی نیازمند پایش مداوم است. اگر از ابتدا شاخصهای شفاف تعریف نشوند، ممکن است یک طرح تنها بر اساس اجرای اولیه، «موفق» تلقی شود، در حالی که در عمل نتوانسته به اهداف توسعهای خود دست یابد. ارزیابی مستمر، تنها راه برای شناسایی نقاط ضعف و اصلاح مسیر است تا از هدر رفتن منابع جلوگیری شود.
معالوصف سکوی جامع فروش محصولات روستایی، اگر با نگاهی صرفاً فناورانه و بهعنوان یک فروشگاه اینترنتی طراحی شود، احتمالاً نمیتواند تحول چشمگیری در اقتصاد روستاها ایجاد کند؛ اما اگر این طرح به بستری برای تکمیل زنجیره ارزش، حذف واسطههای غیرمولد، توسعه صنایع تبدیلی، ایجاد شفافیت در قیمتها، تقویت نقش تعاونیها و دهیاریها، آموزش کشاورزان و مشارکت همه ذینفعان تبدیل شود، میتواند بخشی از مشکلات دیرینه بازار محصولات کشاورزی را برطرف کند.
آنگونه که مصطفی بنیاسدی تأکید میکند، موفقیت این سکو نه با تعداد کاربران، حجم تراکنشها یا تعداد محصولات عرضهشده، بلکه با افزایش درآمد خالص کشاورزان، کاهش فاصله قیمت مزرعه تا سفره، ارتقای کیفیت محصولات، افزایش اعتماد خریداران و ماندگاری ارزش افزوده در اقتصاد روستایی سنجیده خواهد شد. در نهایت، این طرح زمانی به هدف خود میرسد که فناوری در خدمت تولید قرار گیرد و سود واقعی آن، بیش از هر کس، نصیب تولیدکنندهای شود که نخستین حلقه زنجیره تأمین غذا را شکل میدهد.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.