گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:103737
دومین یادداشت از مجموعه «سند پیشرفت استان همدان»؛ این سند چه زمانی معیار واقعی انتخاب، تخصیص منابع و پاسخگویی می‌شود؟

«عدد»؛ مرز میان برنامه و آرزو

زهره پوروهابی
«عدد»؛ مرز میان برنامه و آرزو

نقشه جامع تحول و پیشرفت همدان زمانی قابل ارزیابی می‌شود که میان کار انجام‌شده، نتیجه حاصل‌شده و فاصله تا هدف 1407، آمار، اعداد و مؤلفه‌های روشن و قابل اندازه‌گیری، وجود داشته باشد.
در یادداشت نخست این پرونده، پرسش اصلی آن بود که یک سند توسعه اساساً برای چه نوشته می‌شود؟ پاسخ این بود که سند باید میان گزینه‌های متعدد انتخاب ایجاد کند، منابع را به سمت اولویت‌ها ببرد و دستگاه‌های مختلف را در یک مسیر مشترک قرار دهد؛ اما حتی اگر این سه اتفاق روی کاغذ رخ دهد، هنوز یک پرسش تعیین‌کننده باقی می‌ماند: از کجا بفهمیم حرکت آغاز و استان به مقصد نزدیک‌تر شده؟ اینجا است که «عدد» وارد ماجرا می‌شود؛ نه به معنای انباشتن گزارش‌ها از آمارهای درشت، بلکه به معنای ساختن نظامی که فاصله میان وضع موجود و هدف را اندازه بگیرد.
در مدیریت توسعه عدد زمانی ارزش دارد که جایگاهش در یک زنجیره روشن باشد. تعداد جلسه، مجوز، تفاهم‌نامه، پروژه در دست اجرا و اعتبار تخصیص‌یافته، همگی اطلاعات مهمی‌ هستند، اما هیچ‌کدام به‌تنهایی نشان نمی‌دهند یک مسئله توسعه‌ای حل شده است. تازه‌ترین گزارش ستاد توسعه و پیشرفت همدان از 19 تفاهم‌نامه با حدود 45 هزار میلیارد تومان ارزش ریالی و نزدیک به 60 میلیون دلار ارزش ارزی، سخن می‌گوید. این داده مهم است، اما برای سنجش واقعی باید پرسید چه تعداد از این تفاهم‌نامه‌ها به قرارداد قطعی، تأمین مالی، شروع عملیات، بهره‌برداری و اشتغال واقعی رسیده‌اند.
همین تفاوت میان فعالیت و نتیجه را می‌توان در گردشگری نیز رصد کرد؛ آمار رسمی منتشرشده از 9 ماهه سال 1404 از حدود 4.5 میلیون بازدید از جاذبه‌های استان، بیش از 670 هزار اقامت و ظرفیت چهار هزار و 590 تخت اقامتی حکایت دارد. این اعداد برای شناخت وضعیت بخش گردشگری مفید هستند، اما اگر گردشگری قرار است آن‌گونه که استاندار بارها گفته، پرچمدار توسعه همدان باشد، باید بدانیم هدف سند برای سال 1407 چیست؟ تعداد اقامت باید به چه عددی برسد؟ متوسط ماندگاری گردشگر چقدر افزایش یابد؟ چه میزان درآمد یا اشتغال باید ایجاد شود؟ افزایش بازدید لزوماً به معنای افزایش اثر اقتصادی گردشگری نیست.
اینجا است که مفهوم خط مبنا اهمیت پیدا می‌کند. هر هدف جدی باید نقطه شروع مشخصی داشته باشد؛ وقتی می‌گوییم یک شاخص باید بهتر شود، ابتدا باید بدانیم در زمان آغاز برنامه چه وضعی داشته است و سپس هدف زمانی و عدد مقصد مشخص شود. بدون این دو، حتی بهترین گزارش عملکرد نیز قابل داوری نیست؛ زیرا نمی‌دانیم رقم اعلام‌شده زیاد است یا کم و جلوتر از برنامه است یا عقب‌تر. اگر سند افق 1407 دارد، برای هر شاخص مهم باید بتوان سه عدد را کنار هم گذاشت: عدد آغاز، عدد هدف 1407 و آخرین عدد تحقق‌یافته.
نمونه شهرستان رزن نشان می‌دهد چرا این روش مهم است. فرماندار رزن هدف ایجاد یک‌هزار هکتار گلخانه تا پایان 1407 را اعلام کرده؛ در شهریورماه امسال، رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان گفت 83 واحد گلخانه‌ای با مجموع سطح حدود 43 هکتار در شهرستان وجود دارد و 32 هکتار دیگر نیز به پیشرفت فیزیکی حدود 80 درصد رسیده است. اینجا می‌توان به‌جای جمله کلی «توسعه گلخانه‌ها با جدیت دنبال می‌شود»، درباره فاصله واقعی با هدف سخن گفت. البته تا زمانی که متن کامل نقشه و برش شهرستانی آن منتشر نشده، نمی‌توان با قطعیت گفت این هدف یک‌هزار هکتاری عیناً یکی از اهداف رسمی خود سند است؛ آنچه فعلاً مستند بوده، اعلام رسمی این هدف در سطح شهرستان است. همین احتیاط میان «آنچه گفته شده» و «آنچه در سند آمده»، باید در تمام پرونده حفظ شود.
اما عدد به خودی خود بی‌طرف و بی‌خطا نیست. انتخاب شاخص نادرست می‌تواند مدیر را به سمت رفتار نادرست سوق دهد. اگر عملکرد سرمایه‌گذاری فقط با «ارزش تفاهم‌نامه» سنجیده شود، انگیزه برای امضای تفاهم‌نامه‌های بزرگ بیشتر می‌شود، حتی اگر بخشی از آن‌ها هیچ‌گاه اجرا نشوند. اگر گردشگری فقط با «تعداد بازدید» سنجیده شود، عبور کوتاه یک مسافر از یک جاذبه می‌تواند در آمار موفقیت بنشیند، درحالی که هدف واقعی شاید افزایش ماندگاری و هزینه‌کرد گردشگر باشد. اگر کشاورزی را فقط با «مقدار تولید» بسنجیم، ممکن است مصرف آب و اُفت منابع زیرزمینی از تصویر حذف شود. به بیان دیگر، شاخص فقط ابزار اندازه‌گیری نیست؛ می‌تواند جهت رفتار دستگاه را نیز شکل دهد.
برای همین یک سند توسعه قوی به مجموعه‌ای از شاخص‌های متوازن نیاز دارد؛ شاخص‌های پیشرو نشان می‌دهند آیا مقدمات تحقق هدف درحال شکل‌گیری است؟ مانند تأمین زمین، سرمایه، مجوز یا زیرساخت. شاخص‌های پسرو نتیجه نهایی را نشان می‌دهند: مانند اشتغال پایدار، افزایش درآمد، کاهش برداشت آب، رشد ماندگاری گردشگر یا افزایش سهم فرآوری در معدن. اگر فقط شاخص‌های پیشرو را منتشر کنیم، ممکن است تصویری خوش‌بینانه از آینده بسازیم که هنوز به نتیجه تبدیل نشده و اگر فقط شاخص‌های نهایی را ببینیم، ممکن است دیر متوجه انحراف شویم.
نکته مهم‌تر، کیفیت خود شاخص است. یک شاخص باید روشن، قابل اندازه‌گیری، قابل تکرار و تا حد امکان مرتبط با همان سیاستی باشد که قرار است ارزیابی شود؛ برای مثال کاهش نرخ بیکاری استان می‌تواند خبر مثبتی باشد، اما نمی‌توان بدون تحلیل بیشتر آن را مستقیماً به یک برنامه یا ستاد خاص نسبت داد، زیرا مهاجرت، تغییر نرخ مشارکت اقتصادی، شرایط اقتصاد ملی و عوامل دیگر، بر آن اثر می‌گذارند؛ بنابراین در ارزیابی سند باید میان هم‌زمانی و اثرگذاری تفاوت گذاشت. این تفاوت برای رسانه نیز حیاتی است و نباید هر تغییر مثبت را خودکار دستاورد سند و هر تغییر منفی را خودکار شکست آن نامید. در ادبیات معتبر ارزیابی توسعه نیز تأکید می‌شود که سنجش اثربخشی مستلزم فهم زنجیره نتایج و بررسی عوامل دیگری بوده که ممکن است در شکل‌گیری نتیجه، نقش داشته باشند.
از همین رو، مطالبه انتشار جداول کمی نقشه جامع تحول و پیشرفت فقط مطالبه چند عدد نیست. آنچه لازم داریم، معماری سنجش سند است: خط مبنای هر شاخص، هدف 1407، دوره گزارش‌دهی، دستگاه مسئول، منبع داده و تعریف دقیق شاخص. استاندار اعلام کرده نقشه بر محور آب، محیط‌ زیست و گردشگری تنظیم شده و در اختیار مدیران قرار گرفته که اگر چنین نقشه‌ای قرار است مبنای تصمیم‌گیری باشد، انتشار سازوکار سنجش آن می‌تواند هم به نفع مردم باشد و هم به نفع مدیران؛ زیرا موفقیت‌های واقعی را از انبوه فعالیت‌های اداری جدا می‌کند و اجازه می‌دهد درباره عقب‌ماندگی‌ها نیز دقیق و منصفانه سخن گفته شود.
نقشه جامع تحول و پیشرفت همدان زمانی به یک سند قابل سنجش تبدیل می‌شود که بتوان در هر حوزه از آب و کشاورزی تا گردشگری، معدن، انرژی و سرمایه‌گذاری، یک مسیر عددی روشن ترسیم کرد. مردم و رسانه باید بتوانند ببینند نقطه آغاز کجا بوده، مقصد کجا است و امروز چه مقدار از راه را پیمودیم. در غیر این صورت، حتی انبوهی از اعداد نیز ممکن است فقط ظاهر علمی به برنامه بدهند، بدون آنکه امکان داوری واقعی درباره پیشرفت فراهم شود.
بنابراین دومین مطالبه این پرونده روشن است: علاوه‌بر انتشار متن کامل نقشه، جداول شاخص‌ها، خط مبنا و اهداف 1407 نیز باید در دسترس عمومی قرار گیرند؛ زیرا برنامه‌ای که مقصدش عدد ندارد، به آرزو نزدیک می‌شود و برنامه‌ای که عدد دارد اما تعریف، منبع و نسبت آن روشن نیست، می‌تواند به همان اندازه گمراه‌کننده باشد. توسعه از جایی جدی می‌شود که عدد نه برای تزئین گزارش، بلکه برای پاسخ به این سؤال که همدان با اجرای سند مذکور چقدر به آینده‌ای که تعریف شده است، نزدیک می‌شود؟

ارسال نظر

سوال: عدد هشت منهای سه؟ 5

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار