شناسه خبر:103768
زنگ خطرهای افسردگی زایمان برای تازهمادرها!
افسردگی پس از زایمان، اگرچه قابل درمان است، اما وقتی نشانههایش به خستگی و کمخوابی نسبت داده شود، میتواند مدتها پنهان بماند.
تصویری که جامعه از روزهای پس از زایمان نشان میدهد، مادری همیشه خندان، نوزادی آرام در آغوش و سرشار از حس ناب مادری است. اما در واقعیت، برای بسیاری از تازهمادران، این روزها با هجومی از احساسات متناقض، گریههای بیدلیل، اضطراب خردکننده و احساس سنگین تنهایی همراه میشود؛ شرایطی که اگر بهموقع شناسایی نشود، میتواند سلامت روان مادر و نوزاد را به خطر بیندازد.
در این گزارش مهارتی، پای صحبتهای نسترن ایگدر، روانشناس بالینی و رواندرمانگر فردی نشستهایم تا خط مرز باریک میان خستگی مادرانه و افسردگی را بشناسیم.
این روانشناس بالینی با دست گذاشتن روی همین رنج خاموش و بحران نادیدهگرفتهشدهای که پشت لبخندهای ظاهری پنهان میماند، از زاویهای دقیق به این تجربه ناگفته نگاه میکند و میگوید: تولد یک نوزاد معمولا با تصویرهایی از شادی، عشق و شروعی تازه همراه است، اما واقعیت این است که همیشه به همین سادگی نیست و برای همه مادران این تجربه به یک شکل اتفاق نمیافتد. گاهی در کنار تولد یک نوزاد، مادری ایستاده که خودش حال خوبی ندارد؛ خسته است، بیحوصله و غمگین است، اضطراب دارد و حتی ممکن است از چیزهایی که قبلاً لذت میبرده، دیگر لذت نبرد و شاید حتی فکر کند که از عهده نقش مادری برنمیآید.
گاهی اطرافیان، تغییرات روحی و رفتاری مادر پس از زایمان را صرفاً به خستگی، کمخوابی و مسئولیتهای جدید نسبت میدهند؛ موضوعی که به گفته این روانشناس بالینی میتواند به یکی از تلههای رایج در مواجهه با افسردگی پس از زایمان تبدیل شود: ما گاهی این تغییرات و حال مادر را به کمخوابیها، مسئولیتهای جدید و خستگیها نسبت میدهیم، اما همیشه نمیشود گفت که این حالات و تجربهها بخش طبیعی از مادر شدن هستند. گاهی پشت این نشانهها، افسردگی پس از زایمان قرار دارد؛ مشکلی که امروزه خیلی بیشتر شاهدش هستیم و خوشبختانه قابل درمان هم هست. با شناخت به موقع و پیگیری این مسئله میتوانیم از ادامهدار شدن رنج مادر و پیامدهای آن جلوگیری کنیم.
*چهره پنهان افسردگی را بشناسید
اما این بیماری دقیقاً با چه علائمی به سراغ مادران میآید؟
ایگدر علائم این دوره را اینطور تشریح میکند: این نوع از افسردگی میتواند در طی دوران بارداری یا طی چند هفته اول زایمان بروز کند که معمولا هم مجموعهای از علائم را نشان میدهد؛ احساس غم، ناامیدی، بیارزش بودن، اضطراب و نگرانی زیاد، بیانرژی بودن و تغییر در اشتها به صورت کماشتهایی یا پراشتهایی از جمله این نشانههاست.
او در ادامه میگوید: در این شرایط مادر نسبت به کارها و فعالیتهایی که قبلا انجام میداده و لذت میبرده، دیگر علاقهای ندارد. ارتباط عاطفی گرفتن با نوزاد برایش سخت میشود یا گاها میل به گوشهگیری و انزوا دارد و از خانواده و دوستان کنارهگیری میکند.
*مرز باریک خستگی معمولی و زنگ خطر افسردگی
ایگدر با تأکید بر اینکه هر غم و ناراحتی پس از زایمان لزوماً به معنای افسردگی نیست، توضیح میدهد که باید بهشدت، مدت و روند ادامهدار شدن این احساسات توجه کرد؛ چراکه تفاوت میان یک واکنش گذرا و افسردگی پس از زایمان، در همین نشانهها خودش را نشان میدهد: مسئله مهمی که باید به آن توجه داشته باشیم این است که هرگونه احساس ناراحتی پس از زایمان را نمیشود گفت افسردگی. خیلی از مادران در روزهای نخست پس از زایمان، غم و ناراحتی، اضطراب و نگرانی را تجربه میکنند که این احساسات معمولا طی چند روز اول تا حدودا یک هفته بعد از زایمان کمرنگتر و برطرف میشوند.اما اگر علائمی که گفته شد شدید باشند، بیشتر از دو سه هفته ادامه پیدا کنند، روز به روز تشدید شوند و عملکرد و تواناییهای مادر را با اختلال مواجه کنند، حتما لازم است که جدی گرفته شده و به صورت تخصصی بررسی شوند.
*فاصله عاطفی با نوزاد؛ ترسی که نباید پنهان شود
یکی از دردناکترین و مسکوتترین تجربههای مادران درگیر افسردگی، حس پیوند نخوردن با فرزند است. این روانشناس بالینی با اشاره به این علامت مهم تأکید میکند: احساس فاصله عاطفی با نوزاد میتواند برای مادر بسیار دردناک باشد. ممکن است مادر بگوید که فرزندم را دوست دارم، اما هیچ احساسی که فکر میکردم باید داشته باشم را ندارم. مادر با این تجربهها و احساسات دچار عذاب وجدان میشود؛ بهخصوص وقتی جامعه و اطرافیان انتظار دارند که او در دوران تولد فرزندش بسیار شاد و خوشحال باشد و اگر اینطور نباشد، مادر خوبی نیست.
او با یک جمله آرامبخش به مادران اطمینان خاطر میدهد: مادری که بعد از زایمان حال خوبی ندارد، لزوما ناسپاس، بد و ضعیف نیست. او ممکن است خسته و تحت فشار باشد یا درگیر مشکل افسردگی شده باشد که کاملا هم قابل درمان است.
*عذاب وجدان تحمیلی؛ سم مهلک برای تازهمادران
توجه انحصاری به نوزاد، خطای بزرگی است که ایگدر در پایان این بخش از صحبتهایش به آن اشاره میکند: گاهی جامعه آنقدر درباره سلامت نوزاد صحبت میکند که فراموش میکنیم پشت هر نوزاد، مادری ایستاده که او هم به مراقبت، توجه و حمایت نیاز دارد. شناخت افسردگی پس از زایمان اولین قدم است، اما شناخت به تنهایی کافی نیست.
شناخت افسردگی پس از زایمان نخستین قدم است، اما شناخت بهتنهایی کافی نیست. در ادامه، در مقاله بعدی میپردازیم به اینکه مادر چطور میتواند کمک دریافت کند، چه درمانهایی مؤثر هستند و خانواده چطور میتواند در مسیر بهبودی کنار مادر باشد.
تصویری که جامعه از روزهای پس از زایمان نشان میدهد، مادری همیشه خندان، نوزادی آرام در آغوش و سرشار از حس ناب مادری است. اما در واقعیت، برای بسیاری از تازهمادران، این روزها با هجومی از احساسات متناقض، گریههای بیدلیل، اضطراب خردکننده و احساس سنگین تنهایی همراه میشود؛ شرایطی که اگر بهموقع شناسایی نشود، میتواند سلامت روان مادر و نوزاد را به خطر بیندازد.
در این گزارش مهارتی، پای صحبتهای نسترن ایگدر، روانشناس بالینی و رواندرمانگر فردی نشستهایم تا خط مرز باریک میان خستگی مادرانه و افسردگی را بشناسیم.
این روانشناس بالینی با دست گذاشتن روی همین رنج خاموش و بحران نادیدهگرفتهشدهای که پشت لبخندهای ظاهری پنهان میماند، از زاویهای دقیق به این تجربه ناگفته نگاه میکند و میگوید: تولد یک نوزاد معمولا با تصویرهایی از شادی، عشق و شروعی تازه همراه است، اما واقعیت این است که همیشه به همین سادگی نیست و برای همه مادران این تجربه به یک شکل اتفاق نمیافتد. گاهی در کنار تولد یک نوزاد، مادری ایستاده که خودش حال خوبی ندارد؛ خسته است، بیحوصله و غمگین است، اضطراب دارد و حتی ممکن است از چیزهایی که قبلاً لذت میبرده، دیگر لذت نبرد و شاید حتی فکر کند که از عهده نقش مادری برنمیآید.
گاهی اطرافیان، تغییرات روحی و رفتاری مادر پس از زایمان را صرفاً به خستگی، کمخوابی و مسئولیتهای جدید نسبت میدهند؛ موضوعی که به گفته این روانشناس بالینی میتواند به یکی از تلههای رایج در مواجهه با افسردگی پس از زایمان تبدیل شود: ما گاهی این تغییرات و حال مادر را به کمخوابیها، مسئولیتهای جدید و خستگیها نسبت میدهیم، اما همیشه نمیشود گفت که این حالات و تجربهها بخش طبیعی از مادر شدن هستند. گاهی پشت این نشانهها، افسردگی پس از زایمان قرار دارد؛ مشکلی که امروزه خیلی بیشتر شاهدش هستیم و خوشبختانه قابل درمان هم هست. با شناخت به موقع و پیگیری این مسئله میتوانیم از ادامهدار شدن رنج مادر و پیامدهای آن جلوگیری کنیم.
*چهره پنهان افسردگی را بشناسید
اما این بیماری دقیقاً با چه علائمی به سراغ مادران میآید؟
ایگدر علائم این دوره را اینطور تشریح میکند: این نوع از افسردگی میتواند در طی دوران بارداری یا طی چند هفته اول زایمان بروز کند که معمولا هم مجموعهای از علائم را نشان میدهد؛ احساس غم، ناامیدی، بیارزش بودن، اضطراب و نگرانی زیاد، بیانرژی بودن و تغییر در اشتها به صورت کماشتهایی یا پراشتهایی از جمله این نشانههاست.
او در ادامه میگوید: در این شرایط مادر نسبت به کارها و فعالیتهایی که قبلا انجام میداده و لذت میبرده، دیگر علاقهای ندارد. ارتباط عاطفی گرفتن با نوزاد برایش سخت میشود یا گاها میل به گوشهگیری و انزوا دارد و از خانواده و دوستان کنارهگیری میکند.
*مرز باریک خستگی معمولی و زنگ خطر افسردگی
ایگدر با تأکید بر اینکه هر غم و ناراحتی پس از زایمان لزوماً به معنای افسردگی نیست، توضیح میدهد که باید بهشدت، مدت و روند ادامهدار شدن این احساسات توجه کرد؛ چراکه تفاوت میان یک واکنش گذرا و افسردگی پس از زایمان، در همین نشانهها خودش را نشان میدهد: مسئله مهمی که باید به آن توجه داشته باشیم این است که هرگونه احساس ناراحتی پس از زایمان را نمیشود گفت افسردگی. خیلی از مادران در روزهای نخست پس از زایمان، غم و ناراحتی، اضطراب و نگرانی را تجربه میکنند که این احساسات معمولا طی چند روز اول تا حدودا یک هفته بعد از زایمان کمرنگتر و برطرف میشوند.اما اگر علائمی که گفته شد شدید باشند، بیشتر از دو سه هفته ادامه پیدا کنند، روز به روز تشدید شوند و عملکرد و تواناییهای مادر را با اختلال مواجه کنند، حتما لازم است که جدی گرفته شده و به صورت تخصصی بررسی شوند.
*فاصله عاطفی با نوزاد؛ ترسی که نباید پنهان شود
یکی از دردناکترین و مسکوتترین تجربههای مادران درگیر افسردگی، حس پیوند نخوردن با فرزند است. این روانشناس بالینی با اشاره به این علامت مهم تأکید میکند: احساس فاصله عاطفی با نوزاد میتواند برای مادر بسیار دردناک باشد. ممکن است مادر بگوید که فرزندم را دوست دارم، اما هیچ احساسی که فکر میکردم باید داشته باشم را ندارم. مادر با این تجربهها و احساسات دچار عذاب وجدان میشود؛ بهخصوص وقتی جامعه و اطرافیان انتظار دارند که او در دوران تولد فرزندش بسیار شاد و خوشحال باشد و اگر اینطور نباشد، مادر خوبی نیست.
او با یک جمله آرامبخش به مادران اطمینان خاطر میدهد: مادری که بعد از زایمان حال خوبی ندارد، لزوما ناسپاس، بد و ضعیف نیست. او ممکن است خسته و تحت فشار باشد یا درگیر مشکل افسردگی شده باشد که کاملا هم قابل درمان است.
*عذاب وجدان تحمیلی؛ سم مهلک برای تازهمادران
توجه انحصاری به نوزاد، خطای بزرگی است که ایگدر در پایان این بخش از صحبتهایش به آن اشاره میکند: گاهی جامعه آنقدر درباره سلامت نوزاد صحبت میکند که فراموش میکنیم پشت هر نوزاد، مادری ایستاده که او هم به مراقبت، توجه و حمایت نیاز دارد. شناخت افسردگی پس از زایمان اولین قدم است، اما شناخت به تنهایی کافی نیست.
شناخت افسردگی پس از زایمان نخستین قدم است، اما شناخت بهتنهایی کافی نیست. در ادامه، در مقاله بعدی میپردازیم به اینکه مادر چطور میتواند کمک دریافت کند، چه درمانهایی مؤثر هستند و خانواده چطور میتواند در مسیر بهبودی کنار مادر باشد.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.